ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« سال 1945 » « فرودگاه جزیره اودو، روزهای پایانی جنگ جهانی دوم »
" گروهان نیروی دریایی جزیره ی اودو "
!ایجیرو - .بله -
.موتور نقصی نداره
.دریافت شد
.سوخت گیریش کامل شد - .دریافت شد -
ستوان شیکیشیما؟
.سپاه دریایی سوکوبا، تاچیبانا منو به یاد میارین؟
.البته .من به شما مدیونم
...تعجب میکنم تونستی اون لگن رو فرود بیاری
.اونم روی زمینی که مثل پنیر سوئیسی میمونه
.مهارتت رو از دست ندادی
،تو جنگهای شبیه سازی شده نه .اما یهو یه خلبان انتحاری واقعی شدم
.پس بخاطر اوقات فراغتت شکرگذار باش
...ولی عجیبه
،ما تجهیزاتت رو بررسی کردیم .و هیچ مشکلی پیدا نکردیم
چی میخوای بگی؟
.من طرف توام .به افراد زیادی مثل تو نیاز داریم
چرا از فرمان " مرگ شرافتمندانه " اطاعت کنیم وقتی نتیجه از قبل مشخصه؟
!اسلحه ها رو بردارین - !بله، قربان -
دشمن حمله کرد؟ - !نمیدونم -
چیه؟ - !یه چیز بزرگه -
یه سلاح جدید آمریکائیه؟
!تاکی!تاکی
!ساحل رو روشن کن - !دریافت شد -
!تاکی
این دیگه چه کوفتیه؟
.گودزیلاست
چی؟ - .یکی از محلیهای اینجا بهم گفت -
،از اعماق دریا میاد .بهش میگن گودزیلا
گ، گ، ... گودزیلا؟
.بدبخت شدیم !پناه بگیرین
!پناه بگیرین
این دیگه چه کوفتیه؟
.هیچکی نمیدونه
.ستوان شیکیشیما - قربان؟ -
میتونی خودتو به سلاح 20 میلیمتری برسونی؟
.تو تنها تیرانداز مایی .ماها همهمون مکانیکیم
اما اگه عصبانیش کنه چی؟
!یه اسلحه 20 میلیمتری میتونه هر چیزی رو بکشه
.بجنب، قبل اینکه نزدیک بشه
!برو ! همین الان
!برو
.عجله کن
داره چیکار میکنه؟
.زود باش، شلیک کن
.داره میاد این طرف
چیکار کنیم، قربان؟ - !مهمات -
!مهمات رو حاضر کن
!احمق ! شلیک نکن
!شلیک نکنین
!عقبنشینی ! عقبنشینی
!عقبنشینی
!آقای تاچیبانا
.میارمش سمت شما .بهش شلیک کنین
.شماها لیاقتتون این نیست
!هی
!همه مُردن
!همهشون مُردن
!چونکه تو شلیک نکردی
!لعنتی
...تو
!هی
« دسـامـبـر 1945 » « توکـیـو »
.حواست باشه کجا قدم میذاری، مرد
تویی، کوییچی؟
!سومـیکو
چطور ممکنه؟
مگه تو خلبان انتحاری نبودی؟
چطور جرات کردی خودتو نشون بدی؟
!تو مایهی ننگی
!ببین بخاطر آدمای بزدلی مثل تو، چه اتفاقاتی افتاد
...اگه کارتو درست انجام میدادی
.بچههای من نمیمردن
میدونی پدر و مادرم زندهان یا نه؟
.همه مُردن
.تموم این منطقه رفت زیر آتش
.بستگان توهم، همینطور
.بچههای منم به همین سرنوشت دچار شدن
"...پسر عزیزم، کوییچی"
" زنده برگشته، درسته؟ "
.این چیزی بود که گفتی
!وایستا، دُزد
!از سر راهم برو کنار
!بدو - !اون زنو بگیرین -
!خواهش میکنم - چی؟ -
!برگـرد
چی؟
!صبر کن
.ایناهاش کجا رفـتی؟
.تقصیر خودته که تو فضای باز نشستی
.من دیده میشم
تموم این مدت رو اینجا بودی؟
.آره، منتظر بودم بیدارشی و یه تکونی به خودت بدی
.حتما گرسنهته
چرا بچه رو ولش نکردی؟
!هـی
تو یه همچین جایی ولش کنم؟
.بس کن
!یه لحظه وایستا
.لطفا نیا دنبالم
میخوای ولمون کنی تو خیابون بمیریم؟
.اهمـیتی نمیدم
.وقتی کارت تموم شد، از اینجا میری
شنیدی چی گفت؟ .اون خیلی بد اخلاق و دیوونه ست
شوهرت کجاست؟
سربازه؟
قیافهم شبیه کسیه که شوهر داره؟
چی؟
این بچه ی کیه؟
مهمه؟ - !البته که مهمه -
...تو جریان حملات هـوایی
.مادر فوت شدهاش ازم خواهش کرد، به فرزندی قبولش کنم
...پس تو
هیچ نسبتی با این بچه نداری؟
نه، خب که چی؟
تو کی هستی، یه احمق؟
.تو، توی وضعیتی نیستی که از این بچه مراقبت کنی
.تو هم نمیتونی همینطوری ولش کنی
اسمش چیه؟
!آکیکو
!آکیکو
.نـوریـکـو
چرا مثل ولگردها لباس پوشیدی؟ خودت خواستی؟
.ببین، من جنده نیستم
.یه جوری نگاه نکن که انگار بهت اهانت شده
.باید راهی واسه زنده موندن پیدا کنی کی تورو مقصر میدونه؟
خانواده چی؟
" هارو شیکیشیما " " ایچـیرو شیکیشیما "
پدر و مادرتن؟
.آره
.توی حملات هوایی کشته شدن
.پس من و تو مثل همیم
چی؟
...نه، تو نمیتونی
...بمون
!هی
داستان چیه؟
منظورت چیه؟ - .مثل احمقا رفتار نکن -
.اون مادر و بچه ای که باهات بودن
فکر میکنی یجورایی مقدسی؟
.نه
.سر راهم قرار گرفتن
.اگه موندن، پس یعنی با توان
.برای قهرمان بازی یکم دیر شده
.منو درگیر نکن .دیگه اهمیتی نمیدم
.صبر کن
اون دختر میتونه شیر بده؟
.نه، اون مادر بچه نیست
چی گفتی؟
.با این وضع، اون بخاطر سوء تغذیه میمیره
درسته؟
خب پس تو یه بچه پیدا کردی که .نمیتونی ازش مراقبت کنی
به چی فکر کردی؟
.نمی دونم
.برای تو نیست
.بزرگسالها میتونن همه جوره زنده بمونن
.باهاش کوفته برنجی درست کن
...خب
.برنج سفید باارزش منم از دست رفت
!تو چه دردسری افتادم، بخدا
« مارس 1946 »
.لعنتی .خیس شدم
کاری گیر آوردی؟
.خب، یه چیزی پیدا کردم
چیه؟
.پولش هم، بد نیست
.ببین .اونا حتی یه پیش پرداخت 300 ینی هم بهم دادن
!فوق العاده ست
.حتما کلاه برداریه .مثل برنجی که گرفتی و دزدیدنش
.اونطوری نیست
از کجا اینقدر مطمئنی؟
.طرحش مورد تایید دولته
.واسه همینم پولش درست حسابیه
مثل چی؟
،در طول جنگ، هر دو طرف هزارن .مین توی دریا کار گذاشتن
.این شغل، پاکسازیه
،اما دست مزدش خیلی خوبه، بخاطر اینکه ...خب
.ریسک زیادی هم داره
تو دیوونه شدی؟ .تو از جنگ جون سالم به در بردی
چیکار میتونم بکنم؟
.با این وضع، گرسنگی میکشیم .زندگی آکیکو به این بستگی داره
...من میفهمم ولی
.این کار برامون پول میاره
،با پول !حتی میتونیم شیر خشک آمریکایی بخریم
.بخاطر همون، باید اینکارو بکنم
!من اجازه نمیدم بمیری
.نگران نباش .چون خطرناکه، دلیل نمیشه که من میمیرم
.نگران نباش .چون خطرناکه، دلیل نمیشه که من میمیرم
...و در ضمن
من سوار قایق مخصوصی میشم .که از مین ها، فاصله میگیره
این قایق مـخـصوصه؟
هی، تو تیر انداز جدید مایی؟
.من شیکیشیما هستم
ملوانی؟
.خلبان جنگنده ام
.چی؟ این بابا به درد ما نمیخوره
تو قبلا خلبان بودی؟
.تو بخش خدمات ارتش بوده .یه جای بی ارزش
نا اُمید شدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.