The Decameron

The Decameron

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Decameron S01E06 NF WEBRip
The Decameron S01E06 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-BYNDR
The Decameron S01E06 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
The Decameron S01E06 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Decameron S01E06 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Decameron S01E06 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali__Master
🆔 Ali_Master | FilmKio.Com 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
netflix_synced
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-07-25
ഡൗൺലോഡുകൾ: 106
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫ترجمه و زیرنویس از: ‫Ali_Master

‫«دکامرون»

‫اما تو هیچ‌وقت بهم نگفتی، ‫پس چطور باید می‌فهمیدم؟

‫فکر کردم واضحه

‫منم که هی داشتم می‌گفتم بذاره لباسش رو ‫درست کنم. مگه می‌تونستم چیکار کنم؟

‫تو اونجا وایسادی بودی و ‫پشت گردنش رو بو می‌کشیدی،

‫منم داشتم مثل یه احمق ‫شمع‌ها رو می‌شمردم

‫شرط می‌بندم می‌تونستی بدستش بیاری ‫فکر کنم اون از پسرا خوشش می‌اومد

‫تو هم برادر منو می‌تونستی ‫داشته باشی، اگه می‌خواستی

‫گیدوتو خیلی لاغر بود برام،

‫اما می‌تونستم

‫پس...

‫پس...

‫امروز چیکار کنیم؟

‫فقط می‌خوام حرف بزنیم...

‫درباره همه‌چی

‫میسیا؟

‫کمک

‫فکر کنم به کمکت نیاز دارم

‫می‌خوای بگی اینجا چی شده؟

‫احتمالاً سکته کرده

‫عه، و یه کم هم خون دماغ شده

‫اگه بهم نگی چی شده، ‫بدترین حالت رو تصور می‌کنم

‫- بهت که گفتم طاعون نبودش ‫- منظورم قتل بود

‫می‌خواست فرار کنه

‫این از سر وفاداری به اونه؟

‫آره

‫چون وفاداری‌ای که وقتی ‫اوضاع سخت بشه ناپدید میشه...

‫ وفاداری نیست، پس...

‫- میسیا. میسیا ‫- آره

‫- ببین چیکار کردی ‫- نه

‫- ببین چیکار کردی ببین، ببین ‫- نه

‫- باید نگاه کنی ‫- نه

‫نه

‫تویی که دعوتش کردی

‫تویی که باعث شد این اتفاق بی‌افته!

‫اگه می‌خواستی زنده بمونه،

‫می‌تونستی بذاری پامپینه‌آ ارباب بمونه!

‫پامپینه‌آ شیطانه!

‫- خدایا! ‫- درباره دوست من اینجوری حرف نزن!

‫دوست تو؟

‫فکر می‌کنی اون دوستته؟

‫ببین دوستت مجبورت کرده چیکار کنی!

‫نگاه کن، نگاه کن

‫یه دوست بهت حس تعلق‌ میده، میسیا

‫از... از... از ته دلش

‫اون همه این چیزا رو بهم میده که... الان گفتی

‫آره

‫تو اونو مثل من نمی‌شناسی

‫اوه، من اونو خوب می‌شناسم. خیلی هم خوب

‫اوه. هوم

‫- تو حسودیت میشه ‫- وای خدا

‫حسودی‌ت میشه چون پامپینه‌آ ‫گاییدتت و دوستت نداشت

‫ولی خب معلومه که دوستت نداشته

‫یعنی یه نگاه کن به اون ‫بکن و یه نگاه کن به خودت

‫تو فقط یه رعیت نیستی...

‫تو یه کودنی

‫تو یه احمقی

‫من ۱۵ ساله این ویلا رو اداره ‫می‌کنم. یه احمق می‌تونه این کارو کنه؟

‫تو مدرکی هستی که نشون میده ‫یه احمق می‌تونه این کارو کنه

‫توجه کنین، آدمای نمک نشناس!

‫من دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردم به این ویلای لعنتی!

‫می‌شنوین چی میگم؟

‫می‌شنوین چی میگم؟

‫همه‌تون خوکای کثیفین!

‫نه تو، ماتئوزو

‫تو یه فرشته‌ای

‫من کدوم پاپم؟

‫من خیلی تنبلانه ریاست شورای ‫دوم لاتران رو بر عهده داشتم

‫در دوران بازنشستگی‌م، موفقیت چندانی نداشتم

‫ولی تو برای ماندگاری رم به ‫عنوان مرکز قدرت پاپی تلاش کردی

‫و همیشه با کارای احمقانه ‫لوئی هفتم مخالفت کردی

‫ القدس؟

‫ القدس

‫ قدس... و روح قدس

‫ - القدس. ما همیشه می‌گفتیم«القدس» ‫- نه، نمی‌گفتیم

‫چرا می‌گفتیم «القدس»، می‌خوندیم...

‫- ولم کن! ‫- من خوشگله رو گرفتم

‫- نخیر من گرفتمش ‫- اما تو اون خوشگله‌ای، نه؟

‫ما هر دو خوشگلیم

‫حالا تسلیم شو

‫هرگز! من می‌میرم قبل از ‫اینکه تسلیم قیافه زشت تو بشم

‫هی، من زشت نیستم ‫بلکه صرفاً قیافه جالبی دارم

‫وای نه! پاهام کو؟

‫- من بریدمشون! ‫- وای نه!

‫من تبدیل شدم به... ستاره!

‫نه! آره

‫آروم باش

‫آروم باش. آروم باش

‫شاید دفعه بعد بتونی کمتر وحشیانه منو بزنی

‫ولی اگه باید وحشیانه بزنی،

‫پس سر رو نزن، چون مغز اونجاست

‫چرا دنبالم اومدی اینجا؟ کسی تو رو دید؟

‫من مثل یه شکارچی حرفه‌ای تعقیبت کردم

‫- آه ‫- چاره دیگه‌ای برام نذاشتی

‫وگرنه چطور می‌تونستم عشقم رو اعتراف کنم؟

‫عشق من!

‫افسوس که دیگه خیلی دیره

‫تو دیگه داری با یه مرد دیگه بچه‌دار میشی

‫مرد دیگه‌ای وجود نداره

‫موقع زایمان مرد

‫خب، این که عالیه

‫پس می‌تونم حکم کنم...

‫نه

‫اوه. آخ!

‫حکم میدم که بازم تو رو داشته باشم

‫تو هدف عشق منی،

‫و تقریبا مطمئنم که آخرش

‫عاشق بچه ساکت و عجیبتم میشم

‫استراتیلیا، نمی‌تونی بگی ‫با ته دلت دوستم نداری

‫وقتی با بدنت دوستم داری

‫همدیگه رو می‌بوسید؟

‫- با شور زیاد ‫- آه...

‫فکر کنم زمختی غرایز اولیه‌مون

‫جای خنده‌داره

‫بسه دیگه. باید برم سر کار،

‫و تو زخمی هستی، پس ‫باید بمونی و استراحت کنی

‫یاکوپو، تو مسئولشی

‫و یادت نره که این مرد، مثل همه اشراف‌زاده‌ها،

‫همیشه خودخواهانه یا احمقانه رفتار می‌کنه

‫و معمولاً هردوشه

‫زود برمی‌گردم

‫هر چی تو بخوای، استراتیلیا

‫من راستش خیلی هم باهوشم

‫اگه دوست داری می‌تونی درباره هرودوت ازم سوال کنی

‫هرودوت کیه؟

‫اوه

‫قراره سورپرایز بشی

‫بنشین

‫لباس‌های احمقانه!

‫«من پانفیلوام. آروم باشیم همه.»

‫«با یه زن مذهبی ازدواج کردم»

‫«خدا رو بیشتر از من دوست داره»

‫ویکنتس؟

‫از پوشیده شدن در کثافت لذت ببر

‫ویکنتس، میشه بیام تو؟

‫امیدوارم کبوترها رو اون نمد مسخرت برینن!

‫میسیا

‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- دارم به پانفیلو کمک می‌کنم

‫- کمکش می‌کنی؟ ‫- آره

‫اگه وسایلش بیرون باشه راحت‌تر می‌تونه بره

‫خب؟

‫روجیرو دیگه مزاحم شما

‫یا... بچه نازتون نمیشه

‫حالا خیالتون راحته

‫خدارو شکر

‫بالاخره می‌تونم آروم بگیرم

‫من از پانفیلو بیچاره و زن افتضاحش

‫می‌خوام که فوری بذارن برن

‫به هر حال ما هیچ‌وقت ‫وجه اشتراک زیادی نداشتیم

‫ارباب تیندارو چطور؟

‫هوم

‫من عاشق یه ذهن قوی مردونه‌ام

‫و هنوز مجرد مونده، پس اینم هست

‫تیندارو می‌تونه بمونه

‫چی؟

‫مشکلی هست؟

‫چرا باید همیشه یه مشکلی باشه؟

‫- نه چیزی نیست. چیزی نیست ‫- بهم بگو

‫خب من...

‫فکر کنم یه کم دارم...

‫...عجیب میشم

‫می‌دونین، با توجه به...

‫قتلی که انجام دادم

‫قتل؟

‫بله

‫آه، عزیزم

‫نه، نه، نه

‫عزیزم

‫اون یه قتل نبود

‫نه، نه، نه

‫اون دفاع از خود بود علیه یه عامل شیطان

‫تجسم شیطان

‫این چیزی نیست...

‫چاره‌ی دیگه‌ای نبود

‫این...

‫تو کاری رو کردی که باید میشد

‫یه حرکت عاشقانه بزرگ به من

‫بزرگ‌ترین عشقی که تا حالا داشتم

‫البته بعد از لئوناردو

‫البته که آره

‫میسیا، عزیزم...

‫...من و تو هیچ‌وقت نباید ‫دیگه به این موضوع فکر کنیم

‫نه

‫فقط باید به آینده نگاه کنیم...

‫به آینده‌مون

‫با این بچه

‫من دیگه شوهر لازم ندارم

‫- من تو رو دارم ‫- شما هم منو داری

‫اهوم

‫خب، پس...

‫حمام من؟

‫حمامتون رو یادم رفت! چقدر احمقم!

‫روغن نعناعم را کجا ریختم؟

‫لطفاً آقا، التماستون می‌کنم

‫ما فقط دو تا دختر شیر‌دوش ‫ساده‌ایم که اومدیم قدم بزنیم

‫باید ولمون کنید

‫چیه فکر کردی تو رو یادم رفته؟ ‫هیچ‌وقت یادم نمیره. دیوونه شدی

‫انگار همین چند هفته پیش بود

More Farsi Persian subtitles for The Decameron

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left