ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
«دکامرون»
اما تو هیچوقت بهم نگفتی، پس چطور باید میفهمیدم؟
فکر کردم واضحه
منم که هی داشتم میگفتم بذاره لباسش رو درست کنم. مگه میتونستم چیکار کنم؟
تو اونجا وایسادی بودی و پشت گردنش رو بو میکشیدی،
منم داشتم مثل یه احمق شمعها رو میشمردم
شرط میبندم میتونستی بدستش بیاری فکر کنم اون از پسرا خوشش میاومد
تو هم برادر منو میتونستی داشته باشی، اگه میخواستی
گیدوتو خیلی لاغر بود برام،
اما میتونستم
پس...
پس...
امروز چیکار کنیم؟
فقط میخوام حرف بزنیم...
درباره همهچی
میسیا؟
کمک
فکر کنم به کمکت نیاز دارم
میخوای بگی اینجا چی شده؟
احتمالاً سکته کرده
عه، و یه کم هم خون دماغ شده
اگه بهم نگی چی شده، بدترین حالت رو تصور میکنم
- بهت که گفتم طاعون نبودش - منظورم قتل بود
میخواست فرار کنه
این از سر وفاداری به اونه؟
آره
چون وفاداریای که وقتی اوضاع سخت بشه ناپدید میشه...
وفاداری نیست، پس...
- میسیا. میسیا - آره
- ببین چیکار کردی - نه
- ببین چیکار کردی ببین، ببین - نه
- باید نگاه کنی - نه
نه
تویی که دعوتش کردی
تویی که باعث شد این اتفاق بیافته!
اگه میخواستی زنده بمونه،
میتونستی بذاری پامپینهآ ارباب بمونه!
پامپینهآ شیطانه!
- خدایا! - درباره دوست من اینجوری حرف نزن!
دوست تو؟
فکر میکنی اون دوستته؟
ببین دوستت مجبورت کرده چیکار کنی!
نگاه کن، نگاه کن
یه دوست بهت حس تعلق میده، میسیا
از... از... از ته دلش
اون همه این چیزا رو بهم میده که... الان گفتی
آره
تو اونو مثل من نمیشناسی
اوه، من اونو خوب میشناسم. خیلی هم خوب
اوه. هوم
- تو حسودیت میشه - وای خدا
حسودیت میشه چون پامپینهآ گاییدتت و دوستت نداشت
ولی خب معلومه که دوستت نداشته
یعنی یه نگاه کن به اون بکن و یه نگاه کن به خودت
تو فقط یه رعیت نیستی...
تو یه کودنی
تو یه احمقی
من ۱۵ ساله این ویلا رو اداره میکنم. یه احمق میتونه این کارو کنه؟
تو مدرکی هستی که نشون میده یه احمق میتونه این کارو کنه
توجه کنین، آدمای نمک نشناس!
من دیگه هیچوقت برنمیگردم به این ویلای لعنتی!
میشنوین چی میگم؟
میشنوین چی میگم؟
همهتون خوکای کثیفین!
نه تو، ماتئوزو
تو یه فرشتهای
من کدوم پاپم؟
من خیلی تنبلانه ریاست شورای دوم لاتران رو بر عهده داشتم
در دوران بازنشستگیم، موفقیت چندانی نداشتم
ولی تو برای ماندگاری رم به عنوان مرکز قدرت پاپی تلاش کردی
و همیشه با کارای احمقانه لوئی هفتم مخالفت کردی
القدس؟
القدس
قدس... و روح قدس
- القدس. ما همیشه میگفتیم«القدس» - نه، نمیگفتیم
چرا میگفتیم «القدس»، میخوندیم...
- ولم کن! - من خوشگله رو گرفتم
- نخیر من گرفتمش - اما تو اون خوشگلهای، نه؟
ما هر دو خوشگلیم
حالا تسلیم شو
هرگز! من میمیرم قبل از اینکه تسلیم قیافه زشت تو بشم
هی، من زشت نیستم بلکه صرفاً قیافه جالبی دارم
وای نه! پاهام کو؟
- من بریدمشون! - وای نه!
من تبدیل شدم به... ستاره!
نه! آره
آروم باش
آروم باش. آروم باش
شاید دفعه بعد بتونی کمتر وحشیانه منو بزنی
ولی اگه باید وحشیانه بزنی،
پس سر رو نزن، چون مغز اونجاست
چرا دنبالم اومدی اینجا؟ کسی تو رو دید؟
من مثل یه شکارچی حرفهای تعقیبت کردم
- آه - چاره دیگهای برام نذاشتی
وگرنه چطور میتونستم عشقم رو اعتراف کنم؟
عشق من!
افسوس که دیگه خیلی دیره
تو دیگه داری با یه مرد دیگه بچهدار میشی
مرد دیگهای وجود نداره
موقع زایمان مرد
خب، این که عالیه
پس میتونم حکم کنم...
نه
اوه. آخ!
حکم میدم که بازم تو رو داشته باشم
تو هدف عشق منی،
و تقریبا مطمئنم که آخرش
عاشق بچه ساکت و عجیبتم میشم
استراتیلیا، نمیتونی بگی با ته دلت دوستم نداری
وقتی با بدنت دوستم داری
همدیگه رو میبوسید؟
- با شور زیاد - آه...
فکر کنم زمختی غرایز اولیهمون
جای خندهداره
بسه دیگه. باید برم سر کار،
و تو زخمی هستی، پس باید بمونی و استراحت کنی
یاکوپو، تو مسئولشی
و یادت نره که این مرد، مثل همه اشرافزادهها،
همیشه خودخواهانه یا احمقانه رفتار میکنه
و معمولاً هردوشه
زود برمیگردم
هر چی تو بخوای، استراتیلیا
من راستش خیلی هم باهوشم
اگه دوست داری میتونی درباره هرودوت ازم سوال کنی
هرودوت کیه؟
اوه
قراره سورپرایز بشی
بنشین
لباسهای احمقانه!
«من پانفیلوام. آروم باشیم همه.»
«با یه زن مذهبی ازدواج کردم»
«خدا رو بیشتر از من دوست داره»
ویکنتس؟
از پوشیده شدن در کثافت لذت ببر
ویکنتس، میشه بیام تو؟
امیدوارم کبوترها رو اون نمد مسخرت برینن!
میسیا
- چیکار میکنی؟ - دارم به پانفیلو کمک میکنم
- کمکش میکنی؟ - آره
اگه وسایلش بیرون باشه راحتتر میتونه بره
خب؟
روجیرو دیگه مزاحم شما
یا... بچه نازتون نمیشه
حالا خیالتون راحته
خدارو شکر
بالاخره میتونم آروم بگیرم
من از پانفیلو بیچاره و زن افتضاحش
میخوام که فوری بذارن برن
به هر حال ما هیچوقت وجه اشتراک زیادی نداشتیم
ارباب تیندارو چطور؟
هوم
من عاشق یه ذهن قوی مردونهام
و هنوز مجرد مونده، پس اینم هست
تیندارو میتونه بمونه
چی؟
مشکلی هست؟
چرا باید همیشه یه مشکلی باشه؟
- نه چیزی نیست. چیزی نیست - بهم بگو
خب من...
فکر کنم یه کم دارم...
...عجیب میشم
میدونین، با توجه به...
قتلی که انجام دادم
قتل؟
بله
آه، عزیزم
نه، نه، نه
عزیزم
اون یه قتل نبود
نه، نه، نه
اون دفاع از خود بود علیه یه عامل شیطان
تجسم شیطان
این چیزی نیست...
چارهی دیگهای نبود
این...
تو کاری رو کردی که باید میشد
یه حرکت عاشقانه بزرگ به من
بزرگترین عشقی که تا حالا داشتم
البته بعد از لئوناردو
البته که آره
میسیا، عزیزم...
...من و تو هیچوقت نباید دیگه به این موضوع فکر کنیم
نه
فقط باید به آینده نگاه کنیم...
به آیندهمون
با این بچه
من دیگه شوهر لازم ندارم
- من تو رو دارم - شما هم منو داری
اهوم
خب، پس...
حمام من؟
حمامتون رو یادم رفت! چقدر احمقم!
روغن نعناعم را کجا ریختم؟
لطفاً آقا، التماستون میکنم
ما فقط دو تا دختر شیردوش سادهایم که اومدیم قدم بزنیم
باید ولمون کنید
چیه فکر کردی تو رو یادم رفته؟ هیچوقت یادم نمیره. دیوونه شدی
انگار همین چند هفته پیش بود
No comments yet. Be the first to leave one.