The Beast in Me

The Beast in Me

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Beast in Me S01E04 Thanatos 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 The Beast in Me 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-13
ഡൗൺലോഡുകൾ: 94
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

فروید یه جمله معروف داره که می‌گه هدف همه زندگی، مرگه

بعضی‌ها بهش می‌گن «تانَتوس»

غریزه مرگ

میل به نابودی خود

اون می‌گفت این تو وجود همه ما هست

نیازی برای استقبال از خطر

خودمون رو بندازیم وسط خطر

گاهی یه نجواست

گاهی یه فریاد

یه جریان نامرئی

یه نیروی خارج از کنترل ما

اسلحه‌ات و گوشیت

کدومتون «سایمون سِیز» هستین؟

اسلحه، گوشی

نظریه فروید رو همکاراش تا حد زیادی رد کردن

آخه چرا یه موجود زنده باید دنبال نابودی خودش باشه؟

اما نظریه فروید از منتقدینش سرسخت‌تر از آب دراومد

چون کیه بین ما که این حس رو تجربه نکرده باشه؟

می‌گیم باشه، یه پیک دیگه هم می‌نوشیم

کبریت می‌کشیم و انگشتمون رو از روی شعله رد می‌کنیم

بیشتر و بیشتر نزدیک می‌شیم

با سرنوشت بازی می‌کنیم

با مرگ ور می‌ریم تا ثابت کنیم واقعاً زنده‌ایم

و اگه نتونیم جلوش رو بگیریم؟

اون آتیش کوچیکی که روشن کردیم، ممکنه کل خونه رو به آتیش بکشه

در حالی که خودمون هنوز توشیم

لعنتی! یا حضرت مسیح!

می‌تونم... می‌تونم اینو دربیارم؟ حسابی داغه

اوه، لعنتی

سایمون سِیز؟

سیمون

آه. آیزاک بهت می‌گه سایمون

اینا همون فایل‌های رمزگذاری شده‌ان که می‌خوای رمزگشایی بشن؟

آره

اف‌بی‌آی آدمایی برای این کار داره

نصف من خوب نیستن ولی خب به اندازه کافی خوبن، پس...

چرا اینجایی؟

این کارِ اداره نیست. این، خب...

شخصیه

من پول نقد یا ارز دیجیتال نمی‌گیرم

ولی یه جایی...

ازت می‌خوام لطفی که بهت کردم رو جبران کنی

و بدون هیچ سوالی این کارو می‌کنی

چه جور لطفی؟

متوجه منظورم شدی؟

اینجا منتظر باش

این کار چقدر طول می‌کشه؟ هر چقدر که لازم باشه

سلام

بابت اینکه دیروز تو مهمونی تنهات گذاشتم، متاسفم

من، خب... مجبور شدم چند تا مشکل رو حل کنم

کیک تولد رو از دست دادی

آره، خب، امیدوارم چیزای خوبی دستت اومده باشه

خب، در مورد پدرت حق با تو بود

نگو بهت نگفتم

شاید دفعه بعد بتونیم یه مکالمه واقعی داشته باشیم

پس نینا از ماجرای اکس‌ات و نمایشگاه گالری گفت

حق با تو بود. ایده احمقانه‌ایه. گند می‌زنه بهش

واقعاً؟

همین رو می‌خوای، درسته؟

اِم، خب، من... فقط نگران بودم در مورد، می‌دونی، برداشت احتمالی

آره. آره، آره. بدون غرض‌ورزی، بدون حرف مفت. گرفتم

نگران نباش. همه‌ش رو سر من خراب می‌کنه

قصد نداشتم تو رو تو موقعیت بدی قرار بدم

اون تقصیر نیناست

خب، اِم، باشه

ممنون که درک می‌کنی

دوست برای همین روزهاست، درسته؟

نگو از دستم عصبانی هستی

همیشه همه‌چی در مورد تو نیست، نایل

نه؟

الو؟

آگاتا ویگز؟

شما؟

اِلیس بوید هستم. وکیل خانواده اینگرام

والدین مدیسون؟

اِم... اوه، خب...

اِم، ممنونم که... که بهم زنگ زدین

خانواده اینگرام حاضرن امروز بعدازظهر شما رو ملاقات کنن اگه وقت داشته باشین

اِم، آره... وقت دارم. تمام بعدازظهر آزادم

خوشحالم که می‌شنوم

آدرسشون ۹۲۹ خیابان وست ۷۵، بین کلمبوس و پارک

می‌تونین تا ساعت ۱ اونجا باشین؟

نینا؟

آره، سلام

بیا بالا

سلام. سلام

خیلی خوشحالم که زنگ زدی. یه چیزی هست که مدت‌هاست می‌خوام بهت نشون بدم. بیا تو

برات، اِم، قهوه یا آب بیارم؟

نه. مرسی با این حال

اِم، خب، هنوز کامل تموم نشده

برای همین تو فستیوال هنر نذاشتمش، ولی، اِم...

بفرما

جدیده

و فکر می‌کنم... ممکنه بهترین کارم باشه

خیلی تاثیرگذاره، شلی

واقعاً؟

واقعاً

خوشحالم. من... امیدوار بودم تو نمایشگاه ازش استفاده کنی

البته تا اون موقع تمومش می‌کنم

اِم، راستش به همین دلیل زنگ زدم

ام، نمی‌خواستم تلفنی انجامش بدم.

ام...

راستش اینه که...

اونقدر تحت تاثیر کارات بودم که... که عجله کردم.

و به عواقبش فکر نکردم.

باید اول با شوهرم حرف می‌زدم.

متوجه نمی‌شم.

کتابی که اگی داره درباره شوهرم می‌نویسه...

پیچیده‌تر از اونیه که فکر می‌کردم.

ام، در مورد تضاد منافع احتمالی.

ام...

من دو ساله که... از اگی طلاق گرفتم. اه...

منافع مالیمون کاملاً از هم جداس.

یعنی، ما به ندرت توی زندگی هم هستیم.

این مهم نیست. مهم برای کی؟

نایل... مثلاً برای اون.

ام، اون می‌ترسه که بعضیا فکر کنن من دارم کارهای شما رو نشون می‌دم...

که روی کتاب تأثیر بذاره.

این کار رو می‌کنی؟ نه.

نه، معلومه که نه.

ولی نکته این نیست.

صادقانه بگم، بیشتر به خاطر خودته تا هر چیز دیگه.

تو لیاقت یه رونمایی داری که تمامش درباره خودت باشه.

بدون حواس‌پرتی از... این کاره اگیه، مگه نه؟

ببخشید؟

اون بهت گفت کارای منو نشون ندی؟

نه.

نه، نه.

بهت گفتم. شوهرم، اون نگرانی‌هایی داشت.

و اونا رو با من در میون گذاشت، و...

راستش، من از هر زاویه‌ای به این فکر کردم.

واقعاً متاسفم.

فقط فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه. الان نه.

وقتی کتاب منتشر بشه و یه مدت بگذره...

می‌تونیم دوباره به این موضوع برگردیم.

حتماً.

در این مدت، می‌خواستم شما رو به یه گالری‌دار دیگه معرفی کنم. لیبی مِی.

اون یه ستاره در حال رشده.

اوضاع چطوره، بِو؟ مدت زیادیه ندیدمت.

اوه، از دیدن شما خوشحالم، آقای جارویس. شما هم همینطور. پاستیل می‌خورین؟

واقعاً نباید. دندونپزشکم تازه روکش دندونم رو درست کرده.

خب با اون یکی طرف بجو. خیلی خوشمزه‌ن.

و بله، دستام تمیزه.

دیر کردی، نایل.

باید نینا رو تو بروکلین پیاده می‌کردم.

این متخصصای مدیریت بحران، ساعتی ۳۰۰۰ دلار برای هر نفر می‌گیرن.

هشت نفر آوردن. حساب کن ببین چقدر می‌شه.

چرا با گروه کمدار نرفتین؟

گفتن نمی‌تونن با این وقت کم یه تیم درجه یک جور کنن.

سالزمن-ادلر چی؟ تا ژانویه وقتشون پره.

ظاهراً کار مدیریت بحران خیلی رونقه.

حرف هیچ کدومشون رو باور می‌کنی؟ حتی یه لحظه هم نه.

همشون موشن که دارن از کشتی در حال غرق فرار می‌کنن.

پس با کی رفتین؟

گروه مونتگومری.

تا حالا اسمشون رو نشنیدم. جدیدن.

وست‌بروک وقتی برای فرمانداری نامزد شد، ازشون استفاده کرد.

وست‌بروک باخت.

آره، ولی نزدیک بود ببره.

که خودش خیلی تاثیرگذاره وقتی در نظر بگیری که...

ازش عکس گرفته شده بود که آلتش توی دهن یه روسپی مرد بود...

چهار ماه قبل از انتخابات.

اون اعتبار اینا رو به خاطر کمک بهش برای عبور از این طوفان می‌دونه.

سلام. اسمه نور.

نایل جارویس.

البته، می‌شناسم.

امیدوارم کارتون برای ما بهتر از کاری باشه که برای وست‌بروک کردین.

بریم که شروع کنیم.

قبل از اینکه شما رو به تیمم معرفی کنم...

می‌خوام ازتون برای اعتماد به گروه مونتگومری تشکر کنم...

که کمکتون کنه از این وضعیت ناخوشایند و ناعادلانه عبور کنین.

با یک مرور کلی از روند کارمون شروع می‌کنیم، که ممکنه کمی خسته‌کننده باشه.

پس از قبل از شما به خاطر صبرتون تشکر می‌کنم.

هی، شلی. - تو رو چه مرگته؟

میگی به من اهمیت می‌دی؟ واقعاً؟

هرچی به نینا جارویس گفتی، جواب داد. باشه؟ نمایش لغو شد.

نه، نه، صبر کن. من... من هیچی نگفتم.

چرته! حداقل اینقدر شعور داشته باش که بهم دروغ نگی.

من که احمق نیستم!

باشه، ببین. تو باید بفهمی...

از چیزی که فکر می‌کنی پیچیده‌تره. باورنکردنی هستی.

میشه فقط به حرفم گوش کنی؟ لعنت به تو، اگی.

اون... شلی؟

تماس شما به... اوه، لعنتی.

شلی، ما باید در مورد این حرف بزنیم.

حداقل بذار توضیح بدم.

جدی می‌گی؟

اون یه فرصت متحول‌کننده زندگی برای من بود، و تو خرابش کردی.

راستش، من... من نمی‌تونم. نه. هی، هی، بیا.

بیا دیگه. این اون چیزی نیست که...

خدا نکنه من حتی از ذره‌ای لذت ببرم...

از موفقیت حرفه‌ای، برای یه بار.

تو می‌دونی که من می‌خوام موفق بشی.

نه، ولی اینطور نیست. واقعاً اینطور نیست.

تو هیچ ایده‌ای نداری که چند بار من بهت اعتماد کردم.

جلوی دوستام، جلوی خانوادم.

ده سال از زندگیم رو به خاطر کار لعنتی تو کنار کشیدم.

ما حتی دیگه ازدواج نکردیم و من هنوز دارم این کار رو می‌کنم.

این منصفانه نیست. منصفانه نیست؟

ما با هم انتخاب کردیم. من داشتم ازمون حمایت می‌کردم.

The Beast in Me subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left