ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
گناههات؟
.راجع به حادثهی بازرسهای سابقـه
.لطفاً بهم بگو
.قبل از اینکه یه مجری بشم، ورزشکارِ شنا بودم
.اون موقع یه دوستپسر داشتم
.سابقهات رو دیدم
توش نوشته بود که هردوتون .با ماشین تصادف کرده بودین
.اون تقصیرِ ما نبود
وضع رنگهای هردومون بدتر شد .و ما رو به مؤسسه منتقل کردن
ولی روان-گذرِ اون فردی که .مرتکب جرم شده بود هیچ تغییری نکرد
فقط با پرداختِ یه جریمه .از مجازات قسر در رفتن
.مدتی بعد، دوستپسرم توی مؤسسه مُرد
تشخیص داده شد که من برای مجری شدن مناسب و سازگار هستم .و منم این منصب رو قبول کردم
فکر کنم یه راهی برای .خالی کردن خشمام میخواستم
،یک سال بعد، یه روز
حجمگرایی یا کوبیسم یکی از سبکهای هنری است. کوبیسم در فاصله] سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۰۸ به عنوان سبکی جدی در نقاشی و تا حد محدودتری [در تندیسگری ظهور کرد، که از نقاط عطف هنر غرب بهشمار میآید
#08 کوبیسم
.یه مشاوره آنلاین پیدا کردم
m -122 70 l 122 70 l 0 -141
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100
گپ زدن با یه مشاور
.سفره دلت رو باز کن و روان-گذرت رو پاک نگهدار
من شک داشتم، ولی با این حال هم .درماندگی و خواستهام برای انتقام رو فاش کردم
و بعدش؟
.همون راننده یه تصادف دیگه راه انداخت
بعد از مدتی، اون شبکه برام دستورالعملهایی فرستاد
تا یه درخواستِ تحقیق با تیم .نگهداری و تعمیراتشون رو ثبت کردم
یه درخواست رو ثبت کنی؟
«موتورِ خودروی رسمیمون صدای عجیبی میداد»
.یه گزارش دروغین
...اونوقت فرواً بعد از اون، دوتا بازرس سابق
.من یکی از اجزای کوچیکِ یه سیستم بزرگ بودم
ترسیدم، و از اون موقع به بعد .تمام دستورالعملها رو نادیده گرفتم
بعدش، مرتب به اسمِ دوست پسر مرحومم
.برام گل فرستاده میشد
یه تهدید؟
.آره
فهمیدم که اون گلها توسط همون مردی که .توی مرکزِ هِونز لیپ باهاش مواجه شدیم فرستاده میشدن
کویچی آزوساوا؟
.اون مرد داشت منو به بازی میگرفت
اون رانندهی اصلی چی؟
،اونو موقتاً توی قرنطینه نگه داشتن
ولی رنگِ طرف بهبود یافت و الان هم .داره مثل یه شهروند عادی زندگی میکنه
الان چه حسی داری؟
.ممکن بود به راحتی اوضاع از این بدتر بشه
.من آمادهی تقبلِ عواقبش هستم
.با رئیس صحبت میکنم
.فعلاً این قضیه رو به هیچکس دیگهای نگو
.داره خیلی بهتر کار میکنه
،هر چقدرم که این ماشین عمر کنه .بازم یه دستی به سر و روش بکشی عین روز اولش میشه
!درست مثلِ مشاوره
مراقبتهای روانی و تعمیر کردنِ ماشینها .وجه اشتراکهای زیادی دارن
،با صرف زمان و تلاش، یه ذهن میتونه پاک بشه
.یا از قصد درهم بشکنه
.خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم، بازرس شیندو
.آکیرا. خوشحالم که اومدی
.کِی
.آراتا، برو با کِی بازی کن
.باشه
.بیا بریم، کِی
.زودباش
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100
.برمیگردم خونه
،من چی هستم
بابا؟
.اون بدونِ علامتِ جنائیـه
.آکانه سونموری حتماً اینو میدونسته
.اون بهخاطرِ یه قضیهای شیندو رو بازرس کرد
،با صرف نظر کردن از حدس و قیاسها
اگه میزانِ شایستگیِ بازرس بودنش ،کمتر از حد تعیین شده توسط مقررات بشه
.مطابق با پروتکل باهاش برخورد میشه
بگمونم، اعتراضی که نداری؟
.نه، خانم
.مشکل بیفروستـه
من اینطور فکر میکنم که
این تشکیلات بهمنظورِ فعالیت کردن .باید قدیمیتر از سیستم سیبل بوده باشه
فکر میکنی همچین چیزی ممکنه؟
.این یه فرضیهست
در این رابطه تحقیق میکنم .و گزارشش رو ارائه میدم
.تو یه شهروندِ ایدهآل و صلاحیت داری هستی
.میدونم که واقعاً خیلی کسل کنندهام
.این اواخر، لزوماً اینطور نبوده
!تو یه دردسرسازِ واقعی رو تأیید کردی
ولی مگه اون با استعداد نیست؟
.اون بازماندهها هم سروکلهشون پیدا شده
،تو داری همهچی رو خراب میکنی
!و همهی تقصیرها میافته گردنِ من
.یه جوری میگی انگار خودم تنهایی انجامش دادم
.بههرحال، از دوتا بازرس جدیدمون مراقبت میکنم
...منظورت اینه که
!دپارتمانِ تحقیقات جنایی کمبودِ نیرو داره
.الان نمیتونیم روی ازدست دادنِ شیندو ریسک کنیم
میخوای با دپارتمانِ تحقیقات جنایی مصاحبه کنی؟
.آره. برای ساختِ یه مستند راجع به عدالت
احساس نمیکنی عدالت توی ژاپن تغییر کرده؟
.نمیشه روی عدالت انسانی قیمت گذاشت
گفتنِ این حرف واسه یکی از اعضای اداره امنیت ملی مناسب نیست؟
تعریفِ عدالت از نظر شما چیه، میکا؟
.به خدا شک نکن، خدا رو امتحان نکن
عدالت و ارزشهای سیبل .فراتر از تعمق و تفکرـه
...پس
.من بهت جواب رد ندادم
.هرکاری بخوای برات انجام میدم، یایوی
.ممنون
ولی نمیتونی بیشتر راجع به اینکه واقعاً دنبال چی هستی بهم بگی؟
این بهخاطر آکانهست، مگه نه؟
.به این سادگیها هم نیست
شما دوستهای قدیمی هستین .و هردوتون توی یه واحد کار میکنین
فکر میکنین مافوقهاتون این رو برنامهریزی کرده بودن؟
برنامهریزی»... ؟»
.ما رو بهعنوانِ شریک انتخاب نکردن .فقط اینکه برحسب اتفاق هردومون برای این صمت واجد شرایط شدیم
.آراتا هم... خب، داره تمام تلاشش رو میکنه
.نظرت رو واسه خودت نگهدار
.این الان تعریف بود ناسلامتی
حدسِ ما میگه که بیفروست یه تشکیلاتِ که .نقاط ضعفِ سیستم سیبل رو بهکار میگیره
.ضریب جرمشون ممکنه حتی قابل اندازه گیری هم نباشه
.ولی اینو میدونیم که یه پیکربندیِ سه لایهای داره
شنیدم که به «عضو کنگره» اشاره کردن
«.و همینطور «بازرسها
اعضای کنگره رهبران هستن .و بازرسها هم زیردستهاشون
.روباهها پایینترین سطح رو دارن .شهروندانی که از کاری که میکنن باخبر نیستن
و به این خاطر که از ماهیت عمل بیاطلاع هستن .ضریب جرمشون بالا نمیره
شخصی که بیاطلاع و ندانسته اجزای یه تفنگ رو میسازه
و شخصی که با اون تفنگ شلیک میکنه .هردو روان-گذرهای متفاوتی دارن
چرا نمیتونیم موقعیتهاشون رو پیدا کنیم؟
،در رابطه با کویچی آزوساوا
.سابقه و شیوهی زندگیش به حدی تصادفیـه که نمیتونیم ردشو بزنیم
.احتمالاً با کارت شناسایی یه نفر دیگه داره زندگی میکنه
اصلاً همچین چیزی ممکنه؟
.از نظر عملی، باید فرضمون بر این باشه
.الان دارم میفهمم
یه مشکلی برای اون نقطهی کروی که .توش مخفی شدن پیش اومده
افرادی که در امنیت و آسایش زندگی میکنن .فقط وقتی ریسک میکنن که خطری اون امنیت و آسایش رو تهدید کنه
.این یعنی اونا دوباره فرماندار رو هدف قرار میدن
از کجا اینقدر مطمئنی؟
.اونا بدون فکر کاری رو انجام نمیدن
.اونو هدف قرار دادن چون احتیاج داشتن که بمیره
منظورت اینه که اونا هنوز قصد دارن بازیابی کنن؟
.درسته
چه حسی راجع به پروندههام دارم؟
.اینکه بخوای مرگ افراد رو به چشم ببینی واقعاً سخته
،حتی در دورهی سیستم سیبل هم .پروندههای ناگواری وجود دارن
همیشه مجرمهایی مثل اونایی که .توی این پرونده دخیل بودن وجود دارن
منظورت چیه؟
.افرادی که برای آسیب رسوندن به دیگران زندگی میکنن
.امکان نداره تعدادشون اونقدرا هم زیاد باشه
بیشترشون عادیان دیگه، نه؟
وجودِ مجرمهایی کاملا مسلح که از .بیفروست جدا هستن رو تأیید کردیم
بازماندههای گروه «براندازی آرامش» رو میگی؟
.آره، درسته
«الان دیگه اسم خودشون رو گذاشتن «پَثفایندر
.این یه مشکله
میگم، این گروه «براندازی آرامش» چیه؟
.بهتون اجازه میدم اطلاعات محرمانه سطح 3 رو مشاهده کنین .بعدا بررسیش کنین
،ساده بخوایم بگیم
یه واحدِ نیروهای ویژهست که توی بازار سیاه .و غارت کردن در کشورهای خارجی نقش دارن
نیروهای ویژه یا نیروهای عملیات ویژه، گروهی از نیروهای مسلح] در نیروهای نظامی و انتظامی هستند که آموزشهای سختی میبینند [و در عملیاتهایی با ریسک بالا شرکت میکنند
این یکی از دلایلیـه که .دپارتمانِ سرکوب اقدامات فعلی تشکیل شد
.ازتون میخوام که اونا رو بسپارین به ما
دیگه این حس رو بهم نمیده که قبلاً .اینجا کسی زندگی میکرده
.این خونه واسه یه نفر خیلی بزرگه
.پدرم توی وزارت هم کار میکرد
گرچه، اینجوری هم نیست که دلیل اینکه .بازرس شدم یا هرچیز دیگهای همین باشه
روباههایی توی دپارتمان تحقیقات جنایی؟
.این گفته هیچ پایه و اساسی نداره
.واحدِ یک قاطعانه بهم پیوستهان
.که اینطور، پس به همکارات اعتماد داری
.آره، البته که دارم
پس چرا همیشه احساسات واقعیت رو مخفی میکنی؟
.یه روباه توی دپارتمان تحقیقات جنایی وجود داره
.ما برای اون مسئله هم اطلاعاتی داریم
.گزارشش رو دارم
.اون توی تله افتاده بود .بهمون خیانت نکرد
.حتی قراره بهمون کمک کنه کویچی آزوساوا رو پیدا کنیم
اعتماد کردن به دختره مشکلی ایجاد نمیکنه؟
.امنیت ملی مسئولیتش رو به عهده میگیره
.نه، این من بودم که بهش اعتماد کردم .مسئولیتش گردن منه
.نمیتونی همهی بارها رو به دوش بکشی، کِی
.این وظیفهی منه. و انجامش میدم
مشکلت چیه؟
.هی، سر این موضوع باهم دعا نکنین
.اگه مشکلی پیش بیاد دختره رو از صحنه میبریم بیرون
.پس ما حسابِ گروه براندازی آرامش رو میرسیم .شما هم از فرماندار محافظت کنین
.کویچی آزوساوا رو هم ما با خودمون میبریم
!چی؟! خواب دیدی خیر باشه
.اگه اینجوریـه، هرکی زودتر دستش به اون برسه برش میداره
.من که مشکلی ندارم
.پس تا بعد
کیساراگی فقط در همین حد با روباهها .در ارتباط بوده
و مسئولِ اون حادثه هم نیست؟
.خیر .بههرحال، ثابت کردنش غیرممکنه
.خب، حداقل قبل از اینکه اوضاع واقعاً ناجور بشه یه چیزی گفت
.ولی اگه دفعهی بعد زودتر زبون باز نکنه، عمراً قسر در بره
.متأسفم
بههرحال، الان دیگه میتونیم .شکار روباهمون رو شروع کنیم
امنیتِ فرماندار کومیا رو تضمین میکنیم .و برای کویچی آزوساوا هم یه تله میذاریم
یعنی چی؟
کیساراگی با آزوساوا تماس میگره .و اونو از لونهاش میکشه بیرون
میخواین از کیساراگی بهعنوان طعمه استفاده کنین؟
.آره. باید آزوساوا رو گول بزنیم
No comments yet. Be the first to leave one.