ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
یه پیامی از "تیم ویتیک" اومد
"بهم میگه "یوکو
"بهت نمیگه "یوکو
،هر دفعه که منو میبینه ...یه جوری پیش میره
که کلمهی "اُنو" رو بیاره وسط حرف زدنمون [[فامیلی همون هنرمند ژاپنی
""اُ، نـه
...نوشتههاي اون پسره "تيم" رو خوندم
و با متونِ قانوني قياس کردم
و؟
مشکلِ قانوني داريد
لعنت بهش
میخواد توی کار همراهیتون کنه
فکر کردم میخوای از شرش خلاص شی
همینکارم کردم
...اگه سطحِ هزينه فعليتون رو ادامه بديد
تا اين مدت، پولهاتون تَه ميکشه
2019؟
!کونِ لَقِت
بله - باب هستم -
اگه خبر خوبی توی دست و بالت نیست من قطع میکنم
خیلی خب، همینکارو کن
اوه لعنتی، چیه؟
ظاهراً پنزل چهارسال پیش پرداخت مالیاتت رو
متوقف کرده
مزخرفه من فرمها رو امضا کردم
چکهارو امضا کردم
،پس اون فرمهارو پاره کرده
،چکهارو هم وصول کرده و پول رو گرفته
تمام صبح رو ادارهی مالیات بودم
چقدر؟
7.9میلیون دلار
یا خدا
آره دیگه
حالا چیکار کنیم؟
حالا همون کاری رو میکنیم که همون اول باید میکردیم
نه نه نه نه، اسم هواپیمارو نیار
اوه، هواپیما حتی سوال هم نیست
،ما راجع به ماشینها صحبت کردیم خونهی ساحلی
خونه توی کابو، شبزندهداریها، رستوران
قایق، تخم دایناسور
اوهوم
قیافت شبیه کسیه که زدن تو تخماش
گندِ مالی زدم
خیلیخب، من یه فکری دارم
،و قبل از اینکه نه بیاری بنظرم این فکر
میتونه به نفع دوتامون باشه
چی؟ - فیلم سکس -
تو یه کسخل تمامعیاری
مال منو یادته؟
ممکنه به یادش جلق زده باشم
خوب بود، آره؟ - بدک نبود -
همون یه فیلم اونقدر واسم داشت ،که تونستم نقل مکان کنم به برنتوود
و فقط هم من بودم و یه یارو سیاهپوست
...تصور کن
من با تو فیلم سکسی پر نمیکنم
من که الان رو نمیگم
...هنوزم یه فیلم دارم از
از چی؟
الان یعنی بانمک شدی؟
نمیفهمم راجع به چی حرف میزنی
جداً؟
چی، ما؟ - آره، ما -
بیخیال - وااای -
فراموشش کن - نه بگو ببینم -
کِی؟ - چندسال پیش -
یعنی قبل از سریال "فرندز"؟
"آره قبل از "فرندز
من شخصیت معروفه بودم
من کلِی بودم، تو هیشکی نبودی
!و تو منو یادت نمیاد؟
نــه
بیشعور
بهرحال، این ناهار به حساب منه
عمراً. ما تورو دعوت کردیم
خب پس خیلی ممنونم چون من یه قرون پول همرام نیست
شوخی نمیکنم
تازشم 10 دلار باید به اون یارو ...که ماشینمو پارک کرد بدم پس
هنوزم شوخی نمیکنم ولی خب بگذریم
بزنیم به سلامتی... سه تامون
اوه بله، خب ببین مسأله همینه
ما سه تا با هم همکاری کنیم؟
واقعا؟
واقعا؟
پس این بدترین موردِ به سلامتی نوشیدنـه
جدی میگیم، تو باید قبول کنی این مسأله یکم غیرقابل توجیحه
واسه من که نیست
ولی از اونجایی که من از اول بخشی از این پروژه بودم
اگه میخوای پا پس بکشی
من با کمال میل حمایت میکنم
خب من اصلا پا پس نمیکشم
اوه نه؟
خب شنیدی که دوباره گفت، آره؟
شنیدم - چی؟ -
خداییش نمیتونیم با هم همکاری کنیم
خودتم میدونی
من هیچ جا نمیرم
...ببین ما دوتامون ممنونیم
آره من که گمونم عمراً ممنون باشین
من توی این حرفه جون کندم
با همین ناخنهای کوفتی خودم
سه هفته پیش دیگه حسابی نزدیک بود
بیخیال همه چیز بشم
و برم واسه برادرم توی واتفورد کار کنم
صحنههای جرم و خودکشی رو تمیز کنم
این فرصت منه
تا از روی در و دیوار مغز پاک نکنم
دست آخر من یه برنامهی تلویزیونی دارم
یه برنامهی تلویزیونی بزرگ و تُپُلِ آمریکایی
و آیلین میگه اگه این برنامه اوج بگیره
وایسا، عذر میخوام
آیلین؟
آره من با آیلین قرارداد بستم
آیلین مدیر برنامهی توئه؟
درسته - آیلین ما، آیلین توئه؟ -
بله
کسی حاضره مغز منو از روی دیوار پاک کنه؟
دفتر آیلین جفی
شان و بورلی لینکلن هستیم
اونجاست؟ - بذارید چک کنم -
شما به آیلین وصل شدید
سلام بچهها
تو با تیم قرارداد امضا کردی؟
من با سیم چکار کردم؟
سیم نه، تیم
آها آره - واقعا؟ -
نمیدونی وجود اون باعث ایجاد علایق متضاد میشه؟
هنوز نه - این بیوجدانیه -
عزیزم الانه که تماسم قطع بشه
من توی هواپیمام و داریم بلند میشیم
داری کجا میری؟
...اممم
اوکی، هتل شاتو مارمانت؟
جشن تولد آلان تیکث؟
،برگشتیم خونهی من و توی وانـم واست ساک زدم
یا خدا
من توی جشن تولد آلان تیکث بودم؟
این چی بود؟
...خیال برش داشته که ما - واقعا اتفاق داد -
سلام - سلام عزیزم -
...سوال فوری
ما همین الان راجع به این یارو تیم شنیدیم
چی؟
آیلین میگه که اون قراره تو سریال
باهاتون همکاری کنه؟ - آیلین لعنتی -
شوخی میکرد؟
امیدوارم. اون همکار سابق شانـه
اوه خدا، حتی صحبت کردن راجع بهش ناراحتم میکنه
خب ما باید باهاش ملاقات کنیم
شما اصلا نباید باهاش ملاقات کنید
...اگه اون قراره بخشی از برنامه باشه
امیدوارم یه بخش خیلی خیلی کوچیکش باشه
...آها
من و شان داریم سعی میکنیم که
اجازهی کمترین دخالت ممکن رو بهش بدیم
اوهوم
ازتون خواهش میکنم باهاش ملاقات نکنید
اینکار فقط باعث میشه
اون حس مزخرفی که فکر میکنه خیلی آدم مهمیه توش تقویت بشه
عالیه، ترتیب یه ملاقات رو باهاش میدیم
بعدا باهات صحبت میکنم. بای بای
...ولی
بنظر یکم پریشون میای رفیق
واقعا؟
قضیه پنزلـه؟
مثل یه طوفان تمام عیاره
البته به شرطی که طوفانش از گُه باشه
خب اگه حالت بهتر میشه، ناهار به حساب منه
ناهار همیشه به حساب توئه
چیزی که حالمو بهتر میکنه یه شغله شغلی تو دست و بالت هست؟
هی من که شعبدهباز نیستم
آره خب بهتره یه چیزی از توی کونت بندازی بیرون
کدوم نمایش شعبدهبازی مگه رفتی؟
یعنی میخوای بگی اون بیرون هیچی نیست؟
.هیچی که نه یه پیشنهاداتی میشه
ولی سعی میکنم مشکل پسند باشم
نمیخوام وقتت رو با این چرت و پرتا تلف کنم
وقتمو تلف کن. بگو
باشه یه چیزی الان واست توی دست و بالم دارم
خب؟
البته من حتی فکرشم نمیکنم
که چنین چیزی رو بهت پیشنهاد بدم - پیشنهاد بده. نمایش چیه؟ -
نمایش نیست - فیلم؟ -
...دقیقا که نه. این
یه جشن ــه
کیرم کردی؟ پیشنهادت به من یه جشن ــه؟
ببین واسه همینه که من پیشنهادات رو فیلتر میکنم
حالا چجور جشنی هست؟
جشن تولد پادشاه یه کشور توی آسیای مرکزی ــه
...داره 50 ساله میشه و پیشنهادِ
500هزار دلاری بهت داده که حضور داشته باشی
نیم میلیون دلار واسه حضور توی یه جشن؟
آره
چرا اینو بهم پیشنهاد ندادی؟
...خب روش کار دولتش یکمی تقریبا
با شکنجه سروکار داره
ها
تا حالا اسم "کاراکستان" به گوشت خورده؟ - نه -
اون سلاخ کاراکستان ــه
و میخواد من برم جشن تولدش؟
ظاهرا طرفدار درجه یک "فرندز"ـه
No comments yet. Be the first to leave one.