ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.us
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «نـــازنـــین بــرادران»
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.us
شنیدی؟
.اره،شبیه صدای گربه ای که داره میسوزه بود
میو
.شنیدم این دور و بر خیلی حمله گربه وحشی اتفاق افتاده
.یک بار یکیشون بهم حمله کرد
.اسمش "جنیس" بود و این کار رو با زبونش میکرد
.حالا شد
اگه ازم خوششون نیاد چی؟
.هیچکس از تو خوشش نمیاد بابا
.هی.میخوام همه چیز به بهترین شکل باشه
.رفیق،نگران هیچ چیز نباش
.کی میاد یکی که انواع مختلف پنیر رو با خودش داره رد کنه
این تو چیه دیگه؟
.یه ظرف شیشه ای با نقش جغد
نمیتونستی فقط یه بطری شراب بیاری؟
وااو
.اینجا رو ببین مرد.خیلی واقعیه .اصل جنسه
.رفیق ، رفیق .این دور و بر قلمرو "تدر کزینسکی"هست
درسته؟
- واقعا؟ -.آره
.این ادما احتمالا دارن شکلات داغ میخورن و دومینو بازی میکنن
.تو زن خوش قلبی هستی
.آی
.خدای من
.وای خدای من
خیلی خب رفیق!چیه؟ چی شده؟چه غلطی داری میکنی؟
R-r-r-r-r-r... S... S...
.خب ، اینجا رو ببین
.گوشت تازه ی بیشتری داریم
!!فرار کن!!فرار کن
!لعنتی.خونه ی اشتباهی اومدیم
.میگیرمتون !دارین راه اشتباهی میرین
..هیسس
.بیا اینجا. بیا اینجا
!این دیگه چیه مرد
.خیلی خب.اون ادما کی ان دیگه؟
چرا اینجان؟ یعنی
.این یکی خوب تر و مهربون تر به نظر میاد
.اسم من "جیمز کوپر"ـه .من پسر "امی لو" هستم
خب که چی؟
.ببین.ببین
بابا بزرگ؟ مامان بزرگ؟
خنگ خدا.چرا زودتر نگفتی؟
.چقد خوشگل شدی پسر .بیا بابابزرگت رو بغل کن
.به خونه خوش اومدی پسرکم .به خونه خوش اومدی
.میخوای امشب اینجا
خونه ما بخوابی؟
.فکر نکنم اجازه داشته باشم
.برو بخواب
.از ساعت خوابت گذشته
.من وقت مشخصی واسه خواب ندارم
چجوری هست؟
خوابیدن چه حسی داره؟
مغزت
مشکل داره؟
...مثل .مثل قبل از به دنیا اومدنه
.مثل خوابیدن بود
میخوای برگردی؟
خوابت میاد؟
حالش چطوره؟
.هنوز غذا نمیخوره
.عکس هایی که از سرش گرفتیم .طبیعی هستن
تو اشپزخونه منتظرته.
.هی.صبح بخیر عزیزم
بخیه هات چی شده؟
بابایی بازشون کرده؟
...بیا
.بیا اینجا عزیزم
"گرسنه ای "ارون؟
ارون" میشه لطفا بخاطر مامان غذا بخوری؟"
هان عزیزم؟
..خیلی خب
میخوای بری بیرون؟
"ارون؟"
"ارون؟"
"ارون؟"
"ارون؟"
چی شده؟
چی شده؟ "ارون؟"
"ارون؟""ارون؟""ارون؟" چی شد؟
"هچر"
مامان؟
"هچر"!!
"ارون؟". .نور رو دنبال کن
من خوابم؟
چشمام بسته ست؟
..میتونی
میتونی من رو ببینی؟
من خوابم؟
.نه،نه عزیزم
..گوش کن من میخوام برم
.برم و سر در بیارم که چی شده
!نه!نه من رو تنها نذار
!منو تنها نذار
.اون نمیخوابه
.هیچوقت نمیخوابه
.گوش کن
.پس یکی رو برام بیار که میتونه
چی میگن؟
.هیچی.هیج دکتری تلفنش رو جواب نمیده
الو؟
.بله..بله درمورد "ارون"ـه
.نمیدونم
.درست نمیبینه..نمیتونم
.نمیتونم کاری کنم به حرفم گوش کنه
.هیچی نمیخوره.دو روزه هیچی نخورده
"ارون؟"
"ارون؟"
"کی"
کی"دکتر "اما"پشت خطه"
"ارون"
"ارون؟"
"ارون"
داری چیکار میکنی..
میخوای بری بیرون؟
.باهام بازی کن
خوابیدن چجوریه؟
مثل..قبل از به دنیا اومدنه
قبل ازینکه به دنیا بیام انگار خواب بودم.
میخوای برگردی؟
خوابت میاد؟
.خوابم میاد
.هیچوقت اولین باری که دیدمش رو یادم نمره
.عشق در نگاه اول بود
.یه جرقه ی دیوانه کننده
.یه چیزی مثل این فیلم های کمدی رمانتیک قدیمی بود
..خب
.کم و بیش
..سخته که بتونی عشق رو پیدا کنی
.اونم وقتی یه قاتل زنجیره ای هستی
.تقصیر من نیست
.دوران کودکی سختی داشتم
.بعد از اون هیچوقت ادم قبلی نشدم
.مخصوصا نه با لباسای خالخالی
.فکر کنم یه مریضیه
.بعدش نمیتونم تو چشماشون نگاه کنم
.ما همه نقطه ضعف هایی داریم
.مال من فقط تبعات بیشتری برام داره
..منظورم اینه که
...میگن همه زنبورا دارن ناپدید میشن
.مثلا یه معمای بزرگ یا همچین چیزیه
.ولی معما نیست
.اونا فقط دائما تو اپارتمان من گیر می افتن
.هیچوقت نمیفهمن چجوری از پنجره برگردن بیرون
.دقیقا از همون راهیه که میاین تو .بفهمین دیگه زنبورا
.قرار اولمون رویایی بود
.سر تا پا تو عشقش غرق بودم
.ولی دردسر تمومی نداشت
..ببخشید.میشه چند لحظه بهم
فرصت بدی؟
.بهتره بیاد بالا تا داخل بمونه
خب.کجا بودیم؟
این رژ لبه؟
چی؟
.نه
.نه.رو دستگیره ی در سس کچاپ بود
.یکی باید اون توالت هارو تمیز کنه
.یه داستان عاشقانه وحشتناک بود
.همه چیز خیلی خوب پیش میرفت
میشه یه لحظه بهم فرصت بدین؟
باشه؟
.و بعدش اون اتفاق افتاد
.نیازی نیست اینکارو بکنم
.میتونم ادم بهتری باشم
.بخاطر اون
..لطفا..هرچی پول دارم بگیر
"چارلی؟"
.اونجوری که به نظر میاد نیست
تو اون مرد رو کشتی؟
..نه
یعنی..خیلی خب اره
.و کار اشتباهی بود.کاملا اشتباه بود
.ولی تقریبا بخاطر حسی که بهت دارم جلو خودمو گرفتم
این موضوع اصلی ای که باید بهش توجه کنی نیست؟
.وای ، چرا ، دقیقا .البته.بیا رو همین تمرکز کنیم
..منظورم اینه که..خب هیچ موضوع دیگه ای واسه تمرکز روش وجود نداره
!مثلا این حقیقت که دوست پسر من الان یکیو کشت
!تو اون میله رو کردی تو شکمش
صبر کن ببینم..من دوست پسرتم؟
.واسش هزارتا پیام صوتی گذاشتم .و توضیح دادم چه اتفاقی افتاده
.بخاطر اون دیگه نمیخواستم کسی رو بکشم
.اون تنها دلخوشی من تو این دنیا بود .و من از دست دادمش
.همه چیز رو از دست دادم
چارلی"...منم"
.فکر کنم میفهمم چی بهت گذشته
.هر اتفاقی بیفته من دوستت دارم .و هیچ چیزی نمیتونه تغییرش بده
.باید یکم کمکت کنیم
بیا خونه ما تا دربارش صحبت کنیم.
"چارلی"
.خوشحالم میبینمت
.بیا تو
چارلی"؟حالت خوبه؟"
.آره.آره من خوبم
میشه یه لیوان اب بهم بدی؟
..حتما..اوم
بهتری؟
پس..از خالخالی خوشت میاد اره؟
No comments yet. Be the first to leave one.