Gone

Gone

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Gone S01E06 WEB-DL
കമന്ററി എഴുതിയത് shine021
سریال گمشده قسمت 6

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-05-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 27
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

دستاتو بکش کنار!

دستت دور گردنش بود، مایکل.

اگه آنی نیست، هیچ‌کسو اینجا نمی‌خوام.

باید در مورد کارهای درسی دیلن حرف بزنیم.

پس این یعنی نمی‌تونم تو بازی شرکت کنم؟

سالانه 25 هزار پوند. برای چی؟

اونا دارن مجازاتت می‌کنن.

من به‌خاطر تو عصبانیم! 'دیدیش؟'

'خانواده برادلی ادعا می‌کند هیچ سرنخ جدیدی در بیش از یک دهه وجود ندارد'

و 'هرگز احساس نکردم تینا اولویته'.

هر روز بهش فکر می‌کنم. دوست من بود.

اگه قرار بود پیداش کنی، تا الان می‌کردی.

تو مامانو کشتی؟

نمی‌تونستی ولش کنی بره؟

جای تعجب نیست که مردم دارن انگشت‌نما می‌کنن.

جای تعجب نیست که همه رفتن.

می‌خواستم رو در رو ازش بپرسم.

اگه مامانتو کشته؟ اون هیچی نگفت.

'برای روشن شدن موضوع، فکر می‌کنی اون این کارو کرده؟'

تکذیب نکرد. فقط یه حالتی توی صورتش بود، مثل اینکه...

...همه چیز تموم شده.

و اون هیچی نگفت...

...یعنی راهش برای گفتن این بود که تو درست می‌گفتی؟

نه.

نه، اصلاً اینطوری شد که به اینجا رسیدیم.

اون توانایی این رو نداره...

...که چیزی بگه.

خانم؟

حادثه در مدرسه. آمبولانس‌ها رو صدا زدن.

آنی...

من با مردم اینجا صحبت کردم.

به‌موقع بهش رسیدن. و اینم هست.

این خطاب به توئه.

زيرنويس از مهدي shine021

گــمــــشــــده

'من مقصر مرگ سارا پولی هستم.'

حتی 'مرگ همسرم' هم نگفته.

سارا پولی.

انگار یه نفر که سر کوچه زندگی می‌کنه.

یه فاصله‌ای اونجا هست. این اعتراف نیست.

یه اعتراف ضمنیه.

یه اقرار به اینکه اون کافی نبوده. این چیزیه که همیشه می‌گفته.

اون خودش رو مقصر مرگش می‌دونه، نه قتلش.

آنی، می‌دونی، بعضی وقتا واضح‌ترین چیز

همون چیزیه که اتفاق افتاده.

در واقع، بیشتر وقتا.

پس، وقتی روانپزشک اجازه بده که ما بریم تو،

ما دوباره این رو ازش می‌پرسیم.

که منظورش از این یادداشت چی بود. اینکه سارا رو کشته.

فکر نمی‌کنم این کارو کرده باشه.

پس باید راهی برای حذف کردنش پیدا کنی.

الان مجازه؟ من برگشتم تو تیم؟

هیچوقت تعطیل نبودی. من آشغال جمع میکردم.

سَر بَرگی سَر برگِ زباله

منظورم اینه که اگه انقدر مطمئنی بیگناهه،

برو و ثابتش کن. باشه.

هه، ملاقاتی ممنوعه. هنوز نه. بابا.

بابا! بابا، خواهش می‌کنم!

بابا، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم... ببین، خواهش می‌کنم برو اون‌ور.

لطفاً از در فاصله بگیر!

من باید بدونم چرا این کارو کردی!

بابا، بابا.

بابا، لطفاً... عقب بایستید.

بابا. بهم بگو چرا.

بابا...

لطفاً بشینید.

حالا، با وجود آنچه که شاید بعضی از شما شنیده باشید،

هیچ تغییری در برنامه‌ی امروز نخواهد بود.

فردا، طبق برنامه، میزبان بازی نهایی راگبی این فصل خواهیم بود.

حضور شما در آنجا، مخصوصاً در زمانی

که همه‌مون می‌تونیم از همکاری با هم سود ببریم...

...خب، شدیداً توصیه می‌شه.

هر اتفاقی که توی این چند هفته افتاده، هر چقدر هم که وحشتناک باشه،

می‌خوام همتون یادتون باشه

تقصیر هیچ کدوم از شماهایی که اینجا هستید، نیست.

اینم یکی برای تو.

اگه مایکل اونو کشته، ماشینش چی میشه؟

خوبم، مرسی، اَنی، تو چطوری؟

اون باید جنازه رو به جنگل منتقل می‌کرده، نه؟

پس، مگه اینکه اونو اونجا دوش‌کِش کرده باشه،

اون مجبور بود با ماشین بره.

پس پزشکی قانونی گفت چی توی ماشین پیدا کردن؟

هیچی. هیچی؟ هیچی که مجرمیت رو ثابت کنه.

همین‌طوری فکر می‌کردم. فقط به خاطر اینکه اونا شریک بودن.

پزشکی قانونی کلی شواهد از حضور سارا تو ماشین پیدا کرد،

ولی خب انتظارشو داشتی.

به هر حال چیزی رو ثابت نمی‌کنه.

خوبی؟ آره.

فکر نمی‌کنم اون این کارو کرده باشه.

من باهاش آشنا شدم، دانکن.

خیلی وقت باهاش گذروندم.

و فکر نمی‌کنم اون کسی باشه که سارا رو کشته.

نگرانم که در نهایت آدم اشتباهی رو متهم کنیم.

پس می‌خوای نشون بدی نمی‌تونسته این کارو بکنه؟

دقیقاً، چون اگه نتونسته باشه این کارو بکنه،

پس نکرده.

حتی اگه بگه کرده. آره.

بیایید دوباره همه چیزو بررسی کنیم.

مرسی. خواهش می‌کنم.

ماشین نیست که، صندوق عقبشه.

باید جسد رو توی صندوق عقب می‌ذاشته.

پس دنبال خون، بزاق، مو، هستیم،

هر چیزی که نشون بده اون رو... مجبور کرده بودن عقب دراز بکشه.

خب، خونی نیست... باشه.

چیزی درباره بزاق نیست. اوم.

421-B و C.

موهای سر متعلق به... V1.

سارا پالی.

باشه. این هنوز به این معنی نیست که اون، ام...

به این معنی نیست که کاری کرده، نه؟

ممکن بود مویی باشه... ممکن بود مو باشه

روی یقه ژاکتش، و اون ژاکت رو گذاشته تو صندوق عقب.

آره، دقیقاً، روی یقه.

این توضیحش میده، آره. همینطوره، آره.

همونطور که میگی، چیزی رو ثابت نمی‌کنه، نه؟

ممنون. خواهش می‌کنم.

نمی‌خواد منو ببینه چون کاری که با مامان کرد،

یا به خاطر کاری که تو جنگل سعی کرد انجام بده؟

این چیزیه که نمی‌تونم بفهمم.

بهت گفت که اون این کارو کرده.

اینه که باید همیشه تو ذهنت باشه.

اون تو اون ماشین نشست، و اعتراف کرد.

نه، انکار نکرد. و این فرق داره.

خب، چرا باید اون یادداشتو می‌نوشت؟ خب، ما هیچ یادداشتی نخوندیم.

یا کاری که تو جنگل سعی کرد انجام بده؟ چون...

همسرش کشته شده،

و دخترش اونو به این کار متهم کرده.

پس انکارش کن. اون اینجوری نیست.

چرا که نه؟ چون اون اینجوری برنامه‌ریزی نشده.

اون مرد خشنی نیست. طبق گفته ترودی، هست.

و روری، و کارآگاهی که بیرون باهاش دعوا می‌کرد.

تو هم بهش مشکوک بودی، یادت میاد؟

دارم سعی می‌کنم بفهممش. خب، نکن.

دارم بهت میگم مطمئن نیستم،

پس فقط حمایتم کن، باشه؟

ملاقات‌کننده.

فکر کردم گفتی دیگه اجازه نداره اینجا باشه؟

نه، نیست. باید باهات حرف بزنم، آلانا.

می‌دونم مردم چی می‌گن.

مردم چی می‌گن؟ که به یکی از پسرا حمله کرده.

این چیزیه که می‌گن؟

اون هیچ وقت با ما اونطوری نبود، با من، وقتی بزرگ می‌شدم. اون...

مامان رو دوست داشت. اون رو دوست داشت.

و متاسفم. متاسفم، می‌دونم که پیش تو اومدم.

ولی الان مطمئن نیستم، و اون با من حرف نمی‌زنه.

متاسف نباش، آلانا، خواهش می‌کنم.

چون منم فکر نمی‌کنم بابات این کارو کرده باشه.

واقعاً اینطور فکر نمی‌کنم، باشه؟

خب، مشکلی که من دارم

فکر کنم دلش می‌خواد مردم فکر کنن اون این کارو کرده.

مایکل، باید باهات صحبت کنیم.

اما اینجا نمی‌تونیم. باید توی اداره باشه.

پس باید دستگیرت کنیم. این کارو درست انجام بدیم.

یالا.

بگو منظورت توی اون یادداشت چی بود؟

بعدش هم می‌تونی بگی با سارا چه‌کار کردی.

کِی انجامش دادی. برای این به کمک تو نیاز داریم.

مایکل، کِی جسدشو جابجا کردی؟ شب بود؟

روز بود؟ کدوم روز؟ برای دادستان به این نیاز داریم.

یادم نمیاد.

آلانا پیش ما اومد، مایکل.

اگه به خاطر ما این کارو نمی‌کنی، به خاطر اون انجام بده.

توضیح بده.

چهارشنبه بود.

باید چهارشنبه می‌بود.

چهارشنبه. اون فکر می‌کنه اون روز انجامش داده.

'می‌خوام با منشی‌ش تقویمشو چک کنی.'

اگه چهارشنبه یه جای خالی باشه، نزدیکیم.

اما این شمشیر دو لبه‌ست. اگه جای خالی نباشه، اونو حذف می‌کنیم.

الزاماً نه.

ایوان، چرا به قتل اعتراف می‌کنی و زمان اشتباه میدی؟

'فقط بذار چک کنیم، باشه؟'

وقتی فهمیدم بهت زنگ میزنم.

درس‌ها آبی‌ان، جلسات کارمندان قرمز.

هر چیز دیگه‌ای سبز.

یعنی سال‌هاست که همین رواله.

بیا. چهارشنبه بیست و پنجم. مثل هر چهارشنبه دیگه‌ست.

همیشه ساعت چهار یک جای خالی هست،

در صورتی که بخوایم چیزی بذاریم،

مثل یه جلسه یا اگه اون نیاز به بیرون رفتن داشته باشه.

چرا؟

فقط تو و مایکل به این دسترسی دارین؟

مایکل هیچ وقت به این نگاه نمی‌کنه. مایکل همه‌چیزو تو ذهنش نگه میداره.

اما اگه نیاز داری چیزی رو وارد کنی، یه چیزی لحظه آخری... هوم.

...و اون هیچ وقت به این نگاه نمی‌کنه، پس اون میره کجا؟

اون میره تو دفتر خاطراتش.

دفتر خاطراتش؟ روی میزش... معمولاً.

'با تکنولوژی میونه خوبی نداره'.

'میدونم کدومو میگی.'

آه. پیداش کردم، گرفتمش.

بیست و سوم، بیست و چهارم، بیست و پنجم.

خب؟

فقط نوشته 'خالی بماند'.

این دستخط اون یا تو؟ مال اون.

قطعاً مال اونه.

اون. ببخشید، این یعنی چی؟

یعنی باید اینو با خودم ببرم.

برای نوار، من پاسبان کارآگاه، نیرا بارکر هستم.

همچنین حاضر... بازرس کارآگاه ایوان پمبرلی.

کایرا دویل، بزرگسال مسئول.

Gone subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Gone

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left