As You Stood By

As You Stood By (당신이 죽였다)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

As You Stood By S01E08 Eun-su Hui-su and Us 720p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 8 Dangsini Jugyeossda 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-08
ഡൗൺലോഡുകൾ: 78
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

در حالی که تماشا می‌کردید

قسمت ۰۸: اون‌سو، هه‌سو و ما

آقای جین، هه‌سو رفته!

یعنی چی؟

اگه جانگ کانگ برده باشه چی؟

اگه نو جین-یانگ بلایی سرش آورده باشه چی؟

هی، اون‌سو. به خودت بیا، باشه؟ عمراً همچین چیزی بشه.

به هر قیمتی پیداش کن. بله قربان.

یه نفر زنگ زده به آسایشگاه مادر هه‌سو

خودش رو خواهرزاده‌اش معرفی کرده و آدرسش رو خواسته.

کار نو جین-یانگه.

اون‌سو. بله؟

محکم باش.

مامان متاسفم که تنهایی تنهات می‌ذارم.

گناهی نابخشودنی مرتکب شدم. جین-پیو رو کشتم.

اون‌سو!

بیا واقع‌بین باشیم. هیچ‌کس از پله‌ها استفاده نمی‌کنه، حتی برای یه طبقه.

و کی وسایلشو از پارکینگ، اونم با پله، میاره بالا؟

معلومه چرا به خودشون زحمت ندادن دوربین‌های راهروی پارکینگ رو درست کنن.

که این فقط کار ما رو سخت‌تر می‌کنه.

منظورم اینه که می‌فهمم. تو این مجتمع‌ها هر خرجی نیاز به تایید ساکنین داره.

باید یه اتفاق بد بیفته.

اشتباه از دهنم دراومد.

من که می‌گم، اون بی‌شرف تو جاخالی دادن به دوربین‌های امنیتی یه پا استاده.

یا یه زنِ عوضی.

ببخشید؟

یعنی داشت عمداً گمراهم می‌کرد؟

کیونگ-گو.

کیونگ-گو؟

در حال جستجوی بریز اچ

دانشکده پلیس: جستجوی فارغ‌التحصیلان

نو جین-یانگ، ۱۲ پیونگ‌چانگ ۷-گیل

کلانتری گانگنام

می‌دونید ساعت چنده؟

بله، بابت تماس دیرهنگامم عذرخواهی می‌کنم.

در مورد فیلم دوربین‌های امنیتی که دیدید تماس گرفتم.

مربوط به قتل نگهبان در مجتمع مسکونی برادرتون.

خب؟

بعضی قسمت‌هاش آسیب دیده بود، برای همین سعی کردیم بازسازی‌شون کنیم.

خب؟

در واقع برادرتون توی اون قسمت بازسازی‌شده پیدا شد.

برادرم؟

این محاله.

اگه اجازه بدید بپرسم.

اتفاقاً اون قسمتی که برادرتون توش بود رو دیدید؟

طوری حرف می‌زنید انگار من حذفش کردم.

ایشون خانواده شما هستن. کاملاً طبیعیه که ممکنه غافلگیر شده باشید.

چرا باید غافلگیر بشم؟

من هیچ‌وقت اونو تو فیلم ندیدم و اصلاً نمی‌تونست خودش باشه.

من شهادتی دارم که حضور آقای نو جین-پیو رو اون روز اونجا تأیید می‌کنه.

کی؟ زن‌برادرم؟

ما هنوز در میانه تحقیقات هستیم، پس...

سوابق سفر جین-پیو.

بررسی‌شون کردید؟

اون موقع تو کشور نبود.

مگه بهتون نگفتم؟

زن‌برادرم یه کم خاصه.

دفعه قبل، آزار و اذیت رو جعل کرده بود.

من تأیید کردم که گزارش پزشکی و عکس‌ها مدارک معتبر آزار و اذیت بودن.

چی؟

یعنی چی؟

ببینید، من الان بیرونم، پس...

شما هه‌سو رو ملاقات نکردید، درسته؟

بعداً بهتون زنگ می‌زنم.

بررسیش کن.

لعنتی.

مامان!

الو؟

این چه وضعیه کله سحر؟ پلیس دم دره.

زنگ در رو می‌زنن و سراغ جین-پیو رو می‌گیرن.

نذارید بیان تو.

فقط بپرسید کی هستن و از کدوم کلانتری‌ان.

فقط بپرسید کی هستن و از کدوم کلانتری‌ان.

می‌گه کارآگاه چوی کیونگ-گو از کلانتری گانگنامه.

نذارید بیاد تو! به هیچ وجه!

اصرار می‌کنه که زیاد طول نمی‌کشه.

فقط باهاش حرف نزنید!

نه به زنگ در جواب بدید نه گوشی رو بردارید.

همین که رفتن مستقیم بیاید خونه من.

چرا خونه شما؟

آخه خونه شما رو که دیگه خیلی‌ها می‌دونن.

خواهش می‌کنم، فقط کاری که می‌گم رو بکنید و برید.

منم الان میام اونجا.

جین-یانگ!

کیونگ-گو.

چی شد؟ آقای نو اون موقع خارج از کشور بودن.

چی؟

شش هفته پیش رفت و دیگه برنگشت.

جو هه‌سو

کارآگاه چوی هستم از کلانتری گانگنام.

اینقدر سرتون شلوغه و با این حال اومدین یه سلام و علیکی بکنید؟

شما واقعاً یه دونه‌اید.

می‌گن یه آشنای واقعی کسیه که بتونه کار آدمو راه بندازه.

پس افتخار این رو به من می‌دید که از این به بعد رابط من باشید؟

خواهش می‌کنم، شما لطف دارید.

ولی حتماً سلام شما رو شخصاً به رئیس ایم می‌رسونم.

راستی.

از قتل اخیر نگهبان خبر دارید؟

در آپارتمان‌های بریز هیل، تو منطقه شما؟

البته.

رئیس ایمه.

بله؟

مادرش تو اون مجتمع آپارتمانی تنها زندگی می‌کنه.

برای همین خیلی نگران به نظر می‌رسید.

می‌گفت کارآگاه جوونی که مسئول پرونده‌ست، هی این ور و اون ور سرک کشیده

و ساکنین رو خیلی اذیت کرده.

اینطور شد؟

انگار می‌خواست اون رو از پرونده کنار بذارن.

جین‌یونگ. تبریک می‌گم.

تبریک میگم. تبریک میگم.

تبریک میگم، قربان.

ترفیع درجه‌تون رو تبریک می‌گم.

تبریک میگم، جین‌یونگ عزیز.

ترفیع درجه‌تون مبارک.

نه.

هوی‌سو زنده‌ست.

اون نو جین‌یونگ بود.

هوی‌سو!

هوی‌سو!

هوی‌سو!

هوی‌سو! بیدار شو، هوی‌سو!

اون‌سو. هوی‌سو!

هوی‌سو! آروم باش. بریم بیمارستان.

هوی‌سو.

این امکان نداره.

ببخشید خانم. هی، صبر کنین!

اورژانس

خانم جو هوی‌سو همین الان به سئول منتقل شدن.

کدوم بیمارستان سئول؟ دقیقاً کجا؟

متاسفم، نمی‌تونم این اطلاعات رو افشا کنم.

این برای یه تحقیق فوریه.

یه لحظه لطفاً.

هوی‌سو

تماس شما با شماره مورد نظر برقرار نمی‌شود...

کجایی؟

جو هوی‌سو کجاست؟

چرا باهاش این کارو کردی؟

تو اصلا روی اینو داری که از من اینو بپرسی؟

خودت میدونی جین‌پیون چیکار کرد.

اگه اون موقع چشمتو نمی‌بستی، اون نمی‌مرد.

خب، تو یه هرجایی لعنتی نیستی؟

تو اونو کشتی، حالا چی؟

چرا نمی‌ری به پلیس بگی؟

هیچ‌کدوم از کاراش حتی جرم حساب نمیشه.

جرم نیست؟

چی، و شما عوضی‌ها بی‌گناهید؟

خوبه که جو هوی‌سو امروز نمرد.

نزدیک بود بذارم زنده بمونی.

بهش گفتی...

که خودشو بکشه در ازای اینکه تو جون منو نجات بدی؟

لعنت به این وضعیت.

چطور می‌تونستم انقدر ساده‌لوح باشم؟

باید از همون اول هر دو تا عوضی رو می‌ذاشتم خودتون رو بکشید.

یه بار دیگه همچین کاری با هوی‌سو بکن.

این عوضی لعنتی، حرفه کوچیک و با ارزشتو نابود می‌کنه.

تا وقتی می‌تونی، کنار بکش.

گوش کن. اگه هر وقت قرار بود کنار بکشم، این کارو می‌کردم...

تا اینجا پیش نمی‌اومدم.

اگه شما دو تا اینجوری می‌خواین بازی کنین...

منم که نمی‌تونم کنار بکشم، مگه نه؟

رئیس جانگ مین-هو از ونگ‌سیمنی

خانم یانگ جو-سون از آپگوجه‌ونگ‌دونگ

همسر هوانگ جون-مو، نماینده ۵ دوره مجلس

به زودی خوب میشه.

جین‌یونگ ۵ تماس از دست رفته

اخیرها جین‌یونگ

کارآگاه چوی هستم از ایستگاه گنگنام.

به نظر میاد دیروز اظهارات دروغی دادین.

لطفاً فوراً با من تماس بگیرین.

جین‌یونگ پیوست: ۱ ویدئو

اینم یه نفر دیگه که به خاطر تو می‌میره.

امیدوارم آماده باشی.

لطفاً بیدار شو!

اون‌سو، درو باز کن.

هی، حالت خوبه؟

اون‌سو.

میدونم الان نمی‌تونی غذا بخوری.

ولی حداقل می‌تونی چشم‌هات رو سیر کنی.

همین که یه غذای تند ببینی، دهنت آب می‌افته، سرحالت میاره...

و انگیزه زندگی بهت میده.

پس جین‌یونگ رو دیدی؟

اون‌سو.

این یک ماه و نیم گذشته...

من واقعاً حس کردم که زنده‌ام.

هیچ وقت انقدر ریلکس، آروم...

و در آرامش نبودم.

همین کافی بوده.

طی این یک ماه و نیم گذشته...

منم حس کردم از یه تونل تاریک و طولانی بیرون اومدم.

دیگه نمی‌تونم صبر کنم. دارم شروع می‌کنم.

خانم جو.

هی.

مگه امروز تعطیل نیستی؟

چرا، ولی حس کردم ممکنه کسی دنبالم بیاد.

به کارت ادامه بده.

شما خانم جو اون‌سو هستید، درسته؟

بله.

ما باید در مورد رشوه گرفتن از تأمین‌کننده‌ها از شما بازجویی کنیم.

لطفاً با ما به ایستگاه بیاین.

جو اون‌سو.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left