ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.همه چیز با یه چیز... فوقالعاده شروع میشه
.یه گل
.فقط یه گل
.بعد یه زنبور عسل
.خیلی شکننده
.خیلی پیچیده
.زنبور گرده جمع میکنه
.و اونو تو کلاله یه گل دیگه میذاره
.مثل سکسه ولی تمیزتر
.و هیچکس هم آسیب نمیبینه
.یک سوم غذای ما اینجوری گردهافشانی میشه
میفهمی این یعنی چی؟
.اینقدر زنبورا حیاتیان، دان
.و دارن میمیرن
چرا؟
مثل اینکه قبلاً حرفشو زدیم، پسرعمو. یادت میاد؟
.CCD. مثل یه پاندمیه
.زنبورای کارگر ملکه رو ول میکنن
.تا وقتی که اون با بچههاش تنها بمونه
.و کلونی از بین میره
ولی چرا ترکش میکنن؟
...خب
.مردم میگن دلیلش آفتکشها یا از بین رفتن زیستگاهشونه
...یا بعضیها فکر میکنن دولتهای دنیا
...و اربابای شرکتهای کشاورزیشون
.CCD رو مهندسی ژنتیک کردن تا ذخایر غذایی رو دستکاری کنن
...ولی من میدونستم که باید
.یه اصل سازماندهی بزرگتر در کار باشه
.واسه همین مطالعه کردم
.مشاهده کردم
.پایین
.تو زمین گشتم
.و تو ستارهها
.تا اینکه پیداش کردم
.از اول هم اونجا بود
.لعنتی! دارن ما رو زندانی میکنن، مسموممون میکنن
.خفهمون میکنن
.یک. دو
.ما سکان کشتی رو دست نداریم، دان
.اوه، آفرین
.اونا دارن
.و حالا نوبت من و توئه
.که جلوشونو بگیریم
.این تمرین بیدلیل نیست، دان
.میخواد سعی کنه ما رو تحت سلطه خودش دربیاره
ولی ما نمیذاریم، مگه نه؟
منظورت اینه که اون سعی میکنه به ما آسیب بزنه؟
.اوه، آره دان. خیلی خطرناکه
.پس باید آماده باشیم
.پایین. بالا. - ...بدنمون، مغزمون رو
.یالا. یالا. یالا
چرا میخندی؟
.ببخشید، تو فقط یه کم خندهدار به نظر میای وقتی این کارو میکنی
.راستشو بخوای. ببخشید، تدی
باشه، خب، حالا نوبت توئه. باشه؟
.هی، فکر کنم منم خندهدار به نظر میام
.باشه
.دیدی؟ خوبه
.اوه، و فراموش نکن اونا از راه دور ردیابیش میکنن
.و سعی میکنن ما رو هم ردیابی کنن
.این... هر فرصتی که گیر بیاره، توی کلهت نفوذ میکنه و مختو میخوره
.پس باید اون کوفتی رو تقویت کنیم
.باشه
.سعی میکنم
ولی تو... تو اینو میشنوی؟
دانی؟
تو صدات، چطور اعتماد به نفستو داغون کردن؟
.متاسفم، تدی
.نه. دانی، به من نگاه کن
.هیچوقت عذرخواهی نکن. هیچوقت
هیچ کدوم از اینا تقصیر تو نیست. باشه؟
.ممنون
.اون منصفانه بازی نمیکنه
.پس ما باید بهتر باشیم
چجوری میتونی تشخیصشون بدی؟
.خب، باید بدونی کجا رو نگاه کنی
.نشانههایی وجود داره
این آدما چی؟
.نه
.نه، اونا خوبن
.منظورم اینه که، خیلی هم خوبِ خوب نیستن
.ولی پوچ شدن
.میدونی، مثل بقیه ما
.بیضرر
.ناامید
.و این همون چیزیه که اونا برنامهریزی کردن
.که ما رو مثل زنبورا کنن
.یه کلونی مرده، که به هزاران جهت پخش شده
.و راه برگشتی هم به خونه نیست
.صبح بخیر، خانم فولر. صبح بخیر
.روز خوبی داشته باشین
این کرم چیکار میکنه؟
.همون کارو میکنه
.خنثیسازی
.بیا، همشو بزن
اگه یکی بفهمه ما چیکار داریم میکنیم چی؟
.نمیفهمن
.هیچکس رو زمین یه ذره هم براش مهم نیست که ما کی هستیم
...پس تا اون روزی که بیاد
ما حافظه روانی رو پاک میکنیم، باشه؟
حواسپرتی ممنوع
نه بازی، نه ویپ، نه جق زدن
هیچ صفحهای، مگر برای تحقیق
قول میدی، دان؟
میدونم خیلیه
ولی من... میخوام تو این قضیه باهام باشی
بهت نیاز دارم، دان
هوم. میدونم
تو واقعا باهوش و شجاعی
و هیچکس جز من اینو نمیبینه
نه، تو... نه، تو باهوشتری
واقعاً مغز متفکر این عملیاتی. هوم
هوم. ولی... چیزی شده؟
من فقط
فکر نمیکنم از پسش بربیام
هی
بیا اینجا
هوم
یه بغل بده. آه
دوستت دارم، رفیق
منم دوستت دارم، مرد
تو بهترین دوست منی تو کل دنیا
تنها دوستم
و این کارو اول از همه برای نجات تو انجام میدم
نمیذارم کسی بهت آسیب بزنه، باشه؟
باشه؟
باشه. هیچوقت
آره
مدروکسیپروژسترون استات
یه داروی هورمونی از نوع پروژستینه
کاستراسیون شیمیایی
باشه؟ باشه
برای اینکه به حداکثر تمرکز برسیم
باید مغزمونو از تمام وسواسهای روانی پاک کنیم، باشه؟
یعنی چی؟
هی، رفیق
باور کن، من یه خروار تحقیق در موردش کردم
هر چی از اون چرت و پرتهای لعنتی بیشتر داشته باشیم
که نورونامونو گیر میندازه
اون وقت بیشتر از ما برتری پیدا میکنه
مطمئنی؟
آره، دانی، مطمئنم
خیلی مهمه، دان
من فقط
میخواستم یه روزی با یکی باشم
رفیق
باید حرفمو باور کنی
من تهشو درآوردم
اون قسمتی از مغزت که حواستو پرت میکنه
قسمتی از مغزت که ناراحتت میکنه
همش به غریزههای زیستی ربط داره
این سیناپسها که برای تولید مثل فعال میشن
و بقای نسل و تکهمسری
مثل همه این تلههای درد لعنتی
همش... همش نورونه، رفیق
فقط باید مهارشون کنی
وقتی این میلها رو از بین ببری، مثل من
ارباب خودت میشی
هیچکس نمیتونه باهات ور بره
کاملا آزاد میشی
نمیخوای آزاد باشی؟
آره
پس آمادهای؟
بیا انجامش بدیم
آره. آره
...باشه، خب، اِم
خم شو رو صندلی و باهام حرف بزن
حواستو پرت میکنه. آره
حالت چطوره، تدی؟
عالیام، رفیق
تو چطوری؟
اِم، من خوبم
خب، هیجانزدهای که آزاد بشی؟
آره
آزادی چه حسی بهت میده؟
فکر کنم این
حس وقتی رو داره که بچه بودیم
قبل از اینکه اوضاع خراب بشه
وقتی همه هنوز اینجا بودن
هی، هی
میدونم سخت بوده، رفیق
ولی ما دوباره به دستش میاریم. قول میدم
تمام چیزایی که از دست دادیم
تمام این سالها، تمام گندکاریهایی که سرمون آوردن
اون گندکاریا رو دوباره درست میکنیم
و هیچکس نمیتونه باهامون ور بره
حتی خودمون هم نه
صبح بخیر، کوری. صبح بخیر، میشل
من معتقدم هر شرکتی باید تلاش کنه
که یک تیم متنوع تشکیل بده
اگه افراد تیمتون از پیشینههای متنوعی باشن
راهحلهای جدید و خلاقانهای برای مشکلات پیدا میکنن
به جای صرفاً تکرار کردن
ما باید نسل بعدی رو پیدا کنیم
از مهندسهای متنوع
زیستشناسهای متنوع، دکترهای متنوع
چون فقط کارمندهای متنوع نیستن
این تفکر متنوعه
بحث بر سر استفاده از منابع شرکتمونه
برای توانمندسازی افراد با مهارتها و هویتهای مختلف
No comments yet. Be the first to leave one.