ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در "صـــــد" گذشت
براساس دادههای جدید، میتونم بگم
.دوماه دیگه دووم میاریم
سفینه چند نفر رو میتونه جا بده؟
.نه بیشتر از صد نفر
.فقط باید تصمیم بگیریم کی زنده بمونه
.آرکادیا نقشهی دوم ماست
.این کمکی به زمینی ها نمیکنه
من دست برنمیدارم تا وقتی
. که یک راهحل برای همه پیدا کنم
اگه من تو لیست هستم .تو هم باید باشی
.بنویس،وگرنه خودم مینویسم
.بلامی،نمیتونم
حالا میزاریمش کنار، به این امید که هیچوقت لازم نشه
نایکو، چه بلایی سر اونها اومد؟
.بیماری
.ما درمانش نکردیم
بدنش خود به خود داره .علائم بیماری رو پس میزنه
فقط یک متغیر هست
.که لونا رو از بقیه جدا میکنه
.نایتبلاد
!ها! بیدار شد
.هی جاها! انگار شناور شدی
.پس جاها میگه اینجا و اینجا پلیس لازم داریم
.هه
.سر خودت رو گرم نگه داشتی آقای جوردن
.اوه، دارم لذت میبرم، روزهای آخره
لازمه بدونم چطوری بدون بیدار شدنم
من رو آوردی اینچا؟
.اوه، احتمالا نه
ولی تاثیراتش بیضرره
.قول میدم، فکرکنم
.خب دیگه، خوش گذشت
.برگردیم سرکار
اون قیافهی «همگی قراره بمیریم» چیه رو صورتت؟
...منظورم اینه
.خودم میدونم منظورت چیه
.بلامی تا الان باید برمیگشت
.گروهای شکارچی بیسیم روشن نمیکنند
.چیز جدیدی نیست
دیگه چی؟
.بنظرم بدرد نخورم
اینجا گیر کردم، فقط واسه مواقعی که یکی نیاز به چسبزخم داشت
یا نظارت به نقشههای جایگزین درحالی که الان باید
.برم به جزیره و دنبال تولید نایتبلاد باشم
.کلارک، تو که نسل شناس نیستی
.مادرمم نیست
.آره، خب ریون باهاشون هست
.کدهای ژنتیکی، کدهای کامپیوتری
.خودشون کشفش میکنند
.مانتی، دارم جدی میگم
.منم جدیام
اگه حق با جاها باشه
و بکا اونجا نایتبلاد رو ساخته باشه
اونها نمونههاش رو پیدا میکنند
و تنها کاری که باید بکنند
.مهندسی معکوس اون از لوناست
.همه زنده میمونیم
اگه نتونند انجامش بدند
.تا قبل از اینکه تشعشعات به اینجا برسه
.بنظرم بهتره سفینه رو تموم کنیم
ریلی، اوضاع چطوره؟
.اینجا طبق برنامه پیش میره
.تا شب نشده کار تعمیرات بیرونی تموم میشه
.دیدی؟ یک چیز کمتر برای نگرانی
.باران سیاه
.بسیارخب، همگی برن داخل، همونطور که تمرین کردیم
!بارانسیاه آژیر رو بزن، این تمرین نیست
!برید،برید،برید
!جاسپر! زودباش
جاسپر، چکار میکنی؟
.نمیتونیم همش تو ترس زندگی کنیم
!بدو
.مانتی، نمیتونی،نمیتونی
!جاسپر، بزار برم
!نه
کلارک، چکار کنیم؟
.آسمون...داره به زمین میاد
.آسمون داره به زمین میاد
تو چه مرگته؟
.فقط بارونه، خاکستر رادیواکتیو که نیست
.رفیق، اصلا جالب نبود
.بیخیال، فقط شوخیه .اینطوری نباشید بچه ها
!بچهها
کی همگی اینجا شوخطبعیشون رو از دست دادند؟
ابی، اگه حق با تو باشه
.پس لونا اون معجزهایه که نیاز داریم
.ای کاش منم باهات بودم
.منم همینطور، ولی تو باید اونجا باشی
وقتی سرم نایتبلاد رو تولید کتیم
باید به سرعت پخشش کنیم
.و برای اونکار نیاز به صلح داریم
.من باید برم، مراقب خودت باش ابی
.وقتی آزمایشگاه رو پیدا کردی تماس بگیر
.باشه،تو هم مراقب باش
.بشین
اینبار چکار کردم؟
.شایعهی نابودی شعله همهجا پخش شده
مردم تو خیابونها راحت .دنیال سر شاه هستند
.انتخابهای تو عواقب خودش رو داره
ترجیح میدادی برم دختر ایندرا رو بکشم؟
.ترجیح میدادم نکشی
ماموریت ما نگه داشتن رون برتخته
تا برای بقیه زمان بخریم
.تا یک راهی برای نجات ما از پرتوافکنی پیدا کنند
.منم دارم همونکارو میکنم
.با گردن زدن یک پسر بیگناه
.همه برای یک چیزی گناهکاریم
.در تو یک تاریکی وجود داره،اکتاویا
.میدونم که هنوز عزاداری
.بشین
.لازم نبود اون پسر رو بکشی
.لازم نبود سفیر رافائل رو بکشی
.لازم نبود پایک رو بکشی
.پایک حقش بود
.عدالت و خونخواهی دوتا چیز متفاوتند
.بنظر من یکیاند
تصمیمگیریهای تو به طرز عجیبی
زیرسوال میره
.و نمیتونم بزارم مردمم از کوره دربرند
.بزار دربرند .من یک جنگجوام
.نه، یک جنگجو میدونه کی نباید بکشه
.لینکلن این رو بهت یاد داده
.ولی انگار فراموش کردی
اینکه گفتی برای انجام کاری اینجا هستیم درسته ...ولی الان
-آزگدا اینجا چکار میکنه؟ -.داری قضیه رو سختتر میکنی
صدراعظم کین، شاه مایلند شمارو ملاقات کنند
.تو دیگه عضوی از محافظین من نیستی
.گفتم هلیوس رو برات زین کنند
.برگشت به خونه حالت رو خوب میکنه
.تا با ایندرا صحبت نکنم جایی نمیرم
.آماده شو
.بزودی میاد
.بعد از شما
قایقها کجا هستند؟
بدون ا.ل.ی، دلیلی نداره اینجا باشند
طبق نقشهی تلونیوس
آزمایشگاه وسط جزیره ست
.حدود ۵مایل جلوتر
میتونی اونقدر راه بری؟
.سعی کن ازم عقب نمونی
.هیچوقت فکرنمیکردم اینجا برگردم
.آه، تو نباید میومدی
.اینطوری کسی رو خر نمیکنی، مورفی
.هنوزم عوضی هستی
داری کار درستی میکنی
.انتخاب دیگهای نداشتم
.این مردم خوبند لونا
.من به اونها اعتماد دارم، تو هم به من
.لونا،نایکو، وقت رفتنه
.اونها فکر میکنند خون من نجاتشون میده،نایکو
.همهی مارو نجات میده
ینظرت اگه بگم خونی بهشون نمیدم چکار میکنند؟
.گفتم بریم
مشکل چیه؟
.قوانین ا.ل.ی .هیچ فریکدرینایی از اینجا عبور نمیکنه
.من تاحالا ازش عبور نکردم
فرکدرینا؟
.تغیرپذیر
.من تاحالا خطی برای رد نشدن ندیدم
.بسیارخب، همگی،بریم
.کلی راه پیش رو داریم
.حرکت کنید ، وقت کمه
اون چیه؟
زنبورک؟
.باید فرار کنیم
چرا، مگه مجازات رد شدن از خط چیه؟
- !فرار کنید - !فرار
.فکر کردم گفتی ا.ل.ی از بین رفته
.از بین رفته، این احتمالا اتومات بود
.ریون
.نمیتونم ادامه بدم
! حواسم بهت هست، لونا رو پوشش بده
!حرکت کنید! حرکت کنید
برید
.گرفتمش، برو،برو،برو،برو
بخوابید. اموری، تو خوبی؟
.لونا، مراقب باش
- !نایکو،نه - .نمیتونی کمکش کنی
- !نایکو - .دیگه دیر شده
نه
.نایکو
- !لونا، مخفی شو -! تایکو،نه،نه
.خب، ۱۰ گلوله حروم کردی
.ا.ل.ی دو جین زنبورک داره
بنظرت کی اول گلولههاش
تموم میشه،ها؟
میشه درمورد این صحبت کنیم که اونها چطور هنوز تو آسمونند؟
نه، لونا کدوم گوری رفت؟
.اونها برگشتند
خودمون میبینیم جکسون خب، قرار اینه
اگه لونا رو پیدا نکنیم هرکسی رو که میشناسیم
.تو موجی از آتیش از بین میره،پس پخش میشیم
مورفی، تموری،ابی، برید غرب
.ویلسون،تاگارت برید شرق
من و جکسون میریم شمال
...ریون
- .من ساحل رو دوست دارم - .زیر درختها بمون
.اینجا امنه .بقیه هم همینکارو کنید
.هر ده دقیقه چک میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.