ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
ترجمه از ناصر اسماعیلی
آما!
خدا خیرت بده...
که پیداش کردی
هیچوقت دوستت نداشتم
«گیلاس»
صبح بخیر
صبح بخیر
یه فنجون قهوه میخوای؟
یه وانیلی فرانسوی تو کیسهی دربسته دارم
نه ممنون. دیگه بهتره برم. روز شلوغی دارم
امشب چی؟
خب، برنامه دارم
مگه اینکه بخوای به گروه تشویقکنندههای دبیرستانی سابق بپیوندی
میتونی ببینی اگه تو ویندگپ میموندم چه شکلی میشدم
با همین لباسا خوابیدی؟
اگه میخوای، من یه فلانل چهارده ساله دارم
انگاری میخوای یه سوالی ازم بپرسی
نه، یه پیشنهاد بود
باید سعیت رو فراتر از،
یه فنجون قهوه و یه پیراهن فلانل قدیمی ببری
امروز اون بیرون مراقب خودت باش
...رئیس
چیه؟
تا وقتی نرسیدم هیچ کاری نکن
آلان رو ندیدی؟
نه. چرا، میخوای برسونمت؟
نه. ممنون، فقط... سریع میرم داروخونه برمیگردم
اشکالی نداره. منم باید برم یکم کرم بگیرم
- برای زخمهات؟ - برای دستهام
من برات میگیرم خب. تو صبحونهت رو تموم کن
از وقتی اومدی اینجا اولین باریه که میبینم چیزی میخوری
چی؟
تو بهم بگو
آلان؟
- نظرت چیه؟ - میلی، خیلی خوشگل شدی
مامان، نمیشد یکم از خوشگلی اونو به منم بدی؟
مثل یه گیلاس آبدار و گنده
ممنون
- کجا میری؟ - بیرون
خب، نه که من بهترین آدم باشم برا نصیحت کردن دربارهی بار و بندیل بستن،
ولی بعد از قضیهی دیروز، بهتره تند نری
چیزیم نمیشه
فقط چند تا خراشه
باید یه چیزی رو اون بریدگیها بذاری
ببین...
اینو ببین. اگه این دو تا رو بهم وصل کنم،
میتونم «ک» «کامیل» رو بنویسم.
این خندهدار نیست
جدی... نگفتم
خیلیخب، پس هیچوقت همچین کاری نکن
- باشه؟ - باشه نمیکنم
خوبه
ممنون که دیشب باهام اومدی
بعضی وقتا فکرای احمقانه به سرم میزنه
داری ادای احترام میکنی؟
چه آدم خوبی هستین
دارم بدی رو پاک میکنم
فایدهای نداره، ولی کمکم میکنه بخوابم
فکر میکنم یه دختر جوون گل مینا رو ترجیح میده
آدورا فقط رز میاره، رز، رز
ولی اینا بنظر...
چیزیه که یه بچه نقاشی میکشه
قشنگه
آره
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
آدورا گفت که کامیل اخیراً دچار یجور حملهی عصبی شده
خب، این جالبه
من کسی نیستم که بخوام دربارهی نقاط حساس مردم حرف بزنم
حداقل نه وقتی هوشیارم
داری صمیمیتر(گرمتر) میشی کارآگاه
و نه فقط برا اینکه هوای امروز تو کلیسا، از یه جنده هم گرمتره
- پلیس کانزاسسیتی - هی، ویلیس هستم
میخوام یه کد 522 رو چک کنی. سوابق پذیرش، بیمارستانهای منطقه
خیلیخب، اسمش چیه؟
کامیل پریکر
بعدآً بهت زنگ میزنم
رئیس
تو راهم
ممنون
کی پیداش کرد؟
کارگرام
باب، خیلی متاسفم که تا اینجا کشوندنت
- متاسفم - برای «ان» هست؟
شاید. نمیدونم
بیاین بشوریمش
نه، هنوز شاید بتونیم اثر انگشتی ازش بگیریم
باب، فکر میکنی بتونی از رو صندلیش تشخیصش بدی؟
سفید بود، روش عکس گُل هم داشت
بفرمایین
متاسفم باب
خیلی متاسفم
خیلی متاسفم
سوابق کاری همهی کسایی که تو پنج سال گذشته اینجا کار کردن رو میخوایم
چرا نمیای ماساژم نمیدی؟
اشلی کجاست؟
تمرین چیر لیدری میکنه
کِی میرسه خونه؟
چرا؟
چون منم و تو و یه خونهی خالی
من تو رو یاد کی میندازم؟
یه دختر کوچولوی بد که فکر میکنه از چیزی که هست خیلی جذابتره
پس نباید بهم خیره بشی
میدونی اشلی وقتی حسودی میکنه چطوری میشه
دوست دارم نگاهت کنم آما
فقط بدون همیشه چشمم دنبالته
الان که معلومه هست
روز تو هم میرسه
به زودی
سلام
- همه چی مرتبه؟ - راستش نه
مامانم میگه هر جایی میری با خودت دردسر میاری
تقریباً درسته
جاهایی هست که میتونن کمکت کنن اینو میدونی نه؟
شاید صداهای تو سرت بتونن با کسی صحبت کنن
نمیخوایم دخترای بیدندون دیگهای ببینیم
آما
من خیلی بیادبم
- زیاد منتظر بودی؟ - نه
خوبه. خوبه
سلام دخترا!
جودز، مامان میخواد بهش زنگ بزنی
میشه لطفآً بری برامون یکم لیموناد بیاری؟
جان
بیا تو
بخاطر بهمریختگی خیلی متاسفم
میتونستی یه مدل بشی، میدونی؟
- بعید میدونم - نه میتونستی
همیشه وقتی بچه بودم میخواستم مثل تو بشم
تو ویندگپ یه اسطورهای
برای الهام گرفتن زنان خیلی بهتر از من هستن
تو ویندگپ نه، نیست
قبلآً همش بهت فکر میکردم
توی یه عمارت بزرگ،
با چند تا خدمتکار سیاهپوست
و یه شوهر که یه مشاور مالی بانک گندهست
بنظر خوب میاد
خب، دربارهی دخترا چی میتونی بهم بگی؟
صاف میری سر اصل مطلب، ها؟
آره
باشه
دخترای کوچولوی شیرینی بودن
خیلی با ادب بودن. بچههای شیرینی بودن
انگاری خدا بهترین دخترای ویندگپ رو چید،
تا ببره بهشت پیش خودش
هی، چرا اینکارو کردی؟
چون فقط داشتی وقتم رو تلف میکردی
نه، من...
باشه
من فقط سعی داشتم از جان محافظت کنم اندازه کافی اذیتش کردن
چرا به محافظت تو نیاز داره؟
فکر میکنی کار اون بوده؟
نه. البته که نه
هیچوقت همچین کاری نمیکنه
چطور همچین حرفی میزنی؟
چون این مشهورش میکنه
ممنون جان
تا حالا دلت برای چیر لیدری تنگ شده؟
لعنتی
- پام گرفت - پریود شدی؟
ساق پام گرفته عوضی
ممنون
وقتی پای اونو مالیدی،
بعدش منم
برو گمشو کیتی
من خوبم بکا. ممنونم
واو. مطمئنی عضلههای دیگهت نگرفته بود؟
سلام
سس خونگی با پاستا و شراب قرمز چطوره؟
پیشرفت خوبیه
فقط بگو کِی
گفتی خونگی، یعنی میخوای آشپزی کنی؟
پس چی که میکنم، تو آشپزخونهی خوشگلم
البته اگه بدت نیاد تو تخت شام بخوری
خب، خوب همه چی رو راحت فراهم کردی
حدس بزن امروز چی پیدا کردیم؟
با تشکر از مامانت
حتی چمن هم از دستش در امان نیست
میخوای بهش بگم جابجاش کنه؟
چرا دعوا راه بندازیم؟
کرم دستت رو گذاشتم تو دستشویی
- خریدیش - البته که خریدم
قبل اینکه دوچرخهی ان نش رو توی کارخونه پیدا کردن خریدی یا بعدش؟
خب، این یه مسئلهی کاری بود به تو ربطی نداشت.
اولین مدرک دو فقره قتل مسلماً به من مربوط میشه
حالا که ازش باخبر شدی، پس سر من غرغر نکن
کامیل، مادرت میخواد ماشین رو جابجا کنی...
اولین تماس رو با پلیس گرفتن یا با تو؟
شنیدم باب نش اونجا بود. وقتی دوچرخه رو دید واکنشش چی بود؟
داری با من مصاحبه میکنی؟
آره. آره، به گمونم آره
من مادرتم
من یه... منبع اطلاعاتی نیستم، من...
مطمئنم راههای دیگهای پیدا کردی تا اطلاعاتت رو بدست بیاری
ممنون بابت کرم دست
خواهش میکنم
به گمونم بیش از حد اینجا مونده
خیلی صبوری کردی عزیزم
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.