Sharp Objects

Sharp Objects

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Sharp Objects S01E06 WEBRip x264-ION10
Sharp Objects S01E06 HDTV XviD-RMX
Sharp Objects S01E06 HDTV x264-aAF
Sharp Objects S01E06 Cherry 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Sharp Objects S01E06 Cherry 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Sharp Objects S01E06 Cherry 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Sharp Objects S01E06 720p WEB H264-DEFLATE
Sharp Objects S01E06 1080p WEB H264-DEFLATE
Sharp Objects S01E06 480p WEB x264-RMTeam
Sharp Objects S01E06 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
കമന്ററി എഴുതിയത് Naser_69
█ ناصر اسماعیلی | DibaMoviez

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
x265
HEVC
TS
webrip
x264
BRip
1080
480p
480
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-08-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 62
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫آما!

‫خدا خیرت بده...

‫که پیداش کردی

‫هیچوقت دوستت نداشتم

«گیلاس»

‫صبح بخیر

‫صبح بخیر

‫یه فنجون قهوه میخوای؟

‫یه وانیلی فرانسوی تو کیسه‌ی دربسته دارم

‫نه ممنون. دیگه بهتره برم. روز شلوغی دارم

‫امشب چی؟

‫خب، برنامه دارم

‫مگه اینکه بخوای به گروه ‫تشویق‌کننده‌های دبیرستانی سابق بپیوندی

‫می‌تونی ببینی اگه تو ویندگپ می‌موندم ‫چه شکلی میشدم

‫با همین لباسا خوابیدی؟

‫اگه میخوای، من یه فلانل چهارده ساله دارم

‫انگاری میخوای یه سوالی ازم بپرسی

‫نه، یه پیشنهاد بود

‫باید سعیت رو فراتر از،

‫یه فنجون قهوه و یه پیراهن فلانل قدیمی ببری

‫امروز اون بیرون مراقب خودت باش

...رئیس

‫چیه؟

‫تا وقتی نرسیدم هیچ کاری نکن

‫آلان رو ندیدی؟

‫نه. چرا، میخوای برسونمت؟

‫نه. ممنون، فقط... سریع ‫میرم داروخونه برمی‌گردم

‫اشکالی نداره. منم باید برم یکم کرم بگیرم

‫- برای زخم‌هات؟ ‫- برای دست‌هام

‫من برات می‌گیرم خب. ‫تو صبحونه‌ت رو تموم کن

‫از وقتی اومدی اینجا اولین باریه ‫که می‌بینم چیزی می‌خوری

‫چی؟

‫تو بهم بگو

‫آلان؟

‫- نظرت چیه؟ ‫- میلی، خیلی خوشگل شدی

‫مامان، نمیشد یکم از ‫خوشگلی اونو به منم بدی؟

‫مثل یه گیلاس آبدار و گنده

‫ممنون

‫- کجا میری؟ ‫- بیرون

‫خب، نه که من بهترین آدم باشم ‫برا نصیحت کردن درباره‌ی بار و بندیل بستن،

‫ولی بعد از قضیه‌ی دیروز، بهتره تند نری

‫چیزیم نمیشه

‫فقط چند تا خراشه

‫باید یه چیزی رو اون بریدگی‌ها بذاری

‫ببین...

‫اینو ببین. اگه این دو تا رو بهم وصل کنم،

‫می‌تونم «ک» «کامیل» رو بنویسم.

‫این خنده‌دار نیست

‫جدی... نگفتم

‫خیلی‌خب، پس هیچوقت همچین کاری نکن

‫- باشه؟ ‫- باشه نمیکنم

‫خوبه

‫ممنون که دیشب باهام اومدی

‫بعضی وقتا فکرای احمقانه به سرم میزنه

‫داری ادای احترام میکنی؟

‫چه آدم خوبی هستین

‫دارم بدی رو پاک میکنم

‫فایده‌ای نداره، ولی کمکم میکنه بخوابم

‫فکر میکنم یه دختر جوون ‫گل مینا رو ترجیح میده

‫آدورا فقط رز میاره، رز، رز

‫ولی اینا بنظر...

‫چیزیه که یه بچه نقاشی میکشه

‫قشنگه

‫آره

‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

‫آدورا گفت که کامیل اخیراً ‫دچار یجور حمله‌ی عصبی شده

‫خب، این جالبه

‫من کسی نیستم که بخوام ‫درباره‌ی نقاط حساس مردم حرف بزنم

‫حداقل نه وقتی هوشیارم

‫داری صمیمی‌تر(گرم‌تر) میشی کارآگاه

‫و نه فقط برا اینکه هوای امروز ‫تو کلیسا، از یه جنده هم گرم‌تره

‫- پلیس کانزاس‌سیتی ‫- هی، ویلیس هستم

‫میخوام یه کد 522 رو چک کنی. ‫سوابق پذیرش، بیمارستان‌های منطقه

‫خیلی‌خب، اسمش چیه؟

‫کامیل پریکر

‫بعدآً بهت زنگ میزنم

‫رئیس

‫تو راهم

‫ممنون

‫کی پیداش کرد؟

‫کارگرام

‫باب، خیلی متاسفم که تا اینجا کشوندنت

‫- متاسفم ‫- برای «ان» هست؟

‫شاید. نمی‌دونم

‫بیاین بشوریمش

‫نه، هنوز شاید بتونیم اثر انگشتی ازش بگیریم

‫باب، فکر میکنی بتونی از ‫رو صندلیش تشخیصش بدی؟

‫سفید بود، روش عکس گُل هم داشت

‫بفرمایین

‫متاسفم باب

‫خیلی متاسفم

‫خیلی متاسفم

‫سوابق کاری همه‌ی کسایی که تو ‫پنج سال گذشته اینجا کار کردن رو میخوایم

‫چرا نمیای ماساژم نمیدی؟

‫اشلی کجاست؟

‫تمرین چیر لیدری میکنه

‫کِی میرسه خونه؟

‫چرا؟

‫چون منم و تو و یه خونه‌ی خالی

‫من تو رو یاد کی میندازم؟

‫یه دختر کوچولوی بد که فکر میکنه ‫از چیزی که هست خیلی جذاب‌تره

‫پس نباید بهم خیره بشی

‫می‌دونی اشلی وقتی حسودی میکنه چطوری میشه

‫دوست دارم نگاهت کنم آما

‫فقط بدون همیشه چشمم دنبالته

‫الان که معلومه هست

‫روز تو هم میرسه

‫به زودی

‫سلام

‫- همه چی مرتبه؟ ‫- راستش نه

‫مامانم میگه هر جایی میری ‫با خودت دردسر میاری

‫تقریباً درسته

‫جاهایی هست که می‌تونن کمکت کنن ‫اینو میدونی نه؟

‫شاید صداهای تو سرت ‫بتونن با کسی صحبت کنن

‫نمیخوایم دخترای بی‌دندون دیگه‌ای ببینیم

‫آما

‫من خیلی بی‌ادبم

‫- زیاد منتظر بودی؟ ‫- نه

‫خوبه. خوبه

‫سلام دخترا!

‫جودز، مامان میخواد بهش زنگ بزنی

‫میشه لطفآً بری برامون یکم لیموناد بیاری؟

‫جان

‫بیا تو

‫بخاطر بهم‌ریختگی خیلی متاسفم

‫می‌تونستی یه مدل بشی، می‌دونی؟

‫- بعید میدونم ‫- نه می‌تونستی

‫همیشه وقتی بچه بودم ‫می‌خواستم مثل تو بشم

‫تو ویندگپ یه اسطوره‌ای

‫برای الهام گرفتن زنان خیلی بهتر از من هستن

‫تو ویندگپ نه، نیست

‫قبلآً همش بهت فکر می‌کردم

‫توی یه عمارت بزرگ،

‫با چند تا خدمت‌کار سیاه‌پوست

‫و یه شوهر که یه ‫مشاور مالی بانک گنده‌ست

‫بنظر خوب میاد

‫خب، درباره‌ی دخترا چی می‌تونی بهم بگی؟

‫صاف میری سر اصل مطلب، ها؟

‫آره

‫باشه

‫دخترای کوچولوی شیرینی بودن

‫خیلی با ادب بودن. بچه‌های شیرینی بودن

‫انگاری خدا بهترین دخترای ویندگپ رو چید،

‫تا ببره بهشت پیش خودش

‫هی، چرا اینکارو کردی؟

‫چون فقط داشتی وقتم رو تلف می‌کردی

‫نه، من...

‫باشه

‫من فقط سعی داشتم از جان محافظت کنم ‫اندازه کافی اذیتش کردن

‫چرا به محافظت تو نیاز داره؟

‫فکر میکنی کار اون بوده؟

‫نه. البته که نه

‫هیچوقت همچین کاری نمیکنه

‫چطور همچین حرفی میزنی؟

‫چون این مشهورش میکنه

‫ممنون جان

‫تا حالا دلت برای چیر لیدری تنگ شده؟

‫لعنتی

‫- پام گرفت ‫- پریود شدی؟

‫ساق پام گرفته عوضی

‫ممنون

‫وقتی پای اونو مالیدی،

‫بعدش منم

‫برو گمشو کیتی

‫من خوبم بکا. ممنونم

‫واو. مطمئنی عضله‌های دیگه‌ت نگرفته بود؟

‫سلام

‫سس خونگی با پاستا و شراب قرمز چطوره؟

‫پیشرفت خوبیه

‫فقط بگو کِی

‫گفتی خونگی، یعنی میخوای آشپزی کنی؟

‫پس چی که میکنم، تو آشپزخونه‌ی خوشگلم

‫البته اگه بدت نیاد تو تخت شام بخوری

‫خب، خوب همه چی رو راحت فراهم کردی

‫حدس بزن امروز چی پیدا کردیم؟

‫با تشکر از مامانت

‫حتی چمن هم از دستش در امان نیست

‫میخوای بهش بگم جابجاش کنه؟

‫چرا دعوا راه بندازیم؟

‫کرم دستت رو گذاشتم تو دستشویی

‫- خریدیش ‫- البته که خریدم

‫قبل اینکه دوچرخه‌ی ان نش رو ‫توی کارخونه پیدا کردن خریدی یا بعدش؟

‫خب، این یه مسئله‌ی کاری بود ‫به تو ربطی نداشت.

‫اولین مدرک دو فقره قتل ‫مسلماً به من مربوط میشه

‫حالا که ازش باخبر شدی، ‫پس سر من غرغر نکن

‫کامیل، مادرت میخواد ماشین رو جابجا کنی...

‫اولین تماس رو با پلیس گرفتن یا با تو؟

‫شنیدم باب نش اونجا بود. وقتی ‫دوچرخه رو دید واکنشش چی بود؟

‫داری با من مصاحبه میکنی؟

‫آره. آره، به گمونم آره

‫من مادرتم

‫من یه... منبع اطلاعاتی نیستم، من...

‫مطمئنم راه‌های دیگه‌ای پیدا کردی ‫تا اطلاعاتت رو بدست بیاری

‫ممنون بابت کرم دست

‫خواهش میکنم

‫به گمونم بیش از حد اینجا مونده

‫خیلی صبوری کردی عزیزم

‫ممنون

More Farsi Persian subtitles for Sharp Objects

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left