Kingdom of Heaven

Kingdom of Heaven

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Kingdom Of Heaven 2005 2160p 4K WEB x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Kingdom of Heaven 2005 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 115
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

صلیبیون

اگر رخصت دهید، راه را بگشایید

اسب‌سوار! هی

درنگ کن. او دست به انتحار زده بود

سر از تنش جدا کن

و تبر را بازگردان

سرورم، این مکان را می‌شناسید؟

می‌شناسم؟ تمامش را می‌شناسم

به تو گفتم همین حالا بس کن

همان مرد است

همان مرد است

تمام این اسب‌ها باید نعل شوند

توشه می‌خواهیم و بهای آن را می‌پردازیم

می‌گوید آری

آن آهنگر همان کسی است که در پی‌اش هستید. نامش بالیان است

اما بدان که او سوگوار است

آن مدفنی که در چهارراه از کنارش گذشتیم، از آنِ همسرش بود

فرزندشان مرد. او تابِ غصه نیاورد و خویشتن را کشت

آیا هنوز بر همان عقیده‌ای هستی که در راه گفتی؟

هستم، سرورم

آنجا چه نوشته است؟

«چه مردی است آن که جهان را به جای بهتری بدل نسازد؟»

مرا با این مرد تنها بگذارید

مرا در غمِ از دست دادنِ همسر و فرزندت شریک بدان

من نیز چیزهایی از دست داده‌ام

برخی می‌گویند اورشلیم برای طلبِ آمرزش، مرکزِ جهان است

اما برای من، همین‌جاست

اکنون

من مادرت را می‌شناختم

از بابِ ادب باید بگویم که این آشنایی علیرغم مخالفت‌های او بود

اما

من او را مجبور نکردم

من عاشقش بودم

به شیوه خویش

بالیان، من پدر تو هستم

باید از تو طلبِ بخشش کنم

من گادفری، بارونِ ایبلین هستم

من صد مردِ جنگی در اورشلیم دارم

اگر با من همراه شوی، زندگانی‌ات تأمین خواهد بود

و... مراتبِ سپاسِ مرا خواهی داشت

پاسخت همین است

هر که هستید، سرورم

جایگاهِ من اینجاست

آنچه اینجا را جایگاهِ تو ساخته بود، اکنون مرده است

دیگر هرگز مرا نخواهی دید

اگر چیزی از من می‌خواهی، اکنون بستان

هیچ نمی‌خواهم

برای تیره بختی‌ات متأسفم. خداوند تو را پناه دهد

یافتنِ اورشلیم سهل است

به جایی می‌رسی که مردمان به زبان ایتالیایی سخن می‌گویند

سپس ادامه می‌دهی تا به زبانی دیگر سخن بگویند

ما از راه مسینا می‌رویم. بدرود

آن‌ها تو را به اورشلیم می‌بردند

به دور از... تمامِ این‌ها

من کشیشِ تو هستم، بالیان

به تو می‌گویم که خداوند تو را رها کرده است

به تو سوگند می‌خورم

تا زمانی که اینجا بمانی، روی آرامش نخواهی دید

هیچ انسانی هرگز بیش از تو محتاج دنیایی نو نبوده است

اهالیِ دهکده تو را نمی‌خواهند

اگر راهیِ جنگِ صلیبی شوی

شاید بتوانی از رنجِ همسرت در دوزخ بکاهی

من... با ملاحظه سخن می‌گویم

او خودکشی کرده است؛ او در دوزخ است

هرچند که نمی‌دانم آنجا بدونِ سر چه می‌کند

گادفری: اینجا منتظر بمان

آمده‌ای مرا به قتل برسانی؟

حتی در این روزگار هم این کار آسان نیست

خب؟

من مرتکبِ

قتل شده‌ام

مگر نه اینکه همگی شده‌ایم؟

آیا حقیقت دارد

که در اورشلیم می‌توانم گناهانم را پاک کنم؟

و گناهانِ همسرم را؟

آیا حقیقت دارد؟

می‌توانیم با هم به پاسخ برسیم

دستت را به من نشان بده

برش دار. ببینیم از چه ساخته شده‌ای

سرورم، دستش آسیب دیده است

من زمانی دو روز تمام جنگیدم

در حالی که تیری در بیضه‌ام فرو رفته بود

آه، بله

هرگز گاردِ پایین مگیر. خوب می‌جنگی

بیا روی مهارت‌هایت کار کنیم

گاردِ بالا بگیر، این‌گونه

ایتالیایی‌ها به آن «لا پوسته دی فالکونه» می‌گویند؛ گاردِ شاهین

از بالا ضربه بزن، این‌طور

انجامش بده

شمشیر را صاف‌تر بگیر. بجنب

پا به عقب، زانوها خم. شمشیر را صاف‌تر بگیر

از خودت دفاع کن

تیغه، تنها بخشِ یک شمشیر نیست

حمله کن

رخصت می‌دهید؟

حواست را جمع کن

این چیست؟

مردی به نام بالیان همراه شماست که کشیشی را به قتل رسانده است

من از جانبِ اسقفِ اعظم مأمورم که او را بازگردانم

آنچه او می‌گوید حقیقت دارد

آن‌ها حق دارند مرا ببرند

من می‌گویم او از این اتهام مبراست

اگر بگویی گناهکار است، آنگاه خواهیم جنگید

و خداوند بر حقیقتِ آن داوری خواهد کرد

دوستِ آلمانیِ من، مریدِ پروپاقرصِ قانون است

فقط او را به من بده. برای چیزِ دیگری با تو خواهم جنگید

او یک قاتل است

من نیز هستم

هر که امروز اینجا کشته شود

یقیناً تو در میانِ آنان خواهی بود

شما یک لرد هستید

باید راه را برایتان بگشایم

هی! هی

هاینریش

آه

به جناحین

آه

هی! آه

هی! بجنبید

هی

از اسقف برای این همه محبت سپاسگزاری کن

آه. خب، تیر را شکستی

اگر دنده‌ها شکسته باشند

ممکن است مقداری مغزِ استخوان وارد خون شود

که در آن صورت دچار تب می‌شوی و خواهی مرد

یا اینکه زخمت التیام می‌یابد

و زنده می‌مانی

تو در دستانِ پروردگاری

کمی دیگر شراب برایم بیاور

مسئله این نبود

که آن‌ها حق نداشتند تو را ببرند

مسئله، شیوه درخواستِ آن‌ها بود

آن‌ها حق داشتند مرا ببرند

من هم همین‌طور

کشتنِ یک کافر، قتل نیست

بلکه راهی است به سوی بهشت

کشتنِ یک کافر، قتل نیست

بلکه راهی است به سوی بهشت

گادفری

کشتنِ یک کافر، قتل نیست

بلکه راهی است به سوی بهشت

این کیست؟

گادفری: پسرم

آیا زمانی که هنوز قادر به پس انداختنِ حرام‌زاده بودی، با تو می‌جنگیدم؟

من مادرت را زمانی که در حالِ آوردنِ حرام‌زاده‌اش بود، می‌شناختم

خوشبختانه، تو پیرتر از آنی که یکی از فرزندانِ من باشی

همه چیز حل و فصل خواهد شد

می‌دانی چه چیزی در سرزمینِ مقدس نهفته است؟

دنیایی نو

مردی که در فرانسه خانه‌ای نداشت

در سرزمینِ مقدس، حاکمِ یک شهر است

و آن که حاکمِ شهری بود، در مخروبه‌ها گدایی می‌کند

آنجا، در پایانِ جهان

تو آن چیزی نیستی که با آن زاده شده‌ای

بلکه آن چیزی هستی که در وجودت نهفته است

امید دارم که آمرزش بیابم

این تمامِ چیزی است که می‌دانم

جایگاهت هر چه باشد، تو از خاندانِ منی

و این بدان معناست که به پادشاهِ اورشلیم خدمت خواهی کرد

پادشاه از مردی چون من چه می‌خواهد؟

دنیایی بهتر از آنچه تاکنون دیده شده است

پادشاهیِ وجدان

ملکوتِ آسمان

آنجا میان مسیحیان و مسلمانان صلح برقرار است

ما در کنار هم زندگی می‌کنیم

یا دست‌کم میان صلاح‌الدین و پادشاه، تلاشمان بر این است

آیا گمان می‌کردی هدفِ نهاییِ جنگِ صلیبی این باشد؟

آری، همین است

پسرم، تو تنها میراثِ باقی‌مانده از منی

مرا ناامید مکن

آن مردان کیستند؟

مسلمانان. سارازن‌ها

و اجازه دارند نماز بگزارند؟

اگر جزیه بپردازند

سبحان ربی العظیم

ستایش مخصوصِ خداست. ستودنِ او شایسته است

شبیه به دعاهای ماست

نیکوست

وقتی پادشاه بمیرد

اورشلیم دیگر جایگاهِ دوستانِ مسلمانان نخواهد بود

و نه جایگاهِ خائنان به مسیحیت

همچون پدرت

من گی دو لوزینیان هستم

این نام را به خاطر بسپار

و مرا

نگهش دار، سرورم

بدونِ چوبی برای راندنِ اسب، چگونه می‌خواهی سواری کنی؟

او روزی پادشاهِ اورشلیم خواهد شد

ای مادرِ مقدسِ پروردگار، برای ما دعا کن

اکنون و در ساعتِ مرگمان

بالیان

شتاب کن

بیش از این نمی‌توانم ادامه دهم

زانو بزن

در برابر دشمنانت بی‌باک باش

دلیر و درست‌کردار باش تا خداوند تو را دوست بدارد

همواره حقیقت را بگو، حتی اگر به مرگت انجامد

از بی‌پناهان پاسداری کن و مرتکب ستم مشو

این سوگندِ توست

و این برای آن است که آن را به یاد داشته باشی

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left