ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
زيرنويس از مهدي shine021
هرگونه شباهت بین این فیلم با افراد یا وقایع واقعی
اتفاقی نیست...
مایه تاسفه.
تورنته برای ریاست جمهوری
رای بدهید
چسباندن آگهی ممنوع تبلیغکنندگان مسئول شناخته میشوند
نویسندگی و کارگردانی غیرمسئولانه توسط
چه خبر رفقا؟
اوضاع چطوره؟
خوبه.
سلام تورنته. چطوری؟
-هنوز اون لهجه رو داری، نه؟ -چی برات بیارم؟
همیشگی، چاپستیک.
براندی دوبل و انیسِت. و چوروس.
-صبحانه نخوردم. -فهمیدم.
میگن چینیها دارن دنیا رو میگیرن.
این یکی که قطعاً نمیتونه.
شاید عاشق فرانکو باشه، ولی احمقتر از این حرفاست.
ولی لعنتی، چقدر هم زیاد میشن.
اطرافت رو نگاه کن. تعداد چینیها از آدمهای معمولی بیشتر شده!
خدای من، تورنته، چه چرت و پرتهایی میگی...
چیه دامیان؟ مگه دروغ میگم، پاخارو؟
راست میگی.
پس حالا چینیها مقصرن؟
چینیها؟ نه، بیچارهها.
اونا خوشحالن که ماشینحساب، چسب ماتیکی و خرتوپرت ارزون میفروشن.
سوسیالیستها هستن که کشور رو به گند کشیدن.
-دقیقاً. -به رایدهندهها وعده سر خرمن دادن.
و چی گیرمون اومد؟ جهان سوم.
-و پولها رو هم زدن به جیب. -دیگه سوسیالیست واقعی باقی نمونده.
حالا همهشون پیرو پدرو ویلچس هستن.
اول صبح اسمش رو نیار. حالم رو بهم میزنه.
این یارو عجیبه.
اون؟ یه احمق تمامعیار.
حداقل چاپستیک سبیل گذاشته که بتونیم از بقیه تشخیصش بدیم.
ولی طرز حرف زدنش رو ببین.
مردم به حرفش گوش میدن. باهاشون ارتباط برقرار میکنه.
-کاریزما داره. -اون حالبههمزنه.
همینه! بزن بریم!
یه فکری به سرم زد.
میتونیم از این یارو استفاده کنیم. بیا.
داری در مورد چی حرف میزنی؟
ببخشید آقا.
اشکالی نداره با هم حرف بزنیم؟
شما دو تا که همجنسگرا نیستید، هستید؟
نه، اصلاً.
ما از طرف 'ناکس' هستیم.
سیاستمدارها.
یکشنبه برای همایش ما به سرسدییا بیا.
نظراتت برامون خیلی مهمه.
همایش؟
ژامبون و شراب رایگان.
رایگان؟ باید اول همین رو میگفتی. کجا باید ثبتنام کنم؟ من پایهام.
کوکو!
تورنته!
چه خبر بچه؟ امروز حقوق گرفتی؟
آره تورنته. موها همیشه سر وقت پول رو میده.
بده به من.
من جاش رو امن نگه میدارم.
خداحافظ کوکو!
خداحافظ آقای تورنته! چای نعنای مراکشی میخوری؟
نمیخوری؟
چرا به موها سلام نمیکنی؟
آدم خوبیه. تازه، ازت خوشش هم میاد.
من ذرهای بهش اعتماد ندارم بچه. عربها خیلی موذیان.
چطور میتونی این رو بگی؟ واقعاً که غیرقابلباوری.
خیابان بالستا
پسر، چه شبهایی که تو این خیابونها گشت نزدم.
اینجا قدیما خیلی برو و بیا داشت.
الان دیگه حتی یه فاحشه هم اینجا پیدا نمیشه.
فقط جابهجاشون کردن. اگه بخوای هنوز هم کلی هستن.
نه کوکو. این شهر داره روحش رو از دست میده.
دنیا داره به فنا میره.
غر نزن تورنته. اوضاع خیلی هم خوبه.
داری چیکار میکنی؟
ببخشید. یادم رفت به تو هم تعارف کنم.
بعد از اینکه کلش رو تفمالی کردی میدیش به من؟
بیا دیگه. بده به من.
تو واقعاً خوکصفت هستی.
شرط میبندم اونجا پیش عربه خودت رو با کباب خفه کردی.
عمراً تورنته. من اون آشغالها رو نمیخورم. نمیخوای بدونی چطوری درستشون میکنه.
راست میگی.
تازه، تو سن و سال من باید مراقب خودت باشی.
هی تورنته،
رفیقم چوپور واسه این یکشنبه یه کار برامون جور کرده.
همون قضیه ضایعات فلزی؟ نه.
برنامه دارم.
دارم وارد یه کار بزرگ میشم. واسه هردومون عالی میشه.
چه کاری تورنته؟
سیاست بچه. سیاست.
هی، دست نزن بچه. طمع نکن.
اوضاع چطوره؟ به نظر میاد داری خوش میگذرونی.
آره. خیلی عالیه.
میخوای چند کلمهای حرف بزنی؟ جمعیت خیلی دوست داره صدات رو بشنوه.
من؟ اون بالا؟
بهم پول میدی؟
این برای کشورمونه.
برای کشورمون؟ من پایهام.
خب، شروع کن.
و حالا ما یک مرد ساده در کنار خود داریم. مردی از جنس مردم.
یک میهنپرست فروتن، درست مثل من و شما.
و مهمتر از همه، مردی که به کشورش افتخار میکند.
مردی که نماینده ماست، خوزه لوئیس تورنته.
الو؟ صدامو دارید؟ تست میکنم.
هموطنان عزیز!
شنیدید؟ دارم رعایت میکنم و همه رو شامل میشم.
گفتم 'شهروندان'. نه 'هموطنان مرد' یا 'هموطنان زن'.
فقط شهروندان، راضی شدید؟
فردا پسفردا هم میخوان که کلی ضمیرهای مختلف استفاده کنیم...
- این یارو رو از کجا پیدا کردی؟ - این آزمایش سانتیه.
- بهتر بود روی موشها آزمایش میکردی. - منم همینو گفتم.
من با تمام وجودم عاشق اسپانیا هستم.
برای همینه که از دیدن فروپاشیش قلبم به درد میاد
به لطف رئیسجمهور پدرو ویلچس.
گفتم پدرو ویلچس.
اون حرومزاده!
ممنونم.
اینها سنتهای زیبای ما رو ممنوع کردن.
چیزهایی مثل پرت کردن بز از بالای برج ناقوس و گاوبازی.
تازه حیوون هم که اصلاً اذیت نمیشه.
اون میفهمه که ما این کار رو از روی عشق انجام میدیم.
با این حال، اونا اجازه میدن اون جشن وحشیانه عربی،
اون جشن سنتی بربرگونه،
که توش برهها رو وسط خیابون سرم میبرن و میخورن، برگزار بشه!
میلیونها سال پیش، این کشور توسط عربها اشغال شد. آلوده شد.
برای همینه که ما 'بازپسگیری' (رکونکیستا) رو داشتیم.
دن کیشوت و ال سید جونشون رو براش دادن!
حالا پدرو ویلچس داره همهچیز رو به باد میده.
داره دوباره اونا رو برمیگردونه بعد از اون همه زحمتی که کشیدیم تا از شرشون خلاص شیم.
حالا میخواد به نیم میلیون عرب وضعیت قانونی بده.
پدرو ویلچس آخرش مثل یه بچه به گریه میافته.
'مثل یک زن گریه کن برای چیزی که نتوانستی مثل یک مرد از آن دفاع کنی.'
بذار یه چیزی بهت بگم، ویلچس،
مردم اسپانیا رئیسجمهوری میخوان که یه مرد واقعی باشه!
اوهوم. ممنونم.
دمت گرم!
مردم عاشقش شدن.
گل کاشتی. اون نقلقول تاریخی محشر بود.
- فرهنگ مهمه. - واقعاً با رأیدهندههامون ارتباط برقرار کردی.
تو برای سیاست زاده شدی.
این یارو کارش درسته، نه؟ وقتی به قیافهش نگاه میکنی، باورش سخته.
چه حسی داری؟
راستش؟ من برای همین ساخته شدم.
ازم خوششون اومد. معلومه که خوششون میاد.
چون من عرضه دارم و عقل تو کلهمه.
به نظر من که اونا خیلی گیج بودن.
نمیدونم. سیاست به نظرم کثیف میاد.
بیخیال. سیاست حرف نداره.
وزیر آلابوس رو یادت هست؟
اون یارو قهرمان منه.
یه اسطوره تمامعیاره.
یارو یه ون پر از فاحشه رو برداشت برد به یه هتل لوکس دولتی.
با پول مالیات ما.
پول مالیات ما؟
تورنته حداقل از سال ۹۶ دیگه مالیات نداده.
هی، من سهم خودم رو پرداخت کردم.
مامورهای مخفی سوابق ما رو پاک میکنن تا زیر رادار بمونیم.
ببین، تقریباً کار تمومه.
حالا باید نهاییش کنم.
با من باش تا هوات رو داشته باشم.
پول به اندازه کافی هست که به همه برسه.
من به همون ۶ هزار پزتایی که بابت ویسکی بهم بدهکاری راضیام.
حتماً. تو رو وزیر کابینه میکنم. نمیشه که بیپول به نظر برسی.
آنتونیتو، یه دور دیگه بیار. حسابش رو بذار پای مالیاتدهندهها!
این یه ماراتنه، تورنته.
باید آروم پیش بریم. ایدهپردازی کنیم و جریانسازی کنیم.
اون یارو توی پوسترها، رئیس اصلیه، درسته؟
رهبر ما. رئیسجمهور آینده اسپانیا.
اون همه چیز رو درباره تو شنیده.
-میخواد تو رو ببینه. -جدی؟
شنیده که چطور توی تجمعها جمعیت رو به وجد میاری.
خوبه. مطمئن شو که بدونه من بلدم چطور با جمعیت کار کنم.
آموزش و پرورش عالیه و فلان.
اما چی بهتر از اینه که به بچههامون سنتهای ملیمون رو یاد بدیم؟
برای همینه که وقتی برنده بشیم،
هر محلهای مراسم مذهبی خاص خودش رو خواهد داشت.
جشنهای خیابونی و گاوبازی هم همینطور!
چون به شماها پول ناچیزی میدن. شغلهای بیآینده با قراردادهای مزخرف.
زمان ما، میتونستی پسانداز کنی و یه آپارتمان بخری.
الان؟ بیخیال.
تنها چیزی که از پسش برمیای یه گوشی موبایله.
اونم نه یه گوشی خوب. ساخت چین.
چین! لعنت به این زندگی، چین!
قدیمها، ما همینجا تو اسپانیا گوشی میساختیم.
آره!
میخواستم بیشتر بگم، ولی دستگیر میشم.
خدای من.
به ستاد خوش اومدی، تورنته.
وقتشه که با رهبرمون ملاقات کنی.
هی، تورنته. خیلی دربارهت شنیدم.
من هم همینطور، آقای رئیسجمهور.
این بارتولومه کوئونگو، دبیر کل ماست.
صبر کن... این یارو سیاهپوسته.
فکر میکردم 'ناکس' نژادپرسته.
تورنته، بارتولومه آدم درستوحسونیه.
پس الان دیگه نژادپرست نیستیم؟
فقط یه کم. ولی بارتولومه باعث میشه بقیه تو شک بمونن.
گوش کن تورنته، کدوم رو ترجیح میدی؟
یه کمونیست سفیدپوست که میخواد اسپانیا رو نابود کنه، یا یه سیاهپوست که عاشق کشورشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.