Dead to Me

Dead to Me

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Dead to Me S02E02 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-GHOSTS
Dead to Me S02E02 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-GHOSTS
Dead to Me S02E02 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1-GHOSTS
Dead to Me S02E02 WEBRip x264-ION10
Dead to Me S02E02 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Dead to Me S02E02 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Dead to Me S02E02 720p WEB x264-GHOSTS
കമന്ററി എഴുതിയത് sinanamarvari
🔴 30nama | سینا اِن وی 🔴

ടാഗുകൾ

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
TS
1080
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-05-11
ഡൗൺലോഡുകൾ: 47
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫‫‫سی نما تقدیم می‌کند

«تـرجمـه از سینا اِن وی» sina_n_v

‫سلام،بِن.

‫سلام.

‫بِن دیگه کدوم خریه؟

‫بِن منم.

‫چی؟

‫جِن،این برادرِ استیو ـه.

‫چی؟،استیو برادر دوقلو داره؟

‫- داره. ‫- داره.

‫استیو یه برادرِ دوقلوی همسان داره؟

‫- اونا همسان نیستن. ‫- راستش همسان نیستیم.

‫- نیمه همسان هستیم. ‫- نیمه همسان.

‫اوه،نیمه همسان هستین.

‫آره،دو تا اسپرم و یه تخمک.

‫مثل تخم مرغ دو زرده. ‫زرده ها اسپرم هستن.

‫با عقل جور درمیاد؟

‫ من مُرده ام؟ آیا من مُردم؟

‫فکر نمیکنم. ‫منظورم اینه،مگر اینکه همه ی ما مرده باشیم.

‫هیشکی نمُرده،نه،نمُردیم.

‫هیشکی نمُرده.

‫باشه.

‫رو به راهی؟

‫هی،هی،خوبی؟

‫آره،من خوبم.

‫به نظر خوب نمیای،غش کردی.

‫و به نظر یکم ناراحتی.

‫صورتم اینطوریه.صورتِ ناراحتی دارم.

‫نه،صورت خیلی دلنشینی ـه. ‫صورت خوبیه.

‫- ببخشید. ‫- بفرما.

‫- رو به راهی؟ ‫- آره،خوبم.

‫غش کردن ممکنه بخاطر فشار خون باشه.

‫آره،بِن دکتر ـه.

‫متخصص ستون فقرات. ‫و قراره پیش دستی کنم و بگم

‫ما واقعا دکتریم و هواتونو داریم.

‫اخیرا تحت فشار بودی؟

‫نه،چرا باید ...

‫ نه. ‫- مثلا،حداقل ...

‫- شاید خیلی کم. ‫- ... شاید بخاطر مسائل سیاسی ...

‫- ... مسئولیت های سخت ... ‫- ... گرمایش جهانی ...

‫همه حِسش میکنن.

‫- ولی نه. ‫- یه ذره.

‫- همه چی خوبه. ‫- آره.

‫خیلی هم عالی.

‫میشه یه عقب گرد داشته باشم؟ ‫تو چرا اینجایی؟

‫اوه،درسته.متاسفم. ‫همینطوری اومدم داخل،مگه نه؟

‫جودی،من سعی کردم باهات تماس بگیرم. ‫استیو گم شده،و همینطور ماشینش.

‫و اون معمولا هرشب به مادرمون زنگ میزنه.

‫و اونم تو این چند روز خبری ازش نداشته ‫هیشکی ازش خبر نداره.

‫- عجیبه. ‫- خیلی عجیبه.

‫- اون هرروز به مادرش زنگ میزنه؟ ‫- آره،اونا خیلی صمیمی هستن.

‫آره،اون فرزند مورد علاقه‌ش هست.

‫یه نفر هم باید گوسفند سیاه باشه،بع بع. ‫(فرد ناموفق و مایه ی ننگ خونواده)

‫پس،جودی ...

‫نمیخوام بترسونمت

‫اف‌بی‌آی امروز اومده بود خونه ‫دنبال استیو میگشت.

‫تو ندیدیش؟

‫چیکار کردی؟

‫چیکار کنیم؟

‫نه.

‫- نه. ‫- ندیدمش.

‫من متاسفم ... اف‌بی‌آی

‫دنبال استیو میگرده؟

‫همون اف‌بی‌آی آمریکا؟

‫آره،همون اف‌بی‌آی.

‫- چرا؟ ‫- نمیدونم.

‫راستش،اون قبلا هم تو دردسر افتاده بود ‫ولی نه مثل الان.

‫میدونی،این قضیه مثل کتک کاریش ‫تو کنسرت"شوگر ری"نیست.

‫خُب راستش،اون یارو رفتار طعنه آمیزی داشت.

‫خیلی احمقانه‌س.

‫- چی؟ ‫- "شوگر رِی"احمقانه‌س.

‫- اونا چندتا آهنگ خوب دارن. ‫- ندارن،یدونه‌ش رو بگو.

‫اون الان یه روزنامه نگار ـه.

‫مامان.

‫عزیزم،سلام.

‫میشه کاسه‌ و غلاقتت برداری ...

‫میدونی دیگه چی میگم. ‫فرآیند های صبحگاهی رو شروع کن.

‫باشه. ‫سلام.

‫- سلام رفیق. ‫- خُب،این دوست من،بن ـه.

‫نمیدونستم دوست های دیگه ای هم داری.

‫- اوه. ‫- عزیزم.

‫من نگرانم. ‫بابا امروز صبح نیومد کنار پنجرم.

‫نیومد؟مطمئنم که حالش خوبه. ‫فکر کنم سرش با کارهای پرنده ای شلوغه.

‫چه خبره؟

‫- چیه؟ ‫- باشه.

‫بابام الان بهم پیام داد که ‫پلیس به دفتر استیو یورش برده.

‫چی؟

‫من باید برم.

‫اون داره کنترلشو از دست میده.من باید برم.

‫ممنون.

‫خدافظ.

‫صبر کن،اف‌بی‌آی دنبال استیو میگرده؟ ‫اف‌بی‌آی لعنتی؟

‫چرا؟

‫- فکر کنم تقصیر من باشه. ‫- چی؟در مورد چی حرف میزنی؟

‫من هفته ی قبل استیو رو به ‫پولشویی متهم کردم.

‫تو چی؟تو چیکار کردی؟

‫- میدونم،درکش سخته. ‫- اوه،خدای من.

‫چرا الان داری بهم میگی؟

‫اوه،و اینکه اون برادر دوقلو داره؟

‫فکر نکردی که باید قبلا بهش اشاره میکردی؟

‫- خُب،اونا نیمه همسان هستن. ‫- اوه،بس کن.

‫اونا درست مثل هم هستن.

‫باشه،اتفاقات زیادی در جریان بود،خیلی خُب؟

‫وقتی من استیو رو لو دادم،تو و من ‫ حتی باهم حرف نمیزدیم.

‫بعدش تو کاری که مجبور بودی رو کردی. ‫منم مجبور بودم تو مخفی کردن جسد کمکت کنم.

‫- داری چیکار میکنی؟اونو دوست داشتم. ‫- خفه شو.

‫باشه.

‫میدونی الان چقدر داغونم؟

‫منظورم اینه،اگه قبلا بد نبود ...

‫اف‌بی‌آی؟

‫راستش اونا تو وصل کردن نقاط به هم ‫خیلی خوب هستن جودی.

‫- و ما همون نقاط لعنتی هستیم. ‫- نه،ما نقاط نیستیم.

‫کسب و کار استیو اون نقاط هستن.

‫این تنها چیزیه که اف‌بی‌آی بهش اهمیت میده.

‫راستش اونا آدمای خیلی خوبی هستن. ‫داشتم باهاشون همکاری میکردم.

‫چی؟ ... تو ... من متاسفم.

‫اوه خدای من.

‫حق با استیو بود.

‫هر کجا میری هرج و مرج لعنتی ‫هم دنبالت میاد.

‫من متاسفم.

‫من خیلی متاسفم،خواهش میکنم. ‫نمیخواستم تورو به دردسر بندازم.

‫- من متاسفم. ‫- میشه لطفا دیگه نگی متاسفم؟

‫متاسف بودنت دیگه هیچ معنی ای نداره.

‫مثل اینه که این صدای لعنتی ‫ از دهنت بیرون میاد.

‫باشه،متاسفم.

‫چه اتفاقی واسه پسرام میفته جودی؟

‫اگه گیر بیفتم ...

‫... چه اتفاقی واسه اونا میفته؟

‫اونا قراره یتیم بشن.

‫- نه. ‫- آره.

‫اونا کاملا تنها میشن جودی.

‫نه،من نمیذارم این اتفاق بیفته. ‫پیششون میمونم.

‫تو؟او خدای من.

‫فکر میکنی من بچه هارو میسپرم دست تو؟

‫ ده ساعت قبل ‫تو ماشین میخوابیدی.

‫تو احتمالا بدترین قدرت قضاوت رو بین تمام کسایی ‫که من تا حالا ملاقاتشون کردم داری.

‫میتونم خودمونو از این مشکل نجات بدم.

‫من میتونم برم اف‌بی‌آی و اونارو ‫به یه مسیر دیگه هدایت کنم.

‫نه.

‫تو با اف‌بی‌آی حرف نمیزنی.

‫تو چیزی رو هدایت نمیکنی.

‫فقط ازش دور بمون.

‫مکزیک؟

‫داشتم در موردش فکر میکردم و یادم اومد

‫که استیو میگفت اگه تو دردسر جدی بیفته

‫ممکنه بره مکزیک.

‫یه هویت تازه بگیره و تا ناپدید بشه.

‫- هویت جدید؟ ‫- آره،درسته.

‫یه جایی هست که خانوادت قبلا عادت داشتن ‫تعطیلات برن اونجا،همیشه در اون مورد حرف میزد.

‫راستش ما عادت داشتیم بریم روزاریتو.

‫روزاریتو.

‫سلام دختر.

‫- سلام بِن. ‫- سلام.

‫- سلام دختر. ‫- خبری از استیو نیست،هان؟

‫نه.عجیبنه،درسته دختر؟

‫خیلی عجیبه.

‫چه اتفاقی داره میفته؟ ‫چون آدمای اف‌بی‌آی خیلی گستاخ بودن.

‫اونا همه ی کامپیوتر هارو بُردن ‫و حتی آب هم نخواستن.

‫دختر،این گستاخانه‌س.

‫- درسته دختر؟ ‫- دختر.

‫اوه خدای من.

‫استیو،چیکار کردی؟

‫واسم مهم نیست اگه اون آپارتمان ‫فرش شده هستش.

‫فقط بفروشش.

‫ببین کی رفته رو جلدِ ‫مجله ی"گرون تر بفروش"،جنیفر.

‫واو،نگاش کن.

‫میدونی چقدر واسه این لحظه تلاش کردم؟

‫اوه،من متاسفم.فکر کردم که قراره ...

‫- سی و شش سال. ‫- سی و شش سال.

‫خُب،دستاورد افتخار‌آمیزی هستش.

‫باعث حسادت شدم؟

‫این منظور رو نداشتم. ‫اوه،داشتم اونو میخوردم.

‫خُب،مبارکه.

‫کاملا به جا و شایسته بود.

‫همونطور که خالم،تریسا عادت داشت بگه.

‫موفقیت و اشتیاق دو رویه سکه هستن.

‫از سکه استفاده کن،رویا ها به پرواز درمیان

‫سکه رو گم کن و ...

‫اوه،یادم نمیاد. ‫ولی همش تو این مقاله‌س.

‫اوه،عالیه،نمیتونم صبر کنم ‫ تا به دقت بخونمش.

‫لورنا،باید یه چیزی ازت بخوام.

‫- در مورد پسرهاست. ‫- اوه.

‫سراپا گوش هستم.

‫باشه.

‫در صورتیکه اتفاقی واسه من بیفته

‫میخواستم که ...

‫تو سرپرست بچه ها بشی.

‫چقدر زمان داری؟

‫چی؟نه.من مریض نیستم.

‫نیازی نیست باهام شجاعانه برخورد کنی. ‫تو عضو خانواده هستی.

‫نه،واقعا.

‫نه،من فقط ...

‫داشتم وصیتنامه‌م رو دوباره تنظیم میکردم.

‫از اونجایی که تد ...

‫باید یه چیزایی رو به‌روز کنم.

‫البته،عاقلانه‌س.

‫آره.

‫بزرگ کردن تد،بزرگترین افتخار زندگیم بود.

‫باعث افتخار منه که اون ‫پسر هارو بزرگ کنم.

‫باشه.

More Farsi Persian subtitles for Dead to Me

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left