ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.شرمنده دیر اومدم یه وضعیت اضطراری خانوادگی داشتم
.اونم با... نمیدونم میخوام بگم کریس؟
خیلی خوب گوش نمیکردم
چطوره بشینی و آبجو بخوری
و به جای اینکه پیش خانوادهات باشی برامون تعریف کنی؟
ظاهرا کریس و دوستدخترش از هم جدا شدن
انگار دختره میخواست پسرهای دیگه رو ببینه
دکتر میگه این عمل قراره بیناییم رو برگردونه
چی؟ وای نه
وای نه"؟"
ولی فکر کردم خوشحال میشی، کالین فرل
تف توش. برو پی کارت
پرندههای دیگه رو میبینم
روز خوش، رفیق
.نگاه نکن. نگاه نکن فکر کنم اون کالین فرلـه
و این دختر عشق اولش بود
کریس بیچاره. وقتی یهویی از خونه رفتم بدجوری داشت گریه میکرد
جدایی از عشق اول همیشه ضربهی بدی میزنه
همین رو بگو. هنوز عشق اول خودم رو یادمه
انگار همین دیروز بود
فقط فکر کردن بهش باعث میشه همه چی
سوسو بزنه و غیرطبیعی به نظر بیاد
"مثل تام هنکس توی فیلم "دور افتاده واسه فدرال اکسپرس کار میکردم
،و درست مثل تام هنکس توی دور افتاده
کلمهی "فدرال اکسپرس" رو به تعداد مشکوکی تکرار کردم
ببخشید، خانم. به عنوان ،کارمند فدرال اکسپرس میپرسم
،میشه چای یخی من رو دوباره سریع پر کنین
همونطوری که فدرال اکسپرس بستهها رو ارسال میکنه؟
فقط یه چیز بود که بیشتر از
تبلیغ برند شرکت شرکت دوستش داشتم
"و اون نامزدم بود، "هلن هانت
ای جون
معلومه که باید بگی ای جون
میدونی بیشتر پسرها میخوان دوستدخترشون
شبیه پرندهی عصبانی باشه؟
خب، من داشتم تو رویا زندگی میکردم
هفده ثانیه دیر کردی
من یه کارمند فدرال اکسپرسم که عقدهی زمان داره
خب، نامزد منه دیگه
یه بوس بده، مرد بدون ریش و عقدهی زمان
که نمیتونه یه ماهی رو با یه چوب تیز بگیره
اینا رو واسه بعدا یادتون باشه
اوه، خیلی مشتاقم که یه کارهایی بیشتر از بوسیدن بکنیم
فقط سه روز دیگه تا عروسی مونده
آره. فقط یه پرواز آخرم مونده
که از روی دریای "سقوطهواپیما" رد بشم و بعدش مال تو هستم
از آینده خبر نداشتم
هیچوقت اون روز سرنوشتساز رو فراموش نمیکنم
حالا که فکر میکنم، هیچوقت نباید
موقع روندن هواپیما توی دو تا فوتبال فانتزی ترکیب میچیدم
آخرش چهار تا مدافع گذاشتم
،افای-117
انگار به آب و هوای سختی خوردی
شاید بهتر باشه چینش ترکیب برای لیگ فانتزیت
رو روی حالت خودکار بذاری، تمام
.منفیه، منفیه، برج مراقبت من گی نیستم، تمام
اینم از اون یاروی بدون ریش
که نمیتونه با چوب ماهی بگیره و همهامون میشناسیم و دوستش داریم
لعنتی
چه بد که توی هواپیما هستم و فقط میتونم
مستقیم توی طوفان برم و از کنارش رد نشم
وایسا، فکر کنم طوفان داره تموم میشه
داشتم موفق میشدم، ولی بعدش
رعد و برق به هواپیما خورد
!اوه
و نمیدونم چجوری جف فیگلز رو توی نیمهی دوم به عنوان ضربهزن گذاشتم
!اوه
و همه چی تموم شده بود
:دیجیموویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
تک و تنها توی یه جزیرهی ناشناخته بودم
چیکار میتونستم بکنم؟
مطمئنا نمیتونستم با چوب تیز شده ماهی بگیرم
چون یادتونه، اصلا نمیتونستم از این کارها بکنم
،اگه میخواستم برگردم پیش هلنـم
باید یه راهی برای نجات پیدا میکردم
خوشبختانه یه هواپیما پر از بستههای پستی داشتم
که میتونستم باز کنم و استفاده کنم
جان من غذا باش. جان من غذا باش
.خدا رو شکر، نجات پیدا کردم آبنبات بادومزمینی
!وای
"از طرف پیتر گریفین"
حالت رو گرفتم. ادامه بده
ولی بعدش مهمترین بسته رو باز کردم
تنها دوستم توی جزیره
،اسم توی رو ویلسون میذارم ،"به خاطر "ریتا ویلسون
زیباترین و مستعدترین زن هالیوود
بانوی اول حقیقی فرهنگ آمریکایی
به خدا من اینا رو فقط واسه این نگفتم که تام هنکس
بذاره این فیلم رو بسازیم
شخصیتم پیشرفت کرد
چهار سال توی اون جزیره بودم
وای، من یه چیزی بینِ
دو و هفت سال توی این جزیره بودم
مطمئن نیستم کدوم چون دیگه عقدهی زمان ندارم
شخصیتم بیشتر پیشرفت کرد
،به هر حال، بعد از همهی این سالها
هنوز نمیتونستم هلن هانت رو از ذهنم بیرون بیارم
با فکر کردن بهش دیوونه میشدم
...اوه، هلن
.بیخیال، خودت رو کنترل کن به یه چیز دیگه فکر کن
به یه چیزی جز هلن هانت فکر کن
تقریبا هلن هانت
دیگه کافیه
تصمیم گرفتم که قایق بسازم تا پیش عشقم برگردم
ولی قایق رو با چی بسازم؟
باید یه چیزی باشه که ازش استفاده کنم
چی شناور میشه؟ چی شناور میشه؟
"مطمئنا این توپهای فوتبال برای "تام بریدی
کامل رفتن ته آب
این قسمت توسط طرفدار کونسوختهی] [تیم "سیهاوک" نوشته شده
*تام بریدی بازیکن رقیبِ سیهاوک بود*
برام سواله
!آه
اینم از دومیش. ادامه بده
تونستم روی آب شناور بشم
اونم با یه قایق ساختهشده از یه جعبهی شوخی بزرگ
منبودم و ویلسون و یه آدم ضایع دیگه
پسر، بادبان رو میدی بالا اونوقت باد نمیاد؟ مگه نه؟
الان دیدم توی اقیانوس ریدی
دنبال گپ زدن نیستم
روزها گذشت
من و ویلسون تک و تنها بودیم
...آب آشامیدنی و غذایی نبود، به جز
نه، این بار گول نمیخورم
اصلا جنبه نداری. ادامه بده
ولی بعدش فاجعه رخ داد
!آه
!نه. نه! ویلسون
در نهایت بیخیال شدم و تقریبا ویلسون رو فراموش کردم
*صحنهای از فیلم لا لا لند*
چرا داری لبخند میزنی، عزیزم؟
قبلا اون توپ والیبال رو سیخ میزدم
چیز زیادی بعد از اون یادم نمیاد
ظاهرا یه کشتی باری من رو سوار کرد
ولی بعدش، از همه جا بیخبر
توسط دزدان دریایی سومالی دزدیده شد
نگاهم کن. نگاهم کن
الان دیگه این فیلم رو بازی میکنیم *فیلم کاپیتان فیلیپس با بازی تام هنکس*
بعدش اون دزد دریایی سومالی یه سری کارها کرد
و بعدش دیگه هیچ کاری نکرد و آخرش برگشتم خونه
،بعد از سالیان سال دوری
بالاخره وقتش بود که هلنم رو ببینم
خدای من، زندهای
هر روز به تو فکر میکردم، هلن
تو دلیلی هستی که این همه سال زنده موندم
هیچوقت دست از دوست داشتنت برنداشتم
متاسفم. من برگشتم پیش پائول رایسر
چی؟
"یه ریبوت از سریال "از دستت عصبانیم واسه شبکهی اسپکتروم ارجینالز ساختیم
.به نظر ساختگی میاد اصلا یه قسمت هم ازش دیدی؟
...اصلا کسی رو میشناسی که
واقعا یه نفر رو هم نمیشناسم
که یه دقیقه از اون رو دیده باشه
خیلی متاسفم
کاملا مستاصل شده بودم
...هلن اولین عشق حقیقیم بود
...تنها زنی که میخواستم
و بدون من رفته بود پی زندگیش
،خوشبختانه، پنج سال بعد
پورنوگرافی قابل حمل از تلفن اختراع کردن
و واقعا از اون موقع دیگه بهش فکر نکردم
خب، داستان متاثرکنندهای از عشق اول بود، کواگمایر
و شبکهی اسپکتروم ارجینالز رو توی گوگل زدم
هیچی پیدا نکردم. هیچ نتیجهای پیدا نشد
توی موتور جستجوی اسک جیوز هم چیزی پیدا نشد
ولی اونا همیشه همه چیز رو پیدا نمیکنن
بگذریم، من عشق اولم رو یادمه
داستان خیلی جالبیه
خیلی خب، به گمونم امشب قراره آخر تعریف کنم
داستان مال اوایل دههی 60 هستش
توی یه کمپ پرافاده واسه یهودیهای پولدار کار میکردم
خودت توی این داستان یهودی هستی؟
نه
من معلم رقص بودم *اشاره به فیلم رقص کثیف*
بگذریم، این کمپ به خاطر رقصهای تمیز اختصاصی
به شدت معروف بود
تو تمیزترین رقاصی هستی که تا حالا دیدم
واسه همین هر سال میایم اینجا
ولی تمام مدت، خوشگلترین دختر کمپ
من رو زیر نظر داشت
اسمش جنیفر اشناز بود و همه جا میدیدمش
انگار همیشه یه جایی من رو میپایید
خیلی خب
،روزها مخصوص رقص تمیز بود
ولی شبها، یه نفر
یه هندونهی خیلی بزرگ به کلبهی کارکنان میآورد
و به دلایلی، معنیش این بود که وقت رقص کثیفه
مشروب و موسیقی سکسی داشتیم ،و چون ماه آگوست کنار دریا بود
کلی پشه داشتیم
شریک رقص مورد علاقهام دنسی مکگی بود
اون بهترین رقاص بین کارکنان بود
همونطور که میتونین تشخیص بدین
اون نه بهتر و نه بدتر از
از باقی کارکنان نمیرقصید
،ولی بازم جنیفر اونجا بود
،همیشه دماغش رو به شیشه
یا به هر چیزی که یه متر ازش فاصله داشت، میچسبوند
یکم زیادی داری به دماغش تیکه میاندازی
آروم باش، مشکلی نداره. دماغش رو عمل کرد
وقتش بود حرکتم رو بزنم
No comments yet. Be the first to leave one.