ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
دوربین و صدا
بابو ردی بابو
دوربین، حرکت
حرکت
این یکی طبیعته
اون یکی نابودیه
اون پیوند رو حفظ کن. این یکی رو بشکن
اگه به یه بچهی معصوم آسیب بزنی، فکر کردی خداوند ساکت میمونه؟
ای پروردگار
آکاندا رودرا شیکاندار گورا
لرد شیوا
من همونم
تو این زندگی، لرد شیوا پدرمه و مادرِ جهان، مادرمه
به خاطر یک دعا، برای خوشبختی همهی موجودات
اونا هر جایی میرن و مراسم مذهبی انجام میدن
و اگه لازم باشه، جنگ به پا میکنن
مگه تو هم مثل ما انسان نیستی؟ هرگز
برای شما خانواده کل دنیاست. برای ما دنیا یعنی خانواده
این دوتا یکی نیستن
چه سختی باشه، چه اشک، یا حتی خودِ مرگ
هر جا که باشم، تو هر وضعیتی، در یک لحظه کنارت میایستم
این قول منه
خانم، ما تو کتب مقدس خوندیم که هر وقت گناه از حدش بگذره
خداوند ظهور میکنه
حالا دیدم که حقیقت داره
فکر میکردیم "دارما از کسایی که ازش محافظت کنن، محافظت میکنه"
تو این دورهی کالی غیرممکنه
واسه همین برای امنیتمون قوانین خودمون رو نوشتیم
اما در برابر اون دارمایی که ازش حرف میزد
این قوانین خیلی ناچیز به نظر میرسیدن، خانم
آقای پرومال
کشور ما با قانون اداره میشه، نه با اعتقادات شخصی
اگه کسی ادعا کنه تو راه خدا قدم برمیداره و تو این راه صدها نفر رو قتلعام کنه
قانون نمیتونه به راحتی ازش چشمپوشی کنه
اون... یه تبهکاره
نه خانم
شما دارید اعمالش رو قضاوت میکنید
من دارم به هدف والاترش اشاره میکنم
وقتی عدالت ایجاب کنه، اون صد نفر رو نابود میکنه
اما حتی به یه مورچه هم بیدلیل آسیب نمیزنه، خانم
هر چی که بگی پرومال، تبهکار همون تبهکاره
باید اقدام کنید. متاسفم خانم، نمیتونم
استعفام رو تقدیم میکنم
کریشناماچاریا
چاتورودی... متاسفم
میدونم چی دارم میگم و چرا میگم
ممنون. اگه میخواید میتونید متوقفش کنید
ما این کار رو نمیکنیم
غیرممکنه
شما نمیتونید جلوش رو بگیرید خانم
اون خودِ خشمِ طبیعته
سلاحی که خودِ خدا برای هدف الهیاش ساخته
سعی نکنید صاعقه رو تو مشتتون زندانی کنید، خانم
وقتی امر الهی خودش رو نشون میده، ما با احترام سر خم میکنیم
نه این که قضاوتش کنیم
طوری حرف میزنید انگار خداست. الان کجاست؟
آکاندا
پیروزی بر تو باد
در کودکی، با لطفِ خداوند به آغوش ما اومدی
تو بر شش رذیلت اخلاقیِ انسان غلبه کردی و به قدرت آگورا رسیدی
تو به معابدِ در حال نابودی روح تازهای دمیدی
و حالا، به این جامعهی رو به زوال
این ارادهی پروردگاره. اما زمان همونجا متوقف نمیشه، پسرم
سرنوشت سختتر از همیشه تو رو امتحان میکنه
برای پاسخ به اون امتحان، باید از خودت فراتر بری
تنها راه پیشِ رو، تسلط بر
هشت قدرت الهی هست
اینجا جایگاه مقدسیه که زمانی آرجونا در اون به درگاه لرد شیوا دعا کرد
برای پاشوپاتاسترام، تا دارما رو احیا کنه
و سرنوشت عصرِ دواپارایوگا رو تغییر بده
آشتالینگا رودرا پیتام
به لطف لرد شیوا، روزی که به این قدرت برسی
هر مانترا و متنی
هر سلاح و آرایشی، مطیع فرمان تو میشه
با هر قدمی که برمیداری، اونا هم کنارت حرکت میکنن
اما راهِ پیشِ رو خطرناکه
هر مُهر باید به بهترین شکل اجرا بشه
یک قدم اشتباه، حتی جونت رو هم به باد میده
درود بر لرد شیوا! درود بر لرد شیوا
درود بر لرد شیوا
ژنرال، ما آمادهایم. حمام خون
سوامی، این قتلعام رو دیدی؟ همه رو نابود کردن، سوامی
تو اشتباه کردی و دهکدهات پشتت ایستاد
تو به کشور من نوشتی که زندگی زیر استبداد من سخته
و خواستی که من رو برکنار کنن
اونجا اشتباهی نبود
تو حتی خانوادهام رو مسخره کردی
همونایی که یه قرنه از این مرز محافظت میکنن
این یه ذره دردناکه
اما تحملش کردم
بعد دوباره نوشتی که اگه من اخراج نشم
با کشور دشمن متحد میشی
این احساساتم رو جریحهدار کرد
غیرقابل تحمل
حالا برو و به هند ملحق شو
تعالیم بودایِ تو به گردِ پای قدرت گلولهی منم نمیرسه
مردم جلوی تو تعظیم میکنن و به تکتک کلماتت گوش میدن
بهشون بگو "مرگ به سراغ دهکدهتون اومده."
بهشون بگو که مرگ دقیقا شبیه منه
هر جا اسم "هند" آورده شد، بهشون بگو این مرگ همونجاست
این رو به خدات هم بگو
ژنرال، وضعیت خطرناکی داریم
با عرض معذرت قربان
پسرم، تو به گالوان اعزام شدی
مثل یه فرمانروا زندگی کن، با افتخار بمیر. بله قربان
ژنرال، پسرتون سرباز شجاعی بود
پسرم قبل از افتادن چند نفر رو کشت؟ متاسفم قربان
فقط یک مشت از یه سرباز هندی اون رو از پا درآورد
شما نمیتونید بیاید اینجا. ما هر جایی که بخوایم میریم
صد ساله که خانوادهی من دارن از این مرزها نگهبانی میدن
و با این حال اون کشور من رو بدون وارث گذاشت
مرگ پسرم بیفایده نخواهد بود
من جوابش رو میدم
قربان، جنازهها رو بفرستیم به ستاد مرکزی؟
همه باید خبر پیروزیهای من رو بشنون
نه شکستم رو. جاوید باد مامِ میهن هند
جاوید باد مامِ میهن هند! جاوید باد مامِ میهن هند
جاوید باد مامِ میهن هند! جاوید باد مامِ میهن هند
جاوید باد مامِ میهن هند! جاوید باد مامِ میهن هند
پرچمشون داره لبخند میزنه. باید به گریهاش بندازیم
قربان؟ جاوید باد مامِ میهن هند
پرچمشون به ریش ما میخنده. باید اشکش رو دربیاریم
برای این کار، باید با ژنرال سابق چانگ دیدار کنیم
کسی که از اون کشور شکست خورده و منتظر نابودیشه
اما دولت ما موافقت نمیکنه
بذار دولت حکومتش رو بکنه. من جنگ راه میندازم. چانگ کجاست؟
قربان! چانگ کجاست؟ باید ببینمش
من اینجام تا به کشوری که پسرم رو کشت، یه درس عبرت بدم
و تو داری باگاواد گیتا میخونی؟
ژنرال
برای ضربه زدن به هند، نباید فقط به یه گوشهاش حمله کنی
باید نفوذ کنی تو اعماق، به ریشههاش
بیست و پنج ساله که دنبال همین میگردم
اون ریشهها کجا هستن؟
زمانی
کشوری که آکاندا بهارات بود
حتی اسکندر، فاتح جهان هم نتونست اون رو درهم بشکنه
اون با هیچی جز یه مشت خاک اینجا رو ترک کرد
حتی نیرویی مثل چنگیز خان که ملت ما رو تا مغز استخوان لرزوند
نتونست پاش رو تو این خاک بذاره
شجاعت اونا از چیه؟
ترکها و بریتانیاییها
که با فریب و کمکِ خائنها وارد شدن
بیش از هزار سال حکومت کردن
تا وقتی اینجا بودن
وقتی مردم وداها رو میخوندن، زبونشون رو میبریدن
اگه گوش میدادن، سرب مذاب تو گوششون میریختن
اگه خدا رو عبادت میکردن، سرشون رو میبریدن
معابد رو ویران کردن، بتها رو شکستن و هر چی پیدا کردن رو غارت کردن
با وجود ضربات بیشمار
بدون از دست دادنِ اصالتش
این ملت هنوز با چشمانی باز در برابر جهان ایستاده
اون شجاعت چیه؟
اون شجاعت همون خداییه که بهش ایمان داشتن
خدا؟ بله
هندیها اونقدر به خدا ایمان دارن که
به محض این که بچهای به دنیا میاد، بند نافش رو از مادر جدا میکنن
و به خدا گره میزنن
اسم بچههاشون رو از روی خدا میذارن
میگن: "خدا با توئه."
وقتی بزرگ میشن، میگن از رحمت خداست
وقتی میمیرن، میگن خدا اونها رو برده
شادیشون از خداست و حتی دردشون هم از طرف خداست
برای همینه که هندیها شجاعت فوقالعادهای دارن
شجاعتی که از دونستنِ این میاد که خدا همیشه پشتشونه
حالا باید چیکار کرد؟
اون شجاعت باید درهم شکسته بشه
باید به اون خدایی که تو قلبشونه ضربه زد
مردمی که باور دارن خدا در موقع سختی به دادشون میرسسه
باید کاری کنیم باور کنن که خدا نمیاد
روزی که این رو باور کنن
هند... تکهتکه میشه
حالا بهم بگو، چطوری به اون خدا ضربه بزنیم؟
برو، بیارش
سلاحی که برای نابودیِ اون ملت ساختم
کشور خودمون از ترس پنهانش کرد
اگه اون سلاح رو بیاری
بهت نشون میدم چطوری به شجاعت و خدای اونا ضربه بزنی
حقیقت همیشه پیروز است
قربان، این گزارش دقیقی از درگیری بینِ
ارتشهای دو کشور در نزدیکی دره است
نیروهای ما پاسخ دندانشکنی بهشون دادن
اما مشکل اینجاست که... بین کشتهشدهها
پسر ژنرال ژانگ لی هم هست
قربان، اون بیرحمترین و خطرناکترین آدمیه که تا حالا دیدم
حالا که پسرش مرده، تصور کنید چقدر کینهای میشه
ارتاش ما منظمترین و بااخلاقترین ارتش دنیاست
هر کاری میکنن برای خیر و صلاح کشوره
ما به اونا آزادی عمل کامل میدیم
فقط باید در زمان درست، تصمیم درست رو بگیرید
بله قربان. بله قربان
قربان، لطفا نگاهی به این گزارش بندازید. قربان
شما یه نشست خبری برای برنامهی توسعهی روستایی دارید
لطفا دربارهی این حادثه نظری ندید
سلام. من ویشال تریودی هستم، فرماندار کاداپا
بله قربان. بفرمایید تو قربان
آقای تریودی. بله
یک ساعت بعد از نشست خبری جناب نخستوزیر
خانم پادماواتی با شما دیدار میکنن
بفرمایید. من یه اصلاحیه برای نشست خبری دارم
No comments yet. Be the first to leave one.