Chantal in Fairyland

Chantal in Fairyland (Chantal im Märchenland)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Fairyland 2023 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Chantal im Märchenland 2024 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 80
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 193 വരികൾ.

الو؟

نه، همسرشون استفن ابوت هستم.

چی؟

زنم تو ماشین بود؟

کجاست؟ یعنی...

اسم یا... یعنی شماره‌ای دارین؟

خانم، گفتم که...

من همسرشون استفن ابوت هستم.

خانم، خانم میشه بهم بگین...

زنم آسیب دیده؟

چی؟

بابا؟

مردی که باهاش بود کی بود؟

اون یه بیمار بود که باربارا درمانش می‌کرد.

برای افسردگی حاد.

از قضا، اون بود که زنده موند.

به یه کامیون زدن.

یکی از اون کامیون‌های عظیم‌الجثه حمل چوب.

روزنامه نوشته بود...

اون واقعاً از ماشین پرت شده بود بیرون.

آن، فکر کنم دیگه باید راه بیفتیم.

آلیسیا یه کم خسته شده.

فقط می‌خواستم...

ممنون باشم بابت متل و همه چیز.

در مورد مراسم چی فکر کردی؟

به نظرت خیلی کوتاه نبود؟

به نظرم خوب بود.

متاسفم که ما نذاشتیم...

شعری رو که تو نوشتی، استفن.

ما تصمیم گرفتیم...

چیز خیلی شخصی‌ای نداشته باشیم.

خب...

کالیفرنیا...

چند نفری رو اونجا تو سانفرانسیسکو می‌شناسم.

و فکر کردم می‌تونم کار بیشتری پیدا کنم.

به عنوان نویسنده، می‌دونی؟

سعی کنم کتابم رو چاپ کنم.

بیشتر فکر کردی...

در مورد پیشنهاد ژانت برای بزرگ کردن آلیسیا؟

آلیسیا با فامیل‌هاش خوب کنار میاد.

هنک یه شغل خوب داره و آدم‌های خوبی هستن.

اون هنوز کوچیکه، می‌دونی...

هنوز برای اون دیر نشده که...

یه خانواده واقعی داشته باشه.

اون یه خانواده واقعی داره، آن.

منظورم رو می‌فهمی.

واقعاً کوتاه به نظر می‌رسید.

چی؟

مراسم باربارا.

کوتاه بود.

فقط آهنگ‌های معروف، همیشه.

فکر کنم جای درستی اومدیم.

صبر کن!

هی.

گری.

من استیو هستم.

اینم دوتا لید، استیو. نه...

به دارل بگو می‌تونه اینا رو به کیسه‌های ده دلاری تقسیم کنه.

استیو ابوت هستم. داریم اسباب‌کشی می‌کنیم.

اوه، لعنتی!

تو حتماً پاولت هستی.

خود خودشم، عزیزم.

بیا تو.

متاسفم که چند هفته دیر کردیم.

خیلی بیشتر طول کشید...

که زندگیمون رو جمع و جور کنیم، تا اون چیزی که فکر می‌کردم.

آره، شنیدم چی شده.

خیلی اوضاع سختیه، رفیق.

هردوی پدر و مادرم تو تصادف رانندگی کشته شدن.

وقتی شش سالم بود.

شب هالووین بود.

قرار بود از یه مهمونی دنبالم بیان.

ولی هیچوقت نیومدن.

من بین...

کلانتری و بیمارستان جابجا می‌شدم.

و هیچ کس بهم نمی‌گفت چی شده.

و کل شب من با این...

لباس یتیم کوچولو آنی راه می‌رفتم.

چه کتی به قامتش بود!

اتاقم کدومه، بابا؟ اِم

این یکی برات امنه، کوچولو.

اوه!

باحاله، نه؟

یالا!

خب، اِم... دیگه کیا اینجا زندگی می‌کنن؟

اِم...

این اتاق جانی‌ئه.

من سرم شلوغه!

جانی فقط چند سال اخیر رو...

تو یه صومعه بودایی گذرونده.

هم‌خونه‌های جدید رسیدن!

خب، سلام.

اینا گَری و اَلیشیا هستن.

اِم، اِستیو.

فکر کردم امشب می‌تونیم یه مهمونی کوچیک بندازیم...

به افتخار اومدنشون.

خودتو برسون پیش بابا.

فقط نه خیلی زود.

خب، اِدی که هنوز ندیدینش...

روی کاناپه می‌خوابه.

و... آره، همینا.

حالا، اگه جای تو بودم می‌رفتم وسایلمو از ماشین برمی‌داشتم.

شاید اینجا هیت-اشبری باشه،

ولی عزیزم، دیگه دوران تابستان عشق گذشته.

بیا دیگه!

خیلی باحاله. آره.

باکلاس. می‌دونم.

خیلی، خیلی باکلاس. مامان!

مامان!

برابری نباید تسلیم شدن به وضعیت موجود باشه.

می‌دونی چیه؟ تو این مورد باهات موافقم، ولی هست...

ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم،

ولی خانم اَلیشیا انگار حالش بده.

وای خدا. بیا.

موش، موش!

خیلی متاسفم. خیلی متاسفم.

بیا اینجا.

چی شده، موش؟

می‌خوام برم خونه.

ما خونه‌ایم.

اینجا خونه جدیدمونه.

چرا مامان اینجا نیست؟

مامان دیگه زنده نیست.

در مورد این حرف زدیم.

یادت میاد با ماشین‌های اسباب‌بازی بازی می‌کردیم؟

و بهت نشون دادم چطور یه ماشین به اون یکی زد؟

همون اتفاق برای ماشین مامان افتاد.

مامان دیگه برنمی‌گرده.

سلام.

سلام.

اسمت چیه؟

اَلیشیا.

سلام، اَلیشیا.

من اِدی هستم.

تو روی کاناپه می‌خوابی؟

بعضی وقتا.

تو کجا زندگی می‌کنی؟

اینجا.

من اتاق خودم رو دارم.

اتاق خودت؟

وای!

عالیه.

صبحانه خوردی خانم اَلیشیا؟

می‌خوای کمک کنی "قورباغه در گودال" درست کنیم؟

حدس می‌زدم.

این یکی خوب بود.

تا ته راهرو صداتون میاد.

هی!

چی اینقدر خنده‌داره؟

اِدی بهش میگه "قورباغه در گودال".

خب، اسمش همینه.

ما بهش میگیم "چشم مصری".

تو هرچی دوست داری صداش کن،

ولی وقتی من می‌پزم، میشه "قورباغه در گودال".

اِدی روی کاناپه زندگی می‌کنه... بعضی وقتا.

اِدی بقیه وقتا کجا زندگی می‌کنه؟

با هرکسی.

هی، منظورت چیه؟

چون اسمت اِدی بادی‌ئه!

اِدی بادی، ازش خوشم اومد.

هنوز می‌خوایم بریم پارک گلدن گیت؟

اِدی؟

دوست داری به ما ملحق بشی؟

شما چی فکر می‌کنی خانم اَلیشیا؟

مادرش چه جور آدمی بود؟

کجا باهاش آشنا شدی؟

می‌دونی که ما تو تحصیلات تکمیلی با هم آشنا شدیم.

من تو محوطه دانشگاه بودم،

داشتم برای یه تظاهرات بزرگ ضدجنگ بروشور پخش می‌کردم.

و اومد سمتم، و...

اون زیبا بود.

خیلی مرتب و آراسته به نظر می‌رسید.

یه پشته بزرگ کتاب دستش بود.

می‌دونی، دامن چین‌دار و یه مدل موی "تریشیا نیکسون".

اِدی بادی چی؟

اون کسی رو داره؟

من یه خانمی تو "جکسون" دارم.

هوم.

دارلین.

دارلین؟

آره.

اون یه فسقلی شیرینه.

و تو اینا رو نوشتی؟

هنوز کار دارن.

"چیزهای گمشده

"یه گربه

"یه کیف چرمی کوچیک

"یه لنگه جوراب آبی

"اون حس درونم که خوبم و زیبام."

بابا؟

بابا!

بذار برم بخوابونمش.

بیا عزیزم. بیا.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left