Baby Daddy

Baby Daddy

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Baby Daddy - 02x05 - The Slump
കമന്ററി എഴുതിയത് Sorrow
TvCenter | Sorrow PresentS

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2013-06-21
ഡൗൺലോഡുകൾ: 22
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

خب نظرت چيه "اما"؟

بابايي بايد واسه خودش ريش دست و پا کنه؟

شايد اينطوري بتونه بانوان رو تور کنه؟

فکر کنم اگه شنبه شب رو خونه

و در حال حموم کردن بچه نميبود

بيشتر به نتيجه ميرسيد

چند وقت از آخرين باري که با يکي قرار گذاشتي ميگذره؟

خيلي وقته

خيلي خيلي وقته کمک لازم دارم، پسر

اي بابا ! من چم شده؟ فيلم ديشبو نگاه کن

همونطوري پشت سر هم دارم اون ضربه احمقانه رو ميزنم

تو که هي دکمه بازگشت به عقبي که

رو کنترله نميزني، مگه نه؟

نه

ولي اهميتي نداره

،بازيم مزخرفه شش هفتست اصلاً امتياز نگرفتم

اوه، تو کل خانواده همين جريانه

مربي فکر ميکنه همش به خاطر درگيري ذهنمه

در واقع منو مجبور کرده فردا برم ديدن روانپزشک تيم

...دنيل ويلر

روي کاناپه بشين و از مادرت برام بگو

جديم ها ،اگه زود يه کاري نکنم

ميرم جزو نقل و انتقالي‌ها - آره -

خب، اگه منم اون ترفيع رو نگيرم

ديگه اعصابي واسم نميمونه

آره، نکه همين الانم يه دونه اسب معصومي

نه، جدي ميگم

نظر شما در اين مورد چيه؟

...اينجانب تاکر دابز ميباشم

...و در اينجا حضور دارم تا به شما گويم

...چرا نامزد کاملي براي جايگاه

...معاونت

توليدکنندگي هستم

تاکر، بيخيال کارت‌ها شو و برو اونجا

و بهشون بگو دقيقاً چرا لياقت ترفيع رو داري

ولي شايد وايسادن رو يه صندلي به نظر بيشتر تورو جدي نشون بده

کاري نيست که بتوني انجامش بدي اگه ذهنتنو به سمتش هدايت نکني

اوه، قبل يا بعد از اينکه تصميم گرفتي تو خونه بموني و

سر بچتو بشوري اين حرفارو به خودتم زدي؟

حق با توئه

،وقتي تنها کسي که تو اين خونه مثل يه بچه رفتار نميکنه همون بچست

پس يه مشکلي وجود داره

اين کم‌کاري امشب تموم ميشه

مامانو خبر ميکنيم بياد پرستاري بچه و خودمون ميزنيم بيرون

جميع حيوانات ، چه خبر؟

،به موقع اومدي مامان ميشه مراقب بچه باشي؟

،آره، حتماً فقط 24 ساعت ديگه خبرم کن

ميدونين بهترين قسمت زندگي تو

خيابون روبروي شماها چيه؟

اينکه ميتونم ببينم خودم يه زندگي دارم و شما ندارين

،چندتايي مهمون دارم امشب

و بايد يکمي يخ و آبجو

...گوشت يخ زده و

اين که نميدونم چيه رو قرض بگيرم

ميخوام روراست باشم

از اينکه اومدي ناهارتو اينجا بخوري تعجب کردم

چرا؟ اينکه هنوز مجانيِ نه؟ - آره، فقط فکر کردم -

...با برگشتن فتچ بزرگ و قدرتمند به شهر

شما دوتا جشن ميگيرين...

کلاً نميتوني يه کلمه بدون کثافت کاري بگي نه؟

نه

يا شايدم بايد بگم، نَع

اوضاع رديفه؟

ديشب يه ضد حال گُنده بهم زد

باهات بهم زده؟ با يکي ديگه تريپ ريخته؟

،هرچي دلت بخواد ميتوني بهم بگي من يه متصدي بارم

بهم گفت که دوسم دارم

! چطور جرات کرده

ميدونم

و حالا ميخواد راجع به آيندمون صحبت کنه

و منظورم اينه، به سختي همين

...حال رو شروع کرديم، منظورم اينه

واقعاً دوست نداري اين چيزارو بشنوي، نه؟

معلومه که دوست دارم، گوشم با توئه - خيلي خب، خيلي ممنون -

...فقط اينکه - حرفتو نگه دار -

اين کم‌کاري من بايد ترک بشه ديگه

بلي، گوشش با منه

که متاسفانه تو شرتشه

،ميز هفت خودم بهش رسيدگي ميکنم

باور کنين، هيچ راهي نداره

که اونا بخوان کاملاً خرابش کنن

ميدونم که اينکارو نميکنم و اصلاً نميدونم راجع به چي حرف ميزني

دوست دارم که شخصاً خودم رو

به مشترياني که واسه دفعه اول ميان معرفي کنم

من هرروز ميام اينجا

به نظر دارم با شما صحبت ميکنم؟

بن ميباشم

جنا هستم و همه‌چيز عالي بود

مخصوصاً سرويس دهنده‌ي ناز و جيگرش

خب، اگه يه چيزي خواستي که خارج از "مِنو" بود

هر روز همينجام

عجب

چه قدر ضايع بازي و حال به هم زن بود

و حتي شمارش رو هم نگرفتي

بهم زنگ بزن

و چي داشتي ميگفتي؟

سلام، چه شده؟ چه خبرا؟

! جنا - تاکر -

خدايا

اون دختره رو ديدين؟ - ديديمش؟ فکر کنم -

يه فرصت خوبي پيش اومد که با بچه‌ي بن اشنا بشه

خودشه . اون جناست

ملکه‌ي شيطاني خانومي که هيچ کاري نميکنه

نمسيس" ، دشمن من و از بين برنده‌ي روح من ـه"

پس يعني ميشناسيش؟

،اون کسيِ که واسه ترفيع باهاش در حال مراقبتم

داداشم، احتمالاً نبايستي اونقدر اميدوار باشم، خب؟

ميزش پر نموداراي رنگي و

کلاسوراي شخصي بود

کلاسوراي شخصي؟

بايد ميدونستم که واسه بدست آوردن اون ترفيع از هيچي نميگذره

فهميد که منو ميشناسي؟

نه بابا، فکر نکنم اصلاً اسمي ازت برده شد

خيلي خب، عاليه

،اگه دوباره اومد اينجا هرچي تونستي از زير زبونش بکش

واسه اينکه مخفيانه از کارش سردربياري بهت احتياج دارم

راستشو بخواي، افتخاري واسم ميباشه

اوه، ببخشيد

دنبال دکتر شاو ميگردم - بله، بله، من دکتر شاو هستم -

امي امي... دکتر امي شاو

ميتوني امي صدام کني يا دکتر

جدي ميگم، هرطور خودت دوست داشته باشي

تو واقعاً روانپزشک تيم هستي؟

:P بله، بله همينطوره. تازه شروع کردم

اوه، ولي نگران نباش

...يه عالمه ...يه مقدار مختصري

بله، هستم

پس دراز بکشم؟

ميتوني بشيني، دراز بکشي، وايسي يه گوشه آروم بشيني

هرطوري که کاملاً راحت باشي

رديفم

خيلي خب

،بسيار خب ...خب دني

فکر ميکنم اولين چيزي که بايد انجام بديم

اينه که بفهميم چرا واسه تمرکز کردن مشکلات زيادي داري

...پس

اون مو طلايي جيغ جيغويي

که هميشه دورو بر زمين بازيِ کيه؟

اوه، اون که مامانمه ولي اگه بيخيال

،اون بشيم خيلي خوب ميشه

در واقع دارم راجع به اون يکي ديگه صحبت ميکنم

دوست دخترته؟ - منظورت رايلي ـه -

...نه، اون يه

...خب، اون

پيچيدست

خب چرا راجع به رايلي بهم نميگي؟

امکانش هست بجاي اون راجع به مامانم صحبت کنيم؟

اگه بخواي بهتر بشي که نه

فقط آروم باش و از اول شروع کن

حالا يه نفس عميق بکش

حالا، تفکراتتو جمع کن

دني؟

سلام ويلر

اوه رايلي سلام اينجا چيکار ميکني؟

اومدم اما رو بذارم

معمولاً ميدوني تو پياده رو ميذاشتمش تا خودش بياد

و چندتايي بسته داشت و واسه بالا آوردنشون ... نياز به کمک داشت واسه همين

راستش از اينکه امروز خواستي

با اِما باشي تعجب کردم

با توجه به اينکه فتچ برگشته

فکر ميکردم که شما دوتا ميخوان جشن بگيرين

شما پسراي ويلري چيکارين؟

،راستش

از اِما استفاده کردم که حرف زدن با فتچ رو بپيچونم

خيلي سخته وقتي يکي داره دندون در مياره

،بشيني صحبت جدي بکني واسه همين کارت حرف نداشت اِما

بين تو و فتچ مشکلي پيش اومده آيا؟

...نه، فقط موضوع سر يکمي زمان ـه

مثل اينکه، جفتمون سوار قطار رابطه هستيم

ولي من سوار يک قطار معمولي ـم و اون سوار يه قطار سريع السير

و يک قطار زودتر از اون يکي ديگه به مقصد ميرسه ديگه، نه؟

ميدوني، من هيچوقت اونقدا طرفدار مشکلات کلمه‌اي نبودم؟

بالاخره

از پنجره ديدم اومدي خونه

اون روانشناسه تورو عليه من کرد؟

ها؟

به خاطر اينه که اون مدل مو ضايع رو واست انتخاب کردم؟ نه؟

چي؟

نه ! و خودت گفتي که موهام از اول فِر بوده

آره، خب ، من اينجام تا بهت بگم وقت تلف کردنه

خودمم قبلاً رو تخت روانپزشکي بودم

تحت درمان بودي؟ - نه، باهم قرار ميذاشتيم -

ولي اين مادرِ که واسه همه چيز مقصر شناخته ميشه

اون چيه؟ چي داري مينويسي؟

احساسات رو توش يادداشت ميکنم

دکتر شاو فکر ميکنه بايد يکي داشته باشم

به سختي ميتوني واسه روز مادر رو يه کارت چيزي بنويسي

اونوقت هيچ مشکلي نداري که

که به يه غريبه بگي من مجبورت کردم تو مراسم

مهدکودکت لباس تنت کني - ! مامان -

خب با اونا موها خيلي خوشگل شده بودي

...فقط

هيچوقت مثل آدم لباس نميپوشيدي و يه لبخندم نميزدي

واسه چي اينقدر سر و صدا ميکنين؟

دو تا شيفت دارم بعداً ميخواستم يکمي کپه مرگمو بذارم

خب، من ديگه حرفي ندارم

اين فک توئه که بخاطر فرارکردن از مادرت پخش زمين شده؟

نکنه بخاطر اينه که فراموش کردم واسه اردوي فضايي که رفته بودي، بيام دنبالت

مگه نه؟ - من هيچوقت اردوي فضايي نرفته بودم -

اوه، پس فکر ميکنم قراره واسه اون جريان هم منو سرزنش کني

More Farsi Persian subtitles for Baby Daddy

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left