Jarhead

Jarhead

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Jarhead 2005 1080p BrRip YIFY
Jarhead 2005 720p BrRip YIFY
Jarhead 2005 720p Blueray YIFY
Jarhead 2005 1080p BluRay REMUX VC-1 DTS-HD MA 5 1-EPSiLON
Jarhead 2005 1080p BluRay DTS x264-SbR
Jarhead 2005 1080p BluRay DTS DL x264 - HDC
കമന്ററി എഴുതിയത് viper114
بهزاد | شوتایم دانيال جابرانصاری | D@NiaL https://t.me/showtimeus

ടാഗുകൾ

brrip
1080
BluRay
TS
HD
REMUX
x264
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-06-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 77
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

به ازای هر بار دانلود این زیرنویس در سابسین، مبلغی به بنیاد خیریه محک اهدا می‌شود

‫یک روایت

‫مردی که سال‌های سال بود تفنگ دستش می‌گرفت

‫زمانی میاد که راهی جنگ میشه

‫بعد از جنگ، تفنگ رو تحویل اسلحه‌خانه میده

‫توی فکرش، کارش با اسلحه تموم شده

‫ولی غافل از اینکه دیگه مهم ‫نیست چه کارایی با دستاش انجام میده

‫عشقش رو به زنی نشون بده، ‫خونه‌ای با اون دست بسازه

‫پوشک پسرش رو عوض کنه

‫هر کاری کنه باز هم دستانش ‫تفنگ رو فراموش نمی‌کنن

‫از این به بعد دیگه نه سیاهید ‫نه قهوه‌اید نه زردید و نه قرمز

‫الان همتون سبزید ‫

‫همتون یا سبز کم رنگید یا سبز پر رنگ

‫متوجه شدید؟

‫بله قربان

‫- سوافورد ‫- بله قربان

‫تو همون انگلی هستی که ‫پدرت توی جنگ ویتنام خدمت کرده؟

‫بله قربان

‫عالیه ‫تخمشو داشت اونجا بمیره؟

‫نه قربان

‫خیلی بده که. ‫تا الان در موردش صحبت کرده؟

‫- بله قربان، فقط یه مرتبه قربان ‫- خوبه، پس دروغ نمی‌گفته

‫با اون چشمای آبی دخترونت به صورتم زل زدی؟

‫- زل زدی یا نه؟ ‫- نه قربان

‫- عاشقم شدی سوافورد؟ ‫- نه قربان

‫سوافورد، یعنی میگی یونیفرمم بهم نمیاد؟

‫یونیفرم گروهبان آموزشی برازنده تن‌شونه قربان

‫پس گی‌ای و الانم عاشقم شدی، آره؟

‫گی نیستم قربان

‫- دوست دختر داری سوافورد؟ ‫- بله قربان

‫مادرجنده می‌دونی الان ‫یه بنده خدایی داره دوست دخترت رو می‌کنه؟

‫برای هر دفعه که این ماه ترتیب ‫دوست دخترت رو میدن

‫۲۵ تا شنا برو

‫برو پایین

‫یکم بعد از ملاقات فیچ، ‫مربی دوره آموزشی، بود که...

‫فهمیدم شاید رفتن به ‫سپاه تفنگداران دریایی

‫تصمیم بدی بوده

‫این چه گوهیه؟

‫قربان، طرح محتویات کمد زیر تخت سرباز، قربان

‫عیسی و یوسف و مریم موقع دادن ‫جمع میشدن نقاشی می‌کشیدن بهتر از این میشد

‫به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خوره

‫قربان، این سرباز هیچ وقت ‫نقاشیش خوب نبوده، قربان

‫پس چرا تو رو گذاشتم توی دبیرخونه؟

‫کسی که توی دبیرخونه است نباید ‫نقاشی بلد باشه؟

‫سرباز جواب سؤال رو نمی‌دونه قربان

‫سرباز فکر می‌کرد که مسئول ‫دبیرخونه باید نوشتن بلد باشه قربان

‫معلومه که سرباز تازه کار نباید بدونه

‫سرباز تازه کار نمی‌دونه ‫چون من بهش نگفته بودم

‫زنیکه حشری کودن

‫نشونم بده ببینم جای زیرپوش‌ها ‫و کفش‌های دویدن‌تون کجاست

‫سرباز نمی‌تونه وقتی که

‫فرمانده آموزشی توی سرش ‫می‌کوبه فکر کنه، قربان

‫وقتی اینطوری دارم ناز و ‫نوازشت نمی‌تونی فکر کنی؟

‫پس چطوری می‌خوای وقتی ‫نارنجکا دارن جلوی صورتت

‫می‌ترکن، تفنگت رو دربیاری و شلیک کنی؟

‫اصلا اینجا چه گوهی می‌خوری؟

‫می‌خواستم برم دانشگاه، گم ‫شدم سر از اینجا در آوردم قربان

‫خلاصه، از اون به بعد دیگه ‫به دست می‌گفتیم ابزار جق

‫به چراغ‌قوه می‌گفتیم پرتوتاب ‫و خودکار هم شده بود قلم

‫به دهن می‌گفتیم مخزن آب کیر

‫به تخت می‌گفتیم میز شکنجه ‫به دیوار می‌گفتیم حائل

‫لباس هم شده بود بلوز

‫و کروات همون کروات مونده بود ‫کمربند هم کمربند

‫ولی خیلی چیزای دیگه ‫مثل قبل نبودن

کمپ پندلتون پایگاه تفنگداران دریایی ۱۹۸۹

‫سوافورد ‫این چه اسم کیری‌ای که داری؟

‫انگلیسیه

‫پدر پدربزرگم قرن ۱۹ اومد آمریکا

‫باشه بابا

‫میذارمت توی دسته گلف

‫پر کسخل و عقب موند است

‫شاید بتونی یکم وضع اون ‫مادر جنده‌ها رو بهتر کنی

‫شایدم نتونی

‫بعدی

‫جارهد: اسم، اصطلاح ‫عامیانه به‌معنی تفنگدار دریایی

‫منشأ کلمه: به‌دلیل شباهت ‫به مدل موی اجباری سربازی

‫دور تراشیده و موی وسط سر بلندتر

‫با این توصیف، سر تفنگدار ‫دریایی به‌شکلی ضمنی

‫یه شیشه مربا، با پارچه‌ای روی در شیشه است

‫از طرف دیگه یه ظرف تو خالی

‫کاری داشتید؟

‫آره، به جوخه دوم واگذار شدم

‫- جوخه‌ی دوم؟ ‫- آره

‫- چه خبر رئیس؟ ‫- خبر خاصی نیست رفیق

‫- به جوخه‌ی دوم خوش اومدی ‫- مرسی رفیق

‫بچه‌ها، گوشت کیری تازه آوردم براتون

‫- چه جور گوشتی هست حالا؟

‫مادرجنده

‫چربش کن

‫کیر توش

‫آهان آره، علامت داغو عوض کردیم

‫یه کس‌کلک بازی کوچولوـه ‫که با تازه‌واردا می‌کنیم

‫خوبه

‫علامت می‌خوای، باید ‫نشون بدی که لیاقتشو داری

‫ساک که میگن همین خراب‌شده است، خوش اومدی

‫دل و رودت خوب نشده هنوز سوافورد؟

‫دیگه نمی‌دونم چی کار کنم از شر این یبوست خلاص شم

‫اشکال نداره، همه که به درد تفنگدارشدن نمی‌خورن

‫حقیقت اینجا بود که واسه من، گزینه‌ٔ دیگه‌ای وجود نداشت

‫دیگه بالاخره بابام منو تو جنگ ساخته بود

‫اینجا هم خانم و آقای سوافورد رو توی ‫دوره مرخصی جنگ ویتنام می‌بینید

‫هونولولو هیلتون، سال ۱۹۶۹

‫من نمی‌تونم نگاه کنم

‫شما هم نمی‌تونید

‫ولی یه سری چیزای دیگه هم ‫هست که نمی‌تونم بهتون نشون بدم

‫مثلاً سر زدن به خواهرم

‫کیک درست‌کردن با مامانم

‫صحبت‌های سر صبحونه با بابام

‫اما یه سری چیزا هست که می‌تونید ببینید

‫ریدنم

‫فکر کردن در مورد رفتن به کالج ‫

‫بعد مدرسه درس‌خوندن با دوست‌دخترم

‫- وای که چقدر عاشقتم ‫- منم عاشقتم

‫دادن تیشرت مورد علاقه تفنگدارای دریاییم به دوست دخترم

‫هر روز واست نامه می‌فرستم

‫سوافورد؟

‫- سوافورد؟ ‫- بله؟

‫یعنی چی؟ مریضی؟

‫نه فقط دلم بهم ریخته قربان

‫گروهبان ستاد سایکس

‫از بخش دیده‌بانی و هدف‌یابی

‫یکی بهم می‌گفت واسه اینکه داغت ‫بذارن و باهات شوخی کنن، ۶ نفری گرفته بودنت

‫پروندتم میگه اونقدرا خل‌و‌چل نیستی

‫به نفع خودته که سه‌سوت ‫نشده مریضی پریضی از یادت بره

‫اینطوری شاید شانست بگیره ‫و بتونی تک‌تیرانداز پیش‌آهنگ بشی

‫این چه گوهیه؟

‫بیگانه، نوشته کامو

‫عجب چیزی تفنگدار

‫هر چند که مری

‫وقتی که داشتم...

‫آموزشی دوشنبه شروع میشه ‫از من می‌شنوی یه تکونی به کونت بده بیا

‫این که گفتید دستور بود گروهبان؟

‫خیر سرش یه فرصته

‫افتخار کمی نیست

‫بهترین کاریه که توی سپاه ‫تفنگدارای دریایی گیرت میاد

‫بهش می‌خوره چیز خوبی باشه، گروهبان

‫- بهش می‌خوره چیز خوبی باشه گروهبان ‫- بهش می‌خوره چیزی خوبی باشه

‫میشه لطفاً کتابمو...

‫ببین، یه چیز بهتر به فکرم رسید

‫سازی چیزی هم میزنی؟

‫کلاس سوم که بودم ترومپت می‌زدم گروهبان

‫شیپور تو کلاس سوم؟ خیلی خوبه

‫هنوزم میزنی؟

‫کم، روز تعطیلی، کنسرتی، ‫جشنی چیزی باشه می‌زنم

‫خوبه، حالا قرار نیست چاک منجونی باشی

‫اندازه یه شیپورچی هم بسه

‫یکی رو می‌خوایم شیپور خاموشی و ‫بیدار باش، مارش نظامی و

‫از این کسشرا بزنه که روحیه سربازا ‫رو بالا ببره از این کار خوشت میاد؟

‫آره بابا

‫خوبه، میدون رژه، ساعت ۶ صبح

‫خیلی خب، ممنونم گروهبان

‫مایه افتخارمه

‫کتابمو ...

‫الان ۶۰ نفرید ‫ولی فقط ۸ نفر لازم دارم

‫یعنی بقیه ۵۲تاتون این وسط تلف می‌شید ‫دیگه حساب کتابش با خودتون

‫امکان هم نداره که ‫همتون از پسش بر بیاید

‫اگه خیال می‌کنید که چیزی بارتونه ...

‫گروهبان ستاد سایکس

‫سرباز سوافورد جهت ‫استعدادسنجی نواختن شیپور گزارش میده

‫گروهان آموزشی، خبردار

‫من زیاد اهل حال دادن و پذیرایی آنچنانی نیستم

‫ولی امروز قراره یه حال اساسی بکنیم

‫سرباز سوافورد قراره برامون بیدارباش بزنه

‫بدو سوافورد، اجراش کن

‫گروهبان من که شیپور ندارم

‫- چی نداری؟ ‫- شیپور ندارم

‫نمیشه که، ای بابا

‫خب پس تا داستان نشده با دهنت واسه‌مون بزن

‫چی؟

‫گفتم با اون دهن کیریت بخونش

‫گه توش

‫عجب صدایی، من که دارم لذت می‌برم ‫روحیه من که از این رو به اون رو شده

‫از استیوی واندر چیزی بلدی؟

‫مثلا قطعه «تو طلوع زندگی من هستی» رو بلدی بزنی؟

‫- بله گروهبان ‫- خوبه، کلاسیکه

‫میشه خفه شی؟ ‫کسی اینجا نیومده که شیپور بزنه

‫آخه مادرجنده با اون کیر کوچولوت

‫فکر کردی کی هستی؟ ‫مثلاً پیش خودت گفتی «کنی جی»‌ای؟

‫- نه گروهبان ‫- خوبه

‫الان با بقیه‌تونم

‫بدجنس‌ترین، بی‌رحم‌ترین، وحشی‌ترین

‫مادرجنده‌ی توی این عالم بی‌رحم باشید؟

‫بله گروهبان

‫اون روز رو می‌بینید که وایسادید و می‌گید:

‫حتی اگر از دره‌ تاريک مرگ هم ‫عبور كنم، از شرارتی نخواهم ترسيد

‫چونکه از من مادرجنده‌تر توی این دره کوفتی نیست؟

‫بله گروهبان

‫ببینیم و تعریف کنیم

‫- هنوز نرفتی که ‫- نه، گروهبان

‫نه، چی؟

‫نه، هنوز نرفتم گروهبان

‫پس بمون ‫گروهان حرکت

‫- یه مایل ‫- یه مایل

‫- چیزی نیست ‫- چیزی نیست

‫- دو مایل ‫- دو مایل

‫مأموریت شما اینه که منو بکشید

‫ماموریت منم اینه قبل از اون ‫شما رو بکشم و کارم رو هم خوب بلدم

‫اون گلوله‌های پینت بال، درد هم دارن؟

‫کیرم توش، کور شدم

‫حالا برو از اول شروع کن، کله‌کیری

More Farsi Persian subtitles for Jarhead

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left