ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
به ازای هر بار دانلود این زیرنویس در سابسین، مبلغی به بنیاد خیریه محک اهدا میشود
یک روایت
مردی که سالهای سال بود تفنگ دستش میگرفت
زمانی میاد که راهی جنگ میشه
بعد از جنگ، تفنگ رو تحویل اسلحهخانه میده
توی فکرش، کارش با اسلحه تموم شده
ولی غافل از اینکه دیگه مهم نیست چه کارایی با دستاش انجام میده
عشقش رو به زنی نشون بده، خونهای با اون دست بسازه
پوشک پسرش رو عوض کنه
هر کاری کنه باز هم دستانش تفنگ رو فراموش نمیکنن
از این به بعد دیگه نه سیاهید نه قهوهاید نه زردید و نه قرمز
الان همتون سبزید
همتون یا سبز کم رنگید یا سبز پر رنگ
متوجه شدید؟
بله قربان
- سوافورد - بله قربان
تو همون انگلی هستی که پدرت توی جنگ ویتنام خدمت کرده؟
بله قربان
عالیه تخمشو داشت اونجا بمیره؟
نه قربان
خیلی بده که. تا الان در موردش صحبت کرده؟
- بله قربان، فقط یه مرتبه قربان - خوبه، پس دروغ نمیگفته
با اون چشمای آبی دخترونت به صورتم زل زدی؟
- زل زدی یا نه؟ - نه قربان
- عاشقم شدی سوافورد؟ - نه قربان
سوافورد، یعنی میگی یونیفرمم بهم نمیاد؟
یونیفرم گروهبان آموزشی برازنده تنشونه قربان
پس گیای و الانم عاشقم شدی، آره؟
گی نیستم قربان
- دوست دختر داری سوافورد؟ - بله قربان
مادرجنده میدونی الان یه بنده خدایی داره دوست دخترت رو میکنه؟
برای هر دفعه که این ماه ترتیب دوست دخترت رو میدن
۲۵ تا شنا برو
برو پایین
یکم بعد از ملاقات فیچ، مربی دوره آموزشی، بود که...
فهمیدم شاید رفتن به سپاه تفنگداران دریایی
تصمیم بدی بوده
این چه گوهیه؟
قربان، طرح محتویات کمد زیر تخت سرباز، قربان
عیسی و یوسف و مریم موقع دادن جمع میشدن نقاشی میکشیدن بهتر از این میشد
به درد لای جرز دیوار هم نمیخوره
قربان، این سرباز هیچ وقت نقاشیش خوب نبوده، قربان
پس چرا تو رو گذاشتم توی دبیرخونه؟
کسی که توی دبیرخونه است نباید نقاشی بلد باشه؟
سرباز جواب سؤال رو نمیدونه قربان
سرباز فکر میکرد که مسئول دبیرخونه باید نوشتن بلد باشه قربان
معلومه که سرباز تازه کار نباید بدونه
سرباز تازه کار نمیدونه چون من بهش نگفته بودم
زنیکه حشری کودن
نشونم بده ببینم جای زیرپوشها و کفشهای دویدنتون کجاست
سرباز نمیتونه وقتی که
فرمانده آموزشی توی سرش میکوبه فکر کنه، قربان
وقتی اینطوری دارم ناز و نوازشت نمیتونی فکر کنی؟
پس چطوری میخوای وقتی نارنجکا دارن جلوی صورتت
میترکن، تفنگت رو دربیاری و شلیک کنی؟
اصلا اینجا چه گوهی میخوری؟
میخواستم برم دانشگاه، گم شدم سر از اینجا در آوردم قربان
خلاصه، از اون به بعد دیگه به دست میگفتیم ابزار جق
به چراغقوه میگفتیم پرتوتاب و خودکار هم شده بود قلم
به دهن میگفتیم مخزن آب کیر
به تخت میگفتیم میز شکنجه به دیوار میگفتیم حائل
لباس هم شده بود بلوز
و کروات همون کروات مونده بود کمربند هم کمربند
ولی خیلی چیزای دیگه مثل قبل نبودن
کمپ پندلتون پایگاه تفنگداران دریایی ۱۹۸۹
سوافورد این چه اسم کیریای که داری؟
انگلیسیه
پدر پدربزرگم قرن ۱۹ اومد آمریکا
باشه بابا
میذارمت توی دسته گلف
پر کسخل و عقب موند است
شاید بتونی یکم وضع اون مادر جندهها رو بهتر کنی
شایدم نتونی
بعدی
جارهد: اسم، اصطلاح عامیانه بهمعنی تفنگدار دریایی
منشأ کلمه: بهدلیل شباهت به مدل موی اجباری سربازی
دور تراشیده و موی وسط سر بلندتر
با این توصیف، سر تفنگدار دریایی بهشکلی ضمنی
یه شیشه مربا، با پارچهای روی در شیشه است
از طرف دیگه یه ظرف تو خالی
کاری داشتید؟
آره، به جوخه دوم واگذار شدم
- جوخهی دوم؟ - آره
- چه خبر رئیس؟ - خبر خاصی نیست رفیق
- به جوخهی دوم خوش اومدی - مرسی رفیق
بچهها، گوشت کیری تازه آوردم براتون
- چه جور گوشتی هست حالا؟
مادرجنده
چربش کن
کیر توش
آهان آره، علامت داغو عوض کردیم
یه کسکلک بازی کوچولوـه که با تازهواردا میکنیم
خوبه
علامت میخوای، باید نشون بدی که لیاقتشو داری
ساک که میگن همین خرابشده است، خوش اومدی
دل و رودت خوب نشده هنوز سوافورد؟
دیگه نمیدونم چی کار کنم از شر این یبوست خلاص شم
اشکال نداره، همه که به درد تفنگدارشدن نمیخورن
حقیقت اینجا بود که واسه من، گزینهٔ دیگهای وجود نداشت
دیگه بالاخره بابام منو تو جنگ ساخته بود
اینجا هم خانم و آقای سوافورد رو توی دوره مرخصی جنگ ویتنام میبینید
هونولولو هیلتون، سال ۱۹۶۹
من نمیتونم نگاه کنم
شما هم نمیتونید
ولی یه سری چیزای دیگه هم هست که نمیتونم بهتون نشون بدم
مثلاً سر زدن به خواهرم
کیک درستکردن با مامانم
صحبتهای سر صبحونه با بابام
اما یه سری چیزا هست که میتونید ببینید
ریدنم
فکر کردن در مورد رفتن به کالج
بعد مدرسه درسخوندن با دوستدخترم
- وای که چقدر عاشقتم - منم عاشقتم
دادن تیشرت مورد علاقه تفنگدارای دریاییم به دوست دخترم
هر روز واست نامه میفرستم
سوافورد؟
- سوافورد؟ - بله؟
یعنی چی؟ مریضی؟
نه فقط دلم بهم ریخته قربان
گروهبان ستاد سایکس
از بخش دیدهبانی و هدفیابی
یکی بهم میگفت واسه اینکه داغت بذارن و باهات شوخی کنن، ۶ نفری گرفته بودنت
پروندتم میگه اونقدرا خلوچل نیستی
به نفع خودته که سهسوت نشده مریضی پریضی از یادت بره
اینطوری شاید شانست بگیره و بتونی تکتیرانداز پیشآهنگ بشی
این چه گوهیه؟
بیگانه، نوشته کامو
عجب چیزی تفنگدار
هر چند که مری
وقتی که داشتم...
آموزشی دوشنبه شروع میشه از من میشنوی یه تکونی به کونت بده بیا
این که گفتید دستور بود گروهبان؟
خیر سرش یه فرصته
افتخار کمی نیست
بهترین کاریه که توی سپاه تفنگدارای دریایی گیرت میاد
بهش میخوره چیز خوبی باشه، گروهبان
- بهش میخوره چیز خوبی باشه گروهبان - بهش میخوره چیزی خوبی باشه
میشه لطفاً کتابمو...
ببین، یه چیز بهتر به فکرم رسید
سازی چیزی هم میزنی؟
کلاس سوم که بودم ترومپت میزدم گروهبان
شیپور تو کلاس سوم؟ خیلی خوبه
هنوزم میزنی؟
کم، روز تعطیلی، کنسرتی، جشنی چیزی باشه میزنم
خوبه، حالا قرار نیست چاک منجونی باشی
اندازه یه شیپورچی هم بسه
یکی رو میخوایم شیپور خاموشی و بیدار باش، مارش نظامی و
از این کسشرا بزنه که روحیه سربازا رو بالا ببره از این کار خوشت میاد؟
آره بابا
خوبه، میدون رژه، ساعت ۶ صبح
خیلی خب، ممنونم گروهبان
مایه افتخارمه
کتابمو ...
الان ۶۰ نفرید ولی فقط ۸ نفر لازم دارم
یعنی بقیه ۵۲تاتون این وسط تلف میشید دیگه حساب کتابش با خودتون
امکان هم نداره که همتون از پسش بر بیاید
اگه خیال میکنید که چیزی بارتونه ...
گروهبان ستاد سایکس
سرباز سوافورد جهت استعدادسنجی نواختن شیپور گزارش میده
گروهان آموزشی، خبردار
من زیاد اهل حال دادن و پذیرایی آنچنانی نیستم
ولی امروز قراره یه حال اساسی بکنیم
سرباز سوافورد قراره برامون بیدارباش بزنه
بدو سوافورد، اجراش کن
گروهبان من که شیپور ندارم
- چی نداری؟ - شیپور ندارم
نمیشه که، ای بابا
خب پس تا داستان نشده با دهنت واسهمون بزن
چی؟
گفتم با اون دهن کیریت بخونش
گه توش
عجب صدایی، من که دارم لذت میبرم روحیه من که از این رو به اون رو شده
از استیوی واندر چیزی بلدی؟
مثلا قطعه «تو طلوع زندگی من هستی» رو بلدی بزنی؟
- بله گروهبان - خوبه، کلاسیکه
میشه خفه شی؟ کسی اینجا نیومده که شیپور بزنه
آخه مادرجنده با اون کیر کوچولوت
فکر کردی کی هستی؟ مثلاً پیش خودت گفتی «کنی جی»ای؟
- نه گروهبان - خوبه
الان با بقیهتونم
بدجنسترین، بیرحمترین، وحشیترین
مادرجندهی توی این عالم بیرحم باشید؟
بله گروهبان
اون روز رو میبینید که وایسادید و میگید:
حتی اگر از دره تاريک مرگ هم عبور كنم، از شرارتی نخواهم ترسيد
چونکه از من مادرجندهتر توی این دره کوفتی نیست؟
بله گروهبان
ببینیم و تعریف کنیم
- هنوز نرفتی که - نه، گروهبان
نه، چی؟
نه، هنوز نرفتم گروهبان
پس بمون گروهان حرکت
- یه مایل - یه مایل
- چیزی نیست - چیزی نیست
- دو مایل - دو مایل
مأموریت شما اینه که منو بکشید
ماموریت منم اینه قبل از اون شما رو بکشم و کارم رو هم خوب بلدم
اون گلولههای پینت بال، درد هم دارن؟
کیرم توش، کور شدم
حالا برو از اول شروع کن، کلهکیری
No comments yet. Be the first to leave one.