ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سرویس و انبار لاستیک
آ، جناب پروفسور
خوش اومدی
من زورانم. محض امنیت، لطفاً گوشیتو بده به من
دنبالم بیا
هوم؟ انگار خیلی استرس داره
اینطوری فکر میکنی؟ آره. انگار داره جون میده
اینطوری فکر میکنی؟
جلوی پاتو بپا
بیا تو، بیا تو. مشکلی نیست
اینجا رو نگاه کن
دیوارها و سقف با مس عایق شدن
واسه همین ورود و خروج امواج رادیویی به اینجا غیرممکنه
از دیدنتون خوشبختم، پروفسور کاتیچ
آدم هر روز شانس دیدن یه برنده جایزه نوبل رو پیدا نمیکنه
زوران، بهم نگفته بودی که قراره از این برای مقاصد مجرمانه استفاده کنی
قرار نیست اینطوری باشه. اینو که بهت گفتم
مدل کسب و کار ما
اینه که نقاط ضعف سیستمهای امنیتی موجود رو پیدا کنیم
فقط همین
خب پسرا، میتونیم دوربینها رو راه بندازیم؟
باشه. آره، حتماً
داداش، این صحنه خیلی حالمو جا میاره
اه، لعنتی! دوباره! یه بار دیگه برو
یه کیف جدید بیارین اینجا
لعنت
دوباره
به نظرت خندهداره؟
چی؟ داری لبخند میزنی؟
نه. چی؟ کجاش خندهداره؟
من به چیزی نخندیدم! هی
اون مرتیکهی خر فکر کرد خندهداره
تو اون هفتهها، هر جوری که داستان رو بپیچونی
همهمون دنبال یه چیز بودیم
پول نقد میخواستیم. اونم سریع
اینجا کجاست؟
صاحبش چند باری بهم مدیون شده
واسه همین هر وقت لازم داشته باشیم، میذاره از اینجا استفاده کنیم
باز هم وستبریا؟ فکر میکنی غیرممکنه؟
اونجا یکی از امنترین گاوصندوقهای اروپاست
قرار نیست بریم توی گاوصندوق. ها؟
میخوایم بریم... اینجا
چیزی که بقیه نمیفهمن
اینه که پولها قبل از اینکه برن به گاوصندوق طبقه ششم، اینجا شمرده میشن
داداش، اینم جواب نمیده. چرا؟
ساعتها طول میکنه تا از اون گیتهای امنیتی رد بشی و برسی اون بالا
مهم نیست. ما از پایین حمله نمیکنیم
پس چهجوری؟
میخوایم سقف رو منفجر کنیم
گوش کن، نردبان میبریم و میریم پایین. پولها رو هم با کیسه میکشیم بالا
ده دقیقه، نهایتاً ۱۵ دقیقه. بدون خشونت. فقط میریم تو و میآییم بیرون
چهجوری میریم اون بالا و چهجوری برمیگردیم؟ پولها چهجوری جابهجا میشن؟
با کلاس، داداش
با کلاس
تو... این جدی میگه؟ چی؟
هلیکوپتر؟ آره، هلیکوپتر
اوکی
هلیکوپترهای پلیس چی؟ پیداشون میکنیم و از کار میاندازیمشون
ولی هنوز یه ایستگاه پلیس اون بغله، اونا میریزن اونجا
او، حتماً میریزن. ولی ما وقت داریم. آروم باش. میدونی چرا؟
اونجا آدم هست. پسرا، ما گروگانگیری نمیکنیم
ولی اونا که اینو نمیدونن، خب؟ پس مجبورن منتظر بمونن
و وقتی تصمیم بگیرن بیان تو، باید از چی رد بشن؟
از گیتهای امنیتی. دقیقاً. وقتی اونا بیان بالا
ما دیگه رفتیم
میشنوی این چهجوری به نظر میاد؟ چهجوریه؟ بهم بگو
اه، زبونم بند اومده. ها؟
به نظر فوقالعاده میاد
آره. چند وقته که اینو میخوای؟
میدونی چند وقته اینو میخواد؟ وستبریا رو. از کی؟ از وقتی ۱۵ سالت بود؟
این مثل رویای بزرگته
مثل نهنگ سفیدته
فیل یا نهنگ، چه فرقی میکنه؟ همهاش یکیه. اینو نگاه کن. مثل شعره. زیباست
بفرما قهوه
منتظر چی هستیم؟
پلیس ملی، لئونی هامسیک
کدوم طبقهست؟
داداش، میتونیم یه کم درباره اون ۱۰ درصد من حرف بزنیم؟
چی فکر میکنی؟ کمه؟
زوران، با تمام احترامی که برات قائلم
ما میریم اون تو، نه تو، اوکی؟
و ۱۰ درصد با این همه پولی که اینجاست، معاملهی خیلی خوبیه برات
توی وستبریا، مسئله این نیست که چقدر پول اون توئه
مسئله اینه که چقدر میتونیم بیاریم بیرون. وزن هلیکوپتر چی؟
هر یک میلیون کرون به صورت اسکناسهای هزارتایی، تقریباً یک کیلوئه
پس سوال اینجاست
که با یه هلیکوپتر کاملاً پر، چقدر میتونیم پول برداریم
اون چقدر سنگینه؟
اون دماغش چقدر سنگینه؟
از شوخی که بگذریم، راسته. هر یه کیلوش هم حساب میشه
باشه. اما، ام، سرمایه. واسه این کار به سرمایهگذار خارجی نیاز داریم؟
در حالت ایدهآل، نه
ولی واضحه که برای هزینههامون به نقدینگی خوبی نیاز داریم. و هزینهها هم بالا خواهد بود
تیم چقدر بزرگه؟
اوم، انگار حدود ۲۰ نفرن
اوم-هوم. باشه، پس تیمی کار میکنیم
من آدمهای خودمو میارم، تو هم مال خودتو
جداگانه باهاشون مذاکره میکنیم. اونا سهمشون رو از سهم ما برمیدارن
و مثل همیشه، میدونی که
گروههای مختلف هیچ تماسی با هم ندارن
خب، پس اون یک چهارم آخر نصیب کی میشه؟
به یه تخریبچی نیاز داریم
فکر کنم "نیکه". فکر کردم "نیکه" کشیده کنار
فکر کردم تو کشیدی کنار
همه خوشحالن، نه؟
قارچ زرد! نصف قیمت! قارچ زرد
میبینم. اومدش
باشه، مفهومه. اگه آمادهاین، بزنیم بریم
یه لحظه صبر کن. ام، معلوم نیست چهجوری باید بریم تو
چیش معلوم نیست؟
دادستان میخواد حرف بزنه. خودت میتونی ازش بپرسی
سلام، بیورن، داریم میریم تو
شنیدی که خواستن این موضوع بیسر و صدا حل بشه؟
نه. منظورت چیه؟
یه سری از کلهگندهها باهام تماس گرفتن
اینکه چهجوری ملت رو بازداشت کنیم به خودم مربوطه، نه؟
با توپ و تشر ریختن اونجا و معرکه گرفتن به نفع هیچکس نیست
بذار مامورهای اونیفورمپوش بیرون منتظر بمونن تا تو بازداشت رو انجام بدی و
باشه، بریم
مگه قرار نبود بیرون بمونیم؟
باید با فرماندهمون چک کنیم
باشه
تا ساعت ۱۰:۳۰ جلسه دارن. میشه بعداً بیای؟
توی اون اتاق؟ همینطوری سرتو ننداز برو تو
ببخشید. نمیتونید همینطوری سرتون رو بندازید برید تو
قصدمون هم همین بود. استفان هدکلینت؟
بله؟ یه لحظه بیا بیرون
میتونم بپرسم چرا؟ میتونیم بیرون حرف بزنیم، متوجهی؟
توی لابی منتظر بمونید. کار ما اینجا تا ۲۰ دقیقه دیگه تمومه
باید همین الان دربارش حرف بزنیم
نشنیدی چی گفتم؟ ۲۰ دقیقه
بذارید خودمو معرفی کنم. لئونی هامسیک، پلیس ملی
اه، باشه. کجا
داری چی... هی
فکر کردی داری چه غلطی میکنی؟
سه مورد تجاوز وحشیانه به کودکان
دو مورد اقدام به تجاوز. من این کارو نکردم
من این کارو نکردم. سه مورد واسطهگری جنسی
هفت مورد خرید خدمات جنسی
این یه شوخی مسخرهست؟
بلند شو. این... این
چی؟
راه بیفت. راه بیفت! هی، این چه بساطیه؟
اون دختربچهها
خودشون التماس میکردن
هر زری که اون نیموجبیها زدن، بیربطه
و تا وقتی وکلای من کارشون با اونا تموم بشه
خودشون میگن که همهاش رو از خودشون درآوردن
تو نمیتونی حریف من بشی
اینو میدونی، مگه نه؟
یکی مثل تو هیچوقت نمیتونه از یکی مثل من ببره
شما یک پیام جدید دارید
کارت تمومه، میشنوی چی میگم؟! بدبخت شدی رفت
سلام رامی. آندرس هستم. کارت ساختهست! چه عوضی کثافتی
مدام دارن بهم زنگ میزنن که سفارشهاشون به دستشون نرسیده
بهم زنگ بزن
بهم حمله شده
ازت میخوام اینو صورتجلسه کنی. برو تو ماشین
هی، اینجا چه اتفاقی افتاده؟
وقتی توی آسانسور بودیم وحشی شد، هی دست و پا میزد
ولی دستبند داشت که. آره
میدونم میخوای بپرسی
«هیچوقت به ما فکر کردی؟»
«به بچهها؟»
آره. فکر کردم
همیشهی خدا
سلام. مجبوریم همینجا حرف بزنیم
کریستین خونهست. باشه
داری چیکار میکنی؟ دارم پنکه رو درست میکنم
اوم-هوم. چه خبره؟
چرا میگوها تحویل داده نشدن؟ با محموله اول به مشکل خوردیم
دارم ردیفش میکنم. نگران نباش
اوه، نگران نباشم؟ نه
من چون به تو یا کسب و کارت باور داشتم اینجا سرمایهگذاری نکردم
به خاطر "کارین" این کارو کردم
و واسه اینکه "جان" و "ادی" با یه بابای سابقهدار بزرگ نشن
پولت رو بهت برمیگردونم. کارین از این مشکلات خبر داره؟
کارین همینطوری هم به زور میخوابه. لازم نیست پاشو بکشیم وسط
وقتی بچههات بزرگتر شدن
دلت میخواد وقتی به باباشون نگاه میکنن چی ببینن؟
یه بازنده؟
میبینمت
هی، چته مرد؟ آروم باش
زود باش. یه دور دیگه
رامی
صاف وایسا! دستها بالا. یک، دو، سه
یک، دو، سه، جاخالی. چپ
یک، دو، سه، جاخالی. یه پا جلو. یه پا جلو
رامی، حالت خوبه؟
فقط فشار روت زیاده
کمکی از دستم برمیاد؟ نه
نه
مطمئنی؟
خواهرت، ام، ایزابل. خب؟
اون معمار نیست؟ آره
میتونه یه سری نقشه برام جور کنه؟
نگاه کن! اوه، اون چیه؟
هواپیما! خب این هواپیمای کیه؟
مال منه! میتونم به هواپیمات نگاه کنم؟
آره! ببین! ببین! میشه
No comments yet. Be the first to leave one.