ആദ്യത്തെ 181 വരികൾ.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
زندگی مدرسه جادویی ماش برای .تبدیل به استعداد الهی شدن شروع شد
.هرچند اون نمیتونه از جادو استفاده کنه
.هرچند اون نمیتونه از جادو استفاده کنه
ملچ ملوچ
فین میشه یه جارو واسه کلاس فردا بهم قرض بدی؟
،واقعیتش یه شاخه بیدمشک آوردم .فکر کردم جاروعه
بیدمشک؟ خدایی فکر کردی یه شاخه بیدمشک جاروعه؟
.تصادفی بود
تصادف؟
.باشه. یکی بهت قرض میدم
.میدونستم مَرد
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
.امروز یاد میگیرید چطور جارو برونید
انرژی جادوییتون رو به سمت جارو بفرستید و بعدش با گفتن «پرواز» بهش فرمان بدید
.بعدش هم قدرتتون رو تنظیم کنید تا شناور بمونه
.خیلی خب شروع کنید
.پرواز
.پدر. من نفر اول میشم و زندگی صلح آمیزمون رو برمیگردونم
.خیلی خب
.پرواز
...سکوت
.پرواز
.پرواز
...پرو
.قابل درکه
،هه اینو باش حتی نمیتونی جارو رو شناور کنی؟
.مثل اینکه یکی نیاز به کلاس جبرانی داره
.داری سرعت بقیه رو کم میکنی
.پرواز
.ای کرم پلید، این تقلب بود
.ادا مظلوما رو در نیار .قبل از اینکه دستور بدی خودش پرواز کرد
...چرا تو
حالا نهایت سرعت جاروتون چقده؟
.حالا آزمایشهامون رو شروع میکنیم
زمان بندی10/10. نظرت در مورد یه مسابقه چیه؟
بازنده باید هرچی برنده میگه رو گوش بده، نظرته؟
.قبوله
.احمق
.برعکس یه انتقالی مثل تو من از راهنمایی دارم جارو میرونم
.غیرممکنه به یکی مثل تو ببازم
.خودتو واسه جر خوردن آماده کن
...این دانش آموز .همون دلقک کلاس قبلیه
اصن میتونه جارو برونه؟
.خیلی خب سرجاهاتون
.آماده... حرکت
...چه
این چه کوفتی بود که دیدم؟
!نه
!چه سرعت محشری! رکورد جهانی جا به جا شد
چی شد الان؟
اونو دیدی اصن؟
.نه والا نفهمیدم چی به چیه
.من قشنگ دیدم
به محض اینکه گفت شروع .جارو رو پرتاب کرد
.و سریع پرید سمت جارو
از جریان هوا واسه شناور موندن تو هوا استفاده کرد
.و وسط هوا و زمین رفت نشست رو جارو
همچین چیزی اصن چطور ممکنه؟
.حتماً تقلب کردی .همچین چیزی غیرممکنه
نمیتونی واقعیتو قبول کنی، نه؟ .واست احساس تاسف میکنم
...چرا تو
.باشه منم به شرط کاری ندارم دیگه .ولی واقعاً واست افسوس میخورم
...منو مسخره
.بیایید شلوغش نکنیم
.شرمنده. بابت بیادبیش عذرخواهی میکنم
.این یارو اینجا رفیق منه
.ها. حله مشکلی نی
اوه. کاویل داره باهاش حرف میزنه؟
.اون دیگه هدف قرار گرفته شد
.بهتره ازش دور بمونیم
.اون اولین قربانی دبیرستانه
.به هر حال، حرکتی که زدی توجهمو جلب کرد
دوست داری با من رفیق شی؟
.ها
.من لوید کاویلم
لوید کاویل
لوید کاویل
کلم بروکلی؟
...سکوت
خیلی ببخشیدا دارید چیکار میکنید؟ .الان وسط کلاسیم
.اوه این بده
.تو خیلی نمکی. بعد مدرسه بیا اینجا
.منتظرتم
.ها
...وسط کلاس
و تو... چرا باید مثل گاو بری ببازی حمال؟
تاپاله بهتر از توعه میدونستی؟
.رفتی ریدی به آبرو و حیثیتت
.چه بدبخت خاک برسری هستی تو آخه
.یه دستور ساده رو نمیتونی انجام بدی
.من فقط گفتم برو باهاش حرف بزن
.خیلی خب
.حداقل یه اسباب بازی خوب پیدا کردم
اون یارو کی بود؟
.کاویلم مثل من از راهنمایی اومده اینجا
پس چرا همه ازش میترسن؟
...چون
.چون پسر یکی از اعضای رتبه بالای دفتر جادوعه
حتی تو هم میدونی که .دفتر جادو تو قلمرو جادو چقد بالاست
.مع-معلومه که میدونم
.ساده بگم باهاش در بیوفتی اخراجی
.مثل اینکه معاون مدیر رابطه نزدیکی با خانواده پسره داره
.جلوشون بیوفتی، مجبورت میکنن ترک تحصیل کنی
به عنوان یکی که از راهنمایی .بوده، بارها و بارها دیدم این قضیه رو
.حتی بعضیاشون بعد ترک تحصیلم عذابشون تموم نشد
.برا همینه که همه ازش اطاعت میکنن
.اونا خیلی ترسناکن
.الان بعد مدرسهست
.جالبه هر از گاهی خودت تنهایی درستش کنی
.دوست داشتم پدر هم بود اینو مزه کنه
.خب تصمیمش بر عهده خودته
اینکه باقی عمرت مشغول شکار شدن باشی
.یا خودتو تا سرحد مرگ آماده کنی و بری مدرسه
.هرجور شده باید بهترین دانشآموز آکادمی بشم
.حس میکنم یه چیزی رو یادم رفته
دندون غروچه
دندون غروچه
.خیلیم عالی
.ماش سربهسر بد کسی گذاشت
.روز بعد
...کلاس بعد معجون سازیه، پس
.نه
.کتاب درسیم به فنا رفته
.سلام
.دیروز نیومدیا چیکار داشتی میکردی؟
.اوه شرمنده
.داشتم شیرینی خامهای درست میکردم
.به هرحال، شنیدم میخوای استعداد الهی بشی
،من با معاومن مدرسه رفیقم .واسه همین یه ارتباطاتی دارم
اگه به چیزایی که میگم عمل کنی، واست پیشش تعریفتو میکنم، نظرته؟
.واقعاً؟ رواله پس انجامش میدم
ولی چرا انقد یهویی؟
،خب آدم باحالی به نظر میرسیدی .منم خواستم یه کمکی بکنم
ولی همینطوری الکی الکی نمیتونم بگم که، مگه نه؟
.نکته خوبی بود
.خب برای شروع اینا رو واسمون بیار
.چشم
.اه، کفشم کثیف شد واسم تمیزش کن
.چشم
.یه نوشیدنی برام بیار- .چشم-
.شونههامو ماساژ بده- .چشم-
.دلقک بازی کن واسمون .چشم-
.چشم
...کلاس بعدی، بزار ببینم
.یه کتاب دیگهام به فنا رفته
فین، میشه از رو کتاب تو بخونم؟
...شرمنده، از یکی دیگه
.مرسی
...من گفتم نه
.تو واقعاً جون آدمو نجات میدی
.و بابت جارو دیروزم ممنون
.این شیرینی خامهایها رو واسه تشکر آوردم
.اوه، باشه
.ولی من واقعاً خوشحالم
.که یه آدم خفنی مثل تو رفیقمه
.اوهوم
.وای تو خیلی پسر خوبی هستی
.واقعاً مدیونتم. تو جون آدمو نجات میدی
.حرفشم نزن .کمک خیلی بزرگی بودی
.شرمنده، شرمنده. یکم ریختم میشه تمیزش کنی واسم؟
ها؟ مشکل چیه؟
انجامش میدی دیگه؟ مگه نه؟
.پس بعدی معجون سازیه
.اصلاً از معلمش خوشم نمیاد
.شاید از معاون بخوام اخراجشون کنه
یکم زیادهروی نیست؟
.انقد تمیز شد که برق میزنه
.اوه
.باورم نمیشه هرچی میگیم رو انجام میده
شاید به زودی دیگه خسته شه، نه؟
.از کتابهای درسی خسته شدم دیگه
.دفعه بعدی میخوام لباسشو آتیش بزنی
فهمیدی فین؟
،اگه تا این حد پیش بری شاید خودش مدرسه رو ول کنه، مگه نه؟
.دیگه نمیتونم انجامش بدم
چی گفتی؟ .درست نشنیدم دوباره بنال
...گفتم که
.دیگه نمیتونم انجامش بدم
.که اینطور
No comments yet. Be the first to leave one.