Second To Last Love

Second To Last Love (끝에서 두번째 사랑)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Second to Last Love Episode 15
കമന്ററി എഴുതിയത് Persian Dream Team
➤ Yas Afagh - Elie @persiandream

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-10-05
ഡൗൺലോഡുകൾ: 19
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

اگه سرنوشتت اين باشه که همديگه رو ببينين بازم ميبينين

... هر چقدر تلاش کني اين اتفاق نيفته

حتي اگه ده بار دور دنيا بگردي بازم همديگه رو ميبينين

اگر سرنوشتت باشه که همديگه رو ببينين بازم ميبيني

هر چقدر تلاش کني اين اتفاق نيفته

حتي اگه ده بار دور دنيا بگردي بازم همديگه رو ميبينين

اينجا چيکار ميکني؟

اومدم منطقه رو يه چک کنم چطور؟

تو چطور؟ تو همچين جاي خطرناکي چيکار ميکني؟

اين اطراف يه کاري داشتم

اومدم شرايطش رو چک کنم

اينجا خطرناک و ترسناکه

ولي منظره باعث ميشه برخلاف تمام خطراش

دلت ميخواد از پل رد بشي

آره يکم ترسناکه

براي اينکه به ترست غلبه کني

... بايد به جلو حرکت کني

و بخاطر ترس تسليم نشي

اگه فرار کني

بازم ترسناک ميمونه

... چونکه ديگه تنها نيستم

اونقدرا هم ترسناک نيست

پس بيا با هم ازش رد بشيم

چطور تونستي بدون اينکه چيزي بگي بذاري بري؟

چه حرفي بايد ميزدم؟

من ميدونم چه احساسي داري

... راستش

منظورت اين نبود؟

منظور؟

... درسته ، من نميتونستم تو رو ببينم

و وانمود کنم اتفاقي نيفتاده

ولي منظورم اين نبود

اين عجيبه مگه نه؟

نه

من منظورتو فهميدم

احساس بهتري دارم

چيکارا ميکني؟

فقط کار ميکنم

راستي چطوري ووک سا ما رو راضي کردي؟

چندتا از مصاحبه هاي روستايي ها رو نشونش دادم

موقع فستيوال انگور بهمون کمک کرده بود

روستايي ها خيلي ازش ممنون بودن

فکر کنم عشق و راستيشون رو درک کرد

شنيدم يه روز به عنوان معلم رفتي مدرسه يه جي

اون بهت گفت؟

زنگ زدم ازت تشکر کنم ولي جواب ندادي

چرا اون روز نيومدي؟

پيامت رو دير ديدم

ديدم که دلشتي با يه زن زير يه چتر راه ميرفتي

منو ديدي؟

... حتما واست سوءتفاهم شده

... ميدونم که حتي اگه تو بيابون هم باشي

از چراغ راهنما رد نميشي

تو ديگه بيش از حد خوبي

چطوري؟ چه‌خبرا؟

هر روز صبح ميرم سر زمين کشاورزي

هميشه يه از يه راه ميرم

ولي هر دفعه يه چيز جديد پيدا ميکنم

درخت و گل جديد پيدا ميکنم

البته اونا هميشه اونجا هستن

... فقط با چشمم ميديدم

نه با قلبم

مثل اين مي مونه که دارم گنج پيدا ميکنم

... درست مثل اينکه تو رو نفهميدم

و نتونستم پيدا کنم

دلم برات تنگ شده

خيلي دلم ميخواست اينو بگم

بگم دلم برات تنگ شده

* عشق دقيقه نودي *

قسمت 15

داري چيکار ميکني که انقدر غرقش شدي؟

دارم سعي ميکنم بهت کمک کنم

درباره سرياله؟

دارم واسه سريال منو انتخاب ميکنم

بيا تو هم يه نظر بده نا سلامتي الان ديگه تو يه تيم هستيم

بايد غذاي کنفرانس مطبوعاتي رو هم آماده کنم

تهيه کننده کانگ رو ديدي؟

آره ، ازم خواست تا کمک کنم

الان کجا زندگي ميکنه؟

چرا ازش نپرسيدي؟

پرسيدم ولي بهم نگفت

سانگ شيک بالاخره ميفهمه

... اميدوارم از شبکه هاي اجتماعي

که واسشون ساختيم استفاده کنن و با هم در تماس باشن

هي

... اگه واقعا همه چيز بينشون تموم شده باشه

چي؟ - چرا؟ -

بخاطر من راحت نيستن

... پس

بيا بندازيمشون بيرون

ايششش

فکر خوبي بود؟

... ديوونه

هنوزم از نظر تو من بچه ام؟

چي؟

... من فقط

يا خدا اين روزا چش شده؟

ميخواي کنفرانس مطبوعاتي رو روي دريا برگزار کني؟

آره ، واسه چي؟

مطمئني؟

دفعه قبل کشتي شکست

اين دفعه خوب تعميرش کردن

کي گفت؟

رئيس گو

مگه ديديش؟ - آره -

چي گفت؟ ازت خواست که برگردي؟

نه چيزي نگفت

چي؟

به هر حال کنفرانس مطبوعاتي تو کشتي برگزار ميشه

پس به همه خبر بده

باشه

خبرنگار گو از ديدنت خوشحالم

خيلي وقته نديدمت

درسته ، لطفا بشين

چون که بهم قول داده بودي يه خبر خوب بدي

قرار ديگم رو کنسل کردم

خوب کاري کردي

خبر فوري نيست

ولي مي توني کلي مخاطب جذب کني

رودخانه طبيعي شهر ووري

رودخانه؟

مگه وقتي ديگه کار نکرد کلي شايعه پشت سرش نگفتن؟

به اندازه کافي دربارش تيتر زدن

يه چيز ديگه هم هست

* عشق ما ، آشپزي *

سريال شهر ووري؟

حدس ميزني چي شده؟

... پس کنفرانس مطبوعاتي سريال

... پس يه اتحادي بين

استوديو و يه فرد داخلي به وجود اومده

حتما با هم کار کردن تا اتفاق رودخانه رو لاپوشوني کنن

... فکرشو بکن که برنده ي پروژه ي سريال شهر

عوض شده

درسته

... هر دوي شما واسه معرفيه

... شهر پاک و طبيعيه کشور

به عنوان سفيري که باعث پيشرفت و جهاني شدن شهر ميشه ، انتخاب شدين

... تمام تلاشتون رو ميکنين

که شهر ووري رو بالا ببرين

کار خيلي خوبيه

باورم نميشه دوباره اينکار رو کردي

... خيلي خوشحالم که ووک سا ما

هم شده سفير شهر ما هم بازيگر نقش اول مرد

راستي کنفرانس مطبوعاتي هم روي رودخونه انجام ميشه؟

آره ، کلي بحث کرديم که اين گذرگاه ها هنوزم قابل استفاده هستن

واسه کنفرانس بهترين محله

اگه بعدا تبديلش کنيم به موزه هم سود داره

... بياين تمام تلاشمونو بکنيم

و يه شروع فوق العاده داشته باشيم

چشم خانم

کنفرانس مطبوعاتي رو دريا برگزار ميشه؟

مشکلي هست؟

نه ولي چرا اونجا؟

... هم واسه سريال خوبه

هم واسه گذرگاه

خيلي خوشحال ميشم

... فقط اگه

کارا خوب پيش بره

موفق باشي

بابت تبريکت ممنون

نه بابا اين چه حرفيه

خيلي خوشکل شدي

مگه تو همينو نميخواستي؟

... آره ، اگه بتوني بدون وابستگي به کسي

زندگي بکني ، بهترين زندگي رو داري

من و تو هميشه تنها بوديم

حداقل تو کسايي رو داشتي که مثل خانواده واست بودن

به علاوه مي ره

حسوديم ميشه

الان ديگه يه هدف دارم

منم ميخوام سخت کار کنم

فکر ميکني ممکنه باز با هم بريم بيرون؟

‌... تو واسم کسي هستي که نگرانشم

و ميخوام ازش مراقبت کنم تو مثل خواهر کوچيک مني

... من مثل خواهرتم و

مي ره هم فقط يه دوست معموليه؟

آره

منتظرم ببينم بالاخره با چه جور زني ازدواج ميکني

ديگه برو

بايد برم با تيم سريال ملاقات کنم

باشه

هي مين جي سون

اين فقط يه بوسه ي تشکر از خواهر کوچولوته

خدافظ

چيکار ميکني؟

کج شده بود

... چرا

بريم - باشه -

موادي که ميخواستيم رو خريديم

بعد از اينکه بازبينيش کرديم بهت زنگ ميزنيم

و

... آشپز پارک جون وو ميشه متخصص غذا

و غذاهاي محلي و رستوران ها رو واسمون انتخاب ميکنه

اميدوارم با هم خوب کار کنيم

ما هم همين طور

يعني قراره کلي غذاي خوشمزه بخوريم؟

راستش قرار نيست ما امتحانشون کنيم

دفعه قبلي وقتي که ظرف ناهار رو آوردي گفتي

درسته با ظرف ناهار بودم

واقعا آشپز ماهريه

More Farsi Persian subtitles for Second To Last Love

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left