The Bear

The Bear

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Bear S03E04 HULU WEBRip x264-GalaxyTV
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FilmKio.Com 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-06-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 224
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫هی

‫می‌دونی امروز چندشنبه‌ست؟

‫عه... چهارشنبه‌ست

‫ولی قشنگ فکر کردم تا یادم بیاد

‫من اصلا نمی‌دونستم

‫برای تو هم پیش میاد؟

‫همیشه

‫منم

‫بچه که بودم چهارشنبه‌ها رو خیلی دوست داشتم

‫چون نصف هفته رو گذرونده بودی؟

‫اوهوم

‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم

‫خب؟

‫باید راستش رو بگم. ‫من دوشنبه‌ها رو دوست دارم (شروع هفته)

‫- دوشنبه‌ها؟ ‫- اوهوم

‫هر چیزی ممکنه

‫دقیقا

‫خیلی‌خب

‫روز موردعلاقه‌ت؟

‫عه...

‫یکشنبه که نیست

‫استرس هفته‌ی پیش رو رو داری؟

‫وقتیه که رستوران تعطیله

‫توضیح بده

‫خب، فکر کنم استرس اینه که ‫هیچ کاری ندارم بکنم

‫اوهوم

‫می‌دونی، شب‌ها خاموشش کردنش سخته

‫مثل صدای وز وزه بعضی وقتا

‫هیچ‌جوره نمیشه خاموشش کرد

‫- غیرممکنه ‫- آره

‫آره

‫چیز...

‫قلبت داره تند می‌زنه. ‫حالت خوبه؟

‫آره، عالی‌ام

‫مطمئنی؟

‫مطمئنم

‫- تو خوبی؟ ‫- آره، من خوبم

‫نظرته پنج بار دیگه هم اینو بپرسیم؟

‫- باشه ‫- باشه

‫میشه یه سوال بپرسم؟

‫آره

‫این چه کوفتیه؟

‫- هوم ‫- چی شده؟

‫یه قابلمه خیلی داغ رو برداشتم

‫حتما واقعا محکم گرفتیش، ‫چون خیلی عمیقه

‫آره، حواسم نبود

‫انقدر...

‫انقدر درد گرفت که اصلا حسش نکردی؟

‫آره

‫یه بار یه دختره اومد بیمارستان، ‫کل تنش زخمی بود

‫روز چهار جولای هم بود ‫(روز استقلال آمریکا)

‫اوهوم

‫همیشه بدترین روزه

‫هم اون هم روز سنت پاتریک

‫واقعا؟

‫آره

‫بدترین زمان تو رستوران کِیه؟

‫شنبه ساعت هشت و ربع

‫خب، همون رو ضرب در کیر خر کن

‫- خب ‫- عه...

‫ولی یه دختره اومد و...

‫خیلی خوشگل بود

‫هیفده سالش اینا بود، ‫و تو یه پارتی بوده

‫و داشته می‌رقصیده و...

‫واقعا... خیلی ناجور بود

‫خب چی شده بود؟

‫پاش...

‫پاش گیر کرده به جایی و افتاده بود ‫روی یه میز شیشه‌ای

‫شیشه رفته بود تو تنش

‫همه‌جای دستاش زخم شده بود

‫همینطور پشتش و شکمش، ‫همه‌جا زخم بود

‫خونریزی داشت ‫و نمی‌تونستیم بفهمیم

‫که منبعش کجاست، ‫و خودشم نمی‌دونست...

‫نمی‌دونست چه اتفاقی افتاده. ‫نمی‌دونست کجاست

‫و...

‫سرمون خیلی شلوغ بود، ‫برای همین چارتش رو اشتباه خوندم

‫- واقعا؟ ‫- و به پنی‌سیلین آلرژی داشت

‫و رفت تو حالت شوک و...

‫- خیلی وحشتناک بود ‫- پشمام

‫- آره ‫- آره

‫خلاصه یه اپی‌نفرین بهش تزریق کردیم و...

‫حسِ...

‫عذاب وجدان داشتم و...

‫جراحیش خیلی طول کشید و...

‫وقتی اومد بیرون

‫پر از بخیه و چسب پوست بود و...

‫معلوم بود جای زخم‌ها تو کل تنش می‌مونن

‫ولی وقتی... ‫وقتی بالاخره به هوش اومد

‫اصلا نمی‌تونست جلوی خنده‌ش رو بگیره

‫چرا؟

‫فکر کنم هنوز دردش شروع نشده بود

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫خیلی‌خب. بگو حرفت رو

‫نظرت چیه؟

‫چیزه...

‫عالیه

‫بابا؟

‫عزیزم؟

‫نمی‌خوای نظر واقعیت رو بگی؟

‫بنظرم کوچیکه

‫گرونه و فاصله‌ش تا محل کارت بیشتره

‫خیلی‌خب...

‫الان... الان خیلی داری منفی‌بافی می‌کنی

‫منفی‌بافی نمی‌کنم

‫بنظرم می‌تونی پیش من بمونی ‫و پولت رو پس‌انداز کنی

‫خب، گفتم که دارم افزایش حقوق می‌گیرم، پس...

‫ولی هنوز بهم نگفتی قرارداد شراکتت ‫شامل چی میشه

‫ای خدا

‫نمی‌تونم. چون...

‫هنوز دارن تنظیمش می‌کنن. ‫برای همین نمی‌تونم بگم

‫- نات هنوز نفرستاده. چه‌می‌دونم ‫- به این دیوارها دست زدی؟

‫- خیلی نازکن ‫- به دیوار دست نزدم

‫- نازکن ‫- مشکلی ندارن

‫نه. نمی‌دونم چی زپرتی‌تره

‫این دیوارها یا اون وعده‌های شراکتت

‫دلت می‌خواد بکشمت؟ ‫می‌تونم بکشمت

‫باریکه

‫- خوبه. من با باریک مشکلی نداره ‫- سیدنی، دیوارش نازکه

‫بسه. الکی داری غر می‌زنی

‫نه

‫نه؟

‫فقط فکر می‌کنم داری زیادی ‫سریع پیش میری

‫خب، دوست نداری از خونه‌ت بیام بیرون

‫موضوع اون نیست

‫فقط می‌خوام عجله نکنی

‫خب، نمی‌تونم چون اجاره‌نامه رو امضا کردم رفته

‫سیدنی

‫بهتره بریم یه کاناپه برات پیدا کنیم

‫- از اون کاناپه‌های ‌اِل‌شکل می‌خوام ‫- نه. دست‌دوم می‌خریم

‫- دست‌دوم می‌خریم ‫- باشه. حله

‫صبح بخیر قورباغه کوچولو

‫بیداری؟

‫آره

‫آره؟

‫آره

‫می‌دونی شبیه کی حرف می‌زنی؟ ‫پسرخاله نیل

‫آره

‫امروز بهت خوش می‌گذره

‫فرانک می‌خواد ببردت ‫موزه‌ی علم و صنعت

‫فرانک چیه؟

‫فرانک چیه؟

‫آره. فرانک کیه؟

‫فرانک نامزد مامانه عزیزم

‫چی صداش بزنم؟

‫نمی‌دونم

‫هر چی دلت می‌خواد صداش کن

‫ولی مثل کارمی عموم نیست

‫نه عزیزم. هیچکس مثل کارمی نیست

‫ولی از فرانک خوشت میاد، مگه نه؟

‫خوبه

‫ولی همه‌چی یکم فرق کرده، ها؟

‫و تو تنهایی

‫تنها نیستم. پیش توام

‫وقتی پیشم نیستی

‫بنظرت من تنهام؟

‫مامان که نظرش اینه

‫میگه...

‫میگه «تنها» یا «بی‌کس»؟

‫نمی‌دونم

‫عزیزم، من خوبم

‫میشه صدتا شمع برام بگیری؟

‫الان؟

‫- نه، برای تولدم. روی کیک ‫- بله

‫دو ماه دیگه صدتا شمع بهت میدم

‫فقط به تو و خاله دی‌دی گفتم

‫خاله دی‌دی رو کجا دیدی؟

‫تو فروشگاه با مامان

‫عجب. خیلی‌خب

‫قراره بیاد عروسی

‫خاله دی‌دی قراره بیاد عروسی؟

‫عالیه

‫خیلی خوبه

‫آره

‫آره

‫آره

‫آره

‫- دوستت دارم ‫- من دوستت دارم

‫سلام

‫به چی فکر می‌کنی؟

‫قول دادم اون رو ببینم قبل از...

‫اوه

‫ضرب‌المثله چی بود؟ ‫«دی‌دی رو پیدا کن قبل از اینکه دی‌دی پیدات کنه»؟

‫- جدی؟ ‫- فکر کنم

‫باشه

‫- مطمئنی اشکالی نداره که برم؟ ‫- اوهوم

‫- می‌خوام بری ‫- جدی؟

‫- آره ‫- باشه

‫یه هفته بعد از فردا برمی‌گردم

‫- می‌تونیم ویدیوکال کنیم ‫- می‌دونم

‫دو هفته دیگه

‫- دو هفته؟ ‫- آره

‫سلام

‫- سلام جری ‫- سلام. صبح بخیر تینا

‫خوشحالم می‌بینمت

‫- همین؟ ‫- همین

‫- بازار خرابه که ‫- آره

‫زمان کشت سبزیجات هی داره ‫کمتر و کمتر میشه

‫بخاطر همین هم مزرعه‌ها دارن کمتر میشن

‫قبلا میشد بیای اینجا

More Farsi Persian subtitles for The Bear

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left