In the Shadow of Women

In the Shadow of Women (L'Ombre des femmes)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Shadow Of Women 2015 WEBRip x264-AAC-YTS MX-YIFY
The Shadow Of Women 2015 WEBRip x264-AAC-RARBG
The Shadow Of Women 2015 WEBRip x264-ION10
കമന്ററി എഴുതിയത് 141
من فقط با این نسخه هماهنگ کردم

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
TS
YTS
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-07-31
ഡൗൺലോഡുകൾ: 37
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

صليبِ لورن : علامتِ يک صليب با يک خطِ عمودي و دو خطِ افقي] که در ابتدا بعنوانِ علامتِ نجابتِ خانوادگي بوده و بعدها در فرانسه به عنوانِ نشانه يِ منطقه يِ دوک نشينِ لورن به مرکزيتِ شهرِ نانسي

کاربرد داشته است. از اواسطِ قرنِ نوزدهم تا اوايلِ قرنِ بيستم پَس از الحاقِ .لورن به خاکِ آلمان بعنوانِ نمادِ تماميتِ ارضيِ فرانسه بکار ميرفته است و در زمانِ جنگِ جهانيِ دوم به عنوانِ نمادِ نيروهايِ مقاومت به رهبريِ

شارل دوگل برايِ آزادسازيِ فرانسه از اشغالِ آلمانِ نازي و [.نمادِ وطن پرستيِ فرانسويان بوده است

« در سايه يِ زنان »

پيه ر»؟»

پيه ر»؟»

خانم؟

!خانم

قرارِمون اين بود که اين خونه رو مثلِ يه منزلِ بورژوايي .حفظ و نگهداري کنيد. تويِ قراردادِ مون هست

!شما اجازه نداريد واردِ اينجا بشيد - !خودتون به اين گندي که راه انداخته اين نگاه کنيد -

خيال کرديد اينجا کمپِ آواره هاست؟ - .قانون بهتون اجازه يِ ورود نميده -

.شما اينجا اجازه نداريد از بخاري برقي استفاده کنيد .ممکنه خونه آتش بگيره. خطرناکه

.شما نميتونيد همينطوري واردِ اينجا بشيد. من به پليس زنگ ميزنم - بلد نيستيد چطوري بايد از خونه نگهداري کرد؟ -

بلد نيستيد چطور بايد خونه رو مرتب کرد؟ اصلاً شما تويِ چه خانواده اي بزرگ شده ايد ، خانم؟

!از اين خونه مي اندازمتون بيرون !به همين زودي ها

، اگه ظرفِ 48 ساعت ، کرايه تون رو پرداخت نکنيد .تحتِ پيگردِ قانوني قرارتون ميدم

اين خونه تبديل شده .به کاروانسرا

.بي شرف

.گريه نکن

.باشه

.پيه ر» مستند ساز بود» .و «مانون» ، همسرش ، با او کارِ فيلمسازي ميکرد

مانون» ، سناريست» .و تدوينگرِ او بود

به نظر ميرسيد «مانون» ، در سايه يِ شوهرِ خود زندگي ميکند .تا وي را به روشنايي رهنمون گردد

آن زمان ، معمولاً «پيه ر» شماره تلفنِ خود را بر رويِ .لوله هايِ ناودانيِ منازل ميچسباند تا بتواند از اين طريق کاري پيدا کند

و «مانون» هم ، ناظرِ رستورانِ .يک مدرسه بود

وقتي جنگ شروع شد .من 18 ساله بودم

يکي از رفقام رو هميشه با خودم اين طرف و اون طرف ... ميبردم. مادرش خيلي از دستم عصباني بود چون

.ما رو دستگير کردند

ما با هم تويِ زيرزمين ... جلسه ميذاشتيم

، اوايل ، تويِ خيابون ها با گچ علامتِ صليبِ «لورن» رو ميکشيديم

حرفِ اولِ V و بعدها علامتِ .پيروزي] رو] Victory کلمه يِ

... فکر ميکرديم

ميتونيم کارهايِ بهتري بکنيم. پَس گفتيم بياييم .برايِ خودمون يه جنبشِ مقاومت تشکيل بديم

و با 10 نفر از رفقا .همين کار رو هم کرديم

چند تايي اعلاميه يِ کوچيک هم .بصورتِ دستي نوشتيم

.آماتور بوديم

... يادم مياد

... مدتِ زيادي طول نکشيد

که ما رو تحتِ تعقيب ، قرار دادند

.و دستگيرِمون کردند

اما ... پليس تويِ منزلِ ما .نتونست کوچکترين سَر نخي پيدا کنه

.بفرماييد ، بچه ها

برايِ همين نتونستند من و رفيقم «ژاک» رو .برايِ مدتِ طولاني تويِ حبس نگه دارند

... سالِ

.سالِ 1942 بود

تويِ سالِ 1942 بود که من .به جنبشِ مقاومتِ واقعي پيوستم

.خودم پُختم

... تويِ يه گروه از

.سرسپردگانِ سَر سختِ کمونيسم .من اين حالتِ شون رو نديد گرفتم

.طعمِ زعفرون بهش زدم

«حول و حوشِ منطقه يِ «لوور .باهاشون جلسه داشتم

در اونجا ، مجبور شدم ... به مدتِ دو ساعت و نيم

يه استنطاقِ تمام و کمال .از طرفِ اونها رو تحمل کنم

دو سه باري .باهاشون ملاقات کردم

... تا وقتي بهم گفتند

!بفرما !تو ديگه ، يکي از ما هستي

تويِ صحبت کردن از اون ماجراها ... خيلي وسواس دارم ، چون

... من دو تا پسر دارم ، و

، و اونها از فعاليت هام به عنوانِ عضوِ جنبشِ مقاومت .مطلقاً بي اطلاع هستند

هيچوقت بهشون چيزي نگفتيد؟

بينِ اعضايِ قديميِ ... جنبشِ مقاومت

فروتنيِ بسيار زيادي .وجود داره

.ميدونيد ، ما هنوز هم با همديگه ملاقات ميکنيم .اما هيچوقت از دورانِ اِشغال حرفي نميزنيم

چي؟

... نه

... اصلاً ميدونيد

چرا «پيه ر» ميخواد درباره يِ جنبشِ مقاومت فيلم بسازه؟

ميتونم بهش بگم؟ - .آره -

.شرکت داشته "D-Day" پدرِ «پيه ر» تويِ .تويِ سپاهِ آمريکايي ها بوده ، پياده شدن در نرماندي با نام رمزيِ عملياتِ نپتون : D-Day] اولين عمليات در جبهه نرماندي در جنگ جهاني دوم است که در 6 ژوئن 1944 با پياده شدنِ 160 هزار نفر از ارتشِ متفقين [.در ساحلِ نرماندي و با بيش از 5 هزار کشتي انجام شد

واقعاً؟

، من از گذشته يِ پدرم اطلاعِ چنداني نداشتم .و اون همين تازگي فوت کرد

... و

در موردش تحقيق هم کردي؟

چيزي هم پيدا کردي؟

.بله

... متاسفانه

.پدرم دو نفر رو کُشته بوده .دو نفر نازي رو

درست قبل از مرگش .اينطور به من گفت

بالاخره يه نفر بايد .اين کار رو انجام ميداد

.بله

.من از آينده ام مطمئن هستم ، مامان .واقعاً ميگم

ولي باز هم ، ميتونستي .مطالعه يِ زبان رو هم ادامه بدي

کارِ مترجمي ، برات امنيتِ بيشتري .بوجود مي آورد

من نميخواستم .مترجم بشم

.من يه کارِ پاره وقت دارم ... پول در ميارم

و باز اينقدر وقت دارم .که رويِ فيلم هايِ «پيه ر» هم کار کنم

.بايد صبور بود

.شاهنامه آخرش خوشه

اينطور فکر ميکني؟ - .شک ندارم -

، ولي قبل از اينکه با «پيه ر» برخورد کني .داشتي راه خودت رو ميرفتي

خيلي بَده که اينطور .از مسيرِ خودت دور افتادي

اين حرف رو تو داري به من ميگي؟

تويي که خودت زماني !يه عاشقِ دلسوخته بودي

آره ، من هم زماني واسه خودم .عاشقِ دلسوخته اي بودم

اما عشق و عاشقي کجا بود؟

هيچ مردي ارزشِ اين رو نداره که .زندگي مون رو فداش کنيم

.قضيه بَر سَرِ فداکاري کردن نيست .اين انتخابِ منه

واقعاً؟ - .آره -

چه چيز بهتر از اين که با مردي که عاشقش هستي همکار باشي؟

ما با همديگه .پروژه هايِ مشترک داريم

.عشقِ ما اينطوريه

مطمئني که اون تويِ کارِش آدمِ با استعداديه؟ - .آره ، مطمئنم -

يه روزي بايد استعدادش رو .ثابت کنه

.زمانش فرا ميرسه

.قول ميدم

، کاري که اون ميکنه .کاريه که همه ميتونن انجام بدن

، مصاحبه کردن با آدم ها ... فيلم گرفتن از پاسخ هاشون

.هر کسي ميتونه اين کار رو بکنه - چطور همچين فکري ميکني؟ -

... اون ميدونه که چطور بايد .به حرف هاشون گوش کنه

واقعاً؟

... و همينطور

چطور سوالاتي مناسبه .که ازِشون بپرسه

، گاهي اوقات هم فقط صبر ميکنه .بدونِ اينکه کلمه اي حرف بزنه

بعضي ها نميتونن .اين سکوت رو تحمل کنن

برايِ همين ، شروع ميکنن به گفتنِ چيزهايي که اگه ما .خودمونِ ازِشون ميپرسيديم ، در برابرش جبهه گيري ميکردن

آره. اين .کارِ هر کسي نيست

... ببين کِي بهت گفتم

.ما کم کم راه خودمون رو باز ميکنيم .يه روزي استعدادش شهره يِ خاص و عام خواهد شد

... آره ، اما

پَس کِي؟ ها؟

.خوب ، من بايد برم

.بي زحمت ، اين رو برام نگه دار

.يه کم بگيرش بالاتر

.خوبه

ظاهرم چطوره؟ ها؟

تو خيلي .زيبا هستي ، مامان

.ميبينمت ، عزيزم

.خداحافظ

.باور نکردنيه

ميتونم کمکِ تون کنم؟

.ممنونم

.بايد ببرمش پارکينگ

.باز هم هست

شما اينجا کارِتون چيه؟ - .بعنوانِ دستيارِ بخشِ آرشيو ، کارآموزي ميکنم -

پس حالا ديگه ميدونم .کجا پيداتون کنم

.اينها هم هستن .همه شون

.بيست و يکي هستن - اسمِ تون چيه؟ -

.«اليزابت» - .من هم «پيه ر» هستم -

.عجله کن وگرنه ديرِمون ميشه - .من همينجا ميمونم -

يعني چي همينجا ميموني؟ داري شوخي ميکني؟

قرار بود .با همديگه بريم

حس ميکنم الان .از رفتن پشيمون شدم

.ازت نميپذيرم .آخه تنها بيرون رفتن ، کسلم ميکنه

.يالا ديگه .بيا بريم

اگه با تو نباشم اونجا چکار کنم؟

.من نميام .نميخوام بيام

، فکرش رو کرده ام. اگه تنها بري .اونوقت «سيلوين» پولِ غذا رو حساب ميکنه

.يا يه نفرِ ديگه

، خيله خوب نيا .ولي ازِت متنفرم

اتاقِ خانمِ صاحبخونه .درست همين طبقه يِ پايينه

اگه دو نفري بريم داخلِ خونه راه بريم .صدامون رو ميشنوه

چون کفِ اتاق .خيلي نازکه

پَس چکار کنيم؟

.اول من ميرم

.تو بعدش بيا داخل

.کفش هات رو دَربيار

.بيا تو. يواش

.حس ميکنم 14 ساله هستم

.من هم همينطور

... بايد يه چيزي رو بهت بگم - چي رو؟ -

.من متاهل هستم

.ميدونستم

شما چهار تا خواهر هستين؟

.نه

.در واقع ، 3 تا خواهرِ تَني هستيم

.و يه برادر

.اما دو تا خواهرِ ناتنيِ ديگه هم دارم .پَس ميشيم 5 تا خواهر

.و يه برادر

تو از همه شون بزرگ تر هستي؟

.نه. من سومي هستم

همه مون هم .با هم فرق داريم

از بينِ برادر خواهر هات که دانشگاه ميرن تو از همه جوونتر هستي؟

از بينِ اونها ، من تنها کسي هستم .که دانشگاه رفتم

من تنها کسي هستم که آرزويِ پدرم رو .از زماني که طبقه يِ اجتماعيش رو عوض کرد برآورده کردم

... والدينم

.از طبقه يِ فقير بودند

اما بعد وضعِ شون خوب شد .و بورژوا شدند

.پدرم تبديل شد به يه بورژوا

... هميشه روياش اين بود

... که بچه هاش

.تحصيلاتِ عاليه داشته باشن

، بقيه يِ برادر خواهر هام .تويِ درس خوندن ، گند زدن

، پدرم توجه چنداني به من نميکرد .ولي من تنها کسي هستم که تويِ تحصيل موفق شدم

تحصيلاتت چيه؟

... خوب

.من رفتم پيش دانشگاهي

.و بعدش رفتم دانشگاه .تا تويِ رشته يِ تاريخ تحصيل کنم

حالا هم دارم .دکترام رو ميگيرم

به نظرت کدوم يکي کار بَدتره؟

شاشيدن تويِ جايي که حمام ميکني يا حمام کردن تويِ جايي که ميشاشي؟

.حمام کردن تويِ جايي که ميشاشي

!ممنون

.خيلي لطف کردي

.قبلاً از گل خوشت نميومد چطور شده که حالا خوشت مياد؟

واسه اينکه گل ، يه هديه يِ کلاسيک و قديميه .برايِ اينکه مَردها ، سَرِ زن هاشون کلاهِ ديوثي بذارن

شوهره ميره پيشِ معشوقه ش ، اونوقت .سَرِ راه برگشتنش به منزل ، با خودش گل ميخره مياره

، قبلاً هر وقت تو رو با گل ميديدم .پيشِ خودم ميگفتم حتماً کاسه اي زيرِ نيم کاسه ست

اما حالا ديگه بهت .اعتماد دارم

، مگه نميدوني وقتي يه مَرد واسه دخترها گل مياره دخترها سريع گوش به زنگ ميشن؟

.اين يه داستانِ کلاسيکه

In the Shadow of Women subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for In the Shadow of Women

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left