ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« تـــرجــمـــه از : ســروش، حســام الدین، روشــا » «Rosha, Nora, Soroush_abg»
سلام به همگی
چطوری؟ چطوری؟
ممنون. خوشحالم میبینمت ممنون اومدین
بیرون خیلی سرده
اره واقعا سرده
سلام به همگی
سلام
سلام، به "تور جهانی" این هفته خوش اومدین. کریسمس مبارک
...این هفته، ما داریم
خب اگه به این نم نم بارونی که بیرون میاد، نگاه کنین
از "اسکاندیوی" برنامه رو پخش میکنیم
اوه، اره
...اینجا، البته
البته، خونه ی اون رویاهای غم انگیزه
جایی که یه زنِ عجیب غریب که یه لباس با آستین سه ربع تنشه شش ساعت به یه دریاچه
خیره میشه و یه معمای قتل رو حل میکنه
این احتمالا یه برنامه خیلی جالب خواهد چون
...چون از بین این درخت ها خارج میشیم و
چهار تا مراسم دفن و یک مراسم داشتیم (منظورش اون 5 مهمونن که مردن و هنوز هم داره شمارش رییس جمهور آفریقای جنوبی رو مسخره میکنه)
اره
ایشون دوم-کام از سوئد ن ...ام
وقتی هری به سالی شلیک کرد
اوه، بامزه بود
!دختری با گردنبندی از مروارید. نه
اون مال یه فیلم اسکاندیویِ دیگه بود - واقعا؟ -
اره
به هرحال، ما الان دقیقا
تو مدار قطب شمال در فنلاندیم
اره همینه ...البته فنلاند
البته فنلاند، الان خونه ی همه ی ...راننده های مسابقاته
چیه؟ - چی میگی، همشون؟ -
خب، به جز نیکو راسبرگ، که مطمئنا فنلاندی ـه
ولی خب به یه دلایلی ادعا میکنه آلمانی ـه
چرا اینکارو میکنه؟ من واقعا نمیدونم
خب، دیگه کی اهل فلانده؟
خب، میکو سالو
میکا هکنین، کیمی رایکنن
صبر کن، اسم هاشون خیلی شبیه همه، نه؟
اره خب بیشتر هم داریم
بعد دیگه تامی مکینن، تیمو مکینن
یوها کاکنن، آری ونانن
بازم اسم های شبیه به هم
کینکی ونکینن
منکی پنتیدن
واقعا؟
کم کم دارم جوگیر میشم
جدی، من دیروز یه سرچ تو ویکیپدیا کردم
تا ببینم کدوم راننده های مسابقات معروف، فنلاندی هستن
اون لیستی که پیدا کردم رو نشون بدین
و یه چیزی پیدا کردم همشون مرد هستن
همشون
زنِ فنلاندیِ معروفی هم داریم؟
آدم فنلاندی چطور؟
...هیچکس نمیدونه. همشون
من میدونم چرا.، خب؟
بخاطر اینه که همه ی زن های فنلاندی، توی سن نوزده سالگی
میرن انگستان تا یه "اوپر" بشن (اوپر: یک شخص خارجی، که به کشور دیگری رفته و با خانواده ی دیگری زندگی میکند و از بچه های آن خانواده نگهداری میکند)
سه نفر فنلاندی چند سالی با من بودن و از بچه هام مراقبت کردن
واقعا؟ - -اره، خیلی جالب بود -
فقط کافیه به فرودگاه "هیترو" برین تا از این دخترا پیدا کنین
و همیشه یه صفِ سی و خورده ای از پدرهایی که منتطرِ اسکاندیوی ها هستن
جلوی در هست
و یه سال رو هیچوقت یادم نمیره
یه زنِ گنده آروم آروم از در میومد بیرون
و اون مردی که کنارم بود، یه نگا به کاغذی که دستش بود کرد و گفت "!محض رضای خدا، این دیگه کیه؟"
وای اصلا خوب نیست
بریم سراغ برنامه؟ - اره، فکر خیلی خوبیه -
چون امشب تو قسمت ...ماشینی ـه برناممون
یکم "پنیر چدار" میخورم
ریچارد میگه که نمیخواد
من پنیر نمیخوام
و جیمز یه فورد مدل "جی تی 40" رو یا یه فراری مدل "پی 3" مقایسه میکنه
هورااا
ولی قبل از هرچی، اگه این برنامه رو از آمریکا تماشا میکنین
باید بدونین که
که فورد ماستیگ، هیچوقت رسما توی انگلستان فروخته نشده
خب، حداقل تا الان چون فورد تصمیم گرفته که
موستانگ" های جدید رو تو انگلستان بفروشه"
با موتورِ وی ایت و فرمونِ دست راست ماشین
خب این حرف، مقیمِ آمریکامون رو خیلی خوشحال کرد
انقدر هیجان زده بود که
"وقتی برای اولین بار "موستانگ با فرمون دست راست
به انگلستان رسیده بود
تا اونجا رفته بود تا ببینتش
"بندرگاه انگلستان"
دیگه الانا میرسه
رسید! خب همه چی آماده س؟
الان وقتشه گذاشتش رو زمین
شروع، شروع، شروع کنید
ببینین، خیلی غم انگیزه. نه؟
آهنگی نیست که برای خوش آمد گویی اجرا میکنن یه چیز باحال تر نمیشه بزنین؟
!بیخیال! بیخیال! بیخیال
بیخیال
خیلی هیجان زده ـم مو به تنم سیخ شده
آره، همینه
اوه، شرمنده
واقعا اینجاها خیلی بی عرضه ایم
برای همینه که تو جنگ جهانی ازتون کمک گرفتیم
به این نتیجه رسیدم که
برم موستانگ رو تو شهر بگردونمش و همه جا رو بهش نشون بدم
برا همین رفتم لندن
که پایتخت ـه
خب، این پلِ شهره
جالبه، خیلی خیلی قدیمی ـه
ولی دقیقا از وسطش تا خورده
بخاطر همین اون قدیما اسب ها میتونستن ازش رد شن
خب، اونجا خونه ی "پارلمنت" هاست
که یه سری خونه پشت سر همدیگه ـست که همه ی احمق هامون رو اونجا نگه میداریم
اون ساعت هم، "ساعت بزرگِ بِن" ـه
خب، میدونم نمیشه بهش گفت بزرگ ولی خب نمیشد فقط بن هم بهش بگیم
و اون هم مقبره ـس
که کسایی که بخاطر ما جنگیدن و کشته شدن رو گرامی میداریم
اینجا باید یکم آروم برم
یکم احترام بذارم
واقعا نمیدونم اون چیه امروز صبح اینجا نبود
یه دوچرخه سوار خیلی باید حواستون بهشون باشه
کوچیکن ولی موجوداتِ خیلی عصبانی ای هستن
اونا هم ارتش ن
اونا کسایی هستن که به کاخ سفیدتون شلیک کردن
شرمنده
بعد از اینکه همه دیدنی ها رو دیدیم
از شهر رفتیم بیرون
تا بتونم همچین کاری کنم
همینه
این همون صداییه که بریتانیا پنجاه و یک ساله که منتظرش ـه
بازوانِ یه "وی 8" ـه آمریکایی
این طرف، ماشین های این شکلی درست نمیکنیم
فقط ماشین های تنبل ولی محکم
که بنزین رو تو هر دنده ای با هر سرعتی، کنترل میکنه
و نمیشه درست بهش جهت داد
مثل این میمونه که بخوای با منظومه شمسی در بیفتی، معلومه که میبازی
..عجیبه
...روندن موستانگ منظورم دست راست ماشین ـه
مثل این میمونه که بعد از اینکه پنجاه سال از ازدواجت گذشته
یهو نظرت رو عوض کنی و طرف دیگه ی تخت بخوابی
البته روندن ماشین با "وی 8" هم عجیب ـه
دوربین متحرک. صندلی های مجهز به تصفیه هوا
چرخ های ضد آب که میشه سی و هفت هزار یورو خریدشون
این تازه نصف چیزیه که برای نصف یه "بی ام دبلیو ام 4" باید بپردازین
همینطور که تو حومه ی شهر بودیم
به دیدن از مناظر ادامه دادم
نگاه کن، نشان ـت رو روی تپه کشیدم
جرمی اون یکی رو کشیده
ببخشید
خب به "اِستون هنچ" رسیدیم
شاید براتون جالب باشه
این یه تقویم قدیمی ـه
شایدم ساعت باشه، یا شایدم کلیسا
و تور بریتانیام با ورود یکی دیگه خراب شد
تو اینجا چیکار میکنی؟
خب، اومدم بهت یادآوری کنم که
چون خیلی تابلوعه که یادت رفته
چون خیلی گیجی
که ما هیچ احتیاجی به موستانگ توی بریتانیا نداریم
چون اگه اون
سی هزار - سی و پنج هزار رو برای یه فورد سریع خرج کنی
میتونی به "فوکس آر اِس" بخری چون برای اینجا ساخته شده
نه وقتی همچین ماشینی نبود به زور به این ماشین راضی میشدی
چونکه نمیتونستی بخریش ولی الان دیگه میتونی
نکته ـش همینجاست
ببینم، تو شلوار گاوچرونا رو میپوشی؟
نه. چون شلوارای دیگه هم هست
خب، لباس گاوچرونا چی؟ اوه، بوت های گاوچرونا رو پوشیدی
...خب این فرق میکنه. ازش خوشم میاد
ببین، من هرچیز آمریکایی رو نمیخوام که فقط موستانگ رو میخوام
احمقانه س - ..نه، امریکا
این برای اینجا ساخته نشده
کلاه گاوچرونا رو سرت میذاری؟ - خب، نه -
"اوه، سرده. پس کلاه گاوچرونا رو سرم میکنم"
نه! کلاه بافتنی سرت میکنی
خب اینم مثل همون کلاه بافتنی ـه
اوه! صبر کن
همین الان یه چیزیو فهمیدم - چیو؟ -
ام.. دیگه نمیخوام باهات حرف بزنم
...به هرحال
به هرحال، بعدا اینو ادامه میدیم
ولی الان وقت اینه که بزنیم تو دنده
بپیچیم به چپ و بریم به خیابون گفت و گو
جدیه. خیلی جدیه - واقعا اینا شوخی نیستن -
خب، ببین، تو بریتانیا همیشه بهمون میگن که
اسکاندیوی ها راننده های خیلی خوبی هستن
و بخاطر اینه که، خب چون که باید با اون همه برف دست و پنجه نرم کنن
اممم، رانندگیشون خوبه چون بیشتر از هرچی، تصادف میکنن
خب، حق با توعه دقیقا همینطوره
چون من امار جالبی دراوردم
توی بریتانیا ۱.۲ درصدِ تصادف ها منجر به مرگ میشه
.و اینجا متاسفانه ۵.۱ درصده
اره و فقط هم فنلاندی ها نیستن
شاید این حرفم یکم گستاخانه باشه
تهیه کننده ی بین المللی ارشدمون
این عنوان شغلش ـه
پریروز به فنلاند اومد
تو فرودگاه برای خودش یه "بی ام و" اجاره کرد
فورد یا اپل نه، یه بی ام دبلیو
و توی راهش به اینجا
این اتفاق افتاد
!واقعا! واقعا
وقتی میگم تهیه کننده ی بین المللی ارشدمونه
الان دیگه تهیه کننده ی بین المللی کوچیک مون ـه
No comments yet. Be the first to leave one.