ആദ്യത്തെ 175 വരികൾ.
قبلاً در "فورس"
محصولمون رو سه برابر کنین
ما میتونیم از عهده این مقدار محصول بربیایم
میتونی، میگل؟
از عهدش برمیام
تامی ایگان رو تحویل میدم
به نظر میاد به توافق رسیدیم
این حرومزادههای محله چینیها رو غافلگیر کردم
اون فنتانیل رو تو انحصار خودشون دارن
رسماً برگشتی سر کار با سی.بی.آی
میدونی که این کارای خیابونی منو تحت تأثیر قرار نمیده
چی تو رو تحت تأثیر قرار میده؟ - یه مدرک
لوئیس اورتگا
وقتشه یه درس کوچیک پرواز بهت بدم
دقیقاً به روبرتو بگو چی شد
این یاردیها رو باید ول کنیم به امان خدا
کاری کن فدرالها فکر کنن کار یه کارتل کوفتیه
میخوام زنگ بزنم به چه
اون داداشمه، جنارد
قرار نیست همینجوری دست رو دست بذاری
و بذاری اون آلبانیاییهای عوضی همه چیزو ببرن
از جایی بهش ضربه میزنیم که بیشتر دردش بیاد
ولی اگه این افزایش ناگهانی فنتانیل مرگبار
به کارتل مارکز ربط داره
همین الان باید بدونم
و وقتی استیسی علناً گند بزنه
تو پرونده مارکز، من اونو برمیگردونم
این تو رو در امان نگه میداره
حالا تو برای من کار میکنی
خیلی متاسفم که مجبور شدی اینا رو ببینی
میخوام همه چیزو درباره خبر مهمت بشنوم
برای ترفیع رتبه جزو سه نفر نهایی شدم
اون مثل من نیست، تامی. هالی؟
قصد نداشتم بهت آسیب بزنم
تو هم به اون آسیب میزنی
خدایا
کاملاً بدبخت شدیم
پرونده ما علیه کارتل از همون اول شکست خورده
هی
شام با برادرت امشب نیست؟
نه، فردا شبه
چرا؟ مشتاقشی؟
آره، مثل یه عصبکشی کوفتی
ولی چون برای تو مهمه، برای منم مهمه
خب، نگران نباش، زیاد طول نمیکشه
خوبه. یادته که ساعت ۹:۴۵ باید برم
تا ساعت ۱۰ یه کارایی دارم که باید انجام بدم
هی، هی، هی. هی، هی
یه لحظه صبر کن
همه چیز روبهراهه؟
آره. فقط... قراره روز شلوغی باشه
اوه، آره؟ باشه
بریم. برای کار دیرم میشه
باشه. خب. عجله میکنم
بریم
خب، خب، خب
ببین گربه چی آورده
باخت توئه، ویکتور
اینجا قلمرو فلینه
قلمرو فلین؟
حتماً اشتباه میکنی
حالا که بابات مرد و نیست
الان دیگه ماییم، رفیق
هِی
گمشو بیرون از بار من
آره. همینه
تامی ایگن منتظره تو زود برگردی خونه ماساژ کمرشو بدی
گمشو از اینجا بیرون
ویک
ویک، میتونیم اینجا رو آتیش بزنیم
بفرستیمش رو هوا
نه نه
نه
نه، این خیلی آسونه
چرا چیزیو که قراره پس بگیریم، داغون کنیم؟
نه. بقیه رو بیار
من یه نقشه دارم
لعنتی
ویک. چی؟ چه گُهی شده؟
واقعاً متاسفم
باید منو هم تو اون قضیه کلودیا میکشیدی تو کار
سعی کردم بهت زنگ بزنم
ولی تو خیلی سرت شلوغ بود با برادرت
رفتی یاردیها رو بزنی
بدون من با چِه (Che) قرار ملاقات داشتی
آره، باشه. آره، باشه
اون یه مشت مزخرفِ محض بود، دی
نذار اون گوه دوباره تکرار شه
اوووه
یه دونه عین همین داشتم
این حال میده
جوری صحنهسازی کردیم که انگار یاردیها توسط کارتل مورد حمله قرار گرفتن
جسدها رو تو قلمرو اینسین پرینسس انداختیم
هیچیش گردن ما نمیفته
این دقیقاً از اون کارای گنده ال چاپوئه
آره، ببین، اون دزرت ایگلها خودشون کلی میارزن
پس من میگم اونارو نگه داریم
و بقیهاش رو بین بچهها پخش کنیم
آره. بقیه رو بین بچهها پخش کنیم
منظورت جنارد و بقیه بچههاست؟
نه، فکر نمیکنم، دی
اینا مشوق مالیاتی واسه گنگستراست
اینجا که خیریه اسباببازی نیست
داری چه غلطی میگی، تامی؟
منظورم اینه که
میخوام با این تفنگا، آشوریها رو از زیر دست میگوئل بیرون بکشم
از میگوئل. همینه
نه، این خیلی چرت و پرته، تامی
گوه توش. عمراً
من و جنارد این اسلحهها رو گرفتیم
از اولش هم خودمون اینا رو از یاردیها گرفتیم
پس ما هم باید تو بحث باشیم
و همون لحظهای که تو این اسلحهها رو با جنارد گرفتی
اونا شدن مالِ ائتلاف
برای استفاده تو کارهای ائتلاف
و من خودم ائتلافم، لعنتی
چیزی نگو که دیگه راه برگشت نداشته باشه
نمیتونی از من عصبانی باشی که از این تفنگا استفاده میکنم تا پول دربیاریم
خب، اینو بگو
با این کنار میام
پس اسلحهها رو همونجوری که هستن بذار
آشوریها رو میارم همینجا باهامون ملاقات کنن
اون عوضیها رو جذب میکنیم تا برن برامون پول دربیارن
یکی از جسدها اونقدر بد تیر خورده بود
که حتی نمیتونستیم شناساییش کنیم
این حمله به زاموست و افرادش
بیشتر شبیه خوارز تا شیکاگو
این کار کارتلهاست
این یه گوه مریضیه
حیوانهای لعنتی
باید بریم اونجا
بفهمیم چه کسی یاردیها رو به درک فرستاده
ایدهای داری؟
خب... عموی روبرتو اورتگا، لوییس
همین الان کشته شد. دفنستراسیون
یکی از پنجره پرتش کرد پایین
آه، پس فکر میکنی کارتل مارکز
این کار رو به تلافی انجام داده؟
اونا یاردیها رو تامین میکردن؟
نمیدونم
ولی باید هر کسی رو که
با استرادا یا مارکز ارتباط داره، پیدا کنیم و بفهمیم
جسدها تو قلمرو اینسین پرینسس (Insane Princes) پیدا شدن
رفتن سراغ چندتا از پرینسها (Princes) شروع خوبیه
هِی، آشور
ممنون که اینجا ملاقاتم کردی
حرفهای خوبی شنیدم
بذار یه چیزی ازت بپرسم
کالات این اواخر چطور بوده؟ یکم کمه؟
قحطیه. جزئی از کاره
قحطی؟
خندهداره
کی بهت گفته؟ میگوئل؟
ببین، ما اون مشکل رو نداریم
چی میگی؟ منظورم اینه که
پلیس فدرال (Feds) تو جیبمونه
بیای با ما کار کنی
دیگه قحطیای در کار نیست
فکر نمیکنم
همینجا با میگوئل میمونم
حدس میزدم اینو بگی
اون لعنتی رو اونجا ببین
نظرت چیه؟
محشره
مگه نه؟
یه خواهر هم داره
اسلحههامون از پولای میگل هم بیشتره
یا مواد
اگه با ما کار کنی
همهی اینا رو به دست میاری. اینم همینطور
جنس رو با همون قیمتی که قبلا میخریدی، میگیری
ولی بهترین قسمتش اینه که
هیچوقت جنس کم نمیآری
قبل از اینکه شروع کنیم، یه اطلاعیه دارم
هاردویک به خاطر یه وضعیت اضطراری خانوادگی مجبور شد شهر رو ترک کنه
No comments yet. Be the first to leave one.