ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
درست کردن رشته سرخ شده ...با غذاهاي دريايي خيلي راحته
کات- کات-
چرا آخه؟
ببخشيد
برو کنار- بريد اون طرف-
قرار نبود اينو بگي
چرا
راست مي گه "تو متن نوشته "... خيلي راحته
متنو بذار کنار
يادته اولين بار که همو ديديم چي بهت گفتم؟
همون که خوشم اومد همونو بگو
اون نظر شخصي خودم بود
من همون نظر شخصي خودتو مي پسندم
مي خوام واقعيتو نشون بدم
نويسنده چه مي فهمه واقعيت چيه
اي بابا عجب گيري کرديم
خب بريم از رشته سرخ شده شروع کنيم
از رشته سرخ شده مي ريم
اوکي
من مي رما
شرمنده يه بار ديگه مي گيريم
انرژي تون افتاده
شروع کنيم
آماده باشين- رفتيم-
همه استندباي
راستش من خيلي از درست کردن غذاهاي ساده خوشم نمياد
... ولي امروز
نگيرين
کات کي بود؟
ضبط نکنين اين متني که من نوشتم نيست
اين رواني از کجا پيداش شد؟
خانوم لي- نگيرين-
نبايد بياي اين جا اين کارو نکن
مگه من نويسنده نيستم؟
اين چه کاريه با من مي کنين؟
ما چي کار مي کنيم؟
اينو من بايد از تو بپرسم
اين چه معرکه ايه راه انداختي؟
متن قسمت بعدو نوشتي؟
نخير
بنويسم که چي؟ شما که رو متن کار نمي کنين
خداوندا
خيال کردي شکسپيري؟ يعني انتقادم نمي شه کرد؟
نويسنده که انقدر نبايد تو همه چي دخالت کنه
درسته که شما حق ويرايش متنو دارين
ولي حداقل بايد بهم بگين کجا مي خواين اين متنو استفاده کنين
اگه قراره تغييري ايجاد کنين منم بايد در جريان باشم
خيلي بي مسئوليتين قبل کاراتون يه ذره هم فکر نمي کنين
کي بي مسئوليته؟
الان اين کاري که تو کردي اسمش وظيفه شناسيه؟
شما راه ديگه اي برام نذاشتين
من صد بار تا حالا ازتون خواهش کردم
اما چه فايده؟ شما اون روي منو بالا ميارين
واسه همينه هيچ وقت با نويسنده ها کار نمي کنم آدمو ديوونه مي کنن
شما منو ديوونه کردين
انقدر تو فکر اولين کارم بودم که به شايعاتي که پشت سرتون توجه نکردم
مي دونستم متنا رو عوض مي کنين ولي فکر نمي کردم تا اين حد
همش به خاطر ويرايشاي منه که تونستي 10 درصد امتياز مخاطب بگيري
اين ده درصدو بدون شمام مي گرفتم
آدم نمي دونه چي بايد بگه واقعا
اگه انقدر از کارم بدتون مياد لازم نکرده ضبط کنين
داري منو اخراج مي کني؟
من چه جوري مي تونم شما رو اخراج کنم؟ واي خدا
ببين چي مي گه
ملت! نگاه کنين
حداقل صد نفر اينجان ازشون بپرس
به نظر شما اين خانوم راست مي گه يا نه؟ هيچ کس موافقش هست؟
حتا يه نفرم نيست
چقدر من بدبختم
مجبورم يه بچه احساساتي و نق نقو رو تحمل کنم
واقعا؟
هيچ کس موافق من نيست؟
معلومه که نيست چرا مي پرسي؟
برو بيرون خواهشا
بذار کارمونو بکنيم
باشه
من مسئوليت کار امروزمو قبول مي کنم
احتياجي نيست
مجبور نيستي مسئوليت کاري که تو عالم مستي انجام داديو قبول کني
کارگردان
من هستم
من باهاش موافقم
چي مي گي تو؟
تو که از بچه هاي ما نيستي
امروز هستم
دوباره ديدمش
اونم درست وقتي که رفتارم نااميدکننده بود
يه لحظه هم فراموشش نکردم
به شدت
دلم مي خواست ببينمش
عشق اولم
که اواخر جوونيم تو 29 سالگي
گم و گور شد
دمـاي عشـق
به من چي گفتي؟
آخ- دعوا نکنين-
با اجازه کي به من دست مي زني؟
ساکت
به چي نگاه مي کني؟
ترسيدم
اَه
نه، نه
کارآگاه کيم
چي مي خواي؟
دستبندمو باز مي کنين؟
الان؟ هنوز نيم ساعت نشده
نويسنده بهم زنگ زده بايد بفهمم چي کارم داره
بقيه دستيارا ديشب رفتن تو چرا موندي؟
اگه مي خواي اين جا بخوابي بايد دستبند به دستت باشه
اونا نويسندگي شون بهتر از منه من بايد دو برابر اونا کار کنم
از تواضعت خوشم اومد
زودتر- بذار ببينم-
زود، زود
هونگ آ نويسنده اصليه؟
... شماره مشترک مورد نظر
چيه؟
چرا برنمي داري؟ سه بار زنگ زدم
بس که کم حوصله اي
مي خواستم بهت زنگ بزنم که خودت زنگ زدي
اگه کارت تموم شده بيا اين جا
اون جا کجاست؟
گفتم که رستوران سوپ خوبِ هونگده
سوپ خوب؟
همون که کلي غلط املايي داره؟
واي فاي: چرا هنوز بيداري؟ سوپ خوب: اِمروض با بچه حا دورحَمي رفتيم شام
چي؟
سوپ خوب: من قَزا دُرُصط کردم
دکتر اورژانس: من واسه پرستارا ناهار بسته بندي کردم
اين چرا اين جوريه؟
آره همون که از خنگي و بيسواديش بدت مياد
هيچ وقت نگفتم بدم مياد من که نديدمش
فقط خوشم نمياد ازش حالا چي کار مي کنه؟
چند بار بايد بهت بگم که آشپزه؟
خب چون ازش خوشم نمياد يادم نمونده
خلاصه که بيا اين جا بخوريم و حرف بزنيم
تا بقيه هم بيان
نويسنده ها قهوه مي خوان بايد برگردم اداره
نمي شه رئيستون خودش بره قهوه بخره؟
اتوبوس اومد
خودتو براي ما نگير
يه جوري مي گي انگار جايزه نويسندگيو بردي
اگه اونو ببرم که ديگه خدا رو بنده نيستم
مي رم وسط يوئيدو مي رقصم
هنوز بهت زنگ نزدن؟ نتيجه ها نيومده؟
هنوز زنگ نزدن
به بقيه زنگ زدن؟
نه هنوز
خدا رو شکر
اگه باز ببازم چي؟ خيلي استرس دارم
استرس و نااميدي اصلا بهت نمياد
بعدا مي بينمت
تا ببينم
اگه نشد بيام بهت خبر مي دم
اگه همين جوري ادامه بدي از پا ميفتي مي ميريا
يه دستيار واسه چي بايد انقدر کار کنه؟
هر کي بخواد به جايي برسه بايد زياد کار کنه
مي بينمت
تو از نويسندگي چي مي دوني؟
به هر حال چه فرقي مي کنه
مياي اين جا غذاتو بخور برو چرا مي خواستي منو ببيني؟
چون بايد باهات حرف مي زدم
اگه مثل آدم گوشي مي خريدي نميومدم
اصلا تو چرا گوشي نداري؟ ناسلامتي قرن 21 ـه
بعدا بيا قصر گيونگبوک
نمي بيني کار دارم؟ آخر هفته ها سرمون شلوغه
کارت که تموم شد بيا
تو تا حالا هيون سو رو نديدي؟ آها تو نميشناسيش
اسم مستعارش جينه قبلا باهاش چت کردي
يادم نيست
به هم معرفي تون مي کنم آدم باحاليه
من فقط به يه دليل تو "کلوپ دونده ها" عضو شدم
چه دليلي؟
براي فرار از جمع بدم مياد
اين کار خودمه بخور و برو
هي هي
خيلي بزرگه
چند بار بهت بگم نازک تر خوردشون کن؟
قربان، مي شه من برم دستشويي؟
همين جا تخليه کن
برو من کارتو تموم مي کنم
ممنون
چرا رفتي تو سالن؟
مي خواستي به دختره پز بدي که هنرمندي؟
چون رفتي فرانسه درس خوندي و
تو اين سن سرآشپز شدي فکر کردي خيلي خوبي؟
چرا جواب نمي دي؟
اين که سوال نبود داشتي با خودت فکر مي کردي
... پسره بي تربيت
معلومه از اين که سرآشپز شدي خيلي به خودت مي بالي
يادت رفته من مافوقتم؟
مي شه مراقب استيک باشي؟ من بايد بقيه شو آماده کنم
هي فکر کردي شوخي مي کنم؟
من برات احترام قائلم سرآشپز
ولي بهتره اين حرفا رو بذاريم بعد از سرو غذا
اگه کاري کردم که بهت برخورده معذرت مي خوام
هي، خوبي؟
خوبم، اشکال نداره
هي
مگه نگفتم وقتي ميري پشت سر يکي خبر بده
نمي دوني اين جا چقدر همه در معرض خطرن؟
No comments yet. Be the first to leave one.