ആൻഡ്രോയ്ഡ് കുഞ്ഞപ്പൻ Version 5.25
ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
«زیرنویس اختصاصی فیلیمو» .:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. فرشــــاد
.قهوه لطفا
.قهوه
...ها...این چیـه دیگـه
!یهویی بیا منو بکش دیگـه
.شاخـه مقدس رو در آب فرو کن
.ببند دور انگشتت
.انگشت حلقـه
من حلقـهم رو تو این انگشت .میندازم
.باشه
،یه مقدار برنج بردار، خیسش کن .بذارش اونجا
،علف هرز رو بردار، خیسش کن .بذارش اونجا
یکم پیش شروع کردن؟ - .نه، تازه شروع کردن -
یه مقدار آب بردار، به هفت رودخانـه ...مقدس متوسل شو
کدوما هستن؟ - هوم؟ -
...گانگا
...کاوری
...اوم
رود نیل؟
.بذارش اونجا
برنج رو با کشک قاطی کن و چهارده تا .توپ کوچولو درست کن
...توی دعاهات به پدرت متوسل شو
دونـه دونـه بذار کنار بقیـه .صدقـهها
اما مادهاوان، چرا 14تا توپ؟
،کونجاپان خیلی میخورد .شاید 14تا کافی نباشه
.من نمیدونم، واسه همین دارم میپرسم - .فکر کنم باید 16تا باشه -
...اما
مگـه نباید همینطوری باشه؟
مگه 14 روز از فوتش نگذشتـه؟
فوت؟ تو دیدی اون بمیره؟
پس تو بهم بگو چند روز شده؟ - !آه -
بگم که همه تقصیرها رو !بندازی گردن من
هر کاری که میخوای رو !انجام بده
.توپ رو سریع بفرست وگرنه اونا میزنن - !پاس بده اینور -
!پاس بده - !بزن -
!از دست رفت
.چوپا! توپ رو بفرست اینجا
پراسان، کارت تموم شد؟
یه ذره دیگـه مونده، چیزی !نمونده تا ببازیم
بجنبید بچـهها، برید سر .پُستتون
چه خبر مادهو؟
.تو الان مدتی میشـه که اینجایی خیلیها میرن، هان؟
،من از کارم استعفا دادم .نتیجـه نداد
برای تو یا برای اونا؟ - !چوپا -
.بعدا میبینمت
!این روزها اصلا روی فرم نیستم
خب، چی شده؟
.یه کار جدید پیدا کردم
برو مثل همیشه استعفا بده !برگرد
!گوش کن
.تو بنگلارو
دیوونـه شدی؟
پدرت اجازه نمیده حتی توی ارناکولام ...کار کنی
.چه برسه به بنگلارو
فکر کنم این سری باید اونم .با خودم ببرم
!آه
!فکر خوبیـه چوپا - .اوهوم -
...اما
.باید خیلی فنی بهش بگیم
روشهای همیشگی .نتیجـه نمیده
...میدونی
با توجـه به تاریخ پیدا شدن جسد و .شرایطش، باید 14 روز باشه
چه جسدی؟ مگه تو دیدیش؟
هان؟
.بخور...هر چقدر دوست داری بخور
!این رو هم خراب کرد
خیلی خب، نمُرده! جسد هم .برای اون نبوده
.اما برای من مُرده با این موضوع مشکلی داری؟
...چهارده یا شانزده
با کشک یا بدون کشک، تو اینو برای .مراسم دفن و کفن خودت انجام بده
چیزی که من به پدرم پیشنهاد میدم رو .خودم در موردش تصمیم میگیرم
چرا اسنک نمیخوری و بیصدا از اینجا نمیری؟
.به جای اینکه دردسر درست کنی
.من از بیرون چیزی نمیخورم
پس چرا نمیری؟
!پدر
!آهای رفقا! اینو از اینجا ببرید
!باورنکردنیـه - !باورنکردنیـه -
چی باورنکردنیــه؟ طرف برنامـه .داشت پدرش رو بکُشــه
.کونجاپان فرار کرده، اون نمُرده
یه جسد برداشته آورده و میگـه کونجاپانـه .تا براش مراسم دفن و کفن بگیره
!کاری که میکنـه واقعا باورنکردنیـه - !آره همینطوره -
.عمو، روزنامـــه
قند خونت رفته بالا؟ آخه رنگت .پریده و لاغر شدی
...عمو
دیشب یه نمایش خفن توی .تلویزیون پخش شد
«گزارش جنایی»
توی کُلام، یه پیرمرد تنها زندگی ...میکرده
...تقریبا هم سن تو بوده
و توسط همسایـهش خیلی وحشتناک .به قتل رسیده
!تنها زندگی کردن اصلا امن نیست
.اما من که اینجا تنها نیستم
...عمو
...این پسر یه کار پیدا کرده
.در بنگلارو
.حقوقش 100هزار روپیـه در ماهــه
...تو هم باید باهاش بری
.و ما هم میتونیم این خونـه رو اجاره بدیم
ضمانت میکنم که ماهی 10 هزارتا .اجاره گیرت میاد
اونجا که بری، دیگـه کسی نمیتونـه .بهت آسیبی برسونــه
!اونجا در امانی
!پراسان
یه کاری پیدا کن که بتونی شبها .تو خونـه خودت بخوابی
.باقیش مهم نیست
بابا، من میتونم؟
به اندازه کافی خُرد شده؟
.آره! کافیــه
.نه، نیست
به خاطر همین تو نباید .این کارو انجام بدی
!بابا
اینجا من چه کاری پیدا کنم آخه؟
،کار که خودش نمیاد سراغت .باید دنبالش بگردی
کجا داری میری؟ - .میرم یکم بازی کنم -
اگـه با باختن مشکلی نداری .بیا یه دست با من بزن
.اتفاقا مشکل دارم
یه مقدار بازی نمیکنی؟
.شاید شب بازی کنم .الان کار دارم
کار خودش نمیاد سراغم، مگه نه؟
امروز نمیری سرکار؟
.چرا، هنوز وقتش نرسیده
وقتش کیــه؟ - .اونجا کلی شاگرد دارم -
.خودشون مدیریت میکنن .بالاخره کار داروسازیــه دیگـه
.تو همیشه همینو میگی
واقعا؟ - .آره -
!امکان نداره
!اوناهاش
پدرت رو با خودت میبری بنگلارو؟
اونم اونجا کار پیدا کرده؟
!آره، به عنوان مهندس کامپیوتر - .مسخره، بنگلارو مرکز مهندسهاست -
بذار پدرش هم یکی از همونا .باشـه، کلی مهندس پیر داریم
خیلیها دنبال دکترها و مهندسهای .پیر هستن
متوجـه نشدی؟ - .درسته -
.مادهوی عزیزم، من جایی نمیرم
.یه فنجون چای لطفا
.دقیقا مثل من
چوپا، میشه سریعا بری خونـه؟
.فوریــه - چی شده؟ -
.پدرت سقوط کرده
چی شده؟
وقتی داشت لباس میشست .افتاد
باسکاران، آخـه تو چرا تنها زندگی میکنی؟ چرا زن نمیگیری؟
.این سطل رو ببر اونور
...اوم
تو قرصهات رو نمیخوری، مگه نه؟
،نیازی نیست داد بزنی .کر که نیست
واقعا؟
.هستم
باسکاران، نخوردن قرصها هیچ .کمکی بهت نمیکنـه
اگـه اتفاقی بیوفتـه همه .اذیت میشن
.کارت رو انجام بده
.هدر نده
چرا باید این کارو کنم؟
من اینجا کار زیادی نمیتونم .انجام بدم، بیماریش مزمنــه
دیگـه معلوم نیست کِی از .دنیا بره
فقط باید داروهاش رو به موقع .مصرف کنه
یه نفر پیدا کن که کارهای .خونـه رو انجام بده
چقدر دیگـه باید این کارها رو !انجام بده؟ دیگـه پیر شده
.یه کار واسه خودت پیدا کن تو مگـه مهندس الکترونیک نیستی؟
.مکانیک
!هیچ امیدی نداری - من بهت نگفتم؟ -
...پراسان
.یه پرستار نیاز داریم - برای خودت؟ -
نه، برای انجام کارهای خونه و .مراقبت از پدر
.آهان، پرستار خونه
.این امنترین راه نیست
نه، خانمها اینجا خطری ندارن، مگه نه؟
چرا داری به من نگاه میکنی؟
منظورش اینه که به پرستارهای .خونـه نمیشه اعتماد کرد
.معمولا دزدی میکنن
،چیزی واسه دزدی نداریم که .فقط پدرم تو خونـهست
یه مرکز توی پرومبا هست که .پرستارهای خوبی داره
اگـه چنین برنامـهای داشتی .میتونستی بهم بگی
بابا! اونطوری که فکر میکنی .نیست
دیروز که بهت گفتم یه پرستار .برات میارم
برای شام چی درست کنم؟
چی؟
چی دوست داری بخوری؟
.اینو ببر بیرون
.آشپزخونه اون سمته
.کافیه
.مزه غذاهای پدر رو میده
به خاطر اینکه خودم .درست کردم
،قربان، اون نذاشت من کاری کنم .همه چی رو خودش درست کرد
اون یه پادووالــه؟
آقای باسکاران پادووال، چه چیزی تو !این طبقات اجتماعی وجود داره
اون از یه خانواده معروف از طبقـه .اجتماعی بالا از شهر هاریاناست
شهرت و طبقـه اجتماعیش از پاندووالها .خیلی بالاتره
مگه نه؟
چند وقتـه که میشناسیش؟
امروز توی مرکز باهاش .آشنا شدم
.اوهوم
.میدونم که تو این کاره نیستی
چی؟
.طرف حاملـهست
.مدام داره بالا میاره
!سه ماهه - !تبریک میگم -
...پس
چیکار کنیم؟
،اگه کاری نیست که انجام بدم دیگـه میرم، باشه؟
نه، من وی - کی باسکاران .پادووال هستم
No comments yet. Be the first to leave one.