Jahy-sama wa Kujikenai! (The Great Jahy Will Not Be Defeated!)

Jahy-sama wa Kujikenai! (The Great Jahy Will Not Be Defeated!)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Jahy-sama wa Kujikenai! (2021) E1-20 1080p
Jahy-sama wa Kujikenai! (The Great Jahy Will Not Be Defeated!) (2021) E1-20
The Great Jahy Will Not Be Defeated! (2021) E1-20
Jahy-sama wa Kujikenai! (2021) E1-20
The Great Jahy Will Not Be Defeated! (2021) E1-20 480p
കമന്ററി എഴുതിയത് Only_overlord_anime
Jahy-sama wa Kujikenai! (The Great Jahy Will Not Be Defeated!) (2021) E1-20 ◄||🔻🔺 ████████ @myAnimeS|| ------------------@AnimWorld-----TRX-------🔻🔺 █ __ __امتیاز یادت نره__ ||►

ടാഗുകൾ

1080
480p
480
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (21)
Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക
Translate with Pro
Show all subtitles
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-04-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 79
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫جاهی سامایی که دومین فرد ‫قدرتمند قلمروی تاریکیه،

‫به خودش افتخار می‌کنه!

‫جاهی ساما!

‫جاهی ساما...!

‫نجیب!

‫زیبا!

‫هوی، توی عوضی!

‫کجا رو داری نگاه می‌کنی؟

جریان اون چشمایی که دارن نافرمانی می‌کنن چیه؟

‫نـ نافرمانی؟ امکان نداره!

هوو؟ پس حاضرجوابی هم می‌کنی، ها؟

‫لـ لطفاً منو ببخشید، جاهی ساما!

‫ببخشیدم!

‫شخصی که تمام قلمروی ‫تاریکی ازش ترس...

‫داشتن!

‫خوش اومدید!

تــیــم تــرجـمه‌ی دنیای انـیمـه تقدیم می‌کند @AwSub / @AwForum / @AnimWorldDL

مـتــرجم ‌‌Kiyotaka

تــیــم تــرجـمه‌ی دنیای انـیمـه تقدیم می‌کند @AwSub / @AwForum / @AnimWorldDL

مـتــرجم ‌‌Kiyotaka

! نمی‌خوره شکست جاهی ساما

! ‫نمی‌خوره شکست جاهی ساما

! ‫نمی‌خوره شکست جاهی ساما

! ‫نمی‌خوره شکست جاهی ساما

! ‫نمی‌خوره شکست جاهی ساما

! ‫نمی‌خوره شکست جاهی ساما

‫مائو

‫رستوران

‫شرمنده منتظرتون گذاشتم!

‫3 بازگردانی نقشه‌ی ‫ ‫ ‫... بزنه لاف جاهی ساما نمی‌تونه

‫یعنی امروز چی شده؟

‫راحت‌تر از همیشه می‌تونم حرکت کنم.

‫خب، وقتشه ازم تعریف کنی.

‫تا حالا همچین سنگ جادوی بزرگی ندیده بودم!

‫معلومه که ندیدی!

‫لطفاً بذارید از این به بعد به‌جای «هی چان»، ‫«جاهی ساما» صداتون کنم!

‫هی چان؟

چان؟ ساما چی شد پس؟

‫اون چیزی که رو سینه‌ته...

‫اوه، این؟

‫چیز مهمی نیست، می‌دونی.

‫بالاخره تونستم بهش برسم...

.دارم راجع به اولین قدمم برای بازگردانی قلمروی تاریکی حرف می‌زنم

‫هی مزاحم کارت میشه، به همین خاطر ‫خطرناکه. اگه میشه بذارش تو خونه بمونه.

‫چـــی؟!

‫درسته! نه، درست نیست!

‫این سنگ جادو منبع قدرت منه.

‫اگه یکی به این بزرگی داشته باشم ‫دیگه نیاز نیست دوباره به ظاهر یه بچه دربیام!

‫شگفت‌انگیزه، مگه نه؟

‫آرا آرا.

‫این واکنش دیگه چیه؟!

‫عوضی!

‫نمی‌فهمی با داشتن همچین ‫سنگ جادوی بزرگی چیکارا میشه کرد؟

‫باهاش... میشه...

‫تا آخر روز کار کرد!

‫عه، واقعاً؟

‫پس گمونم ازت بخوام امروزو ‫تا آخرش کار کنی.

‫خیالت تخت.

‫مثل آب خوردنه!

‫ها؟

‫چرا من اصلاً دارم کار می‌کنم؟

‫من ظاهر اصلیمو برای کار کردن نیاز داشتم؟

‫نه... اشتباهه!

‫این دلیل جست‌وجوم برای سنگ جادو نیست!

‫همه‌ش برای بازسازی قلمروی تاریکی بود!

‫به همین خاطر بود که سخت تلاش می‌کردم!

‫اینکه امروزو تا آخر بودی ‫خیلی به کمکم رسید، هی چان.

‫اون سنگ جادوت شگفت‌انگیزه.

‫درسته!

‫این کارا که مثل آب خوردنن!

‫تازه، هنوز می‌تونم کار کنم!

‫درحال حاضر، من هر کاری می‌تونم بکنم!

‫همه‌شم به لطف این سنگ جادوـه.

‫هر کاری؟ واااو...

‫می‌تونی اون لکه‌های کثیف ‫توی ظرفشویی رو تمیز کنی؟

‫هـــاه؟!

‫می‌دونستم حتی یه سنگ جادو هم ‫نمی‌تونه همچین کاری بکنه.

‫هر کاری می‌کنم تمیز نمیشه که نمیشه...

‫هیچ‌چیزی وجود نداره که سنگ جادوم نتونه انجامش بده!

‫شگفت‌انگیزه! شد درست مثل روز اولش!

‫حالا نوبت روغن روی هوده.

‫خیلی خب!

‫نظرت راجع به قدرت سنگ جادوم چیه؟

‫شگفت‌انگیزه!

‫بوی سیگار چی؟

‫شتر دیدی ندیدی!

‫سینی‌های آبجویی که کثیف شدن چی؟

‫تر و تمیز شدن!

‫من برای حل کردن مشکلاتت اینجا نیستم!

‫مجبورم نکن از سنگ جادوم برای ‫کارهای ناچیز استفاده کنم!

‫ببخشید.

‫آخه کسی هم نیست کارا رو انجام بده.

‫خب کارگر استخدام کن! کارگر!

‫خیلی خب، خوب گوش کن.

‫سنگ‌های جادو آخرین چیزی هستن که منو ‫به پادشاه شیاطین متصل نگه می‌دارن.

‫هدف من جمع کردن سنگ‌های جادو، ‫و بازگردانی قلمروی تاریکی هست.

‫قدرت سنگ‌های جادو از تغییر ظاهر ‫و تمیز کردن هودها هم فراتر میره.

‫باهاشون می‌تونی به مردمم صدمه بزنی.

‫به نعفته عصبانیم نکنی.

‫ها؟ برگشتم به ظاهر یه بچه که!

‫نکنه... قدرت جادوییش ته کشید؟

‫سنگ جادویی به این بزرگی ‫جمعاً همین‌قدر جادو داشت؟

‫همه‌ش تقصیر توئه!

‫چون تو مجبورم کردی کارای ‫ناچیز انجام بدم این اتفاق افتاد!

‫ببخشید، هی چان.

‫ولی هی چانِ کوچیک خیلی نازتره. ‫من اونو بیشتر دوست دارم.

‫چی میگی؟!

‫البته، هی چانِ بزرگ هم دوست دارم.

‫موضوع این نیست!

‫راست میگی، با این ظاهر نمی‌تونی ‫تو همچین ساعتی تا خونه تنها بری.

‫منم باهات میام، باشه؟

‫باهام مثل بچه‌ها رفتار نکن!

‫وضع خرابه.

‫مدیر اصلاً نمی‌فهمه من یا این سنگ جادو ‫چقدر شگفت‌انگیز هستیم.

‫غم‌انگیزه...

‫اون می‌تونه...

‫چه افتخاریه که توسط جاهی ساما ‫به چای دعوت بشی!

‫تازه، تا خونه‌م هم اومدین تا برم دارین.

‫هوم. کمی احساس سخاوتمندی می‌کردم.

‫خب، حال و احوالت چطوره؟

‫منظورم جمع‌آوری سنگ جادو و ایناست.

‫راستش... زیادم خوب نیست.

‫که اینطور. ولی خب، میشه گفت من ‫وضعم خوب بوده.

‫جاهی ساما، اون سنگ جادو...

‫بالاخره!

‫خیلی بزرگ و شگفت‌انگیزه!

‫دست مریزاد جاهی ساما.

‫همینه! منم دنبال همین بودم!

‫سنگ جادویی به این بزرگی حتماً ‫مقدار قدرت خیلی زیادی هم داره.

‫هوم هوم.

‫پس همچین سنگ‌های جادویی هم ‫هنوز وجود دارن...

‫به دست آوردنش حتماً خیلی دشوار بوده.

‫دشوار؟ منو نخندون.

‫امکان نداره همچین چیزی برای دومین ‫فرد قدرتمند قلمروی تاریکی دشوار باشه.

‫شگفت‌انگیزه!

‫حتماً برای توی به‌دردنخور دشوار بوده، ‫ولی برای من که مثل آب خوردن بوده.

‫دست مریزاد جاهی ساما، ‫الحق که دومین شیطان قوی‌اید!

‫نه، حالا که قلمروی تاریکی نابود شده...

‫ممکنه شما قوی‌ترین باشید!

‫دروج بهتون افتخار می‌کنه!

‫آهههه! داره دقیقاً همون چیزایی که می‌خوامو میگه!

‫خیلی حس خوبی داره!

‫راستی، اون سنگ جادو رو از کجا پیدا کردید؟

‫آه، می‌دونی... خب...

‫نمیشه بهش بگم تو تپه‌های ‫همین اطراف یافتمش، چون اونطوری باحال نمیشه.

‫اون روز، من مقداری قدرت جادویی حس کردم،

‫و به جنگلی دورتر از اینجا کشیده شدم.

‫نکنه...

‫منظورتون اون «دریای درختان» ‫هست که هیچ‌کس ازش زنده بیرون نیومده؟

‫اونجا دیگه کجاست؟

‫د-درسته! ‫اون دلیای دلختان.

‫راستش فقط یه کوهستان کوچولو موچولو بود.

‫می‌دونستم.

‫من هنوز نتونستم پا به اون زمین‌ها بذارم.

‫اونجا، پرنده‌ی وحشی بزرگی ‫که تا به‌حال ندیده بودم،

‫بهم حمله کرد.

‫باورم نمیشه!

‫جاهی ساما، یعنی شما همچین ‫خطری رو به جون خریدید؟

‫منظور از «پرنده‌ی وحشی بزرگ»، ‫فقط یه کلاغ ساده‌ست ها.

‫منو باش که نه تنها از هیچی خبر نداشتم، ‫بلکه هیچ‌کاری هم نکردم...

‫نمیشه! نمیشه! اینجوری نمیشه دروج!

‫ولی، من...

‫شکستش دادید؟!

‫ای کاش اونجا بودم ‫و شاهد پیروزی‌تون می‌شدم!

‫عذر می‌خوام.

‫نیازی نیست حتی یه کلمه هم بگید. ‫کاملاً متوجه هستم.

‫حتماً با یه روش وحشتناک کشتینش ‫تا حتی جسدشم قابل تشخیص نباشه!

‫تصورات دروج چه وحشتناکه!

‫ولی، فقط یکی نبود!

‫اون هیولا بچه‌های چندش‌آوری هم داشت.

‫من تک‌تکشون رو... خُرد و خاکشیر کردم!

‫من نجاتت میدم!

‫چقدر بی‌رحمانه!

‫این راه و روش دومین فرد قدرتمند ‫قلمروی تاریکی، جاهی ساماست!

‫جوری که شیاطین باید رفتار کنن!

‫لرزشم قطع نمیشه!

‫ممکنه کمی زیاده‌روی کرده باشم...

‫اگه فقط اون موقع می‌تونستم ‫فیلمتون رو بگیرم...

‫حتماً منظره‌ی وحشتناکی بوده!

‫مگه میشه بذارم کسی ازم همچین فیلمی بگیره!

‫خب، به هرحال، وقتی لونه‌ی اون پرنده رو گشتم،

‫این سنگ جادوی بزرگ رو توش پیدا کردم.

‫شگفت‌انگیزه!

‫کمی زیاده‌روی کردم،

‫ولی ظاهراً دروج قانع شده، ‫پس مهم نیست.

‫که اینطور. پس اون سنگ جادو فقط تکه‌ای ازشه.

‫اصلش که به دست آوردید ‫حتماً خیلی خیلی بزرگ‌تر از این حرفاست.

‫هر چی نباشه سنگ جادوییه که از هیولاهای ‫وحشی بزرگی به دست اومده.

‫حتی بدبخت بی‌چاره‌ای مثل منم ‫می‌تونه بفهمه که حداقل اینقدر بزرگ بوده.

‫ها؟

‫حالا یه قدم به بازگردانی قلمروی تاریکی نزدیک‌تر شدیم!

‫دست مریزاد، جاهی ساما!

‫آ-آره...

‫ولی این تنها چیزیه که به دست آوردم...

‫خیالم کمی راحت شد.

‫وقتی که دیدم ظاهرتون توی ‫قلمروی انسان‌ها عوض شده،

‫کمی نگران شدم که نکنه از باطن هم عوض شده باشید.

‫ولی بعد از شنیدن داستان امروزتون،

‫فهمیدم که جاهی سامای بی‌رحم ‫و وحشی همچنان صحیح و سالمه.

‫واقعاً هم، جاهی ساما...

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left