ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هی، این خوشهیکل رو ببین. داره اینور رو نگاه میکنه
عصر بخیر، خانمها
چطورین؟
الان بهترم
بهش تکیه نده، آقا. نه!
لعنتی! باعث شدی ببازم. هی
رفیق، یه بار دیگه اینجوری با کارکنام حرف بزنی
میندازمت بیرون
فهمیدی؟
لعنتی، ۹۰ کریدیت؟ همینقدر بیشتر ندارم
۳۰ تا برات اضافه میکنم. باشه؟
هی
همیشه سروقت، پروفتا
اگه به من نیاز داشته باشی، اینجام
هی
شام بخیر، بچههای آشپزخونه. شام بخیر
همهاش سفید مثل یه قدیس. اینجا شبیه معبد به نظر میاد؟
یه کار برات دارم، بابا. یه کار خوب
پیامبر بازمیگردد
گرسون ژانوریا
اون ۳۰ ساله مدیر خانواده گوئرا تو ریوئه
اون یه فسیله. چه ربطی به ما داره؟
داره برای بوفالو دستگاههای قمار وارد میکنه
یعنی الان بوفالو رئیس خونوادست؟
به زودی میشه
وقتی که با وارث ازدواج کنه
پس الان داری دستگاه قمار میدزدی؟ درسته
اگه گرسون با بوفالو به مشکل بخوره، منو شریک خودش میکنه
گرسون؟
گرسون
شنیدم قلمروش خوب کار نمیکنه
هیچ پولی درنمیاره
و بعدش برای یه رئیس جدید که دنبال جلب توجهه گند میزنه؟
گرسون به پول نیاز پیدا میکنه. اونجاست که من وارد میشم
نظرت چیه؟
فکر میکنم چرت و پرته
دخالت تو کار قدرتمندترین خانواده ریو؟ اگه کاراش اشتباه پیش بره چی؟
بابا حق داره. میدونم حق با منه
من میدونم راننده از کدوم پمپ بنزین استفاده میکنه. از کامپوس دوره
هیچکس بهمون شک نمیکنه. ما هیچوقت کامیون سرقت نکردیم
صبر میکنیم آبها از آسیاب بیفته و بعد کل اون لعنتی رو نابود میکنیم
یه کامیون پر پول رو قراضه کنیم. داره بهتر و بهتر میشه
داری تو نخ قرون قرونی. من بزرگتر از این حرفا فکر میکنم
تو یه محل قمار تو ریو میخوای
اما حتی نتونستی با مسئول شرطبندی یه نوشیدنی هم بخوری
میدونی چرا؟ کامپوس براشون هیچ معنایی نداره
گرسون حتی یه نگاه هم بهت نمیکنه. میکنه. من جای درست خواهم بود
فرق میکنه
هی. این برای منه. تو و نلینو اسمتون یکیه
من عروسی نمیگیرم
هیچکس نمیره. این همونی نیست که همیشه میخواستی؟
یه جا سر میز تو ریو، پیش کلهگندهها؟
هی
شام بخیر
چقدر توشه؟
سی و یک
اشتباهه
حدود هشت تا دیگه اضافه کن
۳۹,۳۰۰
باید تو دل کار باشی تا برنده بشی، بابا
باشه
اما تا وقتی که اون محلها رو تو ریو نگرفتی، برنگرد
برادرات باهات میان
اونا بیشتر به درد کار مردونه میخورن
و اگه گند زدی، درستش کن
وگرنه دیگه پسر من نیستی
باشه؟
حالا، نقشهتو بهمون بگو
راننده تو یه پمپ بنزین تو ریوبونیتو وایمیسته
با نلینو، وقتی داره میره، میپریم سرش
بیا تو. - من مراقبم
کامیون رو میبره به یه جاده فرعی، محموله رو چک میکنه
ردیاب رو میندازه دور، یارو رو میبنده
صبح پیداش میکنن
گندش بزنن. میدونستم که خراب میشه
اگه به بچه آسیب بزنی بدتر میشه
اونو خواهیم دید. امتحان کن ببین چی میشه
تو هیچ غلطی نمیتونی با بچه بکنی. شرط میبندی؟
میدونستم که گند میخوره. سرتو پایین بنداز، بچه
بچه باید بره. از رو نعش من
خواهیم دید. چه گوهی داره میخوره؟
چارهای نداشتیم
اون احمق فرار کرد و بچه همهچی رو دید
آره، جفرسون. اما من بهش گفتم تو مسئولی
مسئول، سر خودم. جون منم در خطره
به خاطر دلسوزی برای یه بچه زیر بار نمیرم
این نقشه منه
من دستورات لعنتی رو میدم
یه چیزی برای گفتن دارم
اگه با آتیش بازی کنی، میسوزی
اسمت چیه، بچه؟
پدرو
پدرو، قراره یه معامله کنیم
قراره همهچی رو که اینجا دیدی فراموش کنی
برای خودت و خانوادهات خوبه
معامله کردیم؟
برو خونه
لعنت بهش
تو دنیای ما، نمیتونی کارها رو نصفه و نیمه انجام بدی
یا کاملاً تو کاری
وگرنه گورتو گم میکنی
نلینیو، جنازه رو قایم کن
اسکلتو، بار رو ببر به پاتوق و طبق نقشه کامیون رو رد کن بره
هیچ غلطی نمیکنی؟
من کار خودمو کردم
جب، مستقیم
کراس
عالیه. بریم ترکیب رو بزنیم
دوباره
ترکیب رو بزن
جب، مستقیم، کراس. بزن
و وایستا
مهمون داری. چیه گرسون؟
چرا پکری؟
بگو چیه!
راننده جواب نمیده، بوفالو
فقط همین رو داری که بگی؟
بسپرش به من. خودم درستش میکنم
حکمرانان ثروت
باید دلسیو رو میآوردی
اسکلتو به پای نلیو نمیرسه
حتی اگه هم بود، نمیخواستمش اینجا
چه بچه سوسولیه این بابا. از بچه سوسولها متنفرم. آروم باش، رفیق
اینا یه روز هم تو عمرشون کار نکردن
اینا باید از ما بترسن
و راستی
واقعاً محشر شدی
بهم اعتماد کن
عصر بخیر، خانم
عصر بخیر، خانوم
لطفا، از این طرف
میرنا، بیا اینجا
بچرخ به پهلو، میرنا. یه بار دیگه، لطفا
آماده و محشر
مطمئنی، میمی؟
مگه نظر من اهمیتی داره؟
بس کن
شوخی کردم
بهت میاد، میدونی
داری ازدواج میکنی؟
ازدواج، جشن بزرگ، لباس عروسها
این همون چیزیه که همیشه آرزوشو داشتی
میخوام بابا منو همراهی کنه
اون نباید تو کلیسا میبود، سوزی
ندیدی چطور نگاه میکردن؟
حرف من همینه. باید ببینن چطور حلقه رو به بوفالو میده
آره، حتماً دلیلش همینه
این آرزوی اونه، میمی
آرزوی اون این بود که کسب و کار رو با شرایط خودش به یکی واگذار کنه
نه اینکه بدون اطلاع خودش، در حالی که مریضه، به بوفالو واگذار بشه
منظورت چیه؟
این کار به وجهه خانواده ضربه میزنه
وجهه خانواده الان فرق کرده
بوفالو. بیا اینجا. عالیه
بیا اینجا. به پهلو بچرخ. بوفالو، این طرف
عالیه
ممنون
هی، رفیق
گرسون اینجاست
اونجاست
اون حرومزاده فکر کرده اومده دیزنیلند
بوفالو. آروم باش، عروسیه
ببخشید مزاحمتون شدم
واقعاً محشره که یه آدم قوی مثل شما به هیئت مدیره پیوسته
ممنون. هنوز اون گرند پری رو یادمه
مبارزه نهایی، ۲-۰ به نفع آلوارز
یه مشت محکم از راست زدی بهش و افتاد روی رینگ
اون مبارزه رو دیدی؟ زدم درست تو شقیقهش
کلاهشو پرت کردم و سرشو شکافتم
بعدش چی شد، لعنتی. مثل راک بودی
من جفرسون مورائس هستم
اهل کجایی جفرسون؟ کامپوس
ما تقریباً همه پاتوقهای اونجا رو داریم
اوه، واقعاً؟
پس، این میشه، چی...?
ده تا دستگاه اسلات؟
مگه نه؟
میبینمت، جفرسون
نگاه کن، اونجاست. بگیرش
بله قربان. ببخشید
کامیون رو پیدا کردن
خالیه
و راننده چی شد؟
هیچکس نمیدونه زندهست یا نه
داری باهام شوخی میکنی، لعنتی؟
داری صبر لعنتی منو امتحان میکنی، حرومزاده؟
آروم باش بوفالو. بوفالو کشک! اسم من برای تو "رئیسه"
اگه اون دستگاهها رو قبل از اینکه من هیئت مدیره رو ببینم پیدا نکنی
کارت تمومه
رئیس
من خیلی قبل از اینکه تو به دنیا بیای تو این کار بودم
اونا راننده رو ناپدید کردن
اینا خلافکارای جزء نیستن. کارشون جدیه
دریاچهها، شمال، کوهستانها
همه سر یه میز نشستن. واسه اونا فرقی نمیکنه
یه مشت فسیلن
گور بابای این حرفا، نلینیو
لیلا فرناندز
دوست مامان
زن گالگو
No comments yet. Be the first to leave one.