ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به رسانه ميکس مي باشد استفاده از اين زيرنويس توسط رسانه هاي داخلي پيگرد قانوني دارد * ديگر رسانه ها ميتوانند بدون حذف نام مترجم و رسانه از ادامه انتشار زيرنويس ها حمايت کنند
کــــاری از: Roya_T_K
آنچه در "شهروند فضایی" گذشت...
ماموریت من ساده بود:
دستگاهم رو بندازم توی سیاره شون
و برگردم به خونه
اصلا دلم نمیخواست به هیچکدومشون نزدیک بشم
برای تکمیل کردن ماموریتم،
باید یجورایی خودم رو با زندگی انسان ها وفق میدادم
دکتر "هری وندسپیگر" دیشب در شهر
یک قتل اتفاق افتاده
باید بیایید پایین و یه نگاه به جسد بندازید.
سم هاج مسموم شده بود
سعی کرد خودش رو جراحی تراکئوتومی بکنه. (جراحی نای بری)
اینجا یه قاتل وجود داره ما هنوز به کمک شما نیاز داریم
در شهری که هزاران نفر زندگی میکنند...
یه بچه هست که میتونه شکل واقعی من رو ببینه
شما فقط متفاوتید میدونم چه حسی داره
گاهی حس میکنم انسان بودن برای من عجیب غریبه
شاید یکی از ویژگی های انسانی
اصلاح پذیر بودن باشه.
متاسفانه اوضاع برای اون ها خیلی بد بود موقعی که وسیله ام رو پیدا کنم،
بالاخره ماموریتم رو به اتمام میرسونم
و همشون رو میکشم.
تمام انسان های جهان باهم متفاوت اند
به طور مثال، مردم من بی نظیر هستند
از طرف دیگه، انسان ها خیلی احمق اند که
فکرمیکنند بیماری های قلبی
منجر به مرگ میشند. اصلا اینطور نیست
این شیره ی بادومه
حتی آدم فضایی ها هم دستشون بهش نمیرسه
غیر از متفاوت بودنشون، یه چیزی هست که
تمام انسان ها رو بهم وصل میکنه.
زندگی اونطور که برنامه ریزی شده پیش نمیره
چــــی شـــد؟
کمک!
کسی نیست؟!
کمکم کنید!
کمک!
یکی به دادم برسه!
کمک!
پیداکردن یه وسیله به سایز یه چمدون
در کوه های کلورادو،
مثل دنبال سوزن گشتن تو انبار کاه میمونه.
من هرروز خدا
دنبال دستگاهم میگشتم
هنوز پیداش نکردم
اما بعد از گشتن بین 6تا کوه
بالاخره انبار کاه رو پیداکردم این چیز مهمیه.
خب، روز اول کاریم رو باید به موقع حاضر شم
مکس! مکس!
از پنجره در رفت
البته که اینطوره!
اینجا چه خبر بوده؟
- پسره یهو جنی شد - چی؟
چرا؟
نمیدونم
میخوام سرت رو از تنت جداکنم!
فکرکنم مشکل روحی داره
خب، باید اینجا رو تمیزکنیم
چند وقتی هست که دکتری اینجا نبوده
و یه عالمه مریض هستند که میخواند مراجعه کنند
عین مترسک اونجا واینسا
چشم
اه
- مکس، باشه - تا سه بشمر
اون زیر کثیف میشی
به حرف مادرت گوش کن مکس
داره دنبال کیف پول من میگرده
بچه خوبیه ما هم پدر و مادر خوبی هستیم
اون آدم فضایی ای که تو اتاقم بود الان اونجاست
دکتر جدید همون آدم فضاییس!
- خیله خب - مکس، من دکتر جدید رو دیدم
به نظر من که آدم فضایی نبود
ذهنت رو تسخیر کرده
- یالا رفیق - جونت در خطره
بریم
برمیگردی اونجا و به دکتر اجازه میدی
گلوت رو یه نگاه بندازه
وقتی من داخلم تو هم میتونی بری یه تابوت به طول 4فوت بخری
خیله خب، ببین، دیگه بسه
دیگه نمیخوام درمورد اون موجود فضایی چیزی بشنوم
ولی میتونه با من بیاد محل کارم و روی صندلی لم بده
اگر گلودردش بهتر نشد،
برش میگردونم، باشه؟
تو هم میخوای بمیری تابوت ها رو بکن سه تا
من جدی ام
اگر همینجوری ادامه بده، از دستش خلاص میشیم
خوبه
وانیل، خدا رو شکر
من نگهش میدارم
دوست دارم
داری با این ها چیکارمیکنی؟
ببین، لازمه برات یادآوری کنم که
این قسمت، دفتر شهرداره
و اون قسمت دفتر کلانتره؟
ما درگیر یه پرونده ی قتلیم
اون اتاق رو گذاشتم برای موارد مربوط به قتل
خب، برای اون جعبه ها اینجا هیچ جایی وجود نداره، پس...
قوانین فیزیک با تو مخالفت میکنند
چون براشون فضا وجود داره.
کلانتر، من میخوام یه گزارش قتل رو بهتون بگم
- من میدونم کی سم هاج رو کشته - داری در مورد چی حرف میزنی؟
جدی؟
- خیله خب - خواهش میکنم راحت باشید، اتاق خودتونه
ادامه بده و برام تعریف کن نائب شهردارِ کوچولو
قاتل، دکتر جدیده اون یه آدم فضاییه
خب، بسه دیگه حالا میخوام همه برند بیرون
این بچه چون تب داره یکم هضیون میگه
- شاید امروز نباید حرفی زده شه - وایسا، وایسا، وایسا
آدم فضایی؟ منظورت چیه؟
مثلا گرین کارت و این چیزا نداره؟
نه، مثل آدم فضایی اونی که تو فضاست
فضا؟؟ گرفتید منو؟
چی به این بچه یاد میدید؟ها؟
میدونی میتونم بخاطر دروغ گفتن به مامور قانون
زندانیتون کنم؟ این جرمه
- تو مرتکب جرم شدی - اون یه بچه ی مریضه، خب؟
همه باید برند بیرون یه بچه ی مریض داریم
- فقط... ‐ آره، معلومه که مریضه
بزار یه چیزی ازت بپرسم تو خونتون شبکه ی اچ بی او دارید؟
کاری که ازت میخوام بکنی اینه
میخوام سریال "اوز" فصل اول رو ببینی
بعد برگردی و به من بگی میخوای بری زندان یا نه
ببینم درمورد آدم فضایی و این چرندیات حرف میزنی یا نه
- برم چندتا جعبه ی دیگه بیارم - نه
ای کاش این کار رو نکنید کلانتر
باشه، باشه
میدونم کلانتر بعضی وقت ها بداخلاق و عبوس به نظر میاد
ولی دلش قدر یه گنجشکه
سخت میتونه عصبانیتش رو کنترل کنه
اما وقتی درمورد آدم فضایی بهش گفتم
اون حرف من رو باور نکرد
هیچکس باورنکرد
خب ببین، شاید حرفت رو باور نکرد چون
نمیتونه موجود فضایی ببینه، درسته؟
شاید یه سری موانع ذهنی وجود داره که باعث میشه
فقط تو بتونی ببینیش چون تو خاصی و این موانع رو نداری
آره، این با عقل جور در میاد
یکی از توانایی های من به عنوان نائب کلانتر اینکه مثل یه هنرمند اسکیس کار کنم،
پس اگه بتونی شکل و شمایل این موجودفضایی رو برام توصیف کنی،
میتونم تصوریش رو بکشم.
عالیه، پس من توصیفش میکنم!
باشه، با چشم هاش شروع میکنیم
مثل چشم های آدم فضایی ها
پشتش پولک داشت
پولک های آبی با دایره های کوچک
خب
انسان های دکتر باید سال ها
درس طبابت بخونند تا بتونند روش درمانی پیدا کنند،
کار ساده ای مثل از بین بردن زگیل
من در سیاره ی خودم یه پروژهشگر بودم
بنابراین این کار برای من راحته.
تنها چیزی که لازم دارم اینترنته
اینجوری میتونم ظرف 5 دقیقه فارغ التحصیل بشم
خب
بیا این حال بهم زن رو یه نگاه بندازیم
تو یه پسر 12 ساله که زگیل درآورده نیستی
همم، یه پسر 12 ساله نیستم
بله هری، ببخشید ایشون جودی هستند
آزمایش لگنی لازم داره
باید لگنش معاینه شه
باشه
آزمایش لگنی
خب، خرس گنده، به ورزش علاقه داری؟
نه، اما علاقه دارم قبل از اینکه
زیر پام علف سبز شه، شلوارم رو بپوشم
بله هری کل روز رو که وقت نداره
برمیگردم
بله
قطعا
خب، مشکلت رو فهمیدم روی یه حلقه نشستی
نه! اون...
- ببخشید - اون باید همونجا باشه
بزار ببینم
بزار اینجا رو ببینیم
بله، بررسی
بله
عکس گرفتی؟
سلفی گرفتم
روز اولم
از این بهتر نمیشد باشه
خب، ظاهرا حالتون کاملا خوبه
در مورد تنفستون،
اخیرا موش مرده خوردید؟
دفعه ی بعد باید بیشتر دقت کنید
والدینت بیمه نیستند،
اگر دوباره مریض شی،
خونه شون رو از دست میدند
و باید تو خیابون زندگی کنید
اون فقط توی سینش یه غده داره
چرا تلاش نمیکنی این دفعه
یکم آروم تر باشی؟
من میدونم دارم چیکار میکنم
میبینم که تو سینتون یه غده پیدا کردید
بله
خوشحالم که اومدید اینجا
و تا این اندازه
به سلامتیتون اهمیت میدید.
همونطور که میدونید، خودآزمایی
No comments yet. Be the first to leave one.