ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"!می آید III لوپین" بهترین ایده ات نیست, لوپین
اصلا یادم نمیاد که یکی از اونا رو ساخته باشم
چی؟ پس کار کی بوده!؟
!دقیقا! برای همینه که اینجام
بهونه هات رو بزار واسه اتاق بازجویی
!اوه, نه, همچین کاری نمیکنی
!ایندفعه در نمیری، لوپین سوم
!لوپین
!پنج نفرتون برن اون پشت !بقیتون هم دنبالم بیاین
!ایست
.این تعقیب و گریز دیگه تمومه
یه جورایی مشکوک نمیزنه؟ یه تبلیغ دروغ و یه مشت قاتل؟
!ساکت شو! دیگه قراره دستگیر بشی
:لوپین سوم" "P38 والتر
مترجم Elmeastro_leo
جزیره آدمکش ها
اونا واقعا جلوترن؟
آره. بزرگترین گروه آدمکشی نوی دنیا: رطیل ها
یه سازمان از قاتلایی که هیچکس .از هویت اصلیشون خبر نداره
,اگه شخص مهمی قراره کشته بشه .شک نداشته باش که اونا هم دستشون تو کاره
.اونا حتی تاریخ رو هم تحت تاثیر قرار دادن
حالا راجبشون چی میدونیم؟
.تقریبا هیچی
ولی به بار یکیشون گیر افتاد, و وقتی .ماسکش برداشته شد به طرز عجیبی مرد
.هیچی هم به عنوان مدرک همراهش نبود
...تمام چیزی که ازش باقی موند
اون تتو بود؟...
ولی چرا یه همچین راه خسته کننده ای برای ورود انتخاب کرده؟
.یه نگاه به این بنداز
.یه ناوبر تصادفی .اینو فقط به این قایق فرستادن
اگه قرار بود که یه دوره ی ...متفاوت نسبت به این انتخاب کنیم
لیزر ماهواره ای ژِئوسنكرون؟
منظور از ژئوسنکرونی بودن داشتن سرعتی برابر با گردش زمین هست به طوری که ماهواره بتونه همیشه در یک محدوده مشخص باشه
بخاطر همینه که هواپیماها و .نفتکش ها یهویی ناپدید میشن
.پس این راز مثلث برمودا ست
خب چی باعث شلیکش میشه؟
.بهتره ندونی -
.همینجاست
سخته که باور کنی یه سری جزیره ها هستن .که حتی تو این دوره زمونه هم روی نقشه نیستن
نمیفهمی؟ این گروه آدمکشی .رو دیگه همه به رسمیت شناختن
.توسط همه ی دولت مردای دنیا
.این وقت تلف کردنا رو تمومش کنید! سریع راه بیوفتید
!چی شده؟-- !چه اتفاقی افتاده؟--
!سر و کله یه سری مزاحم پیدا شده
.خب, پس
.راه بیوفتیم
اون با استقامت فوق العاده اش ،خودش رو نگه داشته
.ولی مثل اینکه معجزه اش به پایان رسیده
...زنیگاتا-کون
متاسفانه عمرش رو بهتون داد
!...زنیگاتا-کون
!...من هرگز تلاشتون رو فراموش نمیکنم .ما لوپین رودستگیر میکنیم
!لوپین؟
!...لوپین؟! لوپین !من لوپین نیستم
!آروم باش, زنیگاتا-کون
قربان! لوپین کجاست؟
!...هنوز پیداش نکردیم
!فکرشو میکردم --من اونی میشم که
.اون بیهوشه
.بقیشو میسپارم به تو
.هی, لوپین
فکر میکردم فقط یه والتر .مثل تو وجود داره
قضیه ای داره ما خبر نداریم؟
من اونموقع هنوز یه تازه کار بودم که .از اون هفت تیر نقره ای استفاده کردم
پس این قبل از اینه که من و تو با هم آشنا بشیم؟
.بیا یکم چشمامون رو ببندیم و استراحت کنیم
.احمقا
.راستش یکم از مهمون نوازیتون ناراحت شدم
!تو همون دزد لعنتی هستی, لوپین
!قطعا, تو همون دزدی
این یعنی این که شماها همینجوری به یه مشت سگی که بسته شدن حمله کنید؟
!چی؟
!بنال
چرا بهمون گفتی با یه آگهی جعلی و یه والتر بیایم اینجا؟
من گفتم؟
!خودتو نزن به اون راه
!ما به اندازه ی کافی بازیچه ی دست تو شدیم
!تو اونی هستی که مثل احمقا رفتار میکنه
!چی؟
این شر و ورا رو بزار کنار و فقط بگو !که برای دزدیدن ثروت سازمان اینجایی
شنیدی؟
!خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکردم
الان دیگه چیه؟
.پس تو رو اونجا میبینم
.الان ادا مرده ها رو در نیار
!بزن و بکوبمون تازه شروع شده
!هاه؟
!آخ
!آخ
...خودشه
.تمومش کن ...من علاقه ای به جنگیدن با زنها ندارم
.مخصوصا با دخترای ناز و خوشگلی مثل تو
.اون زن قراره تو رو بکشه
مطمئنی؟
تو برای یه آدمکش !...چشمای خوشگلی داری
!ازش دور شو
!طرف رو کشتی؟
...نه
!لوپین میتونه یه حریف سرسخت باشه
.باید بریم
!یه شانس دیگه بهمون بده
!ما دفعه ی بعد کارشو میسازیم
.نه .زنده بگیرینش
--ولی ما هیچوقت تا حالا این کارو انجام ندادیم
!برین
!بله, قربان
.لوپین
!زنده؟
.حتما اشتباهی شنیدی در حد مرگ بزنینش
,فقط لازمه که زنده بمونه !حتي اگه تیکه تیکش کنیم
اون قراره بزرگترین شکاری باشه که .شما بدست میارین! حالا برین
!کی اونجاست؟
.منو اینجوری نترسون! منتظرت بودم
.حالشو ندارم! برگرد به اتاقت
انگار خیلی عصبانی هستی. اتفاقی افتاده؟
تو کی هستی؟ یکی از دوستای لوپین؟
لوپین؟ اون دیگه کیه؟
!خودتو نزن به خریت
فوجیکو. من از وقتی که تو داوطلبانه .عضو شدی بهت مشکوک بودم
چرا اومدی پیش من؟
یعنی اینقدر ترسیدی؟
!چی؟
.از این مرتیکه لوپین میترسم
,الان احساس میکنم میخوام تیکه تیکه ات کنم .دقیقا بعد از لوپین
.همونجوری که میگن, گل با خارش قشنگه
گوئمون! حواست هست دیگه, نه؟
!گوئمون
,همیشه حواست باید به اطرافت باشه !حتى توى اتاق خودت
!از الان به بعد مراقب باش, فوجيكو
!لوپین
!میخوای راجبش چیکار کنی؟
!اوه, بهت میاد
!منو مسخره نکن-- !آخ--
تو مسموم شده بودی, درسته؟
!آره, وايستا ببینم, تو میدونستی؟
...فقط یه کوچولو
!نمیدونم راجبه چی داری حرف میزنی
حاشیه رفتن دیگه بسه! کار و بارت چطوره؟
.نمیدونم
!عصبانی نباش
.به اونا واسه ی آدمکشی شمش طلا دادن .این تمام چیزیه که فهمیدم
کجا قایم شده؟
.همین الان میخواستم بفهمم
.ولی هیچ سرنخی تو دست و بالم نیست
!پس میسپارمش به خودت
!وایستا
پس گوئمون ىيگه مراقب من نیست؟
اون احتمالا رفته بعد از دو هفته .اولین وعده های غذاییشو بخوره
پس تنها کاری که باید میکردی این بود که بری وتظاهر کنی که بادیگارد فوجیکویی؟
اولای ماه بود که من اول .توی اون بار محموله قایم شدم
واسه دو هفته هیچی جز نخود نداشتی؟
.بیا. من یکم آلو ترش دارم
.ازت ممنونم
...پس بخاطر اون به زور زنده موندم
.باید از اینترپل تشکر کنم
!بیا تو
.زنیگاتا-کون
!رئیس
!...او
چطوری؟
!کاملا خوب شده و آماده انجام وظیفه
بدن تو چجوری ساخته شده؟
هیچی. ولی فکر اینکه همه شما ...توسط لوپین تیر خورده باشین
!نه! لوپین شلیک کننده نبود
!ببین
"--آمتلیا معاون رئیس جمهور به قتل رسید"
!زیر اون
زنیگاتا ICPO گلوله ای که به بازرس " "شلیک شده بود با گلوله های لوپین یکی ـه
ما در حال تعقیب لوپین .به عنوان متهم اصلی قتل هستیم
لطفا منو مسئول !رسیدگی به تحقیقات بذارید
,فکرش رو میکردم درخواست کنی .ولی تو با اون جراحت نمیتونی
.اول رو اینکه بهتر شی تمرکز کن
!رئیس
!از آشنایی باهاتون خوشبختم من ویکی فلانگان هستم
.اون همکار جدید توعه
!اصلا یک تازه وارد چیکار میتونه بکنه؟
-این یکی رو بذارید بر عهده من
.ولش کن
!رئیس
صبر کنین من خودم لوپین رو میگیرم-- بس کن--
!بزن بریم, تازه کار
!نه-- !ول کن--
و من یک تازه وارد نیستم من کلی راه -- برسم ICPO رفتم تا به کارگاهی
قبر آشنات ـه؟
بس کن. حس عطش به خون رو .از تو احساس نمیکنم
لوپین. چرا به این جزیره اومدی؟
,اوه, اگه میخوای راجع به من بدونی .اول خودتو معرفی کن
!مرده ها نیازی به اسم ندارن
به الن کسی که همیشه در حال" ".نگاه کردن به آسمون بود
!نسلیم شو, دله دزد
.حرکت نکن! جم بخوری بهت شلیک میکنیم
,مطمئنی؟ از اون فاصله .دوستت رو ممکنه بزنی
.باشه
پس این اسلحه معروف تو عه؟
.یک والتر پی38 .یک اسباب بازی قدیمی از گذشته
آره خب یک احمق لندهور .چیزی از کیفیت حالیش نیست
!چی؟
.بزن بریم
!ببخشید! بفرمایید
!هی حالا, من یک مهمونم !کمی مهمون نوازی نشون بده
No comments yet. Be the first to leave one.