If I Had Legs I'd Kick You

If I Had Legs I'd Kick You

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

If I Had Legs Id Kick You 2025 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian If I Had Legs I'd Kick You 2025 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 203
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

مامان... کشیه

منظورت از کشی چیه؟

بابا سفته. نمیتونی تکونش بدی

عصبانی میشه، و تموم.

مامان هم عصبانی میشه

ولی بیشتر شبیه خمیره

اِم

و ناراحت هم میشه

اون موقع هست که بیشتر از همه کش میاد

خمیر، خب... چطوری کشش میاری؟

فقط...

میتونم... میتونم حالا حرف بزنم؟ خواهش میکنم؟

اِم

اشکالی نداره مامان حرف بزنه؟ آره؟

باشه

من کشی نیستم. خمیر نیستم

خب، این تجربه اونه از تو

این درست نیست

من خیلی تلاش میکنم که کنترلش کنم و همه چیز رو

ولی، اِم، انگار که اصلا اونجا نبودم

خب، درک و برداشت، واقعیته، پس...

تازه، من ناراحت نمیشم

الان که ناراحت به نظر میرسی

واقعاً الان ناراحت به نظر میای

ما اینجا هستیم تا در مورد اینکه چطور حالت بهتر بشه حرف بزنیم

همش در مورد من حرف میزنیم

من میتونم ناراحت باشم. منظورم اینه که اجازه دارم ناراحت باشم، درسته؟

خب، البته

ولی، اِم، باید بدونی که اینا همه به هم گره خوردن

و تو بیشتر از هر کسی باید بدونی

میدونم. میدونم، ولی، اِم...

این... اینطوری نیست که کارها...

بهتر بشن. اِم...

دختر مامان، گریه نکن، خواهش میکنم.

نه، نه. من...

چون اون وقت منم گریه میکنم. عزیزم.

اون... عزیزم، خوبه. خوبه.

ما میخوایم لوله رو بردارید. همین الان.

نه، نمیتونی منو بکشی! و برای این کار، ما نیاز داریم...

نه، اون کاری رو که باید بکنه نمیکنه

چون میدونه این تور نجات رو داره

الان اوضاع به اندازه کافی پایدار نیست که...

معلومه که ما اهداف متفاوتی داریم

شما میخواید اون قبل از اینکه لوله برداشته بشه، بهتر بشه

من فکر میکنم لوله باید برداشته بشه

و بعد اون میتونه بهتر بشه

ما همه اینجا یک هدف داریم

اما چیزی که من در حین اینکه همه با هم صحبت میکنیم یاد میگیرم...

اینه که من و تو باید یه مقداری وقت بگذرونیم، فقط خودمون دو تا

بدون اینکه اون اینجا باشه

تا در مورد مسائل جدی صحبت کنیم

من ازت میخوام که...

دوباره شبها تغذیه از طریق لوله رو شروع کنی

و میخوام که شروع کنی به انجام دادن...

اونی رو گرفتی که پنیر نداره؟

من نمیتونم هر دفعه اینو برات توضیح بدم، عزیزم

اونا فقط بهم میخندن و میگن نونه، باشه؟

البته وقتی رسیدیم خونه، پنیرشو برمیدارم.

همون مدلیه که اون ریزه...

چیزای سبز و سیاه تو سسش داره؟

همون مدلیه که همیشه میگیریم

اون مدل، چیزا تو سسش داره

من نمیتونم... نمیتونم بخورمش

مثلاً میتونی اونو بتراشی؟

اصلا تو میخوای لوله برداشته بشه یا فقط منم که میخوام؟

تو باید باشی...

وای خدای من.

اوه، پیف.

اوه

به آرزوت رسیدی. پنیر نداره.

تو خودت خواستی که اینجوری بشه؟ آره.

تو یه جور جادوگری یا چی؟

هی، مستقیم سر میز. در واقع، نه.

اول دستاتو بشور و بعد مستقیم سر میز.

ولی من که دستشویی ندارم.

هیچ کس مجبورت نمیکنه بری دستشویی.

من فقط دارم ازت میخوام که دستاتو بشوری، خواهش میکنم.

مثل همیشه که انجام میدیم

بابا میاد؟ بابا کجاست؟

اِم، گفت شاید وقت خواب.

دوباره کی میره؟

تازه برگشته که... یه ماه دیگه؟

مامان؟

بله؟

من واقعاً باید میرفتم دستشویی.

باشه.

این ممکنه طول بکشه.

باشه.

مامان؟

بله؟

حموم آب توشه.

باشه، خب، خوبه.

نه، منظورم اینه که رو زمینه.

زود بیا!

میای؟

مامان!

وای خدای من. چی شده؟

چرا همون لحظه که اومدی تو نگفتی؟

تازه الان متوجه شدم.

چون خیلی شدید دستشویی داشتم.

حسش روی جورابم رو دوست ندارم

از کجا میاد؟ چقدر عمیقه؟

قراره بمیریم؟

خونه قراره رومون خراب شه؟

مامان؟

میشه بغلم کنی و منو ببری بیرون؟

آره، فقط همونجا بمون، باشه؟ یه لحظه.

مامان، چرا داری ترکم می‌کنی؟ کجا داری میری؟

فقط لطفا روی توالت بمون، باشه؟

نه

میشه لطفا بیای؟

میشه الان بیای؟

اوه خدای من

اوه

اوه خدای لعنتی من!

مامان!

مامان، تو بهم نمی‌گی چیه!

مامان!

چه خبره؟ چی؟

مامان، داره چه اتفاقی میفته؟

قراره بمیریم؟

هی. هی، آره.

تازه رسیدیم خونه و باورت نمیشه

اوه خدای من! اوه خدای من!

نه، نه، نه! اینجا نیا!

نیا تو اینجا!

همین الان، برو، برو، برو! همین الان! همین الان!

برو، برو، برو، برو!

برو! اوه خدای من!

هیچ چیز آشنا یا واقعی نیست

هیچ‌وقت.

هر بار که اینجوری میشم، هی دورتر و دورتر میشم

از خودم بودن، و انگار هیچ‌وقت نمی‌تونم برگردم.

وقتی به زمان فکر می‌کنی...

چطور می‌بینیش؟

چطور زمانو می‌بینم؟

اِم...

زمان یه سری چیزه که باید ازشون رد شد.

هر هدفی یه صخره‌ست.

هیچی تهش نیست

اما بعدش میاد و فقط یه صخره دیگه هست.

خیلی ازت عصبانیم!

اوه، لعنتی.

هی، در مورد تنفس هالوتروپیک چیزی میدونی؟

اِم-اِم

هی، این خفنه!

اساساً، مغزتو گول می‌زنی که فکر کنه مرده

و کائنات لعنتی رو می‌بینی.

می‌فهمی چی می‌گم؟

اینجوری اگه مشکلی باشه، دیگه حس پارانویا و گناه نداری.

من یه دوستی دارم که ریکی و از این چرت و پرتا انجام میده.

نه بابا، می‌فهمی چی می‌گم؟ این مثل بیش از حد نفس کشیدنه.

میگن وقتی میمیری، یه ماده شیمیایی ازت آزاد میشه.

و وقتی خواب می‌بینی همون ماده شیمیایی آزاد میشه.

یه جورایی مثل اونه، می‌دونی؟

کاری می‌کنی مغزت فکر کنه مرده

ولی خب، مغز مرده بودن هنوز زنده بودنه.

تنفس هولوگرافیک؟ هالوتروپیک.

تروپیک. هالوتروپیک.

واقعیه؟ چی؟

اِ... اون قضیه مغز مرده؟ آها.

یعنی، اه. گمونم هرچیزی می‌تونه واقعی باشه.

یعنی، هرچیزی هم می‌تونه چرت و پرت باشه.

منظورمو می‌فهمی؟

ولی اون حس رو می‌دونی، مثلاً وقتی نیستی...

آره.

اوه، داری مسخرم می‌کنی؟

خانم، من اصلاً شما رو نمیشناسم. درسته.

باشه. اِم، اینا آره ولی شراب نه.

چرا؟

قانون منو از فروختن این شراب به شما در حال حاضر منع می‌کنه.

ولی هنوز ساعت دو هم نشده!

ساعت ۱:۵۸ دقیقه‌ست.

خب، ولی...

تا وقتی اینا رو حساب کنم، از ساعت دو گذشته.

هان. اِم...

فقط اون شکلات‌های کره بادوم‌زمینی رو برمی‌دارم.

می‌تونید به حساب اتاقم بذاریدشون.

حتماً.

دیگه نمی‌تونم راجع به این حرف بزنم.

دارم بهت میگم. لطفا.

هی، هی. ببین، اگه دکتر اسپرینگ فکر می‌کنه این بهترین راهه...

پس باید به دکتر اسپرینگ گوش بدیم.

ولی هیچ "مایی" وجود نداره.

فقط منم. من... من...

منصفانه نیست. دارم بهت میگم. - وای!

منصفانه؟ ببین، من دارم کار می‌کنم، باشه؟

من دارم با یه عالمه آدم مزخرف سر و کله می‌زنم. تو هیچ ایده‌ای نداری.

و من نمی‌تونم کاری راجع به

چیزی که اونجا داره اتفاق میفته از اینجا انجام بدم.

ما باید یه تیم باشیم. تو باید امروز بری اونجا

و سر بزنی و بهشون بگی

که کل این قضیه نیست-- می‌دونم. می‌دونم.

مشکل این منطق اینه که

من یه خانه‌دار نیستم.

منم کار می‌کنم. - وای، وای، وای!

مامان این غذای هتل حال به هم زنه.

صبح بخیر. این نفرت‌انگیزه.

واو.

شماها دقیقاً مثل دوقلوها می‌مونید. کسی تا حالا بهتون نگفته بود؟

More Farsi Persian subtitles for If I Had Legs I'd Kick You

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left