ആദ്യത്തെ 152 വരികൾ.
اینقدر عوضم کردی که دیگه یادم نمیاد قبل از اینکه ببینمت ، چجور آدمی بودم
Sabzchidori & Mohamad Ali کاری از
. نسیم ، گونه هامون رو نوازش می کنه
... لالاییِ نسیمی که از بیشه زارها می گذره
، همینطور که از سراشیبی پایین میایم
. سایه های رهامون دراز می شن
. مثل تعطیلات تابستونی ابدی می مونه
. مثل همون موقعی که قایمکی رفتیم توی استخر
! آره ، بیا با لباس شنا کنیم . بپر تو آب
. گردابی بزرگ از دلفریبیه
. یه ضرب قلبمو می شکافه . یه ضربِ عجیب
. با یه جرقه ی کوچیک محو می شه
حتی توی روزای بد ، لباس می پوشم
و هماهنگ با ضرب می رقصم . این آهنگ منو جذب خودش می کنه
. این دیگه چه رقصیه ؟ نمی تونم جلوی خودمو بگیرم
. از پیشم نرو . توی ذهنم گیر کرده و بیرون نمی ره
... این ملودی
. مثل عشقه
از همه چیزش بدم میاد
... این آفتاب ، از کله ی سحر می زنه توی مخِ آدم
از دانش آموزاش که هیچی تو مخشون نیست
، و مجبوری هر روز این سراشیبی تند رو بری بالا
... همین رفتنه مدرسه
. همه ی اینا حالمو به هم میزنه
شیون
نیشیمی کائرو
از امروز نیشیمی کائرو-کون که از یوکوزاکا اومده به جمعمون اضافه میشه
که توی مدرسه ی قبلش . شاگرد اول کلاسشون بوده
. امیدوارم همگی مثلایشون سختکوش باشید
. نیشیمی هستم . از آشناییتون خوشبختم
یوکوزاکا ؟
خیلی دور نیست ؟
... به این زندگی عادت کردم . اما
... انگار خیلی کارش درسته
... بچه سوسول مایه دار
... نگاهِ بی پردشون
... لهجه ی کیوشوییشون که نمی فهمم چی می گن
. خوش آمدگویی بهتر از این تو عمرم ندیده بودم
. نیشیمی-کون . نیشیمی-کون
تصمیم گرفتی عضو کدوم یکی از کلوپا بشی ؟
به رادیو علاقه داری ؟
! ماروی اسگولو ببین
! اون دوتا عینکیِ کرم کتاب
! خدا درو تخته رو جور کرده
ب-بحشید ، به خاطر من ... تو رو هم مسخره می کنن
. موجودات بدبختی که فقط می تونن وقتی کنار بقیه هستن زندگی کنن
. ازشون خوشم نمیاد
... نیشیمی-کون
به رادیو هم علاقه ای نداری ... ؟
... نیشیمی-کون ، میگم
. بهتره با این یارویی که پشت سر من میشینه در نیوفتی
. اینقدر تخسه که معلما هم از پسش برنمیان
. اسمش کاوابوچیه و اگه روت کلید کنه ، کارت تمومه
خدایا ، حتی بهش فکرم می کنم حالم بد میشه
... نیشیمی-سان
نیشیمی-سان ؟
. موکوئه ریسکو هستم ، نماینده ی کلاس
. ازم خواستن توی زمان استراحت نهار ، مدرسه رو بهت نشون بدم
. از ملاقاتت خوشبختم
. دیگه حالم بد نیست
. ساختمون تربیت بدنی اون پشته
... این ساختمونم درمانگاهِ
ح-حالت خوبه ، نیشیمی-سان !؟
ببینید چیکار کردید !؟
! شرمنده ! از دستم در رفت
! ببخشید
چی شد ؟
اون کیه دیگه ؟
... قبلا ندیدمش
اووم ... موکائه-سان ، پشتِ بوم کجاست ؟
از همون سال اول ... هر سال مدرسه عوض کردم
اگه یه اتفاق غیر منتظره می افتاد ، حالم به هم میریخت
. و با یه استرس کوچیک حالت تهوع پیدا می کردم
. اما یه بار ، جایی توی مدرسه پیدا کردم که می تونستم خودم باشم
... درسته . اگه فقط بتونم برم روی پشت بوم
این چیه ؟
... بالاخره
اومدی دنبالم ؟...
تو دیگه کدوم خری هستی ؟
واسه چی دستمو گرفتی ؟
! تو بودی که دست منو گرفتی
فهمیدم بابا ... اومدی کلیدو بدزدی ، هان ؟
. پس بهت رحم نمی کنم
سنتارو تویی ؟
همینو می خواستی ؟
پس دزد شما اراذلید ، هان ؟
! پشتِ بوم مال ما سال بالاییای سیگاریه
! و-وایسا
. من کلید پشتِ بومو می خوام
! یه بچه سوسول بهتره بره کنار النگوهاش نشکنه
هر چی بشه کلیدو می خوای ؟
! م-می خوامش
. اینو برام نگه دار
ه-هی ! حالت خوبه !؟
! زود باش ، بیدار شو
آخه چرا اینقدر کله خری که با سه تا سال بالایی سرشاخ میشی ؟
همینو می خواستی دیگه ، هان ؟
واقعا مال منه ؟
... آره ، بیا
. میشه 100000 تا
واقعا فک کردی مفتکی میدمش بهت ؟
. دهنم سرویس شد
! تازه 100000 تا کمم هست
! لعنتی
. خب ، من میرم خونه
... راستی ، امروز سر هیچ کدوم از کلاسا هم نرفتم
. بچه های شهری نمی تونن ما روستایی ها رو بفهمن
! سنتارو باورم نمیشه بازم رفتی دعوا کردی !؟
... چیزی نیست یکم خراشه
! اِ ... تویی که
ریکو ، این پسره کیه ؟
من به کسی که هیچی جز . دعوا حالیش نیست ، چیزی نمیگم
. مائرو ، تو بهم بگو
نیشیمی کائروئه که ، تازه امروز اومده اینجا
...انگار خیلی مایه دار و باهوشه
آره ؟
! فعلا ، مائرو
. سلام ، بچه مایه
. از الان دیگه اسمت "بچه مایه" ست
از الان به بعد رفیقیم ، فهمیدی ؟
. سنتارو سوژه ی جدید پیدا کرد
. دخلش اومد
. دلم براش می سوزه
... اوه ، نه ... بازم حالم بد شد
... ببخشید . میشه یه چیزی ازت بخوام
هاه ؟
من نمی تونم بهت 100000 تا بدم ولی میشه lبرای یه بار اون کلیدو بهم قرض بدی ؟
اینو ؟
... اما الان دیگه
! هی ، داره بارون میاد
! با یه چتر ردیف میشه
! خوشم اومد ! منم میام
. چه داغونه . خیلی هم خوشم نیومد
. معلومه خب . من که نیومدم این بالا خوش بگذرونم
پس واسه چی با این همه زحمت اومدی این بالا ؟
. اگه خسته شدی ، هر وقت دلت خواست برگرد برو
. نه ، کلاس به من فاز نمیده
! د-دنبال من راه نیوفت
! دست پاچم می کنی
... چه حالی میده
! بچه مایه ، بیا تو هم یه دوشی بگیر
! تنهام بذار
از چی می ترسی ، هان ؟
. هیچ وقت با ترسیدن چیزی عایدت نمی شه
! بذار یکم خیس شی
چی شده !؟
... جقتتون
... به خدا
... انگار با من لج کردید که برام دردسر درست کنید
! می ریم درمانگاه مدرسه تا حوله بگیریم
! آهان ، میرم لباس ورزشیاتونو میارم
! اونجا می بینمتون
No comments yet. Be the first to leave one.