ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
قسمتِ 7
با یه مامورِ روحِ سابق طرفیم
نمیتونیم به پلیس اعتماد کنیم
اگه بری و هویتت رو فاش کنی کلِ ماموریتِ حکاکی هایِ چوبی نابود میشه
من با پلیس کار میکنم
پس خودتُ قاطی ماجرا نکن
نه ، این نقشه ی من بود
نشونِ خوش شانسی که بهت دادم پیشته ، درسته؟
هر جور شده پیشِ خودت نگهش دار
شماره ی مسدود
K سلام
رو خنثی کردی IED یه دقیقه ای بمبِ
مهارت هایِ خیلی خوبی داری
هر کی که هستی دخلتُ میارم
فکر کردی میتونی؟
... چوبِ حکاکی شده و
حلقه رو امشب میاری پیشِ من
و اِلا
فاتحه دختره خونده س
بی حرکت ، اگر تکون بخوری شیک میکنیم
شلیک نکنید
اون با مائه ، شلیک نکنید طرفِ مائه
هی ، دوها کجاست؟
گروگان گرفته شده
ای گندش بزنه
پس تله بود
تک تیر انداز بود
یه مامورِ روحِ خائن
تو هم مامور مخفی هستی که هویتش لو رفته
چرا خودتُ قاطی مسائلِ پیچیده کردی؟
... اگه به موقع نرسم جونِ دوها
به خطر میفته
خیلی خب تو دخالت نکن من تحقیقات رو ادامه میدم
قربان ، ما حوالی رو گشتیم و هیچ موردِ مشکوکی ندیدیم
باشه
یه کپی از تمامِ فیلم های مدار بسته بهم بده
تا وقتی مامورهایِ حقوقی سر برسن صحنه ی جرم رو سالم نگه دار
چشم قربان - خوبه -
هی
! کجا داری میری؟ هی
چرا هنوز طناب پیچه؟
بازش کن
چشم قربان
حالت خوبه؟
دنبالِ حلقه ای هستی که پدرم بهم داده درسته؟
من واقعا نمیدونم کجاست
من چیزی نمیدونم و چیزی ندیدم
چرا اینکارو میکنی؟
چون وقتی دبیرستانی بودم نزول خوارها دزیده بودنم خوب همه چیُ میدونم
ما آدم هایِ بدی نیستیم
به خاطر خشن بودن معذرت میخوام
یه ماموریتِ اظطراری بود
ماموریت؟
شماها کی هستید؟
من بازجویِ بخشِ 5163 هستم
بخشِ 5163 چیه؟
شما سربازید؟
ما از سازمانِ امنیتِ ملی هستیم
سازمانِ امنیتِ ملی؟
درباره ی دزدیده شدنِ خانمِ چا دوها شنیدم آقایِ لی تحقیقات رو به دست میگیره
میدونم وضعیتِ بُغرنجیه
ولی سرخود هیچ کاری نکن
اگر هویتت لو بره حتی مدیرِ سازمان امنیت به دردسر میفته
فیلم هایِ دوربین، صداها، تعمیرات وسایلِ برقی
خیلی وقت بود ندیده بودمت
زنده ای؟
بعدا توضیح میدم
یه نگاهی به این بنداز
چه کت شلوار بپوشی چه یونیفرم کارت هیچ فرقی نمیکنه
گروهِ آلفایِ روسیه از این استفاده میکنه
گروهِ آلفا : اولین گروهِ ضدِ تروریسمِ روسیه
میشه بگی این از کجا اومده؟
حتما از طرفِ گوهبانِ ارشد چویی در آنام هستش
گروهبانِ ارشد چویی؟ - دیگه فعالیت نمیکنه -
در آنام یه اسقاطی داره و به صورتِ غیر قانونی اسلحه معامله میکنه
اینُ نشونش بده تا بتونی ببینیش
وسایلِ برقی چونگجو
ممنون
مدیر عامل
بادیگاردِ یون گوانگ مامورِ روحِ سازمان امنیته؟
بله قربان
بازم اون؟
... خیلی خوش شانس بودیم که بادیگاردش
جلویِ یه تصادفِ شدید تر رو گرفت
پس همون بادیگاردیه که جونش رو برایِ نجات دادن یون گوانگ به خطر انداخت
به آقایِ سو بگو به محضِ اینکه که اجناس رو به دست آورد از شرِ همه علی الخصوص بادیگارده خلاص شه
چشم قربان
... در ضمن
فکر کنم خانمتون میخواد به خاطرِ فیلمِ یون گوانگ پی اون سو رو ببینه
آخرین عقش
دوست داشتم بدونم چرا آخرین ... اسباب بازیش انقدر چیپ بود
و باز هم یون گوانگ بود
... برایِ این فیلم
... فکر کنم گریمش مشکل ساز بشه
چطور مگه؟
... برایِ اینکه شبیهِ گانگستر بشم
باید رویِ پوستِ بی نقصم ... زخم اضافه کنیم
تا واقعی به نظر برسه
همینطور که هستی واقعی به نظر میرسی
یه گانگسترِ کاملا طبیعی هستی
هر دوتون برید خونه
نمیخوام قیافه هاتون رو ببینم برید
باشه - باشه -
مرحله ی سوم رو تموم کنم میرم - بی خیالش -
به نظرم فیلم نامه خیلی خوبه
دلم قَنج میره بعدش ناراحت میشم خنده م میگیره بعدش گریه ام میندازه
به نظرم این فیلم نامه خیــلی عجیبه
چطور ممکنه عاشقِ کسی ... که زشته بشی
یا عاشقِ کسی که آه در بساط نداره؟
باید ظاهر و ثروت یه نفر رو دوست داشته باشی تا واقعی به نظر بیاد
پس تو نمیتونی نقشِ اصل باشی - چی میگی عوضی؟ -
چروک میشه صورتت
شنیدم فیلم نامه با درنظر داشتنِ تو به عنوانِ نقشِ اصل نوشته شده
کی گفته؟
خانمِ جی - خانمِ چا -
نقاشیت خیلی خوبه
واو
این تویی؟
همه کارشون خیلی خوبه
خانمِ پارک ، پرستار از جه یونگ مراقبت میکنه
چی؟
سونگجه
ما تصادفی تویِ رستوران دیدیمش میدونی که جه یونگ طرفدارِ مرگ سیاهه
نمیدونم با دیدنِ اون عکس چه فکری ... پیشِ خودت کردی
ولی دچارِ سوءتفاهم شدی
سوء تفاهم
فکر میکنی با دیدنِ عکس دچارِ چه سوءتفاهمی شدم؟
... هیچی نیست
پس بی منطق نباش و منُ از دیدنِ جه یونگ منع نکن
پی اون سو چی؟
اونم تصادفی بود؟ بازم دچارِ سوءتفاهم شدم؟
... عزیزم اون
اگه بازم بهانه بیاری اون رویِ سگم بالا میاد
نمیخوام از دستت عصبانی بشم
فقط تا وقتی حالم بهتر شه مجازاتت رو بپذیر
افتادش تو آب ، اتفاقی براش نمیفته مگه نه؟
خیلی گرونه
بذارید ببینم
این ساعتُ از کجا خریدید؟
چ ی؟ چطور؟
مامور لی
تمامِ فیلم هایِ دوربینِ مدار بسته تا یه کیلومتری قبرستون حذف شدند
شماره ای که باهاش بهم پیام فرستاد چی؟
یه شماره ی مسدود بود که تویِ واتیکان فعال شده بود
چاشنی بمب رو که برداشتی؟
گفتم تحقیق میکنم
یه سرنخ رویِ بمب پیدا کردم ته و توشُ که در آوردم بهت زنگ میزنم
مامور لی
چا میونگ سوک
پسرم ، پدرِ دوها هستم باید ببینمت
الان؟
باید در موردِ ساعتی که از سونگسان گرفتم باهات حرف بزنم
پس این گروگان گیری نیست؟ اینکارو میکنید تا ازم محافظت کنید؟
اون حلقه چیش خاصه؟
... محرمانه ست نمیتونم جزئیاتش رو بهت بگم
فقط بدون که خطرناکه
جون کلی آدم بهش بستگی داره
پدرم چی؟
اونم در خطره؟
نه ، چون حلقه پیشش نیست
درسته پیشش نیست
حتی نمیدونه تویِ قفسه ی پدربزرگ بوده
کسِ دیگه ای هم میدونسته؟
سونگ یی هم نمیدونه
دیگه کی میدونه؟
منم راجع به یه چیزی کنجکاوم
... اون چیزی که پدرت همش میخوادش
یه جور حلقه بود
اون حلقه رو گذاشتم پیشِ پدربزرگ
... پیشِ بادیگارد
کیم سول ووئه؟
ربطی به این موضوع داره؟
کارِ مشکوکی انجام داده؟
مثلا تویِ تولدِ رئیس ویکتور در روسیه؟
صبر کن آقا
محافظ کیم کجا رفته؟
اونجا چیکار میکنی؟
چیزی اونجاست؟
یه شیِ مهم از گاو صندوقِ رئیس ویکتور ناپدید شده
... رابطه ت با اون
... حرف هایی که زده و کارهایی که کرده
به نظرت واقعین؟
ببخشید؟
زودتر از اینا میشد حدس زد مگه نه؟
بله قربان
میدونستم
شاید چون با افردِ مهم کار کردی تیزبین شدی
با یه نگاه فهمیدی اصل نیست
چی؟ - باید به من میگفتی -
تو مغازه ی جواهر فروشی آبروم رفت
ولی دلم نمیاد بندازمش دور
به هیچکی نگو جعلیه ، خب؟
برایِ این میخواستی منُ ببینی؟ - نه یه چیزِ دیگه م هست -
... بینِ آشناهایِ کله گنده ت
جواهر سازی هست که بتونه اینُ بسازه؟
خیلی ها دنبالشن
... وقتی این ساعتِ تقلبی رو دیدم
ایده ی یه بیزینس به ذهنم رسید
دیگه چه دردسری میخوای بسازی؟ - چی؟ -
هر چی هست ، سراغش نرو
No comments yet. Be the first to leave one.