ആദ്യത്തെ 185 വരികൾ.
.حالا یه نگاهی به وضعیت آب و هوا بندازیم
.امروز اینجا تو دیلن یه روز گرم دیگه بود
.اما به نظر میرسه امشب یه شب قشنگ دیگه در پیش داریم
.با حداقل دمای ۷۱ درجه برای شب
!خیله خب، اهل حال و مهمونی
.تابستون حالا دیگه رسماً از راه رسیده
.با رودئوی سالیانه که هفتهی دیگه برگزار میشه
.بلیتها هنوز تو گیشهی ورودی نمایشگاه موجودن
...ولی همینجا بمونین تا شانس برنده شدن رو داشته باشین
.یه جفت بلیت تو ساعت آینده
.تا اون موقع، اینم جدیدترین آهنگ از "کیلرز"
این میتونه آهنگ تابستون باشه؟
!همراه ما باشین و حال کنین
باکم خالیه. باید بنزین بزنم، درسته؟
.من از اون... نیهای شور میخوام
چی میخوای؟
خب، امشب کی میخواد آبجو بخره؟
.اوه، من که نه
!من نیستم! ها
.باشه، پس فکر کنم من باید برم
.تو عالی از پسش برمیای، عزیزم
.این عینکها... بهت ظاهری جاافتاده میدن
.باشه. زود برمیگردم. جونا، وایسا
.منم باید دستشویی برم، پس باهات میام
.ممنون. آره
.موافقم
.یه شات بزن. نه، ممنون
.یالا، اینقدر بیمزه نباش
.خب، وظیفهی منه. من امشب مسئول بیمزگیام
.باشه. پس حدس میزنم باید تنهایی خوش بگذرونم
چی داری میگی؟ من فقط اگه مست باشم باحال میشم؟
.معلومه که باحالی
.فقط، میدونی... مورگان مست، مورگان مورد علاقهی منه
!کریس گرنت! کریس گرنت
!ما قهرمانمون رو اینجا لازم داریم! یالا، جنی
!بهت نیاز داریم! یالا، جنی
.هی، هنک، داریم میایم
.باید بیای. بهت نیاز دارم. تو این مورد کاملاً پشتتم
!یالا
!هی! هی! آمادهش کن
چه جوری شد که جفتمون با آدمایی که دقیقاً برعکس خودمون بودن، با همیم؟
!یالا! یالا
!اوه، لعنتی
.هی، جونا
.اوم
...خواهرم تو ذهنش اینه که امشب
...شب مناسبیه برای
.اوه، نه
.من... من امشب اصلاً قصد ندارم این کارو بکنم
.بهت قول میدم
!ممنون. مورگان
!یالا! نوبت توئه
!نوبت ضربهی توئه! هی، خواهر
!یالا
.من امشب اصلاً حال نوشیدن ندارم
.منم همینطور. پپسیه
.اوه، ممنون
.منظورش چیزی که گفت نبود
.مسته. میدونی چطوری میشه
.امم. احتمالاً حق با اونه
.نه، نیست
.هیچ نسخهای از تو خستهکننده نیست
.من باردارم
خیله خب، رفیق. خوش گذشت؟
.اوه، اینم پسربچهی کوچولومون
.باشه
.خوش گذشت؟ آره، حالش خوبه
خوبی؟
میخوای بری خالهت رو ببینی؟
.اون دختریه که تولدشه
.باشه
!کی اینجاست
!وای خدای من. سلام. بیا بیرون از اونجا
.تو روز تولدت ظرف نشور
بچه رو بگیر. کیه اون خواهرزاده/برادرزادهی محبوب من؟
.سلام
.میدونی، همین که هر سال کیک تولد خودت رو میپزی، خودش کافیه
.خب، یکی دیگه هم میتونه یاد بگیره چطوری درست کنه، در تئوری
.من فقط دارم میگم... بس کن این قضاوت کردن رو، مادر مورگان. بیا بیرون از اینجا
.فکر کنم خوب بزرگت کردم. فقط هیچ وقت فکر نمیکردم تو از اون دخترا باشی که ظرف میشورن
.اومهوم
.باشه، کبابپز درست شد. آره؟ ممنون
.هر وقت تو آماده باشی، منم آمادهام
!ممنون. ببین کی رو آوردم
!سلام! هی، کوچولو. سلام
.آمادهی مهمونی هستی؟ همیشه
.معلومه که هستی. همیشه
.اوه، تو شیرینترین پسر دنیایی
.سلام. هی، سلام
.ما فقط منتظر کلارا هستیم. قرار بود تا ساعت ۵ خونه باشه
مطمئنم تمرینش دیر تموم شده. آبجو میخوای؟
.نه. نه، ممنون
.تولدتِ، ریلکس باش. میدونم، خیلی ریلکسم
.جن؟ آره، لطفاً. ممنون
.شیر میدوشم و میریزم دور
.هی
هی. چطوری رفیق؟
چطوری مرد؟
.آبجو؟ نه، خوبم
کمک میخوای؟
.اِه، میخوای خشک کنی؟ آره
.اوه، راستش برای یکی از شما کار دارم
...یعنی این بچه همین الان
اوه! ...یه چیز فوقالعادهای
.تو پوشکش ریخته
.خودم انجامش میدم. بیا اینجا
.اوه، چه بویی میده، رفیق! اَه
.ممنون بابا. الان برمیگردم
.باشه، اگه کلارا زود برنگرده، بدون اون شروع میکنیم
.آره، حتماً
!خوب به نظر میرسید، نه؟ اوه خدای من، آره
.داری قانون تعیین میکنی. خوشم اومد، عزیزم
.اوه، از اون در متنفرم
...خب، ببین
.هی
.من و جونا تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم
بهت پیشنهاد ازدواج داد؟
...اِه، خب، یعنی نه، دقیقاً نه. این یه
.این یه... بحث بود
.منطقیه که این قدم بعدی ما باشه
.خب، چقدر عاشقانه
.آره. من انجامش میدم. باشه
ببخشید، پیشنهاد ازدواج تو بهتر بود؟
.نه، ولی منظورم اینه
.فقط اینکه تو این پسره رو تو دبیرستان میشناختی
.و بعدش میلیونها سال ندیدیش
بعد یه بار تو مراسم خاکسپاری پدرش با هم خوابیدین؟
.ما قبلاً با هم دوست بودیم
...یعنی، ما مثلاً
.ما همدیگه رو همیشه میشناختیم
.شما چند سال پیش فقط یه ماه با هم دوست بودید
یعنی، فقط... چی؟
.مورگان، ما با هم یه بچه داریم
مگه همین دلیل ازدواج تو و کریس نبود؟
...یعنی
نمیتونی فقط برام خوشحال باشی؟
.متاسفم
.آره. البته. البته که خوشحالم
.تبریک میگم. این... واقعاً هیجانانگیزه
.ممنون
.باشه. ساقدوش خوبی خواهم بود
.قول میدم
کلارا کجاست؟
.چی؟ اون بهترین قسمتش بود. بیا دیگه
.لعنتی. برنگرد، کلارا
.هی، کلارا
داری اینجا جسد دفن میکنی؟
.دقیقاً کاری که دارم میکنم همینه، آره
.یه لحظه بیا اینجا
.ببین، من وایسادم که بهت برسونم
.نه اینکه تو هر گندکاریِ مشکوکی که داری میکنی دخالت کنم
.داری چیکار میکنی؟ بهت نشون میدم. بیا اینجا
.ببین، تولد مامانمه و من همین الانم دیر کردم
.باشه، پس عجله کن. قبل از اینکه گیر بیفتم
.خدایا. این کفشا به درد این کار نمیخورن
.اونا کفش نیستن
علامت حد و مرز شهر رو میدزدی؟
.نه، فقط دارم جابجاش میکنم
میتونی اون سرشو بگیری؟
.رسوندنت یه چیزه
.ولی همدستت بودن یه چیز دیگه
اصلاً چرا داریم این کارو میکنیم؟
.باشه، پدربزرگم زیاد نمیتونه بیرون بره
.و پیتزای رومن تحویل نمیده
...خارج از محدوده شهر، برای همین
.من هر روز میام اینجا
.و این تابلو رو کمکم جابجا میکنم جوری که کسی متوجه نشه
بخاطر پیتزا قانونشکنی میکنی؟
.پیتزای خیلی خوبیه
.لعنتی. خوبی؟ اوه
.برات چند تا نو میخرم
.خیلی خب، عالیه
.من الان سوار میشم
وای، همهاش A؟
زیاد درس میخونی یا ذاتاً اینطوریه؟
.یه کم از هردوش
.تو همیشه انقدر فضولی؟ ببخشید، سندروم تکفرزندی دیگه
.آره. منم تکفرزندم
.تو که نمیبینی من جیبای تو رو بگردم
میخوای جیبامو بگردی؟
.اگه مامانم بفهمه چقدر تو بازیگری جدیام، کلهاش سوت میکشه
.فکر میکنه فقط برای دانشگاه دولتی درخواست میدم
تو واسه جایی درخواست دادی؟
.اوه، پدربزرگم اصرار داره که واسه UNCSA درخواست بدم
...ولی صد هزار دلار بدهی وام دانشجویی برای مدرک سینما
No comments yet. Be the first to leave one.