The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

Specials

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

DAE JO YOUNG E125 KOR HDTV XViD
കമന്ററി എഴുതിയത് SubMatrix
►► Parsa | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
XviD
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-06-21
ഡൗൺലോഡുകൾ: 39
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 177 വരികൾ.

«:: [مــتـرجـم: [پارسا ::» |^| |^|

‫ژنرال، این بی لیاقت رو با مرگ مجازات کنید!

‫یه شانس دیگه به من بدید.

‫بذارید یه گروه سرباز با خودم ببرم، ‫قول میدم سرِ هوک‌سودول رو از تن جدا کنم.

‫لطفا اجازه بدید انتقام بگیرم.

‫فعلا برو زخماتو درمان کن.

‫اون افراد، دست راست من بودن.

‫هوک‌سودول زیردست های مورد علاقه منو کشت.

‫ببرینش داخل.

‫بله قربان. ‫منتظر چی هستید؟

‫باید انتقام افرادمو بگیرم!

‫تحقیر آمیزه!

‫تمام سربازایی که تو دره گیر افتادن مردن.

‫هیچ‌کس فکر نمیکرد هوک‌سودول و گپیلسمن از مغزشون استفاده کنن.

‫افسر زیردستِ ته جویونگ به قتل رسید، ‫هوک‌سودول هم گیر افتاده.

‫نمیشه گفت شکست خوردیم.

‫سربازا رو آماده کنید.

‫خودم شخصا از شر هوک‌سودول خلاص میشم.

‫گپیل... ‫گپیل مرده.

‫یکم بهت وقت بده. ‫جبران میکنم.

‫میدونم دنبال انتقامی، لطفا کمی صبر کن.

‫ژنرال!

‫ژنرال، سربازا جمع شدن.

بهشون گفتید اگه میترسن فرار کنن؟

.بله ژنرال- چند نفر رفتن؟-

‫هیچ‌کس نرفته قربان.

‫اگه از دشمن میترسن بهتره از اینجا برن.

‫دوباره بهشون بگو یا فرار کنن یا تا پای مرگ بجنگنن.

‫هیچ‌کدومشون از دشمن نمیترسه قربان.

‫چی؟ ‫پس باید بجنگیم.

‫تا وقتی مردممون به منطقه برسن و ایی هوگو هم بمیره،

‫یک قدم هم عقب نشینی نمیکنیم.

‫حرومزاده ها! ‫همتونو میکشم...!

~اردوگاه ته جویونگ~

.نمیتونم اجازه بدم اینکارو انجام بدید- منظورت چیه؟-

‫برادرم، هوک‌سودول گیر افتاده. ‫میخوای اجازه بدم بمیره؟

‫شما باید مردم رو هدایت کنید.

‫شما در حال انجام ماموریت بزرگی هستید. ‫اگه سربازا برگردن...

‫مردم طبق برنامه راهی مسیر میشن. ‫من فقط با تعدادی سرباز میرم هوک‌سودول رو نجات بدم.

‫به هر قیمتی که شده از درگیری رو در رو باید اجتناب کنیم.

اگه سربازا بمیرن اونوقت کی از مردم در کوهستان محافظت میکنه؟

‫میموسا!

‫اگه دنبال انتقام هستید باید دشمن رو تا "چون مول یونگ" فریب بدید. ‫تا اون موقع باید خشم خودتونو کنترل کنید.

‫در اینصورت هوک‌سودول میمیره!

‫برادرم کشته میشه! ‫میفهمی؟

‫هیچ فداکاری به اندازه ماموریت ما بزرگ نیست.

‫ژنرال!

‫رو این قضیه نمیتونم چشم پوشی کنم.

!سریعا سربازا رو آماده کنید

ژنرال...؟

‫مگه نشنیدید؟!

.این عاقلانه نیست- !ساکت-

‫جویونگ، تو باید مردم رو هدایت کنی، ‫من یه پل مترحک میسازم و...

‫اگه از دستورم پیروی نمیکنید، خودم تنهایی میرم!

‫من هوک‌سودول رو نجات میدم!

.باید سریعا حرکت کنیم- .ولی جویونگ هنوز تصمیمی نگرفته-

‫ژنرال ته جویونگ واقع گراست.

‫ممکنه الان احساسی باشه، ولی بزودی تصمیم درستی میگیره.

‫ژنرال.

حالت چطوره؟

‫الان حالم بهتره، دوست دارم با ژنرال ملاقاتی داشته باشم.

‫ایشون مشغول پیدا کردن راهی برای نجات هوک‌سودول هستن.

‫اگه میتونی صبرکنی...

‫نه، باید همین الان ببینمش!

‫من بی خیال برادرم نمیشم!

‫نگران نباش خودم شخصا نجاتش میدم.

‫نباید اینکارو انجام بدید.

‫شما باید به "چون مول یونگ" برید نه به صف دشمن.

‫من و هوک‌سودول چندین سال باهم بودیم.

.ممکنه بین ما فاصله باشه، ولی من میدونم الان اون چه فکری میکنه

‫اگه آرزوی دیرینه‌اش محقق بشه.

‫از شما نمیخواد برید نجاتش بدید.

‫سودول و من قسم خوردیم باهم زندگی کنیم و باهم بمیریم.

‫اگه واقعا بهش اهمیت میدید باید رو به جلو حرکت کنید.

‫منم نمیخوام همسرم بمیره.

‫اگه ماموریت ما بخاطرش شکست بخوره، درد شدیدتری رو تحمل میکنیم.

‫حرفای من حرفای ژنرال هوک‌سودوله.

‫پس لطفا برنگردید.

‫رزم آرا میموسا اومدن.

‫خوش اومدید.

میخواستید منو ببینید؟

‫به کمک شما نیاز دارم.

کمک من؟

‫لطفا ژنرال ته جویونگ رو متقاعد کنید یه تعداد سرباز به من بده.

سرباز برای چی میخواین؟

‫خودم شخصا جلوی ژنرال ایی هوگو رو میگیرم.

‫اعلی حضرت.

‫همین الانشم هوک‌سودول و گپیلسمن رو از دست دادیم. ‫نمیتونیم افراد بیشتری از دست بدیم.

‫از نگرانی شما قدردانم، ولی الان زمان مناسبی برای دخالت کرانها نیست.

منظورتون چیه؟

‫اگه کمک بخوایم بهتون میگیم.

‫دوست دارم تا اون موقع کرانها ساکت و آروم باشن.

‫بسیار خب...

‫میموسا.

‫حتی به درخواستم توجه هم نکردی.

هنوز به ما اعتماد ندارین؟

‫برعکس ته جویونگ، من به سادگی اعتماد نمیکنم.

‫اگه قصد دارید با ایی هوگو بجنگید شخصا با ژنرال صحبت کنید.

‫اینکارو نکنید اعلی حضرت.

‫ایشون ممکنه شمشیرشونو علیه شما بکشن.

‫گومی زندگی خودشو برای کرانها در خطر انداخت.

‫باید برای کمک هرکاری انجام بدم.

‫اعلی حضرت...

‫فقط از شمشیر ژنرال ایی هوگو مرگ رو قبول میکنم.

‫به هر‌حال، من باعث و بانی همه این مشکلاتم.

‫من...

‫بیو، ازت میخوام مردم رو به "چون مول یونگ" هدایت کنی.

.نه جویونگ .بهتره باهم بریم

‫مردم رو بسپار به میموسا. ‫من باهات میام.

...ولی تو- . من برای دیدنش لحظه شماری میکنم-

‫خودم باید سودول رو نجات بدم.

‫برای محفاظت از تو هم که شده میام. ‫نباید تنها برگردی.

‫ژنرال، نمیتونم اجازه بدم برید.

‫نباید برید.

‫دخالت نکن.

‫زندگی همه در خطره.

.به قیمت زندگیمم که شده شمارو از اینکار بی دلیل منصرف میکنم

بی دلیل؟

‫درسته. ‫منطقی نیست.

‫همونطور که رسوندن مردم به چون مول یونگ منطقیه، ‫نجات دادن برادرم هم منطقیه.

‫اولویت هایی وجود داره.

‫هردوی اینکار باید انجام بشه.

..‫ولی ژنرال.

‫تا وقتی که مردم به چون مول یونگ برسن منم برمیگردم، ‫و با برادرانم پشت سر شما خواهم بود.

‫به اندازه کافی منطقی هست.

‫اگه اتفاقی برای شما بیفته...

‫ممکنه برای همیشه از شما متنفر بشم.

‫پس لطفا با سلامت کامل برگردید.

‫طاقت بیار سودول... ‫بزودی میرسم...

‫من تورو زنده میخوام...

‫این همون سرباز شجاعه.

‫فکرمیکنه میتونه مارو شکست بده.

‫من هوک‌سودول هستم.

‫جنگجوی گوگوریو و برادر قسم خورده ته جویونگ.

نظرتون چیه مثل مبارزان واقعی بجنگیم؟

‫ای احمق!

.نه

‫اگه فکرکردی میتونی منو شکست بدی پس بیا جلو!

چی شد؟ ترسیدید؟

یعنی هیچ‌کس از بین شما نمیتونه منو شکست بده؟

‫اون حرومزاده خیلی رو مُخه!

‫افرادت رو بی‌خیال.

‫خودت چی ایی هوگو؟ ‫بیا بجنگیم.

چطوره؟ چالش جدید نمیخوای؟

‫نذارید شمارو تحریک کنه. ‫اون در حد شما نیست.

‫اجازه بدید من برم.

‫با ریختن خونش انتقام افرادمو میگیرم.

‫تو نه.

فکر میکنید نمیتونم شکستش بدم؟

‫در مواقع عصبانیت اشتباه زیادی مرتکب میشیم در حال حاضر نمیتونی درست تصمیم بگیری.

‫ژنرال!

‫من میرم.

‫مشتاقم ببینم چی بارشه!

‫ژنرال، اون حریف آسونی نیست.

‫برای همین خودم میخوام برم.

‫ژنرال.

‫ژنرال، اونجارو ببینید. ‫ایی مون داره میاد.

‫باشه بذار بیاد.

‫اگه ایی هوگو نمیاد، گزینه ای از این بهتر نداریم.

‫وقتشه از این دنیا خداحافظی کنی.

‫خفه‌شو! ای حرومزاده لعنتی!

‫حمله کنید!

این صدا از کجا میاد؟- .از اون طرفِ کوه-

‫جویونگ، نباید خودتو بهشون نشون بدی.

‫بهتره با پای پیاده بریم.

‫هی بیدار‌ شو!

‫هی.

چی؟

‫ای احمق. ‫فکرکردی میتونی تنهایی جلوی یه ارتش رو بگیری؟

‫خفه‌شو!

‫در آخرین ساعات عمرم به چرندیاتت گوش نمیدم!

‫شرابه. ‫بنوش حال کن.

ایی هوگو بهت گفت منو مسموم کنی؟

‫خودم برات آوردم، اگه نمیخوای اشکالی نداره.

‫نه، بدش من. ‫بریزش تو دهنم.

‫دهنتو باز کن.

‫الان حس بهتری داره.

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left