Only Murders in the Building

Only Murders in the Building

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Only Murders in the Building S04E01 720p WEB h264-ETHEL
കമന്ററി എഴുതിയത് AtefehBadavi
🆔 عاطفه بدوی | FilmKio.Com 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-08-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 133
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

و این درخت بلوط کهن‌سال خاک گرفته بار دیگر خودش را تکان داده

همگان رو مات مبهوت کرده و به زندگی بازگشته

پشم‌هام. مامانت مسمومم کرده بود

می‌رم به پلیس‌ها بگم

مامانت به قتل بن اعتراف کرد

می‌دونم

ولی کار اون نبوده

تو بالای آسانسور پیش بن بودی

چه آرزویی کردی؟

مسئول سریال بخش سوختگی‌های خانوادگی بیمارستان گری نیواورلئان بود

گفتن منتظرت می‌مونن

سز

یه چیزی هست که هروقت فرصت داشتی می‌خوام درباره‌ش باهات صحبت کنم

موضوع حساسیه - باشه حتما -

از اونجایی که جشن به راهه ...می‌رم بالا و اون بطری

مالبک آرژانتینی ۱۹۶۶ که گذاشته بودم واسه یه مناسبت خاص رو میارم

پس چرا اینقدر لفتش داد؟

امیدوارم سز بدون ما نرفته باشه ته اون «مالباسیتا دل سیلو» رو دربیاره

سینما بیش از ۱۰۰ سال پیش خلق شد

و از اون زمان تا به امروز تصاویر متحرک بی‌شماری

در خاطرمون نقش بسته

...و از همون زمان بود که کم کم سوالاتی نظیرِ

«واقعا وقتی می‌دوم این ریختی می‌شم؟ » در ذهن‌مون به‌وجود اومده

معلم‌مون گفت باید انجامش بدم

.دارم دیوونه‌ می‌شم باید کمکم کنی

آره بهتره این کار رو بکنی دختر

اگه از اون قدیم ندیما فیلم خانوادگی‌ای دارین

احتمالا سخت بتونین با کسی که تو تصویر می‌بیینین ارتباط بگیرین

...جدی اینی که تو فیلمه منم»

«یا صرفا قبلا این مدلی بودم؟

«واقعا دوست دارم این‌طوری تو خاطر بقیه ثبت بشم؟»

ولی باز هم خوبه که تصاویرش رو داریم

...به این صورت بن گلنروی تا ابد

در فیلم‌ها و سریال‌هایش

و یکی از تبلیغات سوپربال

که در اون کودکی ظرف خوراک چیلی‌ش رو می‌دزده زنده خواهد بود

ساعاتی پیش بود که معمای قتل وی رو حل کرده

...و پرده بر نه تنها یک

بلکه دو تهیه‌کننده جنایتکار برادوی بستیم

و بدین صورت، دوستان عزیزی که پای پادکست‌مون نشستین

فصل دیگری از «تنها، قتل‌های ساختمانی» را

به پایان می‌رسانیم

...تا درودی دیگر بدرود

...چارلز هیـ

چطور شد؟ - خدایا -

.نوسان برق چند وقتی بود این‌طوری نشده بود

از بعد از این‌که اون در زباله‏سوز قدیمیه رو تخته‌ کردن تا حالا نوسان نداشتیم

تیکه آخرش رو دوباره بخونم؟ تهش رو مثلا؟

خب، همه چی دوباره وصل شد

یه چیز می‌خوام... می‌دونی دیگه

و... اکشن

دِن سوج...

حالا می‌تونی این رو به اون قسمت آخر که گفتم چارلز هیـ... وصل کنی

چشم. با متصل‌کننده برات وصلش می‌کنم

عجب شبی بود

بریم خونه‌ی ما مشروب آخر شب‌مون رو بزنیم؟

به سلامتی معجزه‌هایی که تونستیم به کمک همدیگه رقم بزنیم

اگه مشروبش خوب باشه بدم نمیاد یه خاطره شورانگیز تو ذهن‌مون ثبت بشه

من علاقه‌ای ندارم ولی مشروب رو هستم

بریم پس

خوبه

مالبکه رو واسه همچین روزی نگه داشته بودم

ولی عجیبه که سز رفت بیارتش و دیگه برنگشت

آره. کجا رفت؟

.خدا می‌دونه. سز کلا این تریپیه دیگه هی غیبش می‌زنه

می‌گم شماها ایمیلی که یه یارویی به اسم «بِو ملون» برامون فرستاده رو دیدین؟

بِو ملون؟ خیلی سخته فامیلی آدم اسم یه میوه باشه. مسخره‌ت می‌کنن

فیونا اپل. دریل استرابری

گیلبرت گریپ

همیشه یه چیزی داشت آزارش می‌داد

خب واسه قسمت‌های آینده پادکست‌مون قراره چه کنیم؟

یه چیزهایی درمورد یه پرونده‌ی باز گفتی چارلز، درسته؟

نه بیخیال. اگه جالب بود که تا الان باز نمونده بود

،چیزی که الان احتیاج داریم یه جسد تروتازه‌ست

ترجیحا تو همین ساختمون، یا یه جای نزدیک

راست می‌گه. شانس آوردیم این مدت که ملت پشت سرهم تو ساختمون‌مون نفله شدن

آره. ولی به‌نظرم یه جور نقص تو مدل کسب و کارمون به حساب میاد

خدایا. ایناهاشش

چی؟ - کی؟ -

مالباسیتای عزیزم

یعنی سز اصلا نیومده اینجا؟ - عجیبه -

اینجا رو ببینین

چه جالب

حس می‌کنم وسط یکی از کاتالوگ‌های «شارپر ایمیج»ایم

دیدین؟ ...حالا نکته جالب‌ترش اینه که چوب‌پنبه‌ش

برش می‌دارم - خدای من -

چقدر احمقانه‌بود - تف -

امیدوارم جای لکه‌هاش نمونه

.ولش کن میبل شاید بد نباشه یه مدت استراحت کنیم

یعنی خب این‌که کسی به قتل نرسه چیز خوبیه دیگه، مگه نه؟

آره خب - مسلما -

ولی حالا بیاین بگیم اگه قرار باشه

یکی کشته بشه، دوست داریم کی باشه

اصلا شوخی جالبی نبود - نه. اشکالی نداره -

...با شماره سه. یک، دو

اولیور - من؟ -

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

«قسمت اول» «روزی روزگاری در غرب»

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::

چارلز: سز! مالبکم رو تنهایی نخور

کجا گذاشتی رفتی؟ سز؟

!چارلز! در رو باز کن

چارلز

!بدبخت شدیم رفت درش رو تخته کردن

جغجغه مرگ مبهوت‌کننده» تعطیل شد»

برای همیشه - تو رو خدا کمکم کن -

آره. خونه اولیور این تلپ شدم

.و بله، هنوز بی‌خانمانم و این قابل‌تحمل‌ترین روبدوشامبریه که داشت

از صبح دارم به هرکس و هرجایی که می‌شناسم زنگ می‌زنم

دانا و کلیف بودجه‌مون رو قطع کردن

چون ظاهرا واسه وثیقه و وکیل

و این کسشرها پول احتیاج داشتن

پس اون همه نقد مثبت‌مون چی؟ - یکی بیش‌تر نبود -

.همه‌ش یه‌دونه بود. اونی که مکسین نوشته بقیه‌ در بهترین حالت گفتن متوسطه

یعنی دیگه نیازی نیست اجرا بریم؟ - نمک رو زخمش نپاش چارلز -

دیشب پادشاه برادوی بودم

ولی حالا؟ خدا سیفون رو روم کشیده

کاش زمین دهن باز می‌کرد می‌‌رفتم توش

تازه! وایسین این رو بهتون نگفتم

به لورتای عزیزم گفتم کار نمایش تمومه

اون هم درجا واسه امشب بلیط گرفت که بره لس‌آنجلس

قراره تو یه سریاله بازی کنه

مگه خودت بهش نگفتی نقشه رو قبول کنه؟

بابا من چه می‌دونستم جدی جدی می‌ره

سرم داره گیج می‌ره

اتاق داره می‌چرخه

تموم شد

رسیدم آخر خط

مامان؟

سردمه مامان

ببین، متاسفم که این اتفاق‌ها افتاده ولی می‌تونست بدتر از این پیش بره

از صبح دارم یه صدای سوت‌مانندی می‌شنوم

فکر کنم توموری چیزی دارم

لازم نکرده تو یکی بهم دلگرمی بدی

ببینین کی توله سگ خریده

بچه‌ها، به گِریوی سلام کنین

گِریوی؟

تازه به سرپرستی گرفتمش

رفته بودم یه گربه بگیرم ولی نهایتا با گریوی برگشتم خونه

پناهگاه حیوانات دیگه اجازه نمی‌ده بیش‌تر از این تعداد گربه به سرپرستی بگیرم

.ظاهرا اسمم رفته تو لیست سیاه‌شون وکیل گرفتم جریان رو پیگیری کنه

بگذریم. سِوِلین عاشقش شده

باهم تو یه تخت می‌خوابن

یعنی سولین غرق گریوی شده؟

آره. دوست دارم جفت‌شون رو بخورم اینقدر که نازن

مگه نه گریوی جونم؟

!آره که می‌خورمت! یه لقمه‌ی چپت می‌کنم من عاشق گریوی‌ام

.می‌دونی میبل، گریوی بازنشسته شده قبلا سرکار می‌رفته

جدی؟ چی کار می‌کرده حالا؟ - بهم نگفتن -

ولی به این فکر افتادم که یه پادکست درمود حیوانات و کارشون راه بندازیم

الان... داری یه ایده جدید بهم پیشنهاد می‌کنی؟

.ببین همه عاشق محتواهایی‌ان که می‌سازی بهش فکر کن

راستش الان بیش‌تر باید به فکر خونه و کار و بار درست و درمون باشم

.می‌تونیم اسمش رو همین بذاریم اصلا «کار و بار حیوانات»

...وای

آروم باش گریوی

تا حالا چنین رفتاری ازش سرنزده بود - منظورت تو همین یکی دوساعتیه که باهاش آشنا شدی؟ -

می‌برمش بیرون قدم بزنه

به پادکستی که گفتم فکر کن

با اطمینان می‌تونم بگم که اصلا نیازی نیست

...بیا گریوی

بدو دختر. باریکلا دختر خوب

این یارو بو ملون دوباره ایمیل زد

برای من هم ایمیل فرستاده - به‌نظرتون واقعیه؟ -

چی؟ - به‌نظر واقعی میاد -

آره. ولی جدا خود استودیو پارامونت؟

جریان چیه؟

ظاهرا می‌خوان از روی پادکست‌مون فیلم بسازن

می‌خوان؟ پارامونت؟ پارامونت پیکچرز؟

می‌خوان واسه یه جلسه‌ تو هفته‌ی آینده سه‌تامون رو بفرستن لس‌آنجلس

هورا! برگشتم

کیرم تو تئاتر

فکر نکنم بتونم بیام - چی؟ -

نگران سزم

دیشب تو مهمونی گفت می‌خواد

درباره‌ی یه مسئله‌ی حساس باهام صحبت کنه

تازه گفتم که همه‌ش یه چیزی تو سرم سوت می‌کشه

.سز یه سوت‌زنه تا حالا بهتون گفته بودم؟

که گفتی سز سوت می‌زنه؟ عه چه جالب

چطور تونستی همچین راز جذابی رو این همه مدت ازمون مخفی کنی؟

هی

سز پیام داد

...شرمنده. یهویی مجبور شدم

برم لس‌آنجلس

که واسه فیلمبرداری بدل باکولا وایسم

قسمت رو می‌بینی؟

بهترین ساحل آمریکا همه‌مون رو طلبیده چارلز عزیزم

ساک‌هاتون رو ببندین مادرقحبه‌ها

که قراره بریم هالیوود - نه -

تاکسی

بیخیال. دیگه چطوری اشاره بدم که وایسی؟

هات‌داگ دارم

کِنیش

سوسیس و کالباس

آنتونی! کونت رو جمع کن بیا بالا ببینم

بابازرگت واسه ماکروفر کمک احتیاج داره

مامان! دیرم شده

!حالا بعدا برو تماشای مسابقه نیکز بابابزرگت الان بهت احتیاج داره

چطور می‌شه کسی از نیویورک بدش بیاد؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left