ആദ്യത്തെ 175 വരികൾ.
آنچه در «فورس» گذشت
فکر کردم گفتی افسرهای زندان تو مشتتن
با کندرا حرف میزنم. ردیفش میکنه
میخوای وارد بازی بشی؟
بستگی داره چی داریم میپزیم
جابهجایی جنسه
صحبت از چه وزنیه؟
پایهای؟ آره، به یه قیمتی
خب، شاید این دفعه فرق کنه
به سلامتی پاک موندنِ کیت
به سلامتی کیت
راستی، در مورد اون قضیهی "چه" یه خبرایی دارم
مـ-من با دایموند یه جلسه گذاشتم
چه غلطا! بدون من با "چه" قرار گذاشتی؟
این کارو به خاطر تو کردم
بیخیال عزیزم. همیشه فقط ما دوتا بودیم
فکر کنم، هردومون به زمان بیشتری نیاز داریم
با یه زنجیر طلا گندی که زدی پاک نمیشه
داری با تامی ایگن میپری. اونجوری که به نظر میاد نیست
نمیخوای که همینطور بشینی و بذاری اون آلبانیاییهای عوضی
هر چی ایرلندیها
تو این سالها ساختن رو از چنگشون دربیارن، مگه نه؟
برید پایین! تکون بخورید
پیامو گرفتی؟ حالا گورتو گم کن از اینجا
میدونی که تامی با فنتانیل کار نمیکنه
ما یه ساقی مستقیم داریم
که مستقیم وصله به هنگکنگ لعنتی
با این فنتانیلها، حاجی
حالا واقعاً میخوای این همه پولو
بذاری رو میز واسه اون؟
میذارمش به رایگیری
قانون ائتلافه، مگه نه؟
منظورم دقیقاً همین بود، دی
خب، خب، خب
چه صحنهی خانوادگیای
ابداً. بابت اوقات خوشی که داشتیم ممنون، عزیزم
ایگن یه حرومزادهی هفتخطه
ولی آمارشو دارم که فردا شب قراره کجا باشه
ایگن فردا میمیره
یا اون، یا تو
اگه میخوای دوباره من
یا بچهمو ببینی
شما دوتا باید یاد بگیرید با هم کنار بیاید
ما الان دیگه یه خانوادهایم
من دیگه باید برم. ردیفه
یه لطفی در حقم کن و همینجا بمون
رئیس
ایگن پیداش نشد
اون واسه قربانیهاش یه کارت شناسایی میفرستاد، گل ساعت
که به گیرنده میگفت به زودی تا ابد میخوابه
بذار قضیه رو برات ساده کنم
این یکی
آیندهی شغلیتو به باد میده. پوف، تموم
ولی این یکی جاتو امن نگه میداره
حالا دیگه واسه من کار میکنی
برات احترام قائلم
ولی این به خاطر رفیقمه
کل اداره فکر میکنن تو کلودیا رو کشتی
شاید یه راه حلی برات داشته باشم. میتونم ببرمت پیش قاتل کلودیا
لعنتی، حتی سلاح جرم رو هم برات جور میکنم
تو قراره یکی از سربازای مارکز رو
به جرم قتل کلودیا دستگیر کنی
زمان و مکانشو بهت میدم
میخوای کمکت کنم واسه کارتل مارکز پاپوش بدوزی؟
من قرار نیست کمکت کنم واسه یه آدم بیگناه پاپوش درست کنی
«بیگناه» و «مارکز»
حتی نباید توی یه جمله کنار هم بیان
شاید صدامو نشنیدی. گفتم این کار کثیف رو انجام نمیدم
خیلی خب، دیگه بسه
وقتشه که باهامون راه بیای
وگرنه رویای شهردار شدنت تمومه
آدرس کجاست؟
همهش تقصیر اونه
باید ایگن رو یکبار برای همیشه از بازی حذف کنیم
باید جلوش گرفته بشه
وایسا ببینم. اینجا چه خبره؟
استیسی مارکز، حکم بازداشتت رو دارم
این چیه؟ شما متهم هستید
به فساد و جلوگیری از اجرای عدالت
و قتل کلودیا فلین
چی؟ گمشو بلند شو
هی! دستای کثیفتو از من بکش
نمیدونی من کیام! مقاومت نکن
استیسی! ما همهچیزو میدونیم
همهچیز؟ داری... داری در مورد چی حرف میزنی؟
نه، نه، نه. باورم نمیشه این کارو کردی
بابی. بابی، نه. باید یه کاری بکنی
بابی، باید کمکم کنی. تو گند زدی به همهچی
من به هیچی گند نزدم
بابی، باید حرفمو باور کنی. من کاری نکردم
کار من نبود
تامی
لعنتیِ
ایگن
اووه! داریم پول پارو میکنیم، عوضیها! ها-ها
مادر الیز
خیلی راحت وا داد! آره؟
اگه یه کم بیشتر بهش فشار میآوردم، میتونستم سندِ اونجا رو هم بگیرم
اون یه شریک کاملاً بیصدا میشه
در حالی که ما کارهامون رو تو ملک اون انجام میدیم
این خبر خوبیه
ولی چیزی که از اونم بهتره اینه که یه فلینِ دیگه مُرد
و این قتل هیچوقت یقه منو نمیگیره
جلسهی ائتلاف؟
آره
یه سری کار دارم که باید بهشون برسم
میتونی جای من باشی؟
آمارشو بهم بدی؟
آره، حتماً. ردیفش میکنم
تو هم واسم پول دربیار، باشه؟
حتماً. فعلاً
هوی، پیتر
بنال ببینم. مشکل چیه؟
تو چیزی رو به من دادی که مال تو نبود ببخشی
متوجه نمیشم
بارِ ایرلندیهای شمال شهر
یه مشت سوسولِ ماسکزده ریختن اونجا
همهچی رو داغون کردن
چند تا از آدمای منم کشتن
یه حموم خونِ لعنتی راه انداختن
شمِ من میگه که صاحب قبلی
از توافق کاریمون ناراضیه
ممکنه یه سرقتِ تصادفی بوده باشه
اینجور حملهها شخصیان
گوش کن، تامی پسر
اگه میخوای همکاریمون ادامه داشته باشه
و با هم کار کنیم، باید این قضیه رو حل کنی
هیچکسی جرئت نداره سرِ ما رو کلاه بذاره و قسر در بره
من اون حرومزادهای که مسئول این مرگهاست رو میخوام
خودم ردیفش میکنم
کاسبی طبق روال معمول ادامه داره
بهت قول میدم، پیتر
خودم جمعش میکنم. بعداً بهت خبر میدم
ما کسی رو که معتقدیم
قاتل کلودیا فلین هست رو در بازداشت داریم
اون یکی از اعضای قدیمی کارتل مارکزه
ما حدس میزنیم دستور قتل خانم فلین توسط کارتل صادر شده
تا مانع همکاری ایشون با این اداره بشن
این بازداشت یه پیام روشن
برای کارتل مارکز
کارتل استرادا
و شبکههای جنایی مواد مخدر در سراسر جهان داره
که این اداره از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنه
تا از امنیت، ایمنی و سلامت
مردم شیکاگو محافظت کنه
حالا به چند تا سوال جواب میدم
خانم؟ بله؟
میتونید بگید چه اطلاعاتی منجر به این بازداشت شد؟
اون قضیه رو خیلی خوب جمع و جور کردی
داداش، بهترین حرکتی بود که میشد زد
آره، واقعاً
ولی هنوز تو کفِ اون قضایای مادام وو هستم
هی دارم بهت میگم داداش. اون ماندارین حرف میزنه
ورد میخونه و از این اراجیف. اون سلیطه دیوونهست
پسر، اون زن واقعاً رد داده
ولی عجب دافیه
با مادام وو نپر. باشه؟
دارم بهت میگم، اگه بهش پشت کنی
دفعهی بعد کونتو تو اسید میکنه
هوی، هوی
چه خبرا؟ بقیه کدوم گوریان؟
داداش، بقیه رفتن. دیر کردی
دیر واسه چی؟ نگو جلسهی ائتلاف
دقیقاً همون جلسهی ائتلافِ لعنتی
دارم با برادرِ عوضیت حرف میزنم
باشه داداش. شرمنده
چه خبرته دی؟
اینجا چه غلطی کردید؟
رایگیری به اتفاق آرا بود
چی به اتفاق آرا بود؟ چون من اینجا نبودم
همهی بچههای ائتلاف به فروش فنتانیل رای مثبت دادن
فنتانیل؟ هوم، خب این یه کم اوضاع رو بیریخت میکنه
سیبیآی قراره مستقیماً با آسیاییها معامله کنه
و ما هم رابط ائتلاف واسه جنس میشیم
همینطوره، پسرِ سفیدپوست
No comments yet. Be the first to leave one.