ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
در سال 1856 مورمن هاي اروپا يك روش جديد براي مسافرت طراحي كردند كه اين امكان را به فقير ترين زائرين ميداد كه مهاجرت كنند روش گاري دستي
اين داستان ها در زماني كه آخرين دو گروه در آن سال با هم مسافرت كردند اتفاق افتاده است
برخي از اتفاقات در ترتيب زمان نيستند اما تمامي معجزات به درستي نشان داده شده اند
================================ kiarash2001 با افتخار تقديم ميکند ================================
بياين اينجا!
بياين اينجا!
حتما گرگ ها گرفتنشون
گرگ ها نگرفتنشون،خودشان دخل همديگرو آوردن
افراد!
افراد! جمع شيد!
توجهتون کاملا به حرف هاي ژنرال کرني باشه
ارتش ايالات متحده از شما قدرداني ميکند
بخاطر انجام وظايف بيش از حد معمول که شما انجام داده ايد
ما باقي مانده آنها رو هم نابود خواهيم کرد
شما آزاد خواهيد بود که سفرتان به مشرق را ادامه دهيد
- سرباز سوج - بله،قربان
سوزاندن را آغاز کن
سرباز سوج
کاملا متوجه ام،شما از خدمت معافيت
اما داوطلب شده ايد براي اين جرئيات
مطمئن باشيد شما از دستورات مستقيم داريد سرپيچي ميکنيد
قربان؟
ما فکر ميکنيم بهتر قبل از سوزاندن براشون دعا بکنيم،قربان
يک دعا؟
بله ،قربان
شما واقا فکرميکنيد دعا کردن هيچ فايده اي براشون داره؟
ما روي رفتارهاشون کنترلي نداريم،قربان
اما روي رفتار خودمان داريم
پروردگار عزيز
براي همه چيزمان از تو متشکريم
ما براي روح آنها در اين آرامگاه ابدي شان دعا ميکنيم
لطفا آنها را به خاطر ورود غير قانوني شان ببخش
وضعيت آنها وخيم بوده
به نام مسيح آمين
- آمين. - آمين.
اينها آدم هاي معمولي بودند با اميدي به آينده,
اما من باور دارم که ترس و وضعيت وخيم
بدترين روي انسان ها را نشان ميدهد
ما را فرستاده اند که اينجا را پاک سازي کنيم.
اما در فکر من, کارهاي آنها زنده خواهد بود.
پدر جزف اسميت به ما ياد داد که
فداکاري و از خودگذشتگي آمرزش و بهشت را به ثمر مي آورد
برادران و خواهران من
اين افرادي که خوانده ميشوند وظايف را به عهده خواهند گرفت.
آلن لودينگتون...
جنسي دبيليو وايت...
بنجامين اف دووي...
و لوي سوجر.
بدين وسيله اعلام ميشود که آماده ماموريت در کشور سيام در آسيا باشيد.
برادران عزيز,
تلاش هاي شما در قلب ماست.
در اين سفري که دنبال ميکنيد
ما از خدا ميخواهيم که شما و عزيزان شما را آمرزيده و مورد عنايت قرار دهد.
اون مادرش رو از دست داده.
و حالا هم من رو براي سه سال يا بيشتر از دست ميده.
تو يک خواهر خوب برام بودي.
تو مرد خوبي هستي لويي.
مواظبش باش،هانا
و لطفا بهش بگو
هر اتفاقي بيفته من پيشش بر ميگردم.
باشه.
خداحافظ.
دوست دارم،جونير
بزرگان اسرائيل
بياييد و به من بپيونديد
و به دنبال حق و حقيقت برويد
هر کجا که باشيد
در کوه،يا صحرا
در خشکي يا دريا
و براي بهشت بياييد
پاک و آزاد
اوه بابيلون،اوه بابيلون
حتي 6 سال قبل
بيشتر از سي هزار مورمون اينجا در انگلستان بودند
و فقط 11000 تا در يوتا
و در ميان آنهايي که ميخواستند بدور از زيون باشند
فقط تعداد کمي اين امکان رو پيدا کردند
برادران و خواهران رستگاري با صليب
فقط در زيون پيدا و مستجاب خواهد شد
اين يک تصميم و يا يک نظر نيست اين دستور خداوند است
به نام نجات دهنده ما،آمين
- آمين. - آمين.
برادر ويلي.
برادر ويلي،اين پايين.
آها،برادر آلبرت.
تو براي من جوابي داري؟
ما ميتونيم تو رو تا آخر اين خط ببريم
اما ممکن که براي يک واگن يک سال معطل شي
عالي!
توي خونه ميبينمت
تامار.
ما بايد صحبت کنيم
با اينکه ميخوام ،اما اين براي من ممکن نيست
من نميتونم تو اين سهيم باشم
چستر،اين مسلم
ما ميريم.
تو ممکن بري اما من نه
تو انتخاب خودت رو کردي و من هم انتخاب خودم رو
اوه خواهر نفس نفس ميزني، کجا داري ميري؟
بمون و کمي اختلاط کن
آه،متاسفم من بايد برم
آه
اليزابت!
با من آواز بخون،کريستفر
ما آنجا را پيدا خواهيم کرد
آنجايي که خداوند برايمان مقدر کرده است
اون کيه که با خودت آوردي؟
به دور دست
در غرب.
تو بازم با اون مورمون ها بودي؟
از هيچ خواهند آمد...
اگر باز من تو رو با اون وحشي ها بگيرم
کمکم کن،من...
... انجا قديس ها آمرزيده خواهند شد.
ما فضا را با نواي موسيقي ميسازيم
با آهنگ موسيقي...
و تو بايد بمن رسيدگي کني،نه اين که بذاري بري وگرنه من تو رو ميکشم
... خداي ما و شاه ما.
بالاي همه
اين کلمات که خواهيم گفت,
همه خوبند
همه خوبند
اگر چه تصميم ترک همسر سنگين و سخت
تو آن را با دعا و نيايش انجام بده
و به خاطر اين ما تو را دعا ميکنيم براي شجاعت و قدرت
و اين دانستن که تو مهم هستي و ثابت قدم
هم تو و هم فرزاندانت
به جلگه درياچه نمک به سلامت خواهيد رسيد
و ما اين را به نام عيسي مسيح انجام ميدهيم
آمين
- آمين - آمين
مامان،ما داريم کجا ميريم؟
آروم باش ،هيس...
ما ميريم به زيون
بعدش ميتونيم برگرديم به تخت هامون؟
اليزابت!
بليط بليط،لطفا
بليط هاتون رو حاظر کنيد،لطفا
بليط ها
بليط ها! بليط ها،لطفا،
بليط هاتون رو حاظر کنيد،لطفا
بليط ها،بليط ها
بليط،لطفا بليط هاتون رو حاظر کنيد،لطفا
عذر ميخوام خانوم،خانم...
ببخشيد که مزاحمتون شدم
اما شوهرم منو به مرگ تهديد کرده
و الان هم توي اين قطار
عزيزم،تو بايد بازرس قطار رو صدا کني
اوناهاش،اونجاست
آه،لطفا نگاه نکن
حالا،من چيکار ميتونم بکنم؟
تا،تا،بچرخ
- تا-تا. - تا-تا.
- تا-تا. - تا-تا.
تا-تا
چرا؟ تا-تا
تا-تا بچرخ؟
- تا-تا. - تا-تا.
- تا-تا. - تا-تا.
تا-تا.
اون مستقيم به من و بچه هاش نگاه کرد
و هيچکدام مان رو تشخيص نداد
چي شده؟
يک معجره
مامان،حالا ميريم خونه؟
آره آره،ما ميريم خونه
ما ميريم به زيون
بعد از 3 سال در آسيا ماموريت گروه ما کامل شده
و من بالاخره بر ميگردم به خونه
تعهد ها و قرارداد هايي که دارم
هيچ کدام نميتواند من رو از پسرم دور کنه
لويل!
لويل سوج!
با شما کار دارن برادر لويل سوج!
کاپيتان ويلي،من...
من از اين استواري و محکم بودن شما قدر داني ميکنم
اما اميدوار بودم که معطل نشم
من بايد برم خونه پيش پسرم
اين افراد به توان و تجربه تو احتياج دارن، برادر سوج
اگر به آنها کمک کني خدا به تو کمک خواهد کرد
و مواظب پسرت نيز خواهد بود
اينها کشاورزان و تاجراني ساده اند
نه مثل افراد مناطق تازه يافت شده
من رو به عنوان معاون کاپيتان منصوب کردن
بيست گاري دستي و صد نفر تحت فرمان من شدن
تا بحال گاري دستي ديدي؟
اين دخترت هست؟
اين بوديل هست
والدين اون پول کافي براي سفر نداشتند
بنا براين از ما درخواست کردن که ما اونو پيش خواهرش توي زيون ببريم
براي قديسيان اوليه فرستادن افراد تک به تک معمول بود
که فقط پاي دختر يا پسرشون به زيون برسه
موهبتي بوده که لايق اين فداکاراي بوده
و شما،دانمارکي هستيد؟
بله
تو هم دانمارکي هستي؟
و تو سوئدي هستي؟
دانمارکي!
جلوي پاتون رو مواظب باشيد از اين طرف برادران و خواهران
جلوي پاتون رو مواظب باشيد از اين طرف برادران و خواهران
No comments yet. Be the first to leave one.