ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بمب دستساز توی پذیراییه
همهجا ریختوپاشه. برای یه ربات واقعاً عذابه
پلیس ایالتی این عکس رو گرفته
قبل از اینکه بفهمن زمین فدراله و به ما زنگ بزنن
به نظر کنترلشده میاد
برو نونت رو حلال کن
بریم یکم خوش بگذرونیم
شاید مادرزنم رو بیارم اینجا زندگی کنه
با بمب یا بدون بمب؟
در هر دو صورت
خیلی خب، تمومش کنید بچهها. سریع برید و بیاید
زدی تو خال
چاشنی رو پیدا کردم
رئیس، اجازه داریم اینجا رو پاکسازی کنیم؟
مطمئنی همینه؟
آره، چیز دیگهای نیست که بهمون آسیب بزنه
باشه، پاکسازی کن
چی داره میشه؟
فقط یه مدار سوختهست
لعنتی، نزدیک بود شلوارم رو کثیف کنم. بازم؟
حله. مفهومه
تیم نهایی رو میفرستیم داخل
گزارش رو بدید، ناهار مهمون من
عجله کن. شاید هنوز به منوی صبحونهی مکدونالد برسیم
کل هیجان رو از دست دادی
طبق معمول
یکی اون وامونده رو خفه کنه، میشه؟
اون دیگه چه کوفتیه؟ هیچی رئیس، فقط یه دزدگیر آتیشسوزی قدیمیه
مشکلی نیست
این دیگه چه
دستت درد نکنه پائولا. بدترش کردی
هی، بس کنید دیگه همهتون
شماها حالتون خوبه؟
ردیفه
تادااا
چطوره، اِم، شرط رو ببریم بالاتر؟
جدی میگی رفیق؟ بازی سه کارت؟
میدونی داره سرت کلاه میذاره، مگه نه؟
خواهش میکنم! اصلاً میدونید طرف حسابتون کیه؟
یه آدم سادهلوح؟ یه اسکل؟
یه هالو؟
کسی که چیزهایی رو میبینه که بقیه نمیبینن
همینه که از من یه پلیس خوب ساخته
این تو رو دچار توهم کرده
اوه، واقعاً؟ خب، چطوره چشمات رو باز کنی، "ایوی واندر"؟
کارت سمت راست رو نگاه کن
متوجه چیز خاصی در موردش شدی؟
گوشهاش خم شده
همون تکه. اومم
حالا رو کن ببینیم چی داری، تی-داگ
به "بابا دی" نشون بده
اون تک رو
اومهوم
اوه! اوه، ببین "دی"
این همزادته
ولی گوشهاش
عمداً خم شده
اینجوری گول میخوری و فکر میکنی دست کلاهبردار رو خوندی
مخصوص کسایی طراحی شده که فکر میکنن
باهوشترین آدم اون جمع هستن
اوه، ضایع شدی
آخ. دو برابر یا هیچ؟
اوه، میخواستم بپرسم، بازرسیِ بعد از سرقت چطور پیش رفت؟
آه، تیم اعزامی از سنگاپور
نتیجه گرفتن که چیزی دزدیده نشده
خب
و به نظر نمیرسه سیستمهامون
هک شده باشن
هرچند، "بلو" هم که همون "بلو"ی همیشگیه
خیلی خب، میخوای حکم جلب
برای دو تا یاروی داغون با کلاهِ نقابدار بدم؟
منظورم اینه که بعد از اون همه دردسر، دست خالی رفتن دیگه، نه؟
در مورد اون
چه اتفاق کوفتیای افتاده؟ رفیق، اونا گفتن اونجا پاکسازی شده
همهشون کشته شدن
منظورت چیه؟
آدرس رو برام بفرست
چه خبر شده؟
بحثِ تیم سابقته، رفیق
چند نفر کشته شدن؟
همهشون
وسایلم رو برمیدارم
تا این مرحله، فقط همینقدر میدونیم
اِم، ما از طریق سلسلهمراتب قانونی اقدام میکنیم
اوضاع چطوره؟
اِ، ساختمون پاکسازی شده
تیم تشخیص هویت تمام اجساد رو پیدا کرده
اِ، روری، متاسفم که توی این شرایط میبینمت
میشل مکی، انسیآیاس. اومدیم هر کمکی از دستمون برمیاد انجام بدیم
چی میدونیم؟
امروز صبح زودتر
پلیس محلی یه گزارش ناشناس دریافت کرد
مبنی بر وجود بمب توی این ملک
ما اومدیم و خنثاش کردیم
بعدش تیم برای گزارش نهایی رفت داخل
قبل از اینکه کامل پاکسازی بشه، تیم رو فرستادی تو؟
بمب دوم چی بود؟
هنوز نمیدونیم، ولی لحظاتی قبل از انفجار
سگها به یه چیزی واکنش نشون دادن
به چی واکنش نشون دادن؟ یه صدای خیلی زیر و گوشخراش بود
چند ثانیه قبل از انفجار
اشکالی نداره یه نگاهی بندازم؟
ما در خدمتیم رفیق. هر چی لازم داری بگو
یه سفر یکطرفه به اولوواتو چطوره؟
اوه، بالاخره! یه ساعت پیش درخواست دستیار داده بودم
اوه، فکر کنم من رو با یکی دیگه اشتباه گرفتی
چرا؟ مگه تو کی هستی؟
من آسیبشناس قانونی انسیآیاس هستم
دکتر رویس پنروز
اوه، مطمئنم مادرت خیلی بهت افتخار میکنه
تو دنبال دست و پا بگرد
من هم به اجساد سالم رسیدگی میکنم
فقط سعی کن لگدمالشون نکنی، باشه؟
مارکو قبل از اینکه من رو بذارن کنار، نفر دوم من بود
تازه بچهی دومش به دنیا اومده بود
میخوای تنها باشی؟
این کارا اونو برنمیگردونه
اِم، میذارم به کارت برسی
چطور هنوز اینجا سرپاست؟
انفجار بیشتر ترکشزا بود
به این پیچ و مهرههای توی دیوار نگاه کن
بمبگذار نمیخواسته به ساختمون صدمه بزنه
میخواسته جونِ بقیه رو بگیره
پس چرا یه ساختمون متروکه رو هدف گرفته؟
هوم؟ کی رو میخوای بکشی؟ کارتنخوابها و ولگردها رو؟
آره، تا وقتی که یکی یه تماس ناشناس بگیره
اونوقت یه اتاق پر از متخصصهای بمبگذاری گیرت میاد
پس بمب اول اونا رو میکشونه اینجا
دومی کارشون رو تموم میکنه
آره، با پیچهای پنج اینچی
که با سرعت ۳۰۰۰ فوت بر ثانیه حرکت میکنن
بمبگذار اونا رو به پشتِ تختهچندلا چسبونده بود
و بعدش باهاش شومینه رو پوشونده بود
بمب دوم همون بود؟
مرکز انفجار، آره. بمبگذار اون رو مثل یه خرجِ گود کار گذاشته بود
تا شدت انفجار رو بیشتر کنه
و موج انفجار رو روی قربانیهاش متمرکز کنه
بمبگذار میدونسته داره چیکار میکنه
اون یه کد QRـه؟
این تازه شروعشه
اسمِ نیروی ضربت، "گرگ تنها"ست
شما با تمام اختیاراتِ ضدتروریستی فعالیت خواهید کرد
حالا، میخوام به یه چیزی نگاه کنید
این بمبگذاره که داره سعی میکنه با روانمون بازی کنه
با هر تیکتیکِ اون ساعت
سعی داره ما رو عصبی کنه تا سوتی بدیم
ولی این اتفاق نمیافته
و میدونید چرا؟
چون قراره تمام تمرکزمون رو بذاریم اینجا
قراره به اونا فکر کنیم
به خانوادههاشون
عزیزانشون، بچههاشون
و اینکه الان دارن چه جهنمی رو تحمل میکنن
و بعدش میریم بیرون
و اون عوضی رو به سزای اعمالش میرسونیم
حالا، برید
تاییدیه از کانبرا رسید
انسیآیاس به نیروی ضربت پلیس فدرال کمک میکنه
چی لازم داری؟
با یه لیست از اهداف احتمالی شروع کنید
روی رویدادهای عمومی توی این بازهی زمانی چهار ساعته تمرکز کنید
اون دنبال این چیزا نیست
اگه دنبال تلفاتِ بالا باشی
توی یه خونهی متروکه بمب نمیذاری
تایمرِ معکوس هم نمیذاری
پس دنبال چیه؟
نگاه کن
همهی اینا براش یه بازیِ بزرگه
ما داریم دقیقاً همونجوری که اون میخواد بازی میکنیم
حتماً این رو انتقال میدم
به تیم جایگزینی که از ملبورن تو راهه
بذار من توجیهشون کنم. "تریگر"
من تجربهاش رو دارم. قبلاً این کار رو کردم
میتونم باهاشون کار کنم
اونا یه واحد مستقل هستن
خودشون از پسش برمیان
اون متخصص بمبه
یکی از بهترینها
حرفِ خودته، نه من
آره، واسه همین هم بهش اینجا نیاز دارم
قطعات بمب رو بررسی کن. ردپای این یارو رو پیدا کن
هویتش رو برام پیدا کن
حله
تو تریگر رو فرستادی پیش من، رفیق
گفتی کمک لازم داره
همین برام کافی بود
هیچ سوالی نپرسیدم ولی الان میپرسم
میدونی که من تریگر رو از پلیس ایالتی با خودم آوردم
آره، آوردیاش توی جوخهی بمب. خب مشکل چیه؟
یه اتفاقی افتاد
از اون اتفاقایی که میفرستنت طبقهی ششم
واسه ارزیابی روانی
چی شد؟
این نگرانی وجود داشت که اون شاید
غریزهی حفظ بقای ضعیفی داشته باشه
این دیگه چه کوفتیه؟ یعنی چی؟
اصطلاحِ روانشناسی برای "میل به مرگ"ـه
همچین آدمایی رو نباید بذاری دور و برِ چیزایی که منفجر میشن
بله، جناب کمیسر
خب، پلیس فدرال در اختیارمون گذاشته
No comments yet. Be the first to leave one.