ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
..:.:: قسمت نهم ::.:...
دستا بالا
دارم بهت هشدار ميدم، دستاتو ببر بالا
بونگ سانگ پيل، پسره ي نادون
بندازش اونجا - چشم -
هي، هي
تو به جرم قتل بازداشتي
...حق داري براي خودت وکيل بگيري
و از خودت دفاع کني
در يک منطقه ي در درست بازسازي در گيسانگ
قتل عجيبي رخ داده است
در يک ساختمان متروکه در چيل يون دونگِ گيسانگ
...خواهرزاده اي دايي خود را با چاقو زخمي
و سپس از پشت بام پايين پرتاب کرد و کشت
وکيل بونگ، متهم پرونده، يک مجرم سابقه دار است
...و معروف است که در گذشته
عضو دار و دسته ي متوفي به نام دار و دسته ي ده وونگ بوده است
قاضي چا، بونگ سانگ پيلو گرفتن
آها، خودتون از اخبار ديدين
انقدر شلوغ کردن نداره
که اين موضوع بر ماهيت تکان دهنده ي اين قتل شدت ميدهد
تابلو نيست که کار آن اوه جوئه؟
از قبل خبر داشتين؟
هـ...هيچي
فقط ميترسم آتيشش دامن شما رم بگيره
قاضي چا، حتما خبر بازداشت بونگ سانگ پيلُ شنيدين
بيا خونه ـَم ميخوام ببينمت
انگار اوضاع داره دقيقا باب ميلتون پيش ميره
ولي انگار خوشحال نيستين - ها؟ -
کارت حرف نداشت
ديگه داري گليم خودتو از آب بيرون ميکشي
متشکر جناب شهردار
راستشو بگم...بدم نميومد با کسي مثل چه ده وونگ
رفيق شم
حيف شد
اون چيزاييه که واسه ختم ميفرستنو ميدوني چيه؟
بله ميدونم - حتما يکي از اونا واسش بفرست -
چشم قربان
الو
شهردار آن
قاضي چا، خيلي اعصابش خورده
جدي ميگي؟
نکنه تو اعصابشو خورد کردي؟
ما اينجا نقش اصلي نيستيم، نقش فرعي ايم
چرا پاتو از گليمت درازتر ميکني؟
يادته بهم اينا رو ميگفتي؟
بيخيال
برو سر اصل مطلب
نگرفتي چي گفتم؟
پاشو بيا اينجا
آقاي ته، من ميرم پيش وکيل بونگ
منم باهات ميام
گوم گانگ، اگه اتفاقي افتاد بهم زنگ بزن
رو چشمم
دا...دا...دارن ميان اينجا
کيا؟ - فکر کنم پليسن -
چند تا جعبه ـَم دستشونه دارن ميان بالا
چي؟
بازرس گونگ
...بخاطر قتل چه ده وونگ
حکم تفتيش و تجسس ِدفتر حقوقي ِبي قانون رو داريم
دستتون به وسايلاي اينجا بخوره، با من طرفينا
همشونو بازداشت کنين
اگه کسي مانع تحقيقات شد
همشونو بازداشت کنين
وکيل بونگ اين کارو نکرده
شما که خودتون اينو خوب ميدونين قربان
وکيل ها
من دادستانم، نه رفيق ِبونگ سانگ پيل
در موردش تحقيق ميکنيم تا بفهميم واقعا گناهکاره يا نه
تفتيش و تجسس رو شروع کنين
شروع کنين - بريم -
ميدونستم خودشو تو دردسر ميندازه ولي ديگه قتل؟
دارين چه غلطي ميکنين؟
بيخود از پيش ِخودت قضاوت نکن کانگ يون هي
سر صحنه ي قتل مچشو گرفتن
من از پيش ِخودم قضاوت نميکنم شرايط فعلي همينه
به عنوان دادستان بعدا از اين حرفي که زدي پشيمون ميشي
اگه اينجا مدرکي پيدا کنيم
مجبور ميشيم بعدا به عنوان شاهد يه سوالاتي ازتون بپرسيم، ميدونين که؟
باشه، اگه لازم بود
هر چقدر دلتون ميخواد سوال جوابم کنين
وقت نداريم، بايد بريم داداشو ببينيم
تو يه همچين وقتايي بايد آروم و خوددار باشي
الان تو تنها کسي هستي که ميتوني کمکش کني
ميدونم، عمدا اداي آدماي عصباني رو درآوردم
درست لحظه اي که گرفتنش، دادگاه تشکيل شده
فقط ميخواستم بهشون نشون بدم که ...ميدونيم بهش تهمت زدن
چون من وکيل سانگ پيلم
چيه؟
داروي بيهوشي قربان
ديگه تمومش کنين
چيه گوم گانگ؟
وکيل ها، يه مشکلي داريم
يه جعبه پيدا کردن که من تا حالا نديده بودم - گوم گانگ -
توشم داروي بيهوشي بود، يه دقه، يه دقه
داروي بيهوشي؟
الان منو بازداشت کردن - گوم گانگ، واي خدا -
ما اينجا کاره اي نيستيم به خدا
واقعا از هيچي خبر نداره - آره -
وکيل ها - اي بابا، چقدر شلوغ ميکنين -
اونجوري نيست - نگران نباش -
بازداشتت نکردن، دارن به عنوان شاهد ميبرنت
هر چي ميدوني رو بهشون بگو
منم وقتي وکيل بونگ رو ببينم، ميام اونجا
حالا ديگه مطمئن شدم که افتاده تو تله
جه يي
...تنها پا شدي رفتي
اينجوري شد، حالا خوشحالي؟
همينو ميخواستي؟
ببخشين
...يه
لطفي بهم بکن
...به جاي ِمن، مراسم ختم داييمو
برگزار کن
نه
...خودت مياي
و داييتو بدرقه ميکني
من هرجور شده حکم مرخصيتو ميگيرم
انگار شهردار آن اون روزايي که هيچي نبودُ يادش رفته
منظورم اينه که، نگاه کنين ببينين با بونگ سانگ پيل چيکار کرد
کي بود که شهردارِ اين شهر کردـش؟
ميدونم که قديمام هميشه جوابتونو پس ميداد
ولي چي بگم؟
ميشه بگم، الان حتي نفرت انگيزترم شده؟
بهرحال، شک ندارم حس شيشمم راست ميگه
اگه چيز غيرعادي اي شنيدي، فورا بهم خبر بده
چشم خانوم
گفتم که ما هيچي نميدونيم - آره، آره -
شما دو تا حتما قبل ِاومدن، حرفاتونو با هم يکي کردين
چطور ممکنه که هيچي ندونين؟
بذارين روشنتون کنم جناب ستوان
خب، اين شازده کلا همينجوري بدنيا اومده
به کل تعطيله
منم، چيزاي ديگه رو حاليمه ولي در مورد اين پرونده چيزي نميدونم
يعني، ما مثل هم نيستيما، ولي هيچکدوممونم هيچي نميدونيم
هي - هي -
من که به جناب ستوان دروغ نميگم
آخه تو چي حاليته؟ - دختره ي ورپريده -
هي، هي، ساکت نميشين؟ - ببخشين -
خب پس چرا داروي بيهوشي تو دفتر پيدا شد؟
منم همينو ميگم - نميدونيم -
مال بونگ سانگ پيله، نه؟
ما از کجا بدونيم؟ - چي؟ -
ميدونين اگه حقيقتو بهمون نگين، چي ميشه؟
اونا به عنوان شاهد اينجان، اگه باهاشون ...مثل متهم برخورد کنين
مجبور ميشيم يه شکايت نامه به کميسيون حقوق مدني بنويسيم
وکيل ها - کميسيون حقوق مدني، آره -
جناب، الان شنيدين که وکيلمون چي فرمودن؟
خداي من
لطفا کاري که تهديد بحساب مياد انجام ندين
بنظرم امروز به قدر کافي باهاتون همکاري کرديم
پاشين بريم
جناب، وکيل بونگ هيچ کاري نکرده
امروزُ ميذارم برين
ولي چون شمام واسه دفتر وکيل بي قانون کار ميکنين
به زودي واسه سوال جواب احضارتون ميکنيم
بخورين بچه ها، امروز هيچي نخورديم
اگه غذا نخوريم نميتونيم کار کنيم
قديما که مجبور ميشدم برم کلانتري هيچوقت همچين احساسي نداشتم
ولي امروز چون وکيل ها اونجا بود
خيلي سربلند شدم، خوشحال بودم يکي هوامو داره
هي، وکيل بونگ ُ گرفتنا
الان وقت گفتن اينجور چيزاست؟
چرا نميخورين؟ بخورين
آره، بخوريم - آره، نوش جان -
داداش الان حتما حسابي داغونه
داداش و داييش با هم عين پدر پسر بودن
حتي تو همين کار خلافم که بوديم، داييش بهش ياد داده بود هيچوقت به هيشکي آزار نرسونه
اون اينجوري بارش آورده بود
رئيس، شمام بخورين - آره -
بخورين
...راستي
بنظرتون چرا داروي بيهوشي اينجا پيدا شد؟
حس ميکنم بهمون تهمت زدن - عجيبه، نه؟ -
بچه ها
يانگ دون، يانگ دون کوش؟
آره، چند روزي هست نديدمش
...خب چيزه
مرغ از قفس پريد
منظورت چيه؟
انگار خط تلفنشو باطل کرده و جيم زده
هي، بايد بيشتر حواست به زيردستيات باشه
منم همين الان فهميدم، فکر کردي کي هستي که به من امر و نهي ميکني؟
زياد نگران نباشين
دادگاه هنوز شروع نشده
بياين بخوريم، بشينين
باشه - بخورين بچه ها -
باشه - باشه -
ببخشين
بي خيال، غذاتونو بخورين، زود باشين - چشم -
اي بابا، قاضي چا
بهم برخورد
چطور ميتونين بشينين تنهايي مشروب بخورين جشن بگيرين؟
ميشه منم يه گيلاس بخورم؟
بيخيال، بذارين يه گيلاس بخورم
خواسته ي زيادي نيست که
ميدوني چيه؟
...وقتي يه سگ شکاري
بدون اجازه ي صاحبش يکي رو گاز ميگيره
No comments yet. Be the first to leave one.