ആദ്യത്തെ 137 വരികൾ.
اگه مریض ـه یا سرش شلوغه
نباید به من بگه، ها؟
بنظرت با عقل جور در میاد؟ - دوست پسر من ایدل ـه -
...میگم اگه موبایلش رو گم کرده - یه روز غیبش زد -
ولی هیچ راهی نبود که بتونم ببینمش
یک ماه قبل
میخوام بیام کنسرتت
خوش میگذره
چرا باید بیای کنسرت وقتی خودم اینجام؟
تو چیزای مثل این نشونم نمیدی
هیچوقت ازم نخواستی
اگه ازت بخوام، انجام میدی؟
پس الان انجام بده
واقعا میخوای؟ - اره -
زود باش. لطفا - باشه -
جدی ای؟
پوست برفی هان جونگ وو
خوش قیافه هان جونگ وو
باحالی
بسته دیگه
چرا؟ ادامه بده - بسته -
نه، ادامه بده - دیگه تموم شد -
ادامه بده. لطفا. لطفا
نه - زود باش -
کی دوباره همدیگه رو ببینیم؟
به محض اینکه برنامم مشخص شد بهت میگم
باشه. بهم زنگ بزن
جونگ وو
جونگ وو
چیه؟ توی راه گرفتار شدی؟
اره. مردم دارن غوغا میکنن دیوونه کنندست
دا اون، زیر بالشت رو نگاه کن
بالشت؟
این چیه؟
ببخشید که نتونستم بیشتر بمونم
زود میام که ببینمت
عاشقتم
حاضر هستیم. بفرمایید داخل
جونگ دا اون میخوای همینطوری مجرد بمیری؟
چرا به یه قرار از پیش تعیین شده نمیری؟
سه تا از بسکتبالیست های جذاب هم میان
نه ممنون. نمیرم
میدونم که چرا اینجوری رفتار میکنی
بخاطر هان جونگ وو هست؟
چرا یه دفعه ای؟
اخیرا طرفدار هان جونگ وو شدی
قبلا هیچوقت تلویزیون نگاه نمیکردی
ولی الان تمام برنامه هایی که اون داخلش هست رو میبینی
فکر کردی نمیفهمم؟
اینجوریا نیست
هی، خواننده های ایدل هیچ خیری برات ندارن
اون حتی نمیدونه که تو وجود داری
دا اون
هی، اینجا چیکار میکنی؟
توی این منطقه عکسبرداری داشتم پس گفتم یه سر بزنم
مغازه رو بستی، نه؟
هی
اگه یکی تو رو ببینه چی؟
به محض اینکه مدیر برنامم بهم زنگ زد میرم
یادت نمیاد تمام عکسات توی اینترنت بود
بعد از اینکه اومدی مدرسم؟
اگه دوباره اتفاق بیوفته چی؟
دلم برات تنگ شده بود
به هر حال که میخواستیم توی روز تولدم همدیگه رو ببینیم
هفته دیگه خیلی دیر ـه
خیلی خب. پس یکم توی آشپزخونه منتظر بمون
دا اون، دوستام رو اوردم
...میخواستم اسموتی ببرم
آری، از کلاس میای؟
چیکار داری میکنی؟
...خب
توی استراحتم سر قرارم
اینقدر دوستش دارم که نمیتونم ولش کنم
هی، تو اول برو
خودم میارم - باشه -
اگه میدونست که اونه دیوونه میشد
جونگ وو، خودم شخصا میخوام هفته اینده بیام و اون برنامه رو ببینم
تو رو هم تشویق میکنم
باشه. وقتی رسیدی بهم زنگ بزن
اتاق انتظار رو بهت نشون میدم
عالیه. دا اون، تو هم شنیدی؟
!اره
من میرم. خداحافظ
گفتی سر قراریم
بیا به قرار گذاشتن ادامه بدیم
بدون هیچ حرفی دوباره غیب نشو
باشه؟
دا اون، تولدت مبارک
این چیه؟ صبر کن
تولدت مبارک
تولدت مبارک هالک عزیز
امروز کارت تعطیل ـه، نه؟
مدتی میگذره، بیا بریم توی خونت نوشیدنی بخوریم
اوه، ببخشید برنامه دارم
برنامه؟ با کی؟
بزار ببینم
روغن زیتون
حتما خیلی میخوره
شماره ای که تماس گرفتید در دسترس نیست ...لطفا پیغام خود را بگذارید
سرش شلوغه؟
اگه عجله نکنی همش رو خودم میخورم
شماره ای که تماس گرفتید در دسترس نیست
بعد از صدای بوق پیغام بذارید
ممکن است هزینه های اضافی اعمال شود
چی شده؟ اتفاقی افتاده؟
پیامم رو نمیخونی و جواب تلفنم رو هم نمیدی
فقط یک ساعت تا تموم شدن تولدم مونده
منتظرم. بهم زنگ بزن
آلارم
شماره ای که تماس گرفتید موجود نمی باشد
لطفا بررسی کنید و دوباره زنگ بزنید
کمپانی ام اس، بفرمایید
بخاطر هان جونگ وو زنگ زدم
از کجا زنگ میزنید؟
من دوستش هستم یه دفعه ای نمیتونم بهش دسترسی داشته باشم
میخواستم ببینم که حالش خوبه
میتونید برنامش رو از سایت اصلی چک کنید
من شخصا جونگ وو رو میشناسم
...من
نمیشه بهش بگید که دا اون زنگ زد؟
ممنون برای حمایتتون
قطع میکنم
برای یک ماه نتونستم به جونگ وو زنگ بزنم
بنظرت با عقل جور در میاد؟
البته که نه
اگه موبایلش رو گم کرده
میتونه از دوستش قرض بگیره و بهم زنگ بزنه
شاید باید برای خوابگاهش
قبلا رفتم
نگهبان فکر کرد که میخوام مزاحمت ایجاد کنم
دا اون، تلویزیونت روشن ـه؟
تلویزیون؟
کجا میرید؟
امروز یه اجرای ویژه دارم
حالا که برنامتون تموم شده چه احساسی دارید؟
این چیه دیگه؟
ضبط میکردم و تمرین میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.