ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
... آنچه در "ترس از مردگان متحرک" دیدید
خب...داستان تو چیه؟
.فقط دارم از اینجا رد میشم
خب،چرا نمیای یکم استراحت کنی؟
...خیلی خب،من نجاتتون ندادم که !بعدش بکشمتون
فقط خواستم ازتون بپرسم .چی دیدید...کجا بودید
.کجا دارید میرید
! من روزنامه نگارم
اون عدد 51 چه مفهومی داره؟
...یجور علامته که ما همین حوالی بودیم
. تو چند هفته ی اخیر
!بندازش
!بندازش
خب داستان لعنتی تو چیه؟
خانواده ات؟
میتونی راجع به اونا بهم بگی؟
. نمیخوام راجع بهش صحبت کنم
. مشکلی نداره
. میشه راجع به یه چیز دیگه صحبت کنیم
مثلا چی؟
...مثلا
درس مورد علاقت تو مدرسه چی بود؟
.موسیقی
غذای مورد علاقت؟
.پیتزا
غذا که زیاد ازش خوشت نمیاد؟
!پوره ی ماهی سالمون
پوره ی سالمون؟ پوره ی سالمون دیگه چیه؟
...مثلا ! مثلا تن ماهی میمونه
! با مایونز ، خرده نون و پیاز
. که تو ماهیتابه سرخ میشه
! بنظر خیلی مزخرف میاد
پس کل زندگیت رو شنا میکردی و پوره سالمون میخوردی؟
! آره باید یه طرف دیگه شنا میکردم
.آره ، باید همینکارو میکردی
میدونم زندگی کردن تو اینجا یکم ! زمان میبره تا بهش عادت کنی
. اما این الان خونه ی ماست
. و میخوام حس یه خونه رو هم داشته باشه
! بخاطر این موضوع هرکاری که از دست بر بیاد ، میکنم
. فقط میخوام که تو یکم کمکم کنی
وقتی مارو پیدا کردی از کدوم مسیر داشتی میومدی؟
.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــدیم مـــیکند
: مترجم سبحان
...صبح بخیر مردم ، این صدا ... اوای صبح بخیر
. دوستانه ی من به شماست
! امروز هم یه روز زیبای دیگه است ... با آسمون صاف
، و واسه ی اونایی که زحمت میکشن ... امروز روز بزرگیه
! امروز روز 365 ام هستش
شنیدی مرده چی گفت؟ .امروز قراره جشن بگیریم
. با شربت
...هی،کم بریز
میدونی پیدا کردن "ورمونت فنسی" تو تگزاس چقدر سخته؟
.این بهترین نوعشه
. نه ، روی تخم مرغام - . آره ، روی تخم مرغات میریزم -
کل شب بیدار بود؟
مامان؟
.مامان
. صبحونه رو از دست دادی - . اون بچه به یه جا واسه ی خودت نیاز داره -
. داشتم فکر میکردم تخت خواب رو اینجا بزارم
تونستی بخوابی؟ - .چند ساعتی -
. خب ، امروز خیلی کار داریم
"من خوبم "نیک ... به خواهرت بگو یکم دیگه
.میام اونجا - چی؟ -
میشه یکی از رو حسن نیت یه لبخندی به من بزنه؟
... من ببشتر از ساعاتی که خوابیدم
! اون بیرون داشتم واسه زنده موندن تلاش میکردم
! آره ، قبلا خیلی هم بدخلق و خو بودی
. شاید یکم خنده دار تر - ! ها ها ها -
.میبینی؟ میتونم اینکارو بکنم - .نه -
! یکم کافئین بزن به بدن
. ما بیستم از اینجا میریم
میدونستی فقط بیت و هفت سال عمر کرد؟
. فک کنم قبلا گفته بودی
و میدونستی مردم میگن که ! اون روحشو به شیطان فروخته بوده؟
سبک زندگیشون همینه بوده ، درسته؟
مشکل شلغم ها چیه؟
. مطمئن نیستم
...انگاری یکی قورتشون داده و
! دوباره بالا اوردتشون بیرون
...خب ، از این دید بهش نگاه کن که
. یه مدل سبزیجات کمتر میخوری
! من سبزیحات دوست دارم
چند سالته؟
چقدر غذا تو انبار داریم؟
. به اندازه ی کافی
آره ، ولی چقدر طول میکشه که تموم شه؟
اگه فقط همونو داشته باشیم؟
...چارلی
دیگه لازم نیست راجع به ...چیزایی متل این نگران باشی
...میدونی ، ما به اندازه کافد پرورش میدیم
! پس مجبور نیستیم واسه غذا از اینجا بریم بیرون
. زودباش
! بیا بریم یه نگاهی به کلم ها بندازیم
خانواده ی چارلی ؟ - . گفتش که اونا اون بیرونن -
تونستی ازش راجع به این موضوع حرف بکشی؟ - . نه دقیقا -
. فقط اشاره کرد ... ولی من کتابش رو چک کردم
! کتابش مال کتابخونه ی عمومی "بارتلت" ئه
. خارج از محدوده است
.آره - ... فکر کنم توافق کردیم که -
! هیچکس از محدوده خارج نشه
.توافق کردیم ولی این یه مورد خاصه
! اون بچه نمیتونه تنهایی دنبال خانوادش بگرده
. ما باید اینکارو براش بکنیم - ... ما حتی نمیدونیم -
. که اونا زنده هستن یا نه ؟ - ... آره ولی وقتی "ویو" مارو متقاعد کرد که -
. دنبالت بگردیم ، ما هم مطمئن نبودیم تو زنده ای یا نه
. حالا هم که اینجوری شده
! من خارج محدوده نبودم
. خب ، اگه هم بودی واسم فرقی نداشت
تو چطور "ویو" ؟
.خیلی خب
. به محض اینکه تونستید بهمون بیسیم بزنید
باشه؟ - .بزن بریم -
.هی
موردی نداره اگه یه کمکی بهم بکنی؟
. سفر جاده ای بدون هله هوله که نمیشه
امروز مگه کشیک نداری؟
.بنظر میاد تو برنامه ام رو بهتر از خودم بلدی
. چون خودم برنامه رو طراحی کردم
! و به یه دلیلی تورو گذاشتم واسه نگهبانی
.لوسی
نظرت عوض شد؟
.نه ، اون بچه یه کتاب جدید لازم داره
پس فکر کنم باید بیای و یکی براش اون بیرون پیدا کنی؟
. خب ، باید بیای و کمکم کنی که پیدا کنم
! خب ... من الان درگیر شلغم ها هستم
اینجا حوصلت سر نمیره؟
. معلومه ، آره ! اینجا عالیه
. واقعا همینطوره
!پس میخوای همینجا به دیوارا خیره شی؟
. آره , قبوله - . بله -
. من برم به ترب کوهی ها برسم
میتونی اطمینان بدی که این بار زنده برمیگرده؟
!هیچوقت نباید بزاری از دستت بره
. واقعا هم باید اینکارو بکنم
! مراقب باش
. باید گاهی اوقات بیاد بیرون
. وقتی همچیز درست بشه میاد
. وقتی من پیداش کردم تو اونجا نبودی لوسی
... اون فقط نیاز داره یه جایی باشه
! که احساس امنیت بکنه
.کول" عجب چیزی واسمون گذاشته"
شما تا حالا باهاش مشروب خوردید؟
.مدیسون ، میدونی که من فقط با تو مشروب میخورم
شما بچه ها هنوزم تو محدوده اید؟
چی شده؟
! فهمیدم سر شلغما چه بلایی اومده
! آفت زدن
. رسیدن به ریشه ها
. الان باید همشون رو از خاک در بیاریم
میخوای بیرون که هستیم دنبال آفت کش بگردیم؟
نیک؟ نیک؟
صدامو داری؟
. سرانجام ارتباط امروز ما هم قطع شد
..."خیلی خب "لوسیانا .تو با "سترند" برو
.آلیشیا" با من میاد" .میدونید که روند کار چجوریه
...چشم ها باز ، نزدیک هم بمونید ، با هم حرف بزنید
! هر نشونه ای از خانواده ی "چارلی" دیدید ، خبر بدید
! خالیه
! اینجارو جارو کردن
. هیچی باقی نمونده
...یه مشت گشنه و گدا
! ریخته بودن اینجا
. همه چیو با خودشون بردن
! حتی لامپ هارو
فکر میکنی معنیش چیه؟ - .نمیدونم -
. بجنب
! شرط میبندم اینجا کمپی هستش که "چارلی" ازش اومده
. اون بچه شانس آورده که زنده از اینجا بیرون اومده
شما نشونه ای از بازمانده ها میبینید؟
. هیچی
. کاری به بازمانده ها نداریم
مرده ها ؟ کجان؟
!از وقتی اومدیم اینجا یدونه هم ندیدیم
! آره ، ما هم ندیدیم
. صبر کن
. ما یه دقیقه دیگه هم اینجاییم
! فک میکنم یه نفر این دور و بر هست
! انگار فقط یه نفر
. باقی مونده ی ناهارشو پیدا کردم
! دریافت شد
تا وقتی اون یه نفر رو حتی از زیر .سنگ هم شده پیدا نکنه ، بر نمیگرده
. این تنها دلیلیه که من اینجام
.تنها دلیلی که چرا ما اینجاییم
خب ، اون فقط منو اونجا پیدا نکرد
... نجاتم داد ! و مجبور هم نبود اینکارو بکنه
.خب ، میدونی که اون چی میگه - .میدونم -
. ولی من یه جر و بحث خیلی شدید درست کردم
! هنوزم ازش نپرسیدم چرا کمکم کرد
. بعد از کاری که کردم
! ازش بپرس
. هی
داری چیکار میکنی؟
.هیچی
.مشکلی نیست ، تا حالا انقدر طولانی بیرون نبودن
! میدونم که واسه کارای همیشگی بیرون نرفتن
...خب ببین ، بهت نگفتیم چون نمیخواستیم
! الکی به دلت صابون بزنی و امیدوار بشی
. اما اگه خانوادت اون بیرون باشن ، ما پیداشون میکنیم
تو چرا هیچوقت بیرون نمیری؟
. چون اینجارو بیشتر دوست دارم
No comments yet. Be the first to leave one.