ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
این کارت پستال رو چسبونده بودن
داخل آینه بغل ماشین پت کینان
ولی خدا نکنه جالوت باشه
در سالِ 1998، یه عده از ما دربارهی یه قاتل احتمالی مطلع شدیم
هیچوقت شناسایی نشد، ولی شکمون بر این بود که فقط میتونسته کار یکی از داخل باشه
اسمش رو گذاشتیم جالوت، از روی جرثقیل
...اینا مفقودیهای اصلی جالوت هستن
دیوید کوری، جو هارکین و پدر سایمون کوینلان
همسرِ من رو هم به قتل رسونده
مامانت قدیما میگفت که کمکش میکرد توی تاریکی ببینه
بابایی، این مال توئـه - من و مامانت جفتمون یکی داشتیم -
دخترم سال سوم پزشکیـه
اسمش چیـه؟ شاید یه وقت دیدمش
دیوید کوری، یه برادر داره، به اسمِ آدام
آدام هیچوقت نسخهی رسمیِ اتفاقی که افتاد رو باور نکرد
دوباره داریم بررسی میکنیم
یه زن، گزارش میده فعالیتهای مشکوکی در جزیرهای در دریاچه در حال وقوعه
به کی گزارش داده بود؟ - !همکارهای شما -
چرا بهم نگفتی؟
زمانهای که درش زندگی میکردیم رو به یاد بیارین
ناسلامتی همسرش رو دزدیدن قربان. ممکنه اینجا باشه
میتونستین 20 سالِ پیش بیاین اینجا - !جالوت -
دنبالِ جالوتی - به پروندهی کینان مرتبطه -
بهت گفتم صلح رو از بین نبری
هر ساعتی که از پَت کینان خبری نیست
یه مشکلِ دیگه برای این تشکیلاته
!برین
پَت. پَت کینان
چیزی نیست. چیزی نیست
رئیس؟ ما هنوز توی جزیرهایم
یه چیزی پیدا کردیم
« ترجمه از مـهرداد » .:: Mehrdadss ::.
بسیار خب آقایون، جمع و جور کنین. چیزی جا نذارین
« مفقودیهای جالوت »
« قتلهای جالوت »
نیو. میتونم باهات حرف بزنم؟
توی اون جزیره چی دیدی؟
همون چیزی که شما دیدین - نه، تو پیداشون کردی -
طولانی و دقیقتر دیدی. چی دیدی؟
سه تا جنازه، درست دفن نشده بودن
تقریباً انگار روی هم انداخته شده بودن
دو تا از جنازهها، به قسمت پشتیِ سَر شلیک شده بود
زخمهای کوچیک ایجاد کرده بود
شبیه به زخمهایی که اسلحهی 9 میلیمتری ایجاد میکنه
در قسمتِ جلویی سَر زخمهای بزرگتری وجود داشت
سومی، تا جایی که من میتونم بگم، فرق داره
به قسمتِ کناری سر شلیک شده بود
این آدم میدونسته دارن چیکار میکنن
قتلهایی هستن که با خونسردیِ تمام اتفاق افتادن - آره، کافیه -
اولین گروهِ بررسی صحنهی جرم ...که دیروز اومدن به جزیره « گردنآویز جغد نشان »
نتونستن بهم بگن بینِ جنازهها زن هم وجود داشته یا نه
باید بفهمیم
من باید بفهمم
20سال
نمیتونم تصور کنم چهجوری بوده
افتضاح
...براساسِ... پیشرفتها
شناساییِ قربانیهای جالوت، منظورت اینه
هنوز نمیدونیم - بیخیال -
میدونی، باید از کارآگاه تشکر کنیم
آفرین نیو
ولی قبلاً گفتم و اشتباه هم نمیکنم
تنها کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که بریم دنبالِ پروندهی زندهی فعلی
یه نفر رو داریم که در حالِ حاضر
یه نفر که یکی از اعضای سابقِ ارتشِ جمهوریخواه ایرلند رو دزدیده
بنا به دلایلی که همچنان نامشخصه
برای ما نامشخص نیست قربان
ممکنه پروندهی کینان توسطِ کسی
مدیریت شده که میخواد ما جالوت رو پیدا کنیم
درست میگه
در سالِ 1998، هیچ مشخصاتِ خاصی وجود نداشت
...ببینین
تو برو ببین تحقیقات در هتل چطور پیش میره
تا قبل از برقراریِ حوزهی قضایی تو مسئولیتِ جزیره رو بر عهده میگیری
قربان
چه اتفاقی داره میافته؟
کاری نمیشه کرد
چون یه مدته جسدها اینجا بودن
اینکه بررسی کنیم یا نا تصمیمش با ما نیست
با کیه؟
گروه زمان
هنوز اسمهای مستعار رو نمیشناسی نه؟
کمیسیون مستقل برای تعیین محل بقایای قربانیان
اسمِ ک.م.ب.ت.م.ب.ق رو شنیدم
هر چیزی که مربوط به قبل از توافقنامه صلح میشه مالِ اوناست
ببخشید، خودمو درست معرفی نکردم
جاستین بِل هستم. همه بهم میگن دینگر
نیو مَکگاورن هستم
کارآگاهِ جدیدِ بِرانیک
تقریباً یه 6 ماهی میشه ولی آره
میشناسیش؟
تام، معمای بزرگ؟ آره، از قدیم همدیگرو میشناسیم
راجع به جنازهها، چیزی میتونی بهم بگی؟
هنوز مطمئن نیستم
باید منتظرِ ک.م.ب.ت.م.ب.ق بمونیم
تا قبل از رسیدنِ اونا به اینجا دستامون بستهست
دینگر، حالت چطوره؟ - جَکی -
اینا مارک کاردیگان و گروهشون هستن
ک.م.ب.ت.م.ب.ق میگه از اینجا به بعد با اوناست
برگرد برو پیشِ تام - قربان -
باهاشون چطور ارتباط برقرار میکنیم؟
ممکنه پسرانِ تاریخ تصمیم بگیرن این ماجرا تحتِ کنترل خودشون باشه
هر مدرکی که توسط کمیسیون بدست بیاد
در تحقیقاتِ جنایی غیر قابل قبوله
ولی شرایطِ مرگشون
فقط به اطلاعِ خانوادهها و کمیسیون میرسه
بالاخره یه جایی، گذشته باید بمیره کارآگاه مَکگاورن
فقط همین دوربین وجود داره؟
بله همینطوره
قبلاً تصاویر رو بررسی کردن. کسی رو ندیدن
چطور ممکنه؟
دوربین فقط دَرِ ورودی رو پوشش میده
،از دَرِ کناری زیاد استفاده نمیشه فقط وقتایی که فصل سفر نیست
مهمونها بدونِ حضورِ من در اینجا میتونن بیان و برن
چی پیدا کردیم؟
اینا چیزهایی هستن که در بینِ وسایل آقای کینان پیدا شدن
اینا رو کجا پیدا کردی؟ - جیبِ شلوار -
سیلداوا
این ویاگرائه؟
وانمود نکن نمیدونی
هان
بِردی
قربان
داشتم میگفتم، پَت متهم نیست
مجبور نیستی اینجا باشی
من تصمیم میگیرم
اینا رو توی جیبِ شلوارت پیدا کردیم
همراه با یه رسیدِ سوپر مارکت به تاریخ 15اُم
همسرت از این قضیه خبر داره؟
بیش از حد از این قرصهای آبی مصرف کردی پَت؟
مشکلِ دیدت بهخاطر همینه؟
توی اون هتل، قرار بود کسی رو ببینی پَت؟
یه زن؟
مَرد؟
سوالِ بعدی
کسی مشکلی چیزی داره؟
...موکلِ من یکی از اعضای مهمِ - منظورِ خاصی نداشتم -
با رقیبِ تجاری مشکلِ خاصی داشتی پَت؟
یا یه موضوع قدیمیتره؟
یه چیزی که سالها پیش درش نقش داشتی؟
درسته، کافیه. صحبتِ خاصی نمونده
حرفام تموم نشده
این برات معنای خاصی نداره؟
برام مهم نیست میخواستی چیکار کنی یا میخواستی چه کسی رو بُکُنی
هیچکدومشون مهم نیست
باید اون کسی که تو رو توی هتل وِل کرده بود رو پیدا کنم
باید بدونم میخوان چیکار کنن
پَت
رئیس - هوم؟ -
چیزی که از گوشیِ کینان میخواستیم رو بدست آوردیم
آفرین بِردی
توی ماشین میبینمت
این لیستِ تماسها و پیامهای کینانــه
کاری که خواستین رو انجام دادم و همهی چیزهای مربوط به 15اُم رو بررسی کردم
بابتِ اینکار مشکلی برام پیش نمیاد قربان؟
نه بِردی
این اطلاعاتِ سیمکارتــه
میگه که در شرکت حملونقلِ پی.جِی.ک با همسرش و یه کارمند تماس میگیره
و پیامهاش، یه الگوی مشابه دارن
راهی هست که بشه فهمید کجا بوده؟
بستگی داره که چقدر با فناوری سروکار داره
شاید یا برای سلامتی یا تناسب اندام روی گوشیش داشته باشه که ازش خبر نداره
منصفانه بود
میتونی 15اُم رو نشون بدی؟
باید بفهمیم با کسی که دزدیدتش کجا ملاقات کرده
اگر ازت میخواستم یه لیست از جاهایی که اون روز
رفته درست کنی، میتونستی اینکارو انجام بدی؟
کم و بیش، آره
ک.م.ب.ت.م.ب.ق مسئولیتِ کاملِ تجسس رو بر عهده گرفته
مانعمون شدن؟ مانعِ من شدن؟
...تا زمانی که این احتمال وجود داره که همسرت
اونجا باشه، هیچکس، به خصوص ک.م.ب.ت.م.ب.ق
بهت اجازه نمیده نزدیکِ اون تحقیقات بشی
باید بهم اعتماد کنی تام
اگر اطلاعاتی کسب کنم
که فکر کنم بهتره ازش باخبر باشی بهت میگم
اگر همسرت اونجا باشه، ک.م.ب.ت.م.ب.ق میاد سراغت
خانم هارکین؟
ما از کمیسیون مستقل برای تعینِ محل بقایای قربانیان اومدیم
متاسفیم که به اطلاعتون برسونیم
که همسرتون، جوزف هارکین رو پیدا کردیم
امکانش هست بیایم داخل؟
از طرفِ ک.م.ب.ت.م.ب.ق
لطفاً تسلیتِ ما در رابطه با « دیوید کوری »
مَرگِ برادرتون، دیوید رو بپذیرین
اینا وسایلِ شخصیش هستن
اون روز، کینان اول رفته بیمارستان
بعدش رفته یه کافه توی سیلِرتاون
بعدش رفته به یه کنفرانس که از قبل خودمون باخبر بودیم
کجا بوده؟ - مرکزِ کنفرانسهای لَگِن -
ازشون خواستم تصاویرِ دوربین مداربستهی مربوط به اون روز رو بفرستن و اینکارو انجام دادن
کنفرانس مربوط به اتحادیهی حملونقل
،در هر دو سوی مَرز بوده و این این تصاویرِ گردهماییشونه
...و اون
اون آقای کینانــه
آفرین بِردی - تصویر رو یکم میبرم جلو -
از لیست تماسها میدونیم که ساعت 4:19 بعد از ظهر
با یه کارمند تماس میگیره و اون تماس 20 ثانیه طول میکشه
...بعدش ساعت 4:20 به همسرش پیام میده
همون پیامی که میگه داره میره اروپا
No comments yet. Be the first to leave one.