Permission

Permission

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Permission 2017 BluRay 720p YIFY
Permission 2017 BluRay 1080p YIFY
Permission 2017 720p BRRip XviD AC3-XVID
Permission 2017 720p BluRay x264 DTS-FGT
Permission 2017 1080p BluRay x264 DTS-FGT
Permission 2017 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Permission 2017 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
► ترجمه از: عرفان و کیانوش جهانگیری ◄ | NightMovie.Co

ടാഗുകൾ

BluRay
1080
brrip
720p
720
XviD
AC3
x264
TS
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-10-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 63
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫اصلاً...

‫آره، فقط یه لحظه بهم وقت بده.

‫خیلی‌خب. ‫خیلی‌خب.

‫- خوبه؟ می‌خوای... ‫- آره. فقط یه لحظه بهم وقت بده.

‫فقط یه لحظه بهم وقت بده. ‫خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب.

‫- اوه. ‫- آه. حالا شد.

‫دوست دارم.

‫تو خیلی خوشگلی. ‫دوست دارم.

‫فقط همینجوری بمون. ‫فقط...

‫تا ابد همینجوری بمون.

‫باشه.

‫دوست دارم.

‫اوه. مراقب باش. ‫مراقب باش.

‫- دیدی، بهت که گفتم. ‫- سریع بود.

‫تبریک میگم.

‫ممنون. ‫رکورد رو زدم؟

‫نمی‌خوام چیزی رو ملافه‌ها بریزه.

‫میشه یه چیزی بهم بدی؟

‫اوف. ‫بیا، حوله.

‫مرسی.

‫- حالا شد. ‫- اوف.

‫آه.

‫اممم.

‫- کنترل کجاس؟ ‫- همم؟

‫کنترل پیش توئه؟

‫نه. فکر کردم پیش توئه.

‫اوه، آره.

‫- آره. ‫- آره.

‫دوست دارم.

‫دوست دارم.

‫- شب بخیر. ‫- شب بخیر.

تولدت مبارک

رأس ساعت 8 توی خیابون کاوو بیا به دیدنم لباس مهمونی بپوش... شب بزرگیه...قراره کلی خوش بگذره تولدت مبارک، دوست دارم

‫خیلی‌خب کلاس، من منتظر پیش‌نویس پایان نامه‌ی ‫شما می‌مونم.

‫اما اول، آنا... ‫30عدد بزرگیه.

‫با جوونی‌ت خداحافظی کن.

‫عالیه شد.

‫- سوپرایز، آنا! ‫- سوپرایز!

‫- تولدت مبارک، آنا. ‫- ممنون.

‫- تولدت مبارک! ‫- ممنون.

‫آنا، تو زیباترین آدمی هستی که...

‫که تا حالا توی زندگیم دیدیم... ‫نه.

‫آنا، من...

‫می‌خوام بقیه‌ی عمرم رو با تو بگذرونم

‫و امیدوارم توئم همین رو بخوای؟!

‫نه. نه.

‫نه، نه، نه، نه.

‫- هی. ‫- سلام.

‫تولدت مبارک!

‫امم!

‫- وحشت نکن. ‫- چیه؟

‫- اوه. ‫- 30سالگی تازه شروع...

‫پایان زندگیته.

‫اوه! ‫اوه، خیلی بزرگه.

‫نمی‌تونم منتظر بمونم تا اینو ببینی.

‫آره.

‫اوه، چه ترسناکه.

‫- موهاشو ببین! ‫- خودتو ببین.

‫- خیلی خوشتیپ بودی. ‫- اون بازوها مال کیه؟

‫فکر کردم بخوای واسه خونه‌ی جدیدت ‫از چندتا آثار هنری استفاده کنی.

‫خونه‌ی جدید؟ ‫کسی گفت خونه‌ی جدید؟

‫- هان؟ هان؟ ‫- ما داریم طبق برنامه پیش میریم.

‫باشه. باشه.

‫خیلی‌خب، از روی برنامه پیش نمیریم...

‫- ممنون. ‫- ببینید، من گند زدم...

‫و چندتا تصمیم اشتباه گرفتم، میدونی؟

‫ولی این یکی رو نه.

‫آه.

‫- عالی بود. ‫- ممنون.

‫- خوب بود. ‫- خوب بود، درسته؟

‫- حرف خوبی بود. ‫- خوب بود، درسته؟

‫- ممنون. ‫- اوه خدای من.

‫می‌دونین واسه اینکه امشب بیام اینجا ‫به چی فکر می‌کردم؟

‫تابستون کنار دریاچه.

‫- واقعاً؟ ‫- اوهوم.

‫اینکه پدر و مادرمون چطوری ‫ما رو اونجا رها کردن، می‌دونی؟

‫منظورم اینه که، اونام باید امشب ‫اینجا میبودن، بابا و مامان.

‫هی، اونا همون کسایی هستن که بودن ‫و ما اونا رو دوست داریم.

‫فقط یادم اومد که تو جای اونا رو ‫واسم پر کردی. پس ممنون.

‫- اوه خدای من، و ما در مورد پسرا حرف میزدیم... ‫- آره.

‫و تو به تدی علاقه داشتی.

‫- به ویل علاقه داشتم. ‫- نه تدی.

‫تد نه... ویل.

‫ببخشید. ‫تدی فردریکز؟

‫تدی فردریکز.

‫- اونو یادت میاد. ‫- همونی که گردن بزرگی داشت؟

‫- نه، اون یه گردن بزرگ نداشت. ‫- اون یارو یه گردن بزرگ داشت.

‫- خیلی بزرگ بود، ریس. ‫- اون فقط خیلی قوی بود.

‫شبیه اورک‌ها بود.

‫تو می‌دونستی من به تدی علاقه داشتم.

‫نه، نمی‌دونستم.

‫منظورم اینه که ‫ما جدا نشدنی بودیم.

‫خدای من، شما وقتی باهم آشنا شدین ‫که ما بچه بودین.

‫ما بچه بودیم!

‫عشق اول... و هنوز باهمن.

‫در طول عمرت با کس دیگه‌ای نباشی...

‫خیلی دیووانه کننده‌اس.

‫- و همیشه منو غذاب میداد... ‫- بیخیال.

‫- چون فکر می‌کردم تا آخر عمرم تنها می‌مونم. ‫- خیلی‌خب.

‫ولی بعد منو به اون معرفی کردی.

‫و اگه بتونین راضیش کنین ‫که منو بچه‎‌دار کنه

‫...عالی میشه.

‫- بچه‌هامون باید امشب اینجا می‌بودن. ‫- ویلیام.

‫- اوهوم. ‫- نمی‌خوام...

‫تو رو جلوی کسی که ‫می‌خواد یه روزی زنت بشه، ضایع کنم.

‫اما وقتیکه سال اول ‫توی خوابگاه بودیم

‫تو بهم گفتی...

‫که تا حالا با چندتا زن رابطی داشتی.

‫واقعاً؟ ‫راست میگه؟ اینو گفتی؟

‫دروغ گفتم.

‫وای.

‫- دروغ عجیبیه. ‫- ریس.

‫- من 18 سالم بود. ‫- ما باهم هم‌خونه بودیم.

‫- بیخیال. ‫- اونقدری نبود که بخوای...

‫نه، فقط من یه پسر ساکت دهاتی بودم

‫و تو خیلی باحال و تحسین برانگیز بودی.

‫- من براش کافی نبودم. ‫- نه، بخاطر این نیست. نه.

‫نه فقط تو تتو داشتی ‫و بهترین موادها رو داشتی

‫و قبلاً با کلی آدم...

‫تو حتی با دوتا از ‫روئسای دولت هم رابطه داشتی.

‫باهمدیگه و جدا از هم.

‫- من طرفدار کار گروهی هستم. ‫- اوه، باشه.

‫می‌خواستم ازم خوشت بیاد، پس دروغ گفتم.

‫خب، مایه ناامیدیه.

‫ما از اون موقع باهم رابطه داشتیم.

‫- فقط با اون؟ ‫- چی؟

‫می‌دونی چیه، ریس؟

‫زندگی جنسی ما... ما به... ‫چون زندگی جنسی ما...

‫واقعاً فوق‌العاده‌اس.

‫در قیاس با چی؟

‫ریس.

‫منظورم اینه که، آنا ‫تو تا حالا با کس دیگه‌ای به جز ویل نبودی

‫میگم که بدون یه آلت دیگه ‫چه حسی داره.

‫- چی؟ ‫- ریس.

‫نمی‌خوای بدونی؟ ‫کنجکاو نیستی؟

‫بایدم باشی. ‫منظورم اینه که، واقعاً باید باشی. بیخیال!

‫شما دوتا...

‫خیلی ثابت، قابل پیش‌بینی ‫و حوصله سر بُرید.

‫احتمالاً تا الآن هم ‫برای بچه‌تون برنامه چیده باشین.

‫- یه خورده زندگی کنین! ‫- خیلی‌خب، بیخیال.

‫نمی‌خوای مثل اون یارویی باشی ‫که توی کالج تظاهر می‌کردی هستی؟

‫یه خورده پشیمون نمیشی

‫اگه بمیری و هیچوقت مثل اون نشی؟

‫بگذریم، ببینین، ‫هیچ ریسکی وجود نداره.

‫شما دوتا... ‫شما دوتا عاشق همدیگن.

‫عاشق همدیگن.

‫یادبود عشق شما ‫تا ابد باقی می‌مونه

‫و من بسلامتی شما میخورم ‫و دوست‌تون دارم.

‫- اوه بسلامتی، ریس. ‫- خیلی ممنون.

‫خیلی ممنون.

‫خب...

‫ام...

‫به دنبال اون حرفا، می‌خواستم..

‫می‌خواستم...

‫امشب بهت کلید خونه رو بدم.

‫ولی خونه هنوز تموم نشده

‫پس کلیدی وجود نداره، متأسفم.

‫ولی میگم...

‫آنا...

‫می‌تونم تا آخر عمرم به صورتت نگاه کنم

‫و ام...

‫عاشقتم.

‫عاشقتم.

‫تولدت مبارک.

‫تو از تدی فردریکز خوشت میومد.

‫آره، قبل از اینکه سر و کله‌ی تو پیدا بشه.

‫در مورد اون و گردن نازکش چیزی نوشتی؟

‫آره، ترسیده بودم ‫اما اون منو می‌خواست.

‫اوه، چقدر عاشقانه.

‫صبرکن ببینم، این داستان رو ‫بعد از اینکه باهم دوست شدیم نوشتی؟

‫آره، یه پیشنهادی بود ‫که می‌خواستم تا آخر کالج بهش فکر کنم.

‫- واقعاً؟ ‫- آره.

‫و؟

‫آه، ما به نپال رفتیم ‫و ازدواج کردیم.

‫من تو رو انتخاب کردم.

‫اما تو توی کف تدی بودی. ‫این...

‫چیه؟ من کنجکاو بودم. ‫منظورم اینه که،...

‫توئم به یه زن دیگه علاقه‌مند شدی.

‫منظورم اینه که... ‫آره،...

‫- خب... ‫- خب، نه بیشتر از تو.

‫نه.

‫باشه. ‫یه امتیاز واسه اون حرفت.

‫امم. ‫ممنون.

‫گمون کنم، می‌دونی...

‫تجربه می‌خواستم.

‫و من سد راهت شدم.

‫مشخصه اینطور نیست.

‫بعضی‌وقتا واقعاً بدجنس میشی، می‌دونی؟

‫حالا هر چی. ‫نباید زیادی شامپاین میخوردم.

‫آره، فکر کنم تو فکر می‌کنی...

‫بیشتر از اون چیزی که هستی ‫بامزه‌تری.

‫- مضخرفه. ‫- نه.

‫- من خیلی بامزه‌ام. ‫- اوه، جدی؟ هستی؟

‫- امم. ‫- فکر کنم بتونیم سر این قضیه کوتاه بیایم.

‫تو بدون من گمراه میشی.

‫هی.

‫- همم. ‫- هی.

‫- چیه؟ ‫- امم.

‫حرفی که قبلاً زدم رو جدی گفتم.

More Farsi Persian subtitles for Permission

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left