ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ماهیرا: شغل رویاهات چیه؟
ادوارد: ستارهی راک، معلومه
ماهیرا: وای خدا، آره!
ادوارد: تو چی؟
ماهیرا: رماننویس
ادوارد: دوست داری درباره چی بنویسی؟
ماهیرا: نمیدونم...
احتمالاً یه داستان عاشقونه تراژدی
ادوارد: از خودت و جوردن عکسی داری؟
ماهیرا: آره، چطور؟
ادوارد: میشه یکی برام بفرستی؟
ماهیرا: شاید بعداً...
دیر وقته، باید برم بخوابم
ادوارد: باشه
ماهیرا: شب بخیر، احمق
ادوارد: شب بخیر، اسکل
چیکار میکنی؟ - هیچی -
به کی پیام میدی؟
اه، یه دوستی
تو که دوستی نداری
چرا، دارم
ماهیراست؟
نمیدونم
نمیدونی به کی پیام میدی؟
چرا اینقدر برات مهمه؟
نیست
امشب نمیتونی اینجا بخوابی
چی؟
باید بری
چرا؟ - چرا دلیلش برات مهمه؟ -
هنوز از دستم دلخوری؟
برو بابا
وای، دیگه باید بری - اون کیه؟ -
از در پشتی برو. جدی میگم
اون کیه؟ - همین الان -
برو، برو، برو
حداقل میشه بگی کی اومده؟
« ادوارد عـزیـز »
سلام - سلام -
چی شده؟
نخند
حالا به زبان توی هم برام صحبت میکنه
وای! صبح تو هم بخیر
وقتی خواب بودی، گوگل کردم
نه، دیگه خیلی قشنگ شد
گوش کن. حالا کل روز باید رو تخت کنارم بمونی
فقط 5 دقیقه
هوم
این دفعه جدی ام چون...
دوتا قرار صبحونه دارم، بعدش هم ناهار و قهوه
ببخشید. حرکتم اصلاً جذاب نبود
زدم خرابش کردم - نه، نه -
فقط باید به این حرفای سکسیت
درباره قرارهات عادت کنم، که انگار خیلی هم خوشت میاد
اوه، واقعاً؟ تو چه برنامهای داری، پسر گنده؟
چیه؟
باید برم گروه داغدیدگان. بهشون میگم که دارم میرم
پس، رسمیه؟
از اول رسمی بود
با خودم گفتم...
با رابطه بین ما...
ببخشید. بذار...
لعنتی
وای خدا
اوه
صبح بخیر. وای، نگاش کن - صبح بخیر -
وای خدا. برای روز اولم زیادی نیست؟
نمیدونم. کارگاه تراشکاری که جای شیکیه
صبح بخیر، ادوارد - صبح بخیر -
برای صبحونه انچیلادا داریم
جدی؟ چندشه - اتفاقاً عالیه -
عجیبه - چطور خوابیدی؟ -
اه...
خونه شِی اینا کسی اومده؟
فکر نکنم
اتفاقی زیویر رو بیرون دیدم
اوه، زیویر برگشته؟ - زیویر دیگه کیه؟ -
بابای شِی
صبح بخیر. مصاحبه کاری داری؟ - چی؟ -
نه، لیسی منو تو کارگاه تراشکاری استخدام کرده
اوه، عالیه - برمیگرده خونهشون؟ -
امیدوارم نه - جان -
هر از گاهی میاد و یه مدت میمونه
مثلاً چقدر؟
مثلاً یه چند هفتهای یا یکی دو ماهی
این دیگه جدیده
میشه چندتا از اونا برام نگه داری؟ برام شامم میخوام
نه، نمیشه. امشب شام با ادوارد بیرونی
امشب بود؟ - آره -
لعنتی
به مارک گفتم امشب سر شیفتش میمونم
خونوادهش از آریزونا میان...
جان، من بعد کار مستقیم میرم گروه. تو تقویم مشترکمون هم خورده
ولی من دیگه با تقویم همگام نیستم
از کی همگام نیستی؟
نمیدونم. دسترسیم قطع شد - هدف از تقویم مشترک اینه که -
جفتمون بهش وصل باشیم - من میتونم گروه رو نیام -
...نه، نمیخواد - خوشحال میشم بمونم کمک کنم -
خیلی خب این چطوره؟ ادوارد رو با خودم میبرم سر کار
همونجا پیتزا میخوریم
خیلی خوش میگذره. خوبه؟
آره، راضیم
خوبه. باشه
خب، چطور آدمیه؟ بابای شِی رو میگم
یکم کیریه
از شیرینی پزی تافلز تو برگن
ببخشید دست دراز میکنم. از این بهتر تو ایالت نداریم
نه، مرسی - نمیخوری؟ -
باید جدی درباره مخارج ماهانهت صحبت کنیم
گفتم از کلاب میام بیرون
آپارتمان لس آنجلس چی میشه؟
سه تا پیشنهاد گرفتی ولی نفروختی
آره، آگهی رو برداشتم - چی کردی؟ -
خیلی خب. دیدی، ازم خواستی برنامهریزی مالی برات انجام بدم
آره دیگه، اشتراک کلاب رو کنسل میکنم
خب، کالج بارنارد چی؟ - بارنارد غیر قابل بحثه -
گزینههای عالی دیگهایم داریم. مثل کالج شهری،
...کالج هانتر، دانشگاه بینگهمتون - زوئی کالج بارنارد قبول شد -
مگه از رو جنازه من رد شه که اونجا درس نخونه و
فارغالتحصیل نشه
باور کن. میدونی باید جلوی چی رو بگیریم؟
اون سفر دور دنیای مسخره که همهش حرفشو میزنه
خیلی خب، باید درباره خونه تصمیم بگیریم - کدوم خونه؟ -
همین خونه
ببین. میدونم شرایط زندگیت شرمنده -
یهو تغییر زیادی کرده ولی...
فقط اینطوری میتونی بدهیها رو پرداخت کنی
حرف از "بدهی" نزن
چشمام پُر از اشک میشه
سلام - دیدی کامرون؟ -
بله. وای، مرسی. ممنون
وای خدا
از طرف کیه؟
چارلز
شوهرت، چارلز؟
آره
حتماً خیلی وقت پیش سفارش داده بود
اوه، عالیه
حتی داده روش حکاکی کنن
برای سالگردتون؟
آره، امروزه
خوبی؟
سالگرد کوفتیمون مبارک
کجا بودیم؟
وای، آره
من دخترم رو توی این خونه بزرگ کردم
خونهمه
باید یه برنامه دیگه بچینیم
خیلی خب، حالا برو
خب، خوبه
حله. 24 ثانیه شد
میخوام به زیر 20 ثانیه برسم
بیخیال. منظورم اینه، همین الان هم عملکردت عالیه
و تا روز تست هم دو روز دیگه وقت داری
آره، هنوز اسم مستعار هم برای
رولر دربی انتخاب نکردیم - آره -
یعنی، همه یه اسمی مد نظر دارن مثلاً "انیِ دیوونه"
یا "ترسایِ نابودگر"
درسته - آره -
"شِیِ بیرحم" چطوره؟
خیلی خفنه
آره - آره -
دیشب بابات اومد. آره؟
آره، آره
چطوره؟
چطوره؟ - آره -
منظورم اینه، عجیبی چیزیه برات؟
چرا باید عجیب باشه؟
چون یهویی میاد و یه مدت میمونه
عجیب نیست. باشه؟ - حله. خوبه -
پس، با شما میمونه
حتی با اینکه از مامانت طلاق گرفته؟
آره
باشه، خوبه
چقدر قراره پیش شما بمونه؟
نمیدونم
مشکلی ندارین؟ - برای کار زیاد سفر میکنه -
الانم یکم وقت خالی پیدا کرده و پیش ما میگذرونه. باشه؟
قبلاً هم بهت گفتم بابام آدم باحالیه
همین. پایان داستان - باشه -
وای پسر، خوبه که برای تست کنارته
آره، خوش شانسم
آره - خیلی خب -
باشه، حله. آمادهای؟
وایسا
همون رفیقت پیام داده؟
آره، ببخشید. من باید برم
ببخشید. بعداً میبینمت
با من تصور کنین: شهریه مجانی کالج،
مسکن ارزون، خدمات درمانی برای همهی مردم
و این موارد امکان پذیره
بیاین یه قانونی بذاریم که 50 درصد تمام
واحدهای مسکونی جدید ارزون قیمت باشن
میتونستی خودت زودتر بگی
تا از زبون تاکر کارلسن نشنون
بهت که گفته بودم سخنران جشن فارغالتحصیلیم
اینکه سخنرانی نبود، همه رو علیه خودت کردی
خیلی مشتاق بودم
50 درصد واحدها برای مستاجرهای کم درآمد...
No comments yet. Be the first to leave one.