ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سی نما تقدیم میکند 30nama.best
میرم ناهار ملیسا
- پارٍث ایمیلت به دستم رسید - آقای پرایس ، من باید ...
نه ، من با این آنالیز از شرایط موافق نیستم
- توسعه دهنده ها جدول زمانی تنظیم کردن - خوب ، اون جدول زمانی ...
و هرچقدر هم که سخت باشه ما باید طبق برنامه پیش بریم
آقای پرایس ، برنامه ی توافقمون ...
پارث داری انرژی خودت و وقت منو تلف میکنی
تاخیر های غیر منتظره ای وجود داشته
مطالب ایمیل رو تغییر بده
یه قهوه فلت وایت میخواستم ، داغ باشه
یه فلت وایت میخواستم ، داغ باشه
- همه چی روبه راهه ؟ - ببخشید
هیچی ، بیخیال
ممنون
ممنون
میشه بشینم ؟
ترجیح میدم نشینی
- باشه ، میدونی چیه ؟ من فقط ... - من همه چیو دربارت میدونم
یعنی چی ؟
تو کسی هستی که مردم بهش میگن "دخترباز"
- یه عیاش که میخواد با همه سکس کنه - یا مسیح
بشین آقای پرایس
باید حرفامو بشنوی
رابطه های عاشقانه ای که تو این سال ها داشتی
باعث درد و اندوه زیادی شده
- ناراحتی های خیلی زیاد - تو کی هستی ؟
فقط یکی که دربارشون خبر داره
آره
- کی تو رو فرستاده ؟ - هیشکی
هیشکی ؟ چون من تورو نمیشناسم ، تو هم حتما منو نمیشناسی
به حد کافی میشناسمت
چی میخوای ؟
هیچی
پس فکر کنم کارمون تمومه
از اون همه رابطه هایی که داشتی یه بچه داری
چی ؟
من مدرک دارم
یه بچه هست دیگه
- میتونه مال هرکی باشه - مال توئه
بچه ی کیه ؟ کدوم زن ؟
اونقدر زیادن که نمیتونی به یاد بیاری ؟
اگه دنبال پولی ، بهتره یه کار دیگه ای بکنی
کیه ؟ دختره یا پسر ؟
باید این بچه رو ببینم
صبر کن
« تـرجمـه از سینا اِن وی » sina_n_v
یوهانا
سلام ، فلیپ هستم
پیام بذارید تا باهاتون تماس بگیرم
لعنت بهش ، لعنت بهش , لعنت بهش
من خوبم ، من خوبم
من باید تو این پرونده باشم
بهشون نگو میشناسمش
باشه
لعنت بهش ، لعنت بهش ، لعنت بهش
من به کتز عکس خودمونو که تو تعطیلات گرفته بودیم نشون دادم
مشکلی نیست ، باهاش حرف میزنم تو چیزی نمیگی ، باشه
دارم میام
- سلام رفیق - تو بهم دروغ گفتی
- چی ؟ - چرا زنم بهت زنگ زده ؟
دارم میرم بیرون
خوب شد اومدم بیرون ، گربه ها مریض شدن همه جا استفراغ کردن
- خیلی پنیر میخورن ، بهشون هی میگم پنیر گورگونزالو بهشون ندید - تریپ ؟
- اون بهم زنگ زد ، آره - سه دقیقه هم طول کشیده
داشتی کارِای خونه رو انجام میدادی از کجا فهمیدی ؟
چه توضیح مسخره ای ، گزارشات تلفن رو نگاه کردم
چرا بهت زنگ زد ؟
خودت میدونی چرا بهم زنگ زد
قضیه ی پول دزدیده شده
آره ، قضیه ی پول دزدیده شده
صبر کن ، نه
آخرین باری که حرف زدیم ، تو چشام نگاه کردی
و گفتی اون هیچوقت اینکارو نمیکنه
دروغ گفتم ...
تا ازت محافظت کنم ، به عنوان یه دوست
خوب ... اون چی گفت ؟
گفت که به زمان نیاز داره ، منم بهش گفتم دیگه خیلی طفره رفته
طفره رفته ؟ منظورت چیه ؟
خوب ، مردم میدونستن و اون باید با قضیه روبرو میشد
چرا نیومدی پیشم ، باید یه چیزی بهم میگفتی
- میخوای بدونی چرا بهت نگفتم ؟ - آره ، میخوام بدونم
چون کورین بهم گفت چیزی نگم
اون نمیخواست تو خبردار بشی
متاسفم آدام ، اون بهم زنگ زد
- اون گفت نیاز به زمان داره ؟ - بهش زمان دادی ؟
- نه ، ندادم - چرا ؟
چون باید قضیه رو حل میکرد
آدام ، هیشکی نمیخواسته این اتفاق بیفته
ولی بیا قبول کنیم رفیق ، اون خودشو ...
تریپ ، فقط اینو از خود بپرس که چرا باید اون اینکارو میکرد ؟
ما که پول احتیاج نداشتیم
خوب ، اونقدری نیاز نداشتیم که همه چیو به خطر بندازه
- اون از من خواهش کرد یه هفته دیگه بهش وقت بدم - باشه
اون گفت مدرک داره که بیگناهه
- باورش کردی ؟ - نه
چرا فقط بهش یه هفته زمان ندادی ؟
- مامان ؟ - سلام
- رایان ؟ - توماس
درسته
پدربزرگتونم
سلام پدربزرگ
سلام ، چطوری ؟
آره ، خوبم
عالیه ، از تنیس چه خبر ؟ هنوز تنیس بازی میکنی ؟
راستش بیشتر فوتبال بازی میکنم
درسته ، فوتبال
عالیه
باید بیام تماشات کنم
کدوم تیم هستی ؟
میتونی از خون پخش شده تشخیص بدی قاتل کجا ایستاده بوده ؟
نزدیک بوده
از نزدیک شلیک کرده
به کاسه ی زانو و پیشونی
پس حتما کسی بوده که اونو میشناخته
یا شاید هم یه سرقت بوده
شواهدی وجود داره که میشه دزدی در نظر گرفت
بزور وارد شده و صندوق هم خالیه
حلقه عروسیش دستشه . تلفنش هم کنارشه و وسایل قیمتی هم برداشته نشده که در تضاد با فرضیه دزدی هست
باید بفهمیم شوهرش کجا بوده
اون تیر خورده
خوب ؟
فکر نمیکنم دعوای خانوادگی رو با تفنگ حل کنن
چیزای عجیبی تا به حال اتفاق افتادن
شوهرش اینکارو نکرده
هر کسی ممکنه باشه
ولی بهترین حدس اینه که اون یه نفر خواسته که دزدی به نظر بیاد
پس اون غافلگیر شد
یا شاید اون راشون داده داخل و اونا تفنگ کشیدن
ولی آخه کی به مغازه کیک فروشی تفنگ میاره
باید با افرادی که اون روز اینجا بودن صحبت کنیم
سعی کنید بفهمید که با کسی مشکلی چیزی نداشته
- کی دوربین هارو نگاه میکنه ؟ - من میکنم
باشه
اگه چیزی پیدا کردید بهم زنگ بزنید
باید برم با خانوادش حرف بزنم
از شوهرش هم بپرس که اون اینکارو کرده ؟
مامان کجاست ؟
گفت که رفته
منظورت چیه رفته ؟
یه سری امورات معلمی داره غذا خوردید ؟
چرت و پرته
امورات معلمی ؟ مگه قبلا امورات معلمی نداشت
پس چرا بهمون زنگ نمیزنه ؟
- دارید جدا میشید ؟ - چی ؟ نه
- پس چرا باهم دعوا میکردید ؟ - کی ؟
- منظورم دعوای اون روز تو باغچه هست - باید بدونیم
پسرا ، منو مادرتون داریم باهم زندگی میکنیم
پس بعضی وقت ها ممکنه سر هم داد بزنیم
خوب اون کجاست ؟
- بهتون گفتم - داری دروغ میگی لعنتی
هی ، تو این خونه اونطوری حرف نزن
امورات معلمی ؟ رفته شهر دیگه ؟
پس چرا تلفنش دو مایلی اینجاست ؟
از کجا میدونی ؟
از برنامه ردیابی که وقتی اولش گوشی مال من بود روش نصب کرده بودی
که تو هم پاکش کردی
مامان تو تلفنش نگهش داشت اینطوری میتونستم بفهمم کجاست
پس اون پاکش نکرد ؟
- دوباره رو گوشیم نصب کردم و واردش شدم ... - نشونم بده
پس بهمون میگی چی شده ؟
چرا اینجا نیست
مطمئنی این به روز هست ؟
آره ، همین الان به روز کردم
باید خودمو بهش برسونم واسه خودتون شام بگیرید
- امکان نداره ، ما هم میایم - تلفنت رو برمیدارم
پدر ، داریم میایم
اینجا چیکار میکنی ؟
یه مورد کوچیک هست که میخوان خونمو خراب کنن
تلفنت رو جواب نمیدی
وقت نداریم ، باید بریم کورین رو پیدا کنیم
درسته
آره ، اون بیرون شهره
- ظاهرا - درسته
باهاتون میام
بپیچ سمت چپ ، بعدش نیم مایل برو
نمیتونم برم چپ ، خروجی وجود نداره
دوست دختر داری ؟
نه
منم ندارم
چیزی جز دردسر نیستن
آخریش باعث شد زخم معده بگیرم
راستی ، پدربزرگ زنگ زده بود
واقعا ؟ چی میگفت ؟
گفت میخواد حرف بزنه
عالیه
- صبر کن ، لعنتی - چیه ؟
- داره حرکت میکنه ، یه جایی داره میره - کجا ؟
- خوب ، من از کجا بدونم - کدوم طرفی میره ؟
سرعت برو شاید بتونی بگیریش
اَزَمون یکم فاصله داره اون طرف شهره
وقتی اینقدر سریع میره حتما ماشین یا دوچرخه داره
تو ماشین کیه ؟
شاید یکی داره اونو میرسونه
به کجا ؟
میره شهر ، به سمت رایکرافت
- رایکرافت ؟ - اون دیگه چیه ؟
خوب ، یه ایستگاهه
- آره ، اون طرفی میره - فکر میکنی میخواد قطار بگیره ؟
خدا کنه اینکارو نکنه
No comments yet. Be the first to leave one.