ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
مردي که زياد ميدانست
کينگ مووي مرجع دانلود فيلم و سريال
EHSAN هماهنگي و تنظيم زيرنويس کيفيت 1080 از
آلفرد هيچکاک
چطور به هم خوردنِ سنج ها زندگي يه خانواده امريکايي رو به هم ريخت
بابا،مطمئني من تا حالا نيومدم آفريقا؟
به نظر آشنا مي آد
اين منظره رو تابستون قبلي تو راه لاس وگاس ديدي
آره, درسته همون جايي که بابا،کُل پول رو تو قمار باخت
هنک،تموم شد
اونجا رو،يه شتر
اوهوم،البته اينجا واقعاً آفريقا نيست مراکشِ فرانسه است
شمال آفريقا اين طوريه
هنوز به نظر مي آد لاس وگاس باشه
الان،صد مايلي از شمال صحراي ساهارا فاصله داريم
من نمي دونم تو مدرسه, به اينجا مي گن قاره سياه
ولي،اينجا دو برابر از ايندياناپوليس روشن تره
فقط صبر کن به مراکش برسيم
مراکش؟به نظرم يه نوشيدنيه حتماً همين طوره
صبرکن ببينم،همونجا وايسا،مشکلت چيه؟
واقعاً بايد تشکر کنم
بدون کمک شما ممکن بود هر اتفاقي بيفته
خواهش مي کنم آقا
لحظاتي از زندگي هست که همه مون به کمک احتياج داريم
درسته, مشکل چي بود؟
پسر کوچولوتون،اتفاقي حجاب همسر اون مرد رو از صورتش باز کرد
هنک؟
مي خوام همسرم رو معرفي کنم خانم کِنا
حالتون چطوره؟ شما چطورين خانوم؟
لويي برنارد هستم
خيلي ازتون ممنونيم آقاي برنارد
اينم پسرمون هنکه سلام هنک
سلام،شما عربي صحبت مي کنيد؟
چند کلمه
چرا اون مرد انقدر عصباني بود؟ فقط يه اتفاق بود
ولي،دين مسلمونا اتفاق رو بندرت مي پذيره
آره،فکر کنم همين طور باشه
امکانش هست که آره،رو به روي جو بنشين
فکر کردم اسمش هنکه
اوه،جو،اسم همسرمه
نداره E ديگه ،O و J فقط چه فرقي مي کنه؟
مخفّف جوزفين
خيلي وقته به اين اسم صداش مي کنم هيچ کي با اسم ديگه اي نمي شناسدش
به جز من،مامان درسته
راجع به اتفاقي که افتاد
يک زن مسلمون،دراجتماع تحت هيچ شرايطي،حجابش رو از دست نمي ده
يعني از طريق سياهرگش بهش غذا مي دن؟
نه هنک چه حرف بزرگي از طرف يه پسر بچه
مي دوني؟من دکترم
اوه،پسرت هم مثل يه دکتره
اون،مي تونه هموگلوبين رو تلفظ کنه
ولي،با کلماتي مثل سگ و گربه مشکل داره
کجا کار مي کنيد دکتر؟
اينديانا پوليسِ اينديانا در بيمارستان نيکوکار
چي باعث شد به مراکش بياين؟
داشتيم يه قرارداد پزشکي در پاريس تنظيم مي کرديم
گفتم،حالا که تا اروپا اومديم
بيايم و مراکش رو دو باره ببينيم
بابا آفريقا رو آزاد کرد
من در کازابلانکا،زمان جنگ
در بيمارستان صحرايي بودم
شما مراکش زندگي مي کنيد آقاي برنارد خير
فکر کنم مستقيماً از پاريس اومديد
نه،يه چرخي هم تو رم و ليسبون زديم
و کازابلانکا،کازابلانکا
اميدوارم انقدر وقت داشته باشيد تا واقعاً از مراکش لذّت ببريد
خب،بذار ببينم نهايتاً حدود سه روز وقت داريم
طبيعتاً بايد در هتل مأمونيا يا منارا سکونت داشته باشيد؟
چرا مي پرسيد؟
چون اونا هتل توريستهاي با سليقه ان
شما فرانسه زندگي مي کنيد آقاي برنارد؟
بعضي وقتا حلزون مي خوريد؟
اگه انقدر خوش شانس باشم که گير بيارم
اگه يه وقت گرسنه شديد باغچه پشت خونه مون پر از حلزونه
ممنون بابت دعوت
خواهش مي کنم هر کاري کرديم که از دستشون خلاص بشيم
هيچ وقت به فکر يه فرانسوي نيفتاديم
بيا پايين
مي خواي با تاکسي همراه ما بيايد هتل؟
شما لطف داريد دکتر،امّا متأسفانه کاري دارم که بايد انجام بدم
باشه کارتون چيه آقاي برنارد؟
به هرحال،يه کم ديرتر مي آم شايد يه نوشيدني با هم خورديم
بياييد به سوئيت ما اونجا نوشيدني صرف مي کنيم
در اون صورت،شام رو مهمون من هستيد نه،نه،منصفانه نيست
من مراکش رو مي شناسم مي تونم يه رستوران عربي رو نشونتون بدم
جايي که غذاش متفاوته و طرز غذا خوردن عجيبه
اين همون چيزيه که به خاطرش اومديم
نظرت راجع به يکي از اون شبهاي عربي چيه؟ عاشقشم
ترجيح مي ديد چطوري بريد هتل؟ با تاکسي،کالسکه؟
نمي دونم کالسکه،من مي خوام سوار کالسکه بشم
خب،فکر کنم با کالسکه بريم،مي بينمت
خدا حافظ ،دنبال نوشيدني هم مي رم
باشه،خدا نگهدار خدا نگهدار
هنک،تو پيش راننده بنشين
نظرت در مورد اين چيه؟ يه ماشين با سقف متحرک،که با اسب کار مي کنه
همين الآن لوئي برنارد رو ديدم که داشت با اون مرد عرب حرف مي زد
کدوم عرب؟ همون که داشت به هنک پرخاش مي کرد
يه جوري حرف مي زدن که انگار دوستان جون جوني بودن
خب،شايد قبلاً مي شناختش
چي مي خواي بگي؟
اينکه،آقاي برنارد،آدم مرموزيه
چي؟ به نظر من که خيلي معمولي بود
حالا بگو ازش چي مي دوني؟
چي مي دونم؟اسمشو مي دونم نشسته بوديم،حرف مي زديم
تو هيچ چيز راجع بهش نمي دوني و اون،همه چيزرو درمورد تو مي دونه
اوه،صبر کن
مي دونه که در اينديانا پوليسِ اينديانا زندگي مي کني
مي دونه در بيمارستان نيکوکار خدمت مي کني
مي دونه که يک قرارداد پزشکي در پاريس تنظيم کردي
و اينکه در رم،ليسبون و کازابلانکا توقف داشتي
باشه
و مي دونه که درآفريقاي شمالي در يک بيمارستان صحرايي خدمت کردي
عزيزم،اين يه مکالمه اتفاقي بود فقط همين
عزيزم،تو اتفاقي حرف نمي زدي
اون،هر جور سوالي مي خواست مي پرسيد و تو جواب مي دادي
ممکن بود گذرنامه ات رو هم بهش بدي
فقط يه مکالمه بود من چيزي واسه پنهان کردن نداشتم
امّا،من احساس مي کنم آقاي برنارد داره يه چيزايي رو پنهان مي کنه
مي دونم مراکش عجيب به نظر مي آد
امّا قرار نيست سرمون رو از دست بديم،درسته؟
مي دونم،مي دونم چي شده چي؟
تو ناراحتي،چون از تو چيزي نپرسيد
هر هر هر،خنديدم
خب،اين يه ذرّه از دردها کم مي کنه چه دردي مامان؟
يه اصطلاحه هي،مي توني زحمت راننده رو بکشي؟
من مک کنا هستم،دکتر مک کنا همه چيز رو مرّتب مي کنم
بيا ديگه ما تحت نظريم
چي؟ول کن بابا
Que sera, sera
هرچي بشه مي شه
وقتي فقط يه پسر کوچيک بودم
از مامانم پرسيدم
من چه کاره مي شم
يه دکتر عالي مي شم؟ خوشگل مي شم؟
پولدار مي شم؟
مادرم بهم گفت زود باش عزيزم
Que sera, sera
هرچي بشه مي شه
آينده رو نمي شه ديد
Que sera, sera
چيزي که قراره بشه،مي شه
بخش دوم
وقتي يه بچه مدرسه اي بودم
از معلمم پرسيدم
چه چيزي رو بايد امتحان کنم
بگير
آيا بياد نقاشي بکشم؟
آيا بايد آواز بخونم؟
جواب هوشمندانه اش اين بود
Que sera, sera
هرچي بخواد بشه،مي شه
قرار نيست ما آينده رو پيش بيني کنيم
Que sera, sera
آخ
چيزي که قرار باشه بشه،مي شه
اجازه هست باهات برقصم؟
بله،خوبه
اوه،تو عالي هستي
شام پسرتونو آوردم بله،بيا تو،بذارش اون گوشه
نمي تونم بگم همسرتون چقدرقشنگ آواز مي خونه
خيلي خوبه،مگه نه؟ حيرت انگيزه
حيف که قطع شد
منم خيلي وقتها همين حس رو داشتم
رييس هتل يه نفرو داره که مواظب بچه مون باشه
خوبه
خانم مک کنا اجازه بديد براتون نوشيدني بريزم
ممنون مي شم
شما درامريکا روي صحنه هم رفتيد خانوم مک کنا؟
بله آقاي برنارد،رفتم
همين طور در لندن و پاريس
اوه
فکر کردم ممکنه منو در پاريس ديده باشيد
مي دونيد؟تئاتر به وقت احتياج داره
و زمان براي من خيلي با ارزشه
تا حالا رفتيد پاريس آقاي برنارد؟
من اونجا متولد شدم
اوه
شغلتون چيه؟ مي خرم و مي فروشم
چه چيزي؟ هرچي سودش بيشتر باشه
حالا که در مراکش هستيد چي خريد و فروش مي کنيد؟
مي دونيد،ترجيح مي دم راجع به صحنه نمايش صحبت کنيم
اگه بهم بگيد در چه نمايش هايي شرکت داريد
ببخشيد آقاي برنارد
کي هست؟من باز مي کنم نه،من مي رم
من دنبال اتاق آقاي مونتکمري مي گردم
به يه نوشيدني دعوتم کرد و من
متأسفم،اينجا مونتکمري نداريم
ببخشيد آقا ببخشيد که مزاحمتون شدم
مي تونم از تلفنتون استفاده کنم؟ حتماً
مامان،بله؟
نمي تونم اين گوشت رو تکه کنم من برات مي کنم
مرسي
الو
داکورد
واقعاً متأسفم امشب نمي تونم براي شام بيام
يه مسأله مهم رو فراموش کرده بودم
که الآن بايد بهش رسيدگي کنم اوه،مي دونم
شايد يه شب ديگه اوه،حتماً،حتماً،دوباره همديگه رو مي بينيم
خدا نگهدار،خدا نگهدار
خدا حافظ شب به خير
No comments yet. Be the first to leave one.