ആദ്യത്തെ 174 വരികൾ.
« گـوئـن »
تــرجـمـه از میـکائیل ≡ MK ≡
این صدای خندهست؟
همین گوشه کناری؟
مری»؟»
!پشت سرتم
!نمیتونی منو بگیری
کجا رفتی؟
!همین اطرافی میتونم حست کنم
بهتره راه بیفتید ، دخترا
داره دیر میشه
چه بلایی سرشون اومده؟
وبا
کل خانواده مبتلا شدن
حالا راه بیفتید
نباید اینجا وِل بچرخید
چشم دکتر
،پروردگارا برکتی به ما عطا کن که شامل حال نعماتی
که اکنون به ما میرسد شود
باشد که دعاگویِ همسایگانی باشیم که اکنون به تو ملحق میشوند
تا پذیرای آنها باشی
،همچنین برای پدرمان دعا میکنیم
که او را در جنگ محفوظ نگه داری
و تمنا داریم که در سلامت بازگردد
تا به جمع ما ملحق شود و باهم از نعمتهایت بهره ببریم
باشد که خداوند ما را از شکر گزاران قرار دهد
آمین
آمین
غذا سوخته
شرمنده
دیر اومدین خونه
مجبور شدم خودم به حیوونا سر بزنم
و حالا شاممون رو خراب کردین
من همچین قصدی نداشتم
برو یکم سیبزمینی از انبار بیار
دلم واسه بابا تنگ شده
منم همینطور
حالا بگیر بخواب
مادر
مادر؟
مادر بیداری؟ به گمونم یکی بیرون ـه
کی این بیرون ـه؟
برو خواهرتو پیدا کن
باید بریم
دیشب یه چیزی شنیدم
چی شنیدی؟
فکر کنم یکی اون بیرون توی کشتزار بود
مطمئنم چیزی نبوده که نگرانش باشی
برو
داری لباساتو کثیف میکنی بذارش زمین
شرمنده مادر
بیا
«گوئن»
با سپاس از خداوند بیایید دست به دعا شویم
...پروردگار بزرگ
بابت نعمتهایی که نصیب ما کردی سپاسگزاریم
ممکنه بخاطر اینکه در طی سال مشغول به کار در معادن و آسیابها هستیم
وقتِ زراعت کشتزارها رو نداشته باشیم
دستاوردهای بزرگ و کوچکی در کارنامهی خود داشتهایم
ولی همهی آنها با ارزش بودهاند
بخاطرشان ازت سپاسگزاریم
بخاطر نعماتی که در تپهزارها ...بر ما ارزانی داشتی تا بتوانیم
به واسطهی رحمت تو راهِمان را پیدا کنیم سپاسگزاریم
بابت معادنی که نان شب ما را تأمین میکنند سپاسگزاریم
،و بابت مردان شجاعی
که شبها در آنها کار میکنند تا ما شاهد روشنایی باشیم سپاسگزاریم
روشناییِ عیسی مسیح
روشناییای که از ما در برابر شیطان تاریک اطرافمان محافظت میکند
از ما در برابر شیطان و بیماریهایش نگهبانی میکند
...همینطور در برابر اغواگری
و گناهانش
...همچنین برای
همسران و پسرانمان که در دور دستها مشغول جنگیدن هستند دعا میکنیم
باشد که عشق تو نصیب آنها شود
آنها را به سوی عدالت هدایت کند و بازگشت ایمنی برایشان به ارمغان آورد
،خدای مهربان
دعاهای مارا بخاطر پسرت مستجاب کن
منجی ما ، عیسی مسیح
آمین - آمین -
...خانم
میشه صحبت کنیم؟
شما برید ، دخترا
من خودمو میرسونم
برید
خوشحال شدم که امروز صبح توی کلیسا دیدمتون
...میخواستم باهاتون راجع به
یه مسئلهی بسیار مهم صحبت کنم
...«راستی آقای «وین
از آدمای معدنه ، درسته؟
بله
تو که هرگز مزرعه رو نمیفروشی؟
اینجا هم خونهی ماست
هم خونهی پدرت
پاهات سرد شده؟
شاید بتونم یه کوچولو گرمشون کنم
میخوای گرمت کنم؟ میخوای گرمت کنم؟
میخوای گرمت کنم؟
خیلیخب ، باید یه جای بدنت قلقلکی باشه
پاهات قلقلکیـه؟
گیلیگیلیگیلی
بسوزونشون
ولی پشمشون چی میشه؟
نمیشه...نمیشه اقلاً نجاتشون بدیم؟
ارزشی ندارن
!آتیش روشن کن
تو اینجا چیکار میکنی؟
گوسفندای اونا هم مُرده بودن
...مثل گوسفندای ما ، میخواستم ببینم
بیا بیرون
...ولی آخه مادر
،«نه ، «گوئن از اینجا میریم
چطور جرئت کردی بیای اینجا؟
...ملت اینجا کشته شدن و تو همینجوری
سَرتو مثل بز انداختی پائین و اومدی داخل؟
،میدونم ملت اینجا کشته شدن
ولی گوسفندای اونا هم مثل گوسفندای ما کشته شدن
...فقط میخواستم ببینم - بسه «گوئن». از اینجا میریم -
اگر بابا بود به حرفم گوش میداد
...میری خونه
و میچسبی به وظایفت
و دیگه برنمیگردی اینجا
برو داخل
پاشو ، موهات خشک شد
گوئن» ، بیا بشین»
خودم میتونم موهامو خشک کنم
بیا بشین - نمیخواد -
«گوئن»
مادر؟
!مادر
برو بخواب و بذار استراحت کنه
بله؟
میخوای کمکت کنم آماده بشی؟
خودم کارمو میکنم
شاید لازم نباشه امروز به کلیسا بریم
میتونی استراحت کنی - نخیرم ، میریم -
...ولی ، مادر - برو آماده شو -
کاری که میگم رو بکن
بهتر نیست استراحت کنی؟ - باید بریم -
...ولی مادر ، شما واقعاً باید
میشه فقط کاری که میگم رو بکنی؟
!کمک! یکی کمک کنه
مراقب باش
این طرفی
از این طرف. خوبه
بهتره بری
از این طرف ، بیا
توصیه میکنم شراب توانبخش بخوره
سه تا بطری کفایت میکنه
کمکش میکنه دوباره نیروشو به دست بیاره
قیمتش چقدره؟
سه پوند و شیش پنی برای هر بطری
ما همچین پولی نداریم
،«دلم میخواد کمکت کنم «گوئن ولی باید به معدن جواب پس بدم
بعد از فروختن جنسهامون طِی چند روز میتونیم پولشو بهت پس بدیم
فعلاً فقط میتونم یه بطری بهت بدم
بعد از فروش برای گرفتن بقیهاش به دیدنم بیا
ولی حتماً باید پولشو برام بیاری
ممنونم
اگر با مشکلی مواجه شدی
خودت میدونی کجا باید پیدام کنی
«گوئن»
مادر؟ - برو بیرون -
...من فقط - گمشو بیرون -
مادر ، بذار من جات برم
تو باید اینجا بمونی و مراقب خواهرت باشی
با این کارا فقط حالتو بدتر میکنی
باید مطابق حرف دکتر استراحت کنی
باید یه فروش درستحسابی «داشته باشیم «گوئن
هیچ پشم و گوسفندی واسه فروختن نداریم ، هیچی
خواهش میکنم مادر ... استراحت کن
قبل از تاریکی برگرد
بیاید و سبزیجات تازه بخرید
امروز سبزیجات نمیخواید؟
خانم ، سبزیجات نمیخواید؟
No comments yet. Be the first to leave one.